فرداي روشن

خداوند به هر موجودي حق زندگي كردن متناسب با توانايي هايش را داده

مطالب تازه


تو کجایی سهراب؟
آب را گل کردند چشمه ها را بستند ...
و چه ها که بادل کردند / صبر کن ای سهراب،قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه داغ زمین بیزارم.
دهای اقامتی و گردشگری شهرستان بانه

به گزارش بانه نیوز؛ با فرا رسیدن عید سعید فطر و سه روز تعطیلی چهارشنبه، پنجشنبه مورخه 16، 17 و 18تیرماه ، پیک دوم سفرهای تابستانی آغازشد.

دقایقی پیش سردار خندانی رییس اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری شهرستان بانه طی مصاحبه ای با خبرنگار ما گفت؛ امروز پنجشنبه مورخه 17تیر در ساعت 6:30
برابر با دومین روز پیک تابستانی در سطح شهر از اماکن اسکان مسافران و گردشگران بازدید به عمل آمد.

ایشان در خصوص وضعیت هم اکنون اماکن اسکان گردشگران و مسافران در این بازدید اعلام کرد؛ ظرفیت کلیه واحدهای اقامتی و گردشگری اعم از هتل ها، مهمانپذیرها، واحدهای
استیجاری و تعداد 25 مدرسه در سطح شهر تکمیل شده است.

:small_red_triangle:خندانی اضافه کرد؛ علاوه بر اماکن فوق مسافران و گردشگران اقدام به برپایی چادر در ورودی شهر بانه مسجد صلاح الدین ایوبی، بلوار بانه سقز،
پارک نوروز، میدان دانشجو ،بلوار بلال حبشی، بلوار شهرک توحید، پارک توحید، پارک مسافر، میدان جهاد، بلوار شهرداری، بلوار شهدا، پارک معلم، پارک فلسطین، میدان
شورا و معابر اطراف مجتمع های تجاری نیز نموده اند.

:ballot_box_with_check:
ساده كه باشي آدم ها خيلي زود دوستت ميشوند و تو خيلي دير ميفهمي دشمنت بودن... ساده كه باشي آدم ها با تمام كمبودهايشان به غرورت حمله ميكنند و با همه ي غرورشان مچاله ات ميكنند... ساده كه باشی دلت زود زود براي آدمها تنگ ميشود. براي آنهايي كه راحت با تو سرد ميشوند. براي آنهايي كه بارها بخشيده اي و به روي خودت نياوردي . سادگي ات را حماقت ميخوانند و كسي نميفهمد كه تو از فرط⚡ "آدم بودن"⚡ ساده اي .. تو بخند به امروز من ميخندم به فرداهايت...
اگر این دنیا غریبه پرور است
تو آشنا بمان !
تو پای خوبی هایت بمان !
مردم حرف می زنند ،
حرف باد می شود
می وزد در هوا
و تو را دور تر میکند ،
از تمام کسانی که
باور
برایشان یک چهار حرفی نا آشناست !
اگر کسی معنای عاشقانه هایت را نفهمید
بر روی عشق خط نکش !
عاشقانه هایت را محکم در آغوش بگیر
و بگذار برای داشتنش
آغوشت را بفهمند .
دنیا
خوب ، بد ، زشت ، زیبا
فراوان دارد
تو خوب باش
تو زیبا بمان
و بگذار با دیدنت
هر رهگذر نا امیدی
لبخند بزند ،
رو به آسمان نگاه کند
و زیر لب بگوید :
هنوز هم
عشق
پیدا میشود !

#عادل_دانتیسم
سادگیم را... .
یکرنگیم را...
به پای حماقتم نگذار...
انتخاب کرده ام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم...
وگرنه دروغ گفتن وبد بودن و آزار و فریب دیگران آسان ترین کار دنیاست...
بلد بودن نمیخواهد...
دوره دوره ى گرگهاست.....
مهربان که باشی. می پندارند دشمنی!

گرگ که باشی. خيالشان راحت
می شود از خودشانى!
ما تاوان "گرگ نبودنمان" را
می دهیم..
قرآن کتابي است که با نام خدا آغاز مي شود و با نام مردم پايان مي پذيرد.کتابي آسماني است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنين امروزي مي پندارند و بي ايمانان امروز قياس مي کنند ــ بيشتر توجهش به طبيعت است و زندگي و آگاهي و عزت و قدرت و پيشرفت و کمال و جهاد !کتابي است که نام بيش از ۷۰ سوره اش از مسائل انساني گرفته شده است و بيش از ۳۰ سوره اش از پديده هاي مادي و تنها ۲ سوره اش از عبادات ! آن هم حج و نماز ! کتابي است که شماره آيات جهادش با آيات عبادتش قابل قياس نيست … کتابي است که نخستين پيامش خواندن است و افتخار خدايش به تعليم تعليم انسان با قلم…آن هم در جامعه اي و قبايلي که کتاب و قلم و تعليم و تربيت مطرح نيست ………. اين کتاب از آن روزي که به حيله دشمن و به جهل دوست لايش را بستند ، لايه اش مصرف پيدا کرد و وقتي متنش متروک شد ، جلدش رواج يافت و از آن هنگام که اين کتاب را ــ که خواندني نام دارد ــ ديگر نخواندند و براي تقديس و تبرک و اسباب کشي بکار رفت ، از وقتي که ديگر درمان دردهاي فکري و روحي و اجتماعي را از او نخواستند، وسيله شفاي امراض جسمي چون درد کمر و باد شانه و … شد و چون در بيداري رهايش کردند، بالاي سر در خواب گذاشتند وبالاخره، اينکه مي بيني ؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندايش از قبرستان هاي ما به گوش مي رسد ، قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگي ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند مي شود همه از هم مي پرسند ” چه کس مرده است ؟ “ چه غفلت بزرگي که مي پنداريم خدا ترا براي مردگان ما نازل کرده است .قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از يک نسخه عملي به يک افسانه موزه نشين مبدل کرده ام .يکي ذوق مي کند که ترا بر روي برنج نوشته ،‌ يکي ذوق ميکند که ترا فرش کرده ، ‌يکي ذوق مي کند که ترا با طلا نوشته ، ‌يکي به خود مي بالد که ترا در کوچک ترين قطع ممکن منتشر کرده و … آيا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازي کنيم ؟قرآن ! من شرمنده توام اگر حتي آنان که تو را مي خوانند و ترا مي شنوند ،‌ آن چنان به پايت مي نشينند که خلايق به پاي موسيقي هاي روزمره مي نشينند ! … اگر چند آيه از تو را به يک نفس بخوانند مستمعين فرياد مي زنند ” احسنت …! ” گويي مسابقه نفس است …قرآن ! من شرمنده توام اگر به يک فستيوال مبدل شده اي حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو از آخر به اول ، ‌يک معرفت است يا يک رکورد گيري ؟ اي کاش آنانکه ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کني ، تا اين چنين ترا اسباب مسابقات هوش نکنند .خوشا به حال هر کسي که دلش رحلي است براي تو .آنان که وقتي ترا مي خوانند چنان حظ مي کنند ،‌ گويي که قرآن همين الان به ايشان نازل شده است . آنچه ما با قرآن کرده ايم تنها بخشي از اسلام است که به صليب جهالت کشيديم

از علی شریعتی


من اعتراف می کنم کمی دلم گرفته است

کمی که نه، زیادتر،زیاد هم گرفته است

 من اعتراف می کنم غزل بلد نبوده ام

بیا بگو چرا گلوی این قلم گرفته است

رطوبت کدام واژه میخورد به چشم من

که چارچوب این اتاق بوی نم گرفته است

من و تو دست بی صدا نبوده ایم و نیستیم

من و تو را دوباره عشق دست کم گرفته است

*****************

گاهی ،
حذف کردن برخی آدمها از زندگیتان،
جا را برای آمدن آدم های بهتر باز می کند
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرآیندش را
قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را
منم آن شیخ سیه روز که در اخرعمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
به دوستم میگم میخواى بیاى گروه ما؟
میگه نه تعدادتون زیاده.






گفتم نه بابا اینا که میبينى نصفشون تماشاچین, چند نفرشون کادر فنی, چند نفرشونم تیم داوری ...
چند تا بازيکن بیشتر نداریم 😜😜😎😂😂   تقدیم به اعضای غیر فعال گروه .

چه میخواهی!؟


بایزيد بسطامي را پرسيدند:
اگر در روز رستاخيز خداوند بگويد چه آورده اي؛
چه خواهي گفت؟
بايزيد فرمود:
وقتي فقيري بر کريمي وارد ميشود,
به او نميگويند چه آورده اي.
بلکه ميگويند چه ميخواهي


زندگى يک پاداش است, نه يک مکافات.
فرصتى است کوتاه تا ببالى ,بيابى , بدانى , بينديشى , بفهمى , وزيبا بنگرى ,ودر نهايت در خاطره ها بمانی

سه سوال مهم


لئو تولستوی در یکی از داستان‌های کوتاهش به نام "سه سوال" داستان پادشاهی را بیان می‌کند که مطمئن است در صورتی که جواب به این سه سوال را بداند هرگز در انجام دادن کاری شکست نمی‌خورد: "چه زمانی بهترین زمان برای عمل کردن است؟"، با چه افرادی باید ارتباط برقرار کرد و به سخنان چه کسی باید گوش سپرد؟"، و "چه کاری مهم‌ترین کار برای انجام دادن است؟"

به این ترتیب، او اعلام کرد به شیوه‌ای سخاوتمندانه به افرادی که پاسخ به این سوال را به او بدهند پاداش می‌دهد. خردمندان بسیاری نزد پادشاه آمدند و پاسخ‌‌های متفاوتی بیان کردند اما پادشاه با پاسخ هیچ یک از این افراد قانع نشد. او همچنان مشتاقانه دوست داشت پاسخ این سه سوال را بداند. بنابراین تصمیم گرفت با انسانی فرزانه مشورت کند که آوازه دانش و خرد او در کل ناحیه پیچیده بود. پیرمرد فرزانه فقط با مردم عادی صحبت می‌کرد، بنابراین پادشاه لباس‌هایی ساده پوشید، در میان راه از محافظانش جدا شد، از اسب پایین آمد و تنها برای دیدن آن پیرمرد حرکت کرد. وقتی پادشاه با آن ظاهر ساده پیر فرزانه را دید، سه سوالش را مطرح کرد. اما پیرمرد به او پاسخ نداد. پادشاه پی برد که پیرمرد فرزانه اندامی لاغر و نحیف دارد. پیرمرد در آن لحظه زمین را برای کاشتن گُل آماده می‌کرد، بنابراین پادشاه مسئولیت این کار را به عهده گرفت و ساعتها به بیل زدن مشغول شد. وقتی پادشاه دوباره سوال‌هایش را مطرح کرد، پیرمرد فرزانه ناگهان مردی را دید که از میان درختان بیرون آمد. این مرد دستانش را روی زخمی آغشته به خون در ناحیه شکمش نگه داشته بود.

پادشاه و پیرمرد فرزانه این مرد زخمی را به داخل خانه بردند و از او پرستاری کردند. صبح روز بعد، مرد زخمی از پادشاه خواست تا او را ببخشد؛ حتی با وجود اینکه پادشاه مطمئن بود هرگز در گذشته این مرد را ندیده است. مرد زخمی ماجرا چنین توضیح داد: شما مرا نمی‌شناسید؛ اما من به خوبی شما را می‌شناسم. من یکی از دشمنانتان هستم و سوگند خورده‌ام از شما انتقام بگیرم زیرا شما برادرم را اعدام کرده و دارایی‌ او را ضبط کردید. تصمیم گرفتم که در مسیر بازگشتتان شما را بکشم. اما یک روز گذشت و شما بازنگشتید. بنابراین، من از پناهگاهم بیرون آمدم تا شما را بیابم؛ اما به صورت اتفاقی با محافظانتان روبه‌رو شدم. آن‌ها مرا شناختند و زخمی‌ام کردند. من از دست آن‌ها فرار کردم؛ اما اگر شما زخم مرا پانسمان نمی‌کردید، از شدت خونریزی می‌مردم. من آرزو داشتم شما را بکشم، اما شما زندگی مرا نجات دادید. اکنون اگر زنده بمانم و اگر شما بخواهید، همچون وفادارترین افرادتان به شما خدمت خواهم کرد. همچنین خدمت کردن به شما را به فرزندانم نیز توصیه می‌کنم. مرا عفو کنید.

پادشاه علاوه بر بخشیدن این مرد به او گفت خدمتکاران و پزشک ویژه‌اش را می‌فرستد تا به وضعیت او رسیدگی کنند. همچنین به مرد زخمی قول داد همه دارایی‌های برادرش را به او بازگرداند.

در آن لحظه، پادشاه بیرون رفت و پیرمرد فرزانه را دید که بذر گل‌ها را در زمینی می‌کاشت که پادشاه روز قبل آن را بیل زده بود. او تصمیم گرفت برای آخرین بار سوال‌هایش را با پیرمرد فرزانه مطرح کند. وقتی پیرمرد به او گفت که سوال‌هایش پیش از این پاسخ داده شده‌اند، پادشاه بسیار تعجب کرد و پرسید: چگونه به این سوال‌ها پاسخ داده شده؟ منظورت چیست؟

پیرمرد فرزانه پاسخ داد: متوجه نشدی؟ سپس در ادامه چنین گفت: اگر دیروز در مورد لاغر و ضعیف بودنم با من همدردی نمی‌کردی و زمین را برای کاشتن گل‌ها آماده نمی‌کردی و اگر مسیر خودت را ادامه می‌دادی، آن مرد به تو حمله می‌کرد و تو پشیمان می‌شدی که چرا نزد من نماندی. به این ترتیب، مهم‌ترین زمان، به راستی زمانی بود که تو  به من کمک می‌کردی و به بیل زدن مشغول بودی. مهم‌ترین انسان برای تو در آن زمان من بودم و مهربانی کردن نسبت به من نیز مهم‌ترین کار تو در آن زمان محسوب می‌شد. پس از آن وقتی مرد زخمی به سوی ما آمد، مهم‌ترین زمان به راستی همان زمانی بود که تو از او پرستاری می‌کردی زیرا اگر زخم او را پانسمان نمی‌کردی، او می‌مرد، بی‌آنکه رابطه‌ای دوستانه بین شما برقرار شود. به این ترتیب، مرد زخمی در آن زمان مهم‌ترین انسان برای تو بود و پرستاری کردن از او نیز در آن زمان مهم‌ترین کار برای تو محسوب می‌شد. پس این نکته را به یاد داشته باش: فقط یک زمان است که مهم‌ترین زمان است و آن زمان حال است زیرا ما فقط در این زمان می‌توانیم اقدامی انجام دهیم. مهم‌ترین انسان در هر زمان همان کسی است که در کنارش هستی زیرا هیچ کس نمی‌داند آیا فرصت دارد با انسانی دیگر دیدار کند یا خیر. مهم‌ترین کار نیز این است که در هر زمان مهربان باشی و کارهای نیک انجام دهی زیرا انسان برای انجام دادن کارهای نیک آفریده شده است.
یگر به خوابت سرک نمی‌کشم
سلام می‌کنم، لبخند می‌زنم ، حتی گاهی منتظرت می‌مانم اما دیگر هرگز دلتنگت نمی‌شوم
وقتی دلتنگی‌ام نه بهایی دارد و نه بهانه‌ای می‌شود که به یاد بیاوری کسی این حوالی خواب تو را می‌دید.
شاید کنار این روزهای بی‌اتفاق می‌شد برای بی‌قراری‌های گاه گاه من بهانه‌ای باشی که نبودی
شاید اگر منِ بی‌حوصله کمی صبورتر بودم
اگر تو باز هم سراغم را از جاده و باران و آسمان می‌گرفتی
اگر دیروز تا همیشه ادامه داشت و اینقدر زود به پایان نمی‌رسید.
حالا برای هر چیز دنبال دلیل می‌گردم
برای آمدن،
رفتن،
خواب دیدن،
برای دلتنگی بی دلیل که آن روزها دچارش بودم
برای تو که آن همه اشتیاق را ارزان فروختی ...

امیرعلی نبویان

یک گروه از دانشمندان اروپایی موفق به ساخت یک ماده فلزی خود تمیز شونده شدند.
بخش دانش تبیان
ظرف شستن
لوکا رومولی رهبر این پروژه تحقیقاتی و استاد دانشگاه پارما، اظهار کرد که این تیم طراحی یک الگوی مورب را توسط لیزرها تولید کردند که هرگونه آلودگی و یا دوده را از خود دور می کند. وی افزود که آنها برای ساخت این فلز از  خواص برگ نیلوفر آبی الهام گرفتند که خاصیت خود تمیزشوندگی دارد.
این فلز دندانه دار که دارای سطح خشن است باعث می شود تا آب به صورت قطرات کروی بر روی سطح مانده و از گسترش آن جلوگیری می کند. بدین ترتیب باکتریها مجالی برای چسبیدن به سطح و گسترش یافتن پیدا نمی کنند.
در حال حاضر، دانشمندان می گویند هدف آنها از استفاده از این سطوح تنها در صنعت تولید مواد غذایی و برای افزایش بهره وری و همچنین کاهش مصرف انرژی است .در نهایت این امکان وجود دارد که از این مواد برای کاربردهای دیگر مانند ابزار برش پزشکی، ماشین های ظرفشویی و مهمتر از همه ماهی تابه ها استفاده شود.
در حال حاضر، نمونه های اولیه از ظروف غذاخوری خود تمیز شونده وجود دارد و این اولین فلز خود تمیز شونده است که تاکنون ایجاد شده است.
گروه مارمولک ها که به خاطر حملات سایبری بسیار شناخته شده اند، توانستند با هک دوربین ها، سایت بانک ها و ارگان های دولتی را از کار بیندازند.
بخش دانش تبیان
دوربین مدار بسته
به گزارش تبیان به نقل از کلیک، گروه Lizard برای به واقعیت رساندن اهداف خود تنها بر کامپیوتر های آسیب پذیر متکی نیستند! محققین امنیتی گروه Arbor Networks به این نکته دست یافتند که این گروه چندین هزار دوربین های مداربسته و وب کم ها را به خطر انداختند تا بدین ترتیب با ایجاد یک بات نت، حملات Denial Of Service خود را در برابر بانک ها، سایت های بازی، سایت های دولتی و ارائه کنندگان سرویس اینترنت(ISP ها) به انجام برسانند. اگرچه، هر کدام از دستگاه های مذکور به اندازه کامپیوتر های شخصی قدرتمند نیستند، اما این گروه در ادامه، از حملاتی خبر داد که سایت ها را با سرعت انتقال داده 400 گیگابیت بر ثانیه مورد حمله و تخریب قرار دادند.
دلایل نفوذ به این دوربین ها به نظر پیچیده است. به عبارت ساده، دورین ها آسیب پذیری بالایی دارند و به راحتی می توانند به عنوان هدف های کم دردسر مورد توجه هکر ها قرار گیرند. دوربین ها اکثرا از نسخه های میان زده  سیستم عامل های رایج مانند لینوکس بهره می برند که نسبتا از ضعف امنیت داخلی نیز رنج می برند ( با توجه به سخت افزار محدود) و اطلاعاتی که برای ورود به این دوربین ها استفاده می شود معمولاً تکراری هستند. این نکته را نیز در نظر بگیرید که کاربران و خریداران این گونه دوربین ها، به ندرت به روز رسانی ها و راه حل های امنیتی را جدی می گیرند و به آن ها تمایلی نشان نمی دهند. پس با این توضیحات، تنها کاری که هکر ها باید انجام دهند، پیدا کردن این دوربین ها و نصب بدافزار بر روی آن ها است!
این یافته ها با تاکید بر مشکلات امنیتی در اینترنت اشیا و نیز این نکته که تقریبا هر دستگاهی امروزه به نوعی با اینترنت مرتبط است، به روز نگاه داشتن این دستگاه ها را با این حجم عظیم استفاده امری دشوار تلقی می کند و بر این باور است که تولیدکنندگان این دستگاه ها می بایست در همان ابتدای کار، به روز رسانی های مهم و حیاتی را ارائه کنند. بنابراین، تا زمانی که این دستکاه ها به امنیت کافی دست پیدا کنند، باید انتظار این گونه حملات را داشت و گویا نمی توان از آن ها اجتناب کرد.
صدایم کن
محکم
و یک آقا اول اسمم بگذار
بگو چرا لباس اتو شده نپوشیده ای؟
چرا عطر نزده ای
ساعتت کو؟
غر بزن ...
غر بزن و جذاب باش!
بگو کفشهایت چرا خاکی ست...
بگو باز هم که این شلوار را پوشیده ای؟
اخم کن...
اخم کن و زیباتر شو!
همینطور که شالت را روی موهایت می اندازی سرت را تکان بده!
بگو چقدر باید بگویم...
خسته شدم!
میدانی...
بیشتر دوستت دارم در این حال!
دوست دارم این رفتارهایت را...
این ها یعنی...
دوستت دارم شلخته ی لعنتی!

#حامد_نیازی
لايك
@patoogh1

بعضی از آدمها مثل یک آپارتمان هستند
مبله..شیک..راحت
اما دو روز که توش زندگی میکنی
دلت تا سرحد مرگ میگیره !

بعضی آدمها مثل یه قلعه هستند !!!
خودت را می کشی تا بری داخلش !
بعد می بینی اون تو هیچی نیست
جز چند تا سنگ کهنه و رنگ و رو رفته !

اما !!!
بعضی ها مثل باغند !
میری تو، قدم میزنی
نگاه میکنی !!!
عطرش رو بو می کشی
رنگ ها رو تماشا میکنی
میری و میری
آخری در کار نیست
به دیوار که رسیدی بن بست نیست !
میتونی دور باغ بگردی !!!

چه آرامشی داره
همنفس بودن
با کسی که عمق سینه اش
سرشار از عطر گلهای سرخ و بهار نارنج است

زندگیتون پر از
آدم هایی که مثل باغ هستند . . .

@patoogh1
امــروز مطلبی قشنگی جایی دیدم، گفتم برای شما هم بگم اینجا !
نوشته بود : اینجا فضای مجازیه ، اسمش روشه نباید بیشتر از حد مجاز رو آدماش حساب باز کنی !!!
واقعا حرفش درست بود !
اینجا جاییه که آدماش خودشونو مجاز به هر کاری میدونن !
مجاز به دل بستن و دل شکستن...
مجاز به عاشق شدن و فارغ شدن...
مجاز به دروغ ، دروغ ، دروغ ...
مجاز به خیانت ، خیانت ، خیانت ...!
واقعا مسخره تر از دنیای مجازی وجود نداره !
اینجا تورو از دوستات ، خانوادت ، زندگیت دور میکنه !!!
و نزدیکت میکنه به آدمای هزار رنگی که همزمان با تو حرف میزنن تو خصوصی با یکی دیگه ، براش قلب میفرستن

چهارشنبه، 16تیر
:o:پیک دوم سفرهاى تابستانى با حضور اکثری گردشگران در شهرستان بانه آغاز شد

به گزارش بانه نیوز؛ باتوجه به آغاز تعطیلات در سراسر کشور پس از پایان ماه مبارک رمضان، گردشگران و مسافران بار دیگر راهی شهرستان بانه شدند.

سردار خندانی رییس میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری بانه صبح امروز در مصاحبه ای با خبرنگار ما اعلام کرد؛ خوشبختانه از همان لحظات اولیه پیک دوم سفرهاى تابستانى،
شاهد حضور اکثری گردشگران در سطح شهرستان بانه بوده ایم.

:small_red_triangle:وی گفت: از شب گذشته تاکنون ظرفیت اکثر اماکن آماده جهت اسکان مسافران و گردشگران در شهرستان بانه پر شده که این امر نوید حضور مسافرین
و گردشگران بیشتری را درشهرستان بانه می دهد.

:ballot_box_with_check:


⚜❣⚜❣⚜
❣⚜


لعنت به من وُ عشق تو وُ وعده ی ""ما""یت
لعنت به من ِ بی شرف ِ مانده به پایت

له کرده غرور و دل و آیین ِ شعورم
بی میلی و سردیِ دل و زنگ ِ صدایت

باید بروم، ماندنم انکار ِ شعور است
نادیده بگیرم همه ی خاطره هایت

هی بغض و نم ِ اشک و من و بالش ِ خیسم
تکرار تو وُ خاطره ی مانده به جایت

کافر شدم از بعد تو، انگار دوباره
لازم شده پیغمبر و اعجاز ِ خدایت

من میروم آهسته و میپوسم و شاید
روزی کسی از من غزلی خواند برایت....


❣⚜
⚜❣⚜❣⚜
از کسانیکه از من متنفرند سپاس : آنها مرا قویتر می کنند.
از کسانیکه مرا دوست دارند ممنونم : آنان قلب مرا بزرگتر میکنند.
از کسانی که مرا ترک میکنند متشکرم:
آنان به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست.
ازکسانیکه با من می مانند سپاسگزارم:
آنان معنای دوست واقعی را نشان می دهند.

اشتباهاتم را دوست دارم

آنها همان تصمیماتی هستند که خودم گرفته ام

و نتیجه اش را هر چه باشد میپذیرم

اشتباهاتم را گردن کسی نمی اندازم

میپذیرم که انسانم و اشتباه میکنم

نه فرشته ام و نه شیطان!

و نه انسان کامل!

تا زنده ام برای انتخاب راه درست فرصت هست

وقتی زمین میخورم، بلند میشوم خودم را میتکانم و ادامه میدهم

اشتباهاتم را دوست دارم...

آنها حباب شیشه ای غرورم را میشکنند......

هر زمان به اشتباهاتم پی بردم... بزرگتر شده ام

اشتباهاتم را دوست دارم

آنها گران ترین تجربه هایم هستند ،چراکه برایشان هزینه گزافی پرداخته ام......
آلبرت انشتین به چارلی چاپلین میگوید: من هنرت را دوست دارم. چون جهانی است. چون تو بیصدا حرف میزنی و همه میفهمند چه میگویی.
چارلی چاپلین در پاسخ میگوید: اما من کار تو را بیشتر دوست دارم. زیرا در حالی که تو حرف میزنی, اما کمتر کسی است که تو را بفهمد...
به زبان آوردن کلمه دوستت دارم واقعا" کار ساده ای است اما ثابت کردن آن در عمل کار چندان ساده ای نیست.
اگر می خواهید متوجه شوید که فرد مورد نظرتان واقعا"دوستتان دارد یا نه ، بهتراست به جای اینکه فقط به حرفهای او اهمیت بدهید ، نشانه های دوست داشتن را در رفتارش نیز جستجو کنید.  اگر فردی واقعا" شما را دوست داشته باشد به خواسته ها و علایق شما توجه زیادی نشان می دهد. برای مثال حتما" از شما می پرسد که از زندگی تان چه می خواهید و بزرگترین آرزوهایتان چیست.  
فردی که واقعا" به شما علاقمند باشد حتما" دوست دارد بداند که شما چه علایقی دارید و از چه چیزهایی بدتان می آید . وقتی یک نفر به کارهای شخصی و موفقیت و شادی فرد دیگر خیلی علاقه نشان می دهد یعتی واقعا" آن فرد را دوست دارد.  
اگر فردی همیشه در شادی های شما سهیم است ، شما را دوست دارد . وقتی در یک رابطه ، حسادت و رقابت وجود ندارد یعنی هر دو نفر به یکدیگر واقعا" علاقمند هستند . کسانی که یکدیگر را دوست دارند از موفقیت و شادی یکدیگر خوشحال می شوند.  
فردی که واقعا" به شما علاقمند باشد وقتی که شما یک روز سخت را پشت سر گذاشته اید سعی می کند شرایط آسایش و آرامش شما را فراهم کند. کسانی که واقعا" یکدیگر را دوست دارند در
بدترین و بهترین شرایط زندگی در کنار یکدیگر هستند و از هم حمایت می کنند.اگر فردی در زندگیت وجود دارد که در شرایط سخت در کنار توست و سعی می کند تو را آرام کند ، آن فرد واقعا" شما را دوست دارد.  
اگر فردی عمیقا" به شما علاقه داشته باشد دوست دارد زمان زیادی را با شما سپری کند . برای باهم بودن لازم نیست حتما" دلیل و یا برنامه ای وجود داشته باشد کسانی که واقعا" یکدیگر را دوست دارند از صحبت کردن با یکدیگر هم لذت می برند. اگر فردی از دیدن شما واقعا" خوشحال می شود یعنی خیلی دوستتان دارد.  
اگر فردی صبورانه به شما کمک می کند که مشکلات شخصی خود را حل کنید ، حتما" خیلی دوستتان دارد . اگر احساس می کنید در سخت ترین شرایط زندگی همیشه یک پشتیبان دارید ، بنابراین عشق را پیدا کرده اید.  
اگر فردی حتی به جزئی ترین کارها و حرفهای شما توجه می کند و بعد از گذشت یک مدت زمان طولانی حتی کوچکترین حرفهای شما را هم به یاد می آورد ، یعنی خیلی به شما علاقمند است.  
وقتی یک نفر رنگ لباسی که شما در مراسم سال گذشته پوشیده بودید را به یاد دارد یعنی شما برایش مهم هستید وکارهایی که شما انجام می دهید تاثیر ماندگاری روی او دارد.

راههاي افزايش محبوبيت ميان افراد
براي به حداقل رساندن برخورد خود باديگران و افزايش ميزان محبوبيت خود،ميان افراد،توصيه هاي زير را كه تنها 8قدم قابل اجرا است به كار ببنديد.
 1- راه كمك به ديگران را پيدا كنيد .
 2- به آنچه مي گوييد عمل كنيد.
 3- برد بار باشيد و كم انتقاد كنيد.
 4- سعي نكنيد بر ديگران حكمفرمايي كنيد.
 5- معلومات تان را به رخ نكشيد.
 6- هرگز به گونه اي رفتار نكنيد كه گويي شما بالاتر و برتر از اطرافيانتان هستيد.
 7- با گوشه و كنايه و متلك صحبت نكنيد.
 8- هرگز مردم را مسخره نكنيد.
اعتقاد+تلاش=پيروزي
۶گروه انسانی که باید از زندگی خود حذف کنید تا روحتان سالم بماند:
۱-شخصی که شما را دوست ندارد.
۲-شخصی که از چشمتان افتاده است.
۳-شخصی که به شما استرس میدهد.
۴-شخصی که همیشه با شما جر و بحث میکند.
۵-شخصی که از شما سوء استفاده میکند.
۶-شخصی که بر شما تاثیرات مخرب می گذارد.
   استاد کیومرث
لباساي رنگي رنگي و شاد بپوش .
بهترین ساعت خواب 10 شب تا 4 صبحه ، اما حتی اگه شب و دیر خوابیدی، صبح زود بیدار شو.

زیر بارون راه برو ! نترس از خیس شدن !
بهترین صبحانه یه لیوان آب و بعد نیم ساعت خوردن مقداری میوه است .
صبحانه ات رو ببر تو حياط. بقيه رو هم صدا بزن بيان.

فقط و فقط آهنگ هایی گوش کن که ملودی شاد و متن مثبت دارند .

روزی چند دقیقه با یه آهنگ شاد و دلچسب برقص.

توی حموم آواز بخون ! آب بازی کن ، چه اشکالی داره ؟!ߛ

بی مناسبت برا خودت و ديگران کادو بخر!

تلفن رو بردار به دوست قدیمیت زنگ بزن
مطالعه رو تو برنامه همیشگیت داشته باش

برو استخرو ماساژ و لذت ببر.

قاصدک بگیرو آرزو کن، آرووووم فوتشون کن

قبل خواب کارهای روزت رو مرور کن،


همه ی اینا رو گفتم و تو خوندی

فقط خواستم یه چیزی بهت بگم دوستم :


بذار زندگی از اینکه تو زنده ای به خودش بباله !

برای خسته شدن خییییییییلی زوده !ߚ

بذار هركي هرچي دوس داره فكر كنه... بيخيااااال.... تو شاد باش .
لبخند رو هرگز فراموش نکن.

نامه خواندنی از آبراهام لینکن
نامه آبراهام لینکن  به آموزگار پسرش:
* او باید بداند كه همه مردم عادل و صادق نیستند.
 
* به پسرم بیاموزید كه به ازای هر آدم شیاد، انسانهای درست و صدیق هم وجود دارند.
 
* به او بگویید در ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر باحمیتی نیز وجود دارد.
 
* به او بیاموزید كه در ازای هر دشمن، دوستی هست.
 
* می دانم كه وقت می گیرد، اما به او بیاموزید، اگر با كار و زحمت یك دلار كسب كند، بهتر از این است كه پنج دلار از روی زمین پیدا كند.
 
* به او بیاموزید كه از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد.
 
* او را از غبطه خوردن برحذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.
 
* اگر می توانید به او نقش مهم كتاب در زندگی را آموزش دهید.
 
* به او بگویید كه تعمق كند:
به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان،
به گلهای درون باغچه،
به زنبورها كه در هوا پرواز می كنند، ‌دقیق شود.
 
* به پسرم بیاموزید كه در مدرسه بهتر است مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد.
 
* به پسرم یاد دهید كه با ملایم ها، ‌ملایم و با گردن كشان، گردن كش باشد.
 
* به او بگویید به باورهایش ایمان داشته باشد، ‌حتی اگر همه خلاف او حرف بزنند.
 
* به پسرم یاد بدهید كه همه حرفها را بشنود و سخنی را كه به نظرش درست می رسد، انتخاب كند.
 
* ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید، اگر می توانید به پسرم یاد دهید كه در اوج اندوه تبسم كند.
 
* به او بیاموزید كه در اشك ریختن خجالتی وجود ندارد.
 
* به او بیاموزید كه می تواند برای فكر و شعورش مبلغی تعیین كند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.
 
* به او بگویید تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند، پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
 
* در كار تدریس به پسرم ملایمت بخرج دهید، اما از او یك نازپرورده نسازید؛ بگذارید كه شجاع باشد.
نيايش زيبا از امام سجاد علیه السلام:
الهي
 دردهايي هست كه نمي توان گفت
 و گفتني هايي هست كه هيچ قلبي محرم آن نيست
 الهي
 اشك هايي هست كه با هيچ دوستي نمي توان ريخت
 و زخم هايي هست كه هيچ مرحمي آنرا التيام نمي بخشد
 و تنهايي هايي هست كه هيچ جمعي آنرا پر نمي كند
 الهي
 پرسش هايي هست كه جز تو كسي قادر به پاسخ دادنش نيست
 دردهايي هست كه جز تو كسي آنرا نمي گشايد
 قصد هايي هست كه جز به توفيق تو ميسر نمي شود
 الهي
 تلاش هايي هست كه جز به مدد تو ثمر نمي بخشد
 تغييراتي هست كه جز به تقدير تو ممكن نيست
 و دعاهايي هست كه جز به آمين تو اجابت نمي شود
 الهي
 قدم هاي گمشده اي دارم كه تنها هدايتگرش تويي
 و به آزمون هايي دچارم كه اگر دستم نگيري و مرا به آنها محك بزني، شرمنده خواهم شد.
الهي
 با اين همه باكي نيست
 زيرا من همچو تويي دارم
 تويي كه همانندي نداري
 رحمتت را هيچ مرزي نيست
 اي تو خالق دعا و مالك" آمين"...
نامه ی چارلی چاپلین به دخترش
تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریان خودت را نشان نده هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن قلبت را خالی نگاه دار اگر هم روزی
خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز
جفتت را که پیدا کردی بگذار نفس بکشد
 به او نچسب!  بگذار خودش باشد!  به یادِ هم بیاورید که  آنقدر اعتماد و اعتقاد بوده که ما را کنار هم نشانده!  همین که در کنارش آرامی،  همین که دلت همیشه برایش تنگ‌ست

حتی اگر کنارش هستی
و همین که برایت ارزشمندست، کافیست!

مثل کسی باش که شنهای کنار ساحل را برای نگه داشتن در کف دستهایش، مشت نمی‌کند!

چون می‌داند شنها از لای انگشتانش سُر می‌خورند پایین

اگر خواستی ماندن شنها را ببینی،
دستت را مقابل افق باز بگذار و نگران باد هم نباش

که اگر رفتنی باشد بگذار برود

و اگر ماندنیست ،

نه به زور که به محبت نسیمِ خواستن تو ،

که به وجود دوست داشتنی دوست داشتن های تو ،بماند .
لحظه #قشنگيه ????
.
وقتي كه اعصابت خورده ????
.
وقتي كه عشقت مياد #دستت رو اروم #ميگيره ????
.
و فشارش ميده ????
.
تو اينقد #اروم ميشي ????
.
كه اگه صد سال بقيه مي نشستند ????
.
و باهات حرف #ميزدن ????

#آرامش نميگرفتي
‏بچه بیار زحمتشو بکش خرجشو بده بهش شنا و ماشین سواری بیاموز
آخرش چیکار میکنه؟ میاد در مورد کولر خاموش کردنت جوک میسازه








از گروه بابا ها کپی کردم
مث اینکه خیلی دلشون پره

ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺼﺎﺣﺒﺖ ﻧﻤﯽ ﺟﻨﮕﻢ!
ﺍﺣﺎﻃﻪ ﺍﺕ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﺷﻮﯼ!
ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺩﮐﺘﺮ ﺍﻧﻮﺷﻪ:
ﻋﺸﻖ ﺗﻤﻠﮏ ﻧﯿﺴﺖ، ﺗﻌﻠﻖ ﺍﺳﺖ!
ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﻭ ﺑﻤﺎﻧﯽ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﺪﻥ، ﺑﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺟﻨﮕﻢ...❤
ﺍﺯ ﻗﺪﯾﻢ ﮔﻔﺘﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﻫﺮ ﺩﺭﺩ ﺑﯽ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺩﻭﺍﺳﺖ
به جز????














ﺩﺭﺩ ﺩﻭﺭﯼ ﻣــــﻦ☺️
ﻻمصـــــﺐ ﺩﺭﻣﻮﻥ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﮐﻪ
ﻓﯿـﻞ ﺭﻭ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ️
ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺗﻮﻥ ﺑﺮﺳـه????

آغوشت, میتواند قشنگترین
سرخط خبرها باشد !
وقتی …
” تو ”
میتوانی…
قشنگ ترین تیتر زندگی ” من ” باشی . . .
   

هر روز بیشتر عاشقت می شوم ای تک ستاره ی زندگی من
در کوچه کسی نمیدود دنبالم,
با بوسه کسی نمی کند خوشحالم.

افسوس که هیچ شانه ای با من نیست,
جز شانه ی تخم مرغ در یخچالم!
مدیونین فکر کنین من از سلطان کپی کردما.
عناب
null
عناب معتدل و مايل به رطوبت است.

براي جلوگيري از التهاب مخاط بيني و ريزش آب بيني ميوه خشك عناب را مقابل آتش سوزانده دود حاصل از آن را بو كنيد باعث باز شدن بيني و رفع ريزش آب آن مي‌گردد.

جوشاندة عناب نرم كنندة سينه است. براي گرفتن نتيجه بهتر، بهتر است همراه انجير، كشمش و خرما استفاده شود.

عناب تصفيه كننده و مولد خون است.

براي رفع خارش بدن جوشاندة عناب را با شكر شيرين كنيد، ميل شود.

عناب تب تر است.

كساني كه بواسير دارند صبح ناشتا يك استكان آب جوشاندة عناب به مدت 4 روز ميل كنند.

كساني كه فشار خون آنها بالاست 50 گرم زرشك + 50 گرم عناب را خوب نرم كرده هستة عنابها را جدا كرده با پودر زرشك مخلوط كرده بعد از هر غذا يك قاشق مرباخوري ميل كنند.

كساني كه سردرد يا سرگيجه دارند به مدت 14 روز ، روزي 5 دانه عناب ميل كنند.

براي درمان كهير و خارش هاي پوستي 10 تا 50 عدد عناب (بستگي به سن فرد و شدت بيماري آن دارد) كمي كوبيده در آب جوشانده صاف نموده صبح ناشتا ميل شود.

آنهايي كه مبتلا به ورم كيسه صفرا مي‌باشند عناب را خيس كرده صاف نموده صبح ناشتا ميل كنند. (10 دانه در يك استكان آب)

كساني كه كمر درد دارند به مدت 7 روز، روزي ده دانه عناب ابتدا مكيده سپس ميل كنند.

شربت عناب براي حصبه، درد سينه، سرفه و فشار خون مفيد مي‌باشد. طرز تهيه شربت عناب: 200 گرم عناب در يك ليتر آب پخته سپس دانه‌هاي آن را گرفته با 750 گرم شكر مخلوط نموده بپزيد تا شربت شود.

خاكستر درخت عناب و سركه را به صورت ضماد مي‌‌توان روي جراحت مارگزيده گذاشت.

عناب براي سردردهاي ناشي از صفرا مفيد مي‌باشد. طرز تهيه : هليله زرد +   هليله كابلي + تمر هندي + عناب + بنفشه + سپستان + تخم خيار. از هركدام 5 گرم در يك ليتر آب به مدت 10 دقيقه جوشانده صاف كنيد و روزي سه فنجان ميل كنيد.

عناب دفع كنندة بلغم است.

زياده روي در خوردن عناب باعث كم شدن شهوت و غرايز جنسي مي‌شود.

كساني كه زخم معده و ورم روده دارند عناب را با هسته سائيده بعد از غذا يك قاشق چاي خوري ميل كنند.

برگ خشك عناب جهت درمان زخم‌هاي خوره‌اي مفيد است بدين صورت كه گرد برگ درخت عناب را روي زخم بپاشيد.

عناب كاهش دهندة حرارت بدن است.

شستشودهنده سلولهاي مغزي است.

كاهش دهندة چربي خون است.

عناب مقوي مغز است.

كساني كه قند دارند روزي 5 دانه عناب بخورند.

كساني كه سنگ كيسه صفرا دارند عرق بيدمشك و عرق كاسني را از هر كدام 100 گرم و 50 گرم عناب را در آنها خيس نموده سپس صاف كنند روزي 3 بار هر بار 2 قاشق غذا خوري قبل از غذا ميل كنند.

يك شربت خوب مخصوص سرفه و سينه درد و خلط آور و ملين: عناب + انجير + كشمش + خرما از هر كدام 50 گرم در يك ليتر آب جوشانده صاف نموده روزي 3 فنجان ميل شود.

عناب براي تصلب شرائين مفيد مي‌باشد.

براي سرعت بخشيدن در ترميم شكستگي استخوان از ضماد برگ درخت عناب استفاده كنيد.

كساني كه زخم روده و اثني عشر دارند در طول روز 5 دانه عناب آهسته مكيده بعد از اينكه كاملا نرم شد جويده ميل كنند.

براي درمان خارش پوست 50 عدد عناب را با يك ليوان آب جوشانده صاف كرده، صبح ناشتا با سكنجبين مخلوط نموده ميل شود. عناب خشك شده را با عسل مخلوط كرده در محل خارش و كهير بماليد.

از برگ‌هاي عناب بصورت ضماد مي‌توان در محل گزش عقرب گذاشت.

هستة عناب خواب‌آور و مخدر است.

باد دماغ بيماري است كه مانع تنفس مي‌شود. عناب را بسوزانيد و دود آن را بالا بكشيد از طريق بيني.

براي درمان دندان درد سائيده عناب را در محل كرم خوردگي دندان بگذاريد.

كودكاني كه زرد زخم مي‌گيرند روزانه 5 دانه عناب به مدت يك هفته به آنها بدهيد بجوند و آهسته بخورند. (سن كودك كمتر از 8 سال نباشد)

جهت مخملك عناب و ترنجبين را بجوشانيد و به مدت يك هفته كم كم به كودك بدهيد.

براي سردردهاي ناشي از سوء هاضمه عناب + بنفشه + گل پنيرك جوشانده با ترنجبين شيرين كنيد ميل نماييد.

دو عدد عناب ابتدا ميل شود سپس بعد از چند دقيقه يك عدد گلابي بخورند. اين تقويت كننده قلب است.

براي درمان يرقان عناب + گل بنفشه + ترنجبين + شيرخشت را به مقدار مساوي مخلوط كنيد سپس با آب هندوانه ميل نماييد. اين دارو براي درمان يرقان بسيار مفيد است.

خوردن عناب بيماري پوستي گال يا جرب را كاهش مي‌دهد روزانه چند دانه ميل كنيد.

20 تا 30 عدد عناب را در شير خيس نموده صبح ناشتا با شير ميل كنيد اين دارو براي فشار خون بسيار مفيد مي‌باشد.

اگر سنگ مثانه داريد 30 عدد عناب را در يك ليوان آب شب خيس كرده صبح ناشتا ميل كنيد به مدت هفت روز.

براي درمان سردرد 30 عدد عناب + 5 گرم تخم گشنيز در يك ليوان آب جوش دم كرده صبح ناشتا ميل شود.

عناب براي باد سرخ مفيد است (باد سرخ بيماري است كه به وسيله شيرگاو نجوشيده در انسان ايجاد مي شود ابتدا در يك نقطه بدن خارش شروع مي‌شود و كم كم قرمز و متورم و داغ و گرم مي شود و روزهاي بعد مي‌تركد و زردآب از آن خارج مي‌شود) عناب را دم كرده آب آن را بخوريد و تفاله آن را روي زخم بگذاريد.
 Narvansoft.ir
12 کاری که مدیران کارآمد انجام میدهند
آیا به عنوان یک مدیر شهرت خوبی دارید؟ سعی کنید این فعالیتها را با هم تلفیق کنید و در کارهای روزمره خود بگنجانید تا اطمینان حاصل کنید که واقعا چنین هستید.

وب سایت پنجره خلاقیت - ترجمه افسانه محمودی یزدانی: شما رییس هستید. اما این به معنی فردی بدبودن نیست و نباید باشد، زیرا رییسهای مخوف کارآمد نیستند. شما
میتوانید مدیری باشید که کارمندانتان دوستش دارند، به او احترام میگذارند و اعتماد دارند، کسی که کارها را به خوبی و درستی انجام میدهد.
 
ما از انجمن کارآفرینان جوان پرسیدیم که:«کدام کار است که تمامی مدیران کارآمد بسیار زیاد انجام میدهند؟» و این است چیزی که آنان گفتند:
1. لبخند بزنید
۱۲ کاری که تمام مدیران کارآمد انجام می‎دهند
۱۲ کاری که تمام مدیران کارآمد انجام میدهند
چند بار تاکنون شنیدهاید که کسی بگوید: «او مدیر خوبیست. همیشه بداخلاق است» هیچ وقت. مدیران خوب میدانند که نمیتوانید الهامبخش باشید اگر رفتار بدی با دیگران
داشته باشید. مدیران خوب مثبتاندیشی و جذبه معنوی را در هر کاری که انجام میدهند، تزریق میکنند.
 
2. بفروشید
اگرچه رویکرد آن کمی با چیزی که باید برای مشتری احتمالی باشد  متفاوت است، یک مدیر خوب همیشه در حال فروش ایدهآلها به کارکنان خود است. این امر الزامیست که
کارمندان به اصول تجارت باور داشته باشند تا خودنیز بتوانند آن را در خروجی اعمال خود بازتاب دهند.
 
3. بازخورد داشته باشید
بسیار اهمیت دارد که از روزمرهگی خارج شوید و در مورد چیزی که در سطح بالا آموخته اید فکر کنید. بازگردید و بنگرید که فردا براثر یادگیری چه کاری را متفاوت
انجام خواهید داد و این یادگیری چه بازخوردی بر عملکرد فردایتان خواهد داشت.
 
4. مکالمه غیر رسمی داشته باشید
 نباید هربار که صحبت میکنید حس رسمی بودن را القا کنید. مدیران کارآمد در انسانی عادی بودن موفقیت کسب کردهاند. آنها ارتباطی احساسی با افراد برقرار میکنند
و برای نزدیکترکردن افراد به هم همدلی ایجاد میکنند. مردم به انسانها پاسخ میدهند، و مدیران بزرگ میدانند که چگونه افکار مردم را بخوانند و قلبشان را حس کنند.
5. سوالات خوب بپرسید
۱۲ کاری که تمام مدیران کارآمد انجام می‎دهند
بیاموزید که چگونه سوالات تفکربرانگیز و جالب بپرسید و وسعت دانش را افزایش دهید و الگوی شناخت خود را با پرسیدن سوالات بهتر تنظیم کنید. نه تنها به کلمات گوش
دهید بلکه به احساسات پشت آنها هم گوش بسپارید. تعمق کنید که منظور واقعی افراد چیست و بدانید که گاهی باید آنجا توقف کنیدبه جای اینکه خودتان چیزی به آن بیفزایید.
تایید کنید، هضم کنید، بازخورد نشان دهید و سپس پاسخ دهید.
 
6. بر اساس بازخورد سازنده رفتار کنید
بهترین راه پیشرفت و ارتقا این است که بیاموزید چه چیزی را میتوانید بهتر انجام دهید. به کارمندان خود فرصت ارائه بازخوردی صادقانه و سازنده در مورد مدیریت
خودتان به روشی غیر حضوری و بدون نام بدهید. (بسیار دشوار است که در مورد مدیر انتقادکنی وقتی خودش در اتاق حضور دارد) و اگر آنها موافق باشند آنها را ثبت کنید.
 سپس حالت دفاعی نداشته باشید و اظهارات آنان را بشنوید و برای ارتقای کار و خودتان قدم بردارید.
 
7. مطالعه کنید
مدیریت متفکرانه نوعی از مدیریت است که تلاش میکنم به آن برسم و بهترین راه برای مدیر متفکر بودن خواندن با ولع و حریصانه است. چه در حال خواندن آخرین کتاب
بازاریابی باشم یا انواع وبلاگها، سعی میکنمحداقل هر روز یک چیز جدید یادبگیرم. فایده دیگر خواندن ومطالعه مستمر این است که از شما نویسنده بهتری میسازد. این
امر مدیریت افکارتان را هم قدرت میبخشد.
 
8. الهامبخش باشید

مدیران کارآمد الهامبخش ما هستند تا وجه بهتری از خودمان ارائه دهیم. آنها اهمیت و ارزشمان در سازمان را  با ما سهیم میشوند. وقتی که با چالشها روبرو میشویم،
تواناییهای منحصربهفردمان را به ما یادآوری میشوند و از طریق این آگاهی تلاش میکنیم تا بهترین کاری را که میتوانیم انجام دهیم.

9. متمرکز باشید
۱۲ کاری که تمام مدیران کارآمد انجام می‎دهند
۱۲ کاری که تمام مدیران کارآمد انجام میدهند
من برای نداشتن این مورد گناهکارم. به عنوان یک کارآفرین همه ما میخواهیم که به هدف درخشان بعدی برسیم. موقعیتهای فراوانی در پیرامون ما پرسه میزنند اما مفیدترین
کاری که میتوانید انجام دهید این است که بگویید نه و بر چیزی که واقعا اهمیت دارد متمرکز شوید. چگونه این کار را انجام میدهید؟ اهداف و بینش خود را تعیین کنید
و همیشه و هر روز آنها را به خود یادآوری کنید.
 
10. خطرات بیتصمیمی رابشناسید
کارآمدترین مدیران درمییابند که برای احاطه بر تمامی حقایق تصمیماتی که هر روز اتخاذ میکنند، وقت ندارند. در عوض، تنها باید اطلاعات کافی جمعآوری کنند تا تصمیم
درستی بگیرند. برخی از آن تصمیمات اشتباه خواهند بود، اما بهتر است از اشتباهات درس بگیرید و دوباره تلاش کنید؛ به جای اینکه راکد و بیتصمیم باقی بمانید.
 
11. به طور مستمر با افراد مختلف ملاقات کنید
مدیران بزرگ همیشه تحت تاثیر بهترین رفتارهای افراد قرار میگیرند. مدیرانی که زمانی را بیرون از محیط خود میگذراننداین شانس را دارند که از افرادی با ارزشها
و باورهای مختلف درس بگیرند. این امر به آنها امتیاز رقابتی نسبت به اطرافیانشان میبخشد وهم..
9 اصل انسانی که مدیران باید بدانند
اگر می خواهید بدانید دیگران چگونه با شما رفتار می کنند، بهترین نقطه شروع این است که ببینید خودتان چگونه با دیگران رفتار می کنید. اگر رفتار آنها در قبال
خود را نمی پسندید، تنها یک راه پیش روی خود دارید و آن این است که رفتار خودتان را تغییر دهید.
روزنامه هفت صبح: اگر می خواهید بدانید دیگران چگونه با شما رفتار می کنند، بهترین نقطه شروع این است که ببینید خودتان چگونه با دیگران رفتار می کنید. اگر رفتار
آنها در قبال خود را نمی پسندید، تنها یک راه پیش روی خود دارید و آن این است که رفتار خودتان را تغییر دهید. چرایش ساده است؛ چون نمی توانید رفتار آنها را
تغییر دهید. روابط انسانی مثل آینه عمل می کنند؛ هر تغییری که در خودتان به وجود می آورید در نهایت در نحوه رفتار دیگران در قبال شما بازتاب می یابد. در ادامه
9 اصل مهمی که در رفتار خود را دیگران باید مدنظر قرار دهید را از نظر خواهید گذراند:

9 اصل انسانی که مدیران باید بدانند
1- به جای قضاوت دیگران براساس گذشته شان، کنار آنها بمانید و کمک کنید آینده شان را بسازند

هرکسی گذشته ای دارد. گذشته بعضی ها مایه افتخار است و گذشته برخی دیگر بهتر است در همان گذشته به خاک سپرده شود. اما انسان ها هر گذشته ای هم که داشته باشند،
تغییر و رشد می کنند. بنابراین به جای قضاوت کردن، کنارشان بمانید و آنها را در حرکت به سمت آینده حمایت کنید. با احترام با آنها برخورد کنید و سفر آنها را
سفر خودتان بدانید.

2- کنجکاوانه گوش کنید، بی طرفانه سخن بگویید و با ثبات عمل کنید

گوش کردن و کنجکاوی به روابط انسانی اجازه رشد و نمو می دهند. صادقانه سخن گفتن با دیگران نیز به آنها اجازه می دهد هم با خودشان و هم با شما صادق باشند. عملکرد
باثبات نیز کیفیت روابط انسانی را حفظ می کند. به بیان دیگر، روابط انسانی برای رشد به کنجکاوی، برای عمیق تر شدن به صداقت، و برای ادامه یافتن به ثبات نیاز
دارند.

3- با همه مهربان باشید؛ نه به این دلیل که مهربان هستند، بلکه به این دلیل که مهربان هستید

یکی از بهترین هدیه هایی که می توانیم به دیگران بدهیم مهربانی است. اگر کسی نیازمند کمک است، به او کمک کنیم. این مهربانی فقط مختص آشناها و کسانی که مورد
احترام ما هستند نیست؛ مهربانی با عزیزان آسان است. کسانی که باعث عصبانیت ما می شوند و حتی آنهایی که این را نمی دانند نیز باید شامل حال این مهربانی باشند.
مهربانی حقیقی را می توان در کمک های بدون چشم داشت پیدا کرد.

4- با کوچک کردن دیگران سعی در بزرگ کردن خود نداشته باشید

هرکسی که به خودش اجازه می دهد از روی خودبزرگ بینی دیگران را کوچک کند، تنها ضعف خود را به اثبات می رساند زیرا انسان ها غالبا دوست دارند همان احساسی را در
دیگران به وجود بیاورند که خودشان دارند. اگر نمی توانید کمک بدهید، حمایت کنید یا عشق بورزید، هرچه در توان دارید به کار ببندید تا لااقل کسی را با تحقیر نیازارید.
احترام را سرلوحه رفتار خود قرار دهید.

9 اصل انسانی که مدیران باید بدانند
5- به یاد داشته باشید، زندگی هر کسی حکایتی دارد

هر کسی ممکن است درگذشته خود تجربیات تلخی داشته باشد یا همین حالا نیز با مشکلاتی دست به گریبان باشد. به یاد داشته باشید رفتار انسان ها در خلا شکل نمی گیرد.
هر کسی درگیری ها و مشکلات درونی خاص خود را دارد. پس قضاوت را کنار بگذارید و در عوض، همان ملاحظاتی که دوست دارید از جانب دیگران ببینید را به کار بگیرید.

6- هیچ کس تصادفی در مسیر زندگی ما قرار نمی گیرد

هر کسی که با او ملاقات می کنید، نقشی در زندگی شما خواهدداشت؛ کوچک یا بزرگ. برخی کمک می کنند رشد کنید، برخی خاطرتان را آزرده می کنند و برخی الهام بخش شما
برای عملکرد بهتر می شوند. شما نیز در آن واحد نقشی در زندگی آنها دارید. این را بدانید که مسیر زندگی انسان ها بی دلیل یکدیگر را قطع نمی کنند؛ برای همه ارزش
قائل باشید.

7- بهترین آموزگاران آنهایی هستند که به شما نمی گویند چکار کنید، اما راه را نشان تان می دهند

هیچ لذتی بالاتر از این وجود ندارد که به دیگران کمک کنید چشم اندازی برای خود متصور شوند و شاهد رسیدن آنها به مدارج بالایی باشید که خودشان به تنهایی حتی
تصورش را هم نمی کردند. اما معنای این حرف آن نیست که دیگران را اصلاح یا توانمند کنید. در عوض آنها را با منبع قدرت درونی خودشان راهنمایی کنید. حمایت و انگیزه
لازم برای پیدا کردن مسیر دلخواه خودشان را برای آنان فراهم سازید و به آنها نشان دهید چه توانایی هایی دارند. کافی است به آنها باور داشته باشید.

8- هیچ گاه از بالا به کسی نگاه نکنید، مگر آنکه دستش را گرفته باشید

همه ما دوست داریم زندگی صحنه شایسته سالاری باشد، بنابراین به راحتی ممکن است به کسانی که موفقیت های کمتری کسب کرده اند از بالا نگاه کنیم. اما شما هیچگاه
نمی توانید بفهمید آن شخص صعود خود را از چه نقطه ای شروع کرده است و یا کجا آن را به پایان خواهدرساند. زمان به راحتی می تواند جایگاه شما را با هم عوض کند.
بنابراین اطمینان حاصل کنید احترام هرکسی را نگه می دارید.

9 اصل انسانی که مدیران باید بدانند
9- قدر کسانی که از شما حمایت کرده اند را بدانید، آنهایی که شما را آزرده اند ببخشید و کسانی که به کمک شما نیاز دارند را یاری کنید

کسب و کار پیچیده است، زندگی پیچیده است، رهبری نیز آس..
12 کاری که مدیران کارآمد انجام میدهند
آیا به عنوان یک مدیر شهرت خوبی دارید؟ سعی کنید این فعالیتها را با هم تلفیق کنید و در کارهای روزمره خود بگنجانید تا اطمینان حاصل کنید که واقعا چنین هستید.

وب سایت پنجره خلاقیت - ترجمه افسانه محمودی یزدانی: شما رییس هستید. اما این به معنی فردی بدبودن نیست و نباید باشد، زیرا رییسهای مخوف کارآمد نیستند. شما
میتوانید مدیری باشید که کارمندانتان دوستش دارند، به او احترام میگذارند و اعتماد دارند، کسی که کارها را به خوبی و درستی انجام میدهد.
 
ما از انجمن کارآفرینان جوان پرسیدیم که:«کدام کار است که تمامی مدیران کارآمد بسیار زیاد انجام میدهند؟» و این است چیزی که آنان گفتند:
1. لبخند بزنید
۱۲ کاری که تمام مدیران کارآمد انجام می‎دهند
۱۲ کاری که تمام مدیران کارآمد انجام میدهند
چند بار تاکنون شنیدهاید که کسی بگوید: «او مدیر خوبیست. همیشه بداخلاق است» هیچ وقت. مدیران خوب میدانند که نمیتوانید الهامبخش باشید اگر رفتار بدی با دیگران
داشته باشید. مدیران خوب مثبتاندیشی و جذبه معنوی را در هر کاری که انجام میدهند، تزریق میکنند.
 
2. بفروشید
اگرچه رویکرد آن کمی با چیزی که باید برای مشتری احتمالی باشد  متفاوت است، یک مدیر خوب همیشه در حال فروش ایدهآلها به کارکنان خود است. این امر الزامیست که
کارمندان به اصول تجارت باور داشته باشند تا خودنیز بتوانند آن را در خروجی اعمال خود بازتاب دهند.
 
3. بازخورد داشته باشید
بسیار اهمیت دارد که از روزمرهگی خارج شوید و در مورد چیزی که در سطح بالا آموخته اید فکر کنید. بازگردید و بنگرید که فردا براثر یادگیری چه کاری را متفاوت
انجام خواهید داد و این یادگیری چه بازخوردی بر عملکرد فردایتان خواهد داشت.
 
4. مکالمه غیر رسمی داشته باشید
 نباید هربار که صحبت میکنید حس رسمی بودن را القا کنید. مدیران کارآمد در انسانی عادی بودن موفقیت کسب کردهاند. آنها ارتباطی احساسی با افراد برقرار میکنند
و برای نزدیکترکردن افراد به هم همدلی ایجاد میکنند. مردم به انسانها پاسخ میدهند، و مدیران بزرگ میدانند که چگونه افکار مردم را بخوانند و قلبشان را حس کنند.
5. سوالات خوب بپرسید
۱۲ کاری که تمام مدیران کارآمد انجام می‎دهند
بیاموزید که چگونه سوالات تفکربرانگیز و جالب بپرسید و وسعت دانش را افزایش دهید و الگوی شناخت خود را با پرسیدن سوالات بهتر تنظیم کنید. نه تنها به کلمات گوش
دهید بلکه به احساسات پشت آنها هم گوش بسپارید. تعمق کنید که منظور واقعی افراد چیست و بدانید که گاهی باید آنجا توقف کنیدبه جای اینکه خودتان چیزی به آن بیفزایید.
تایید کنید، هضم کنید، بازخورد نشان دهید و سپس پاسخ دهید.
 
6. بر اساس بازخورد سازنده رفتار کنید
بهترین راه پیشرفت و ارتقا این است که بیاموزید چه چیزی را میتوانید بهتر انجام دهید. به کارمندان خود فرصت ارائه بازخوردی صادقانه و سازنده در مورد مدیریت
خودتان به روشی غیر حضوری و بدون نام بدهید. (بسیار دشوار است که در مورد مدیر انتقادکنی وقتی خودش در اتاق حضور دارد) و اگر آنها موافق باشند آنها را ثبت کنید.
 سپس حالت دفاعی نداشته باشید و اظهارات آنان را بشنوید و برای ارتقای کار و خودتان قدم بردارید.
 
7. مطالعه کنید
مدیریت متفکرانه نوعی از مدیریت است که تلاش میکنم به آن برسم و بهترین راه برای مدیر متفکر بودن خواندن با ولع و حریصانه است. چه در حال خواندن آخرین کتاب
بازاریابی باشم یا انواع وبلاگها، سعی میکنمحداقل هر روز یک چیز جدید یادبگیرم. فایده دیگر خواندن ومطالعه مستمر این است که از شما نویسنده بهتری میسازد. این
امر مدیریت افکارتان را هم قدرت میبخشد.
 
8. الهامبخش باشید

مدیران کارآمد الهامبخش ما هستند تا وجه بهتری از خودمان ارائه دهیم. آنها اهمیت و ارزشمان در سازمان را  با ما سهیم میشوند. وقتی که با چالشها روبرو میشویم،
تواناییهای منحصربهفردمان را به ما یادآوری میشوند و از طریق این آگاهی تلاش میکنیم تا بهترین کاری را که میتوانیم انجام دهیم.

9. متمرکز باشید
۱۲ کاری که تمام مدیران کارآمد انجام می‎دهند
۱۲ کاری که تمام مدیران کارآمد انجام میدهند
من برای نداشتن این مورد گناهکارم. به عنوان یک کارآفرین همه ما میخواهیم که به هدف درخشان بعدی برسیم. موقعیتهای فراوانی در پیرامون ما پرسه میزنند اما مفیدترین
کاری که میتوانید انجام دهید این است که بگویید نه و بر چیزی که واقعا اهمیت دارد متمرکز شوید. چگونه این کار را انجام میدهید؟ اهداف و بینش خود را تعیین کنید
و همیشه و هر روز آنها را به خود یادآوری کنید.
 
10. خطرات بیتصمیمی رابشناسید
کارآمدترین مدیران درمییابند که برای احاطه بر تمامی حقایق تصمیماتی که هر روز اتخاذ میکنند، وقت ندارند. در عوض، تنها باید اطلاعات کافی جمعآوری کنند تا تصمیم
درستی بگیرند. برخی از آن تصمیمات اشتباه خواهند بود، اما بهتر است از اشتباهات درس بگیرید و دوباره تلاش کنید؛ به جای اینکه راکد و بیتصمیم باقی بمانید.
 
11. به طور مستمر با افراد مختلف ملاقات کنید
مدیران بزرگ همیشه تحت تاثیر بهترین رفتارهای افراد قرار میگیرند. مدیرانی که زمانی را بیرون از محیط خود میگذراننداین شانس را دارند که از افرادی با ارزشها
و باورهای مختلف درس بگیرند. این امر به آنها امتیاز رقابتی نسبت به اطرافیانشان میبخشد وهمچنین تو..

+ نوشته شده در  هفدهم تیر ۱۳۹۵ساعت 2:5 PM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  | 

مطالب تا اين لحظه

 

خُــدایـــا!
مَـن دَستـت را خـوانـده امـ...
دَسـتت بَــرای مـَن رو شُـده است!
تـو سمفـونـی ِ زیبـــای ِ شَکسـتن ِ ایــن دل ِ لَعنتــی را دوستـــ داری!
بـــاشـداگـــر تـــو مـی خــواهــی،بــــاشد
مـی شِکنــَـــم
بــــاز هَــم.می شنوی


ایمان می آورم به دوستی
و صداقت قاصدک !
سال هاست که ،
صدایم را شنید ...
نگاهم را خواند ...
محبتم را فهمید ...
غصه هایم را گریست ...
خوشی هایم را خندید ...
و همه شان را رساند به دوردست های خاکستری !
این روزها ، بیشتر از همیشه ،
قاصدک را می خوانم !
و "تو" امروز هر چه قاصدک دیدی ،
جز پیام دلتنگی های من چیزی از او نخواهی شنید !...



"قاصدک" مقبره تنهایی من است....
بهترین رفیق روزهای تنهائیم...!



روزهای انتظار
چه عاشقانه مرا می شکند
و تو چه سرد از من عبور می کنی .....


میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم!
در ساحل کنار دریا ایستاده ای ,
هوای سرد ,
صدای موج
انتظار انتظار انتظار
… … به خودت می آیی ,
یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند ,
نه دستی که شانه هایت را بگیرد ,
نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد
اسم این تنهایی است....
تو که نباشی باران نمی بارد ... ،




فقط بعضی وقت ها زمین و زمان خیس می شود ...
نقـاشــی اش خــــوب نبــود!


امـــا…


خــوب راهـش را کشیــــد و رفـــــت … !
کاش می فهمیدی

 برای این که تنهایم تو را نمیخواهم؛

برعکس …

برای این که میخواهمت ؛ تنهایم …!!!
مطلب خیلی سنگین بود
پس اين ها همه اسمش زندگي است

دلتنگي ها دل خموشي ها ثانيه ها دقيقه ها

حتي اگر تعدادشان به دو برابر آن رقمي كه برايت نوشته ام برسد

ما زنده ايم چون بيداريم

ما زنده ايم چون مي خوابيم

و رستگار و سعادتمنديم

زيرا هنوز بر گستره ويرانه هاي وجودمان پانشيني

براي گنجشك عشق باقي گذاشته ايم

خوشبختيم زيرا ....

 

حسین پناهی

به همسرم گفتم دوستت دارم!
پرسید: چرا؟
سالها بود این جمله را می گفتم و او هم می گفت "من هم"
ولی اینبار جملۀ همیشگی اش را نگفت و پرسید چرا؟
مکث کردم. واقعا سوال سختی بود. اصلا پیش بینی نمی کردم که این سوال را بپرسد. اصلا.
پرسید: نکند جمله ات از روی عادت باشد؟
باز هم فکر کردم...گفتم: "هان؟ چی؟ عادت؟...
گاهی اوقات قرار دادن یک «چرا»ی ساده در مقابل جمله های روزمره مان؛ موجب یک توقف معنادار و ورق زدن کتاب زندگی به سمت صفحات آغازین و یافتن پاسخ هایی می شود
که ممکن است یادمان رفته باشد.

#فردين_عليخواه
تغییر نکرد این پرسش خود به خود منتفی
است. اگر تغییر کرد دستِ کم می توانم کمکت کنم و به تو بگویم: تو دیگر تصمیم خودت را گرفته ای، تو به یک خدا احتیاج داری.

#برتولت_برشت

سکوت کن هنگامی که نمیدانی چه بگویی ؛ چه پاسخی دهی ؛ ویا چطور بگویی ؛  فقط سکوت کن.
گاهی نگفتن شیرین تر از گفتن سخنان آشفته است ؛ که در لحظه تو را سبک میکند .... در آن لحظه سکوت کن.
یک وقتهایی سعی کن چشمهایت را ببندی بر حرفهای نیش دار ؛ و به زبانت اجازه دهی سکوت را تمرین کند.
دقیقه هایی که حس انفجار در سلولهایت تو را از درون میخورد ؛ سکوت را تجربه کن ؛ تا ذهنت با قلبت مشورت کند و تصمیمی درست بگیرد .
یک وقتهایی " سکوت " پاسخ همه دردهاست.

:diamond_shape_with_a_dot_inside: سواد زندگی:point_down::point_down:

:leaves:
می خواهم این دفعه تظاهر کنم........




دلــَم میخـواهد جـا خـوش کنــَم






در دنـج تریــن جای ِ کافــه ای






سیــگار پشـت ِ سیـگار دود کنـَم و






کـَکـَم هم از رفتـنَش نگــَزد ...






بعــدش یـِک فنجــان قهــوه ِ تلــخ ِ تلــخ سفـآرش بدهَم و






با تلــخی ِ وجــودم سـَر بکـِشَم ...






بعــدَش کـه تلخــی تمــام ِ وجـودم را گرفـت ,






اشــک هایـَم را پـآک کنــم و






آن لبخنــد ِ تظاهـُر آمیز را بزنــم و






کافــه را تــَرک کنــَم ...
سال 1853 مردم برخی کشورها به کالیفرنیا می آمدند. آن ها به دنبال طلا می گشتند. آن ها به پولدار شدن فکر می کردند. لیوای استروس یکی از آنها بود. او 24 سال
داشت و آلمانی تبار بود و نیز مانند بقیه به دنبال پولدار شدن و کشف طلا...

او پارچه ای از کشور آلمان برای ساخت چادر (خیمه گاه) در معدن طلا با خود آورده بود.
مردی از او پرسید: می خواهی با این پارچه چه کار کنی؟
او گفت: می خواهم چادر (خیمه گاه) بسازم.
مرد گفت: من به چادر نیاز ندارم اما من یک شلوار خیلی مقاوم لازم دارم!
شلوار من رو نگاه کن. پر از سوراخ است!

لیوای استروس شلواری از آن پارچه ی مقاوم ساخت. آن مرد بابت شلوار خوشحال شد .
آنها به یک موفقیت بزرگ دست پیدا کردند. به زودی تک تک مردم خواستار شلواری فقط با جنس آن پارچه ی آلمانی شدند! لیوای از آن شلوار ده ها ، صد ها و هزار ها ساخت.
و این بود داستان ساخت و پیدایش شلوار جین شما !

:diamond_shape_with_a_dot_inside: حکایت و داستان های آموزنده:point_down::point_down:

:leaves:

مردم آنقدر ساده لوح هستن که ترجیح میدن یه سکه داخل چاه آرزو بندازن،جای اینکه برن با همون سکه شام بخرن!!

#کارآگاه_حقیقی
#کری_فوکوناگا

:diamond_shape_with_a_dot_inside: دیالوگ های ماندگار:point_down::point_down:
 ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت
نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند:

«امیلی عزیز، عصر امروز به خانه تو می آیم تا تو را ملاقات کنم. با عشق، خدا»

امیلی همان طور که با دست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت، با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمی نبود. در همین فکرها بود
که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت: «من، که چیزی برای پذیرایی ندارم! » پس نگاهی به کیف پولش انداخت. او فقط 5 دلار و 40 سنت داشت.
با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید. وقتی از فروشگاه بیرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه
برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مرد فقیری را دید که از سرما می لرزیدند. مرد فقیر به امیلی گفت: «خانم، ما خانه و پولی نداریم. بسیار سردمان
است و گرسنه هستیم. آیا امکان دارد به ما کمکی کنید؟»

امیلی جواب داد: «متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نان ها را هم برای مهمانم خریده ام».
مرد گفت: «بسیار خوب خانم، متشکرم» و بعد دستش را روی شانه همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.
همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند، امیلی درد شدیدی را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دوید: «آقا، خانم، خواهش می کنم صبر کنید». وقتی
امیلی به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روی شانه های زن انداخت.
مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد. وقتی امیلی به خانه رسید، یک لحظه ناراحت شد چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت.
همان طور که در را باز می کرد، پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد :

«امیلی عزیز، از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم، با عشق، خدا»

:diamond_shape_with_a_dot_inside: حکایت و داستان های آموزنده:point_down::point_down:

این قانون آدمهاست،

به دور آتشی می رقصند که تو در آن می سوزی...

روزگار نامردیست،

درست وقتی در آتش می سوزی

همه به بهانه آب آوردن می روند

قرار شد لينك هر فايلي را كه خودمون خيلي دوست داشتيم در اين گروه به دوستامون هديه كنيم من اين آهنگ آرامش شاهرخ را خيلي دوست داشتم تقديم مي كنم به دوستاي گل و با حالم در اين گروه
http://dl.sakhamusic.ir/95/khordad/08/Shahrokh%20-%20Aramesh.mp3
مرسی خخخخ
تمام اصل‌های حقوق بشر را خواندم
و
جای یک اصل را خالی یافتم!
اصل دیگری را به آن افزودم:
عزیز من!
اصل سی و یکم:

" هر انسانی حق دارد
هر کسی را که میخواهد
دوست داشته باشد "

#پابلو_نرودا

ستاپر
دلت که گرفته باشد

صدای ترانه که هیچ،

با صدای دست فروش دوره گرد هم

 گریه میکنی😔

بنام اوست ،كه هرچه دارم ازوست،،
سلااااااااااااام،،،
گرامي دوست،،،،
لبخند بزن به نسیمی که مدام نوازشت می کند .
و به بلبلانی که با حس وشوقی وصف ناپذیر برایت ترانه ای عاشقانه سر می دهند.
لبخند بزن به دیروزی که خوش بود و به امروزی که زیباست و به فردایی که رویایی
خواهد بود.
لبخند بزن به آسمانی که برای لطافت زمین زیر پایش، اشک شوق جاری می سازد.
لبخند بزن به شقایق ها، نیلوفر های آبی و نرگس ها…..
لبخند بزن به تمام گلهای عالم که از زمینی سخت می رویند و جهان را زیبا می
سازند.
لبخند بزن به خدایی که با نعمتهایش، لبخند را میهمان لبهایت می کند.

امروزوهر روزت بانشاط تر از ديروز،،،،،،
صبح بخیر
غزل شماره ۱۵۶
به حسن و خلق و وفا کس به يار ما نرسد
تو را در اين سخن انکار کار ما نرسد
اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند
کسي به حسن و ملاحت به يار ما نرسد
به حق صحبت ديرين که هيچ محرم راز
به يار يک جهت حق گزار ما نرسد
هزار نقش برآيد ز کلک صنع و يکي
به دلپذيري نقش نگار ما نرسد
هزار نقد به بازار کائنات آرند
يکي به سکه صاحب عيار ما نرسد
دريغ قافله عمر کان چنان رفتند
که گردشان به هواي ديار ما نرسد
دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش
که بد به خاطر اميدوار ما نرسد
چنان بزي که اگر خاک ره شوي کس را
غبار خاطري از ره گذار ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او
به سمع پادشه کامگار ما نرسد
جشن تيرگان

اين جشن ميان زرتشتيان دوره اي ده روزه داشت و از تير روز از تيرماه ، روز سيزدهم شروع و به باد ايزد يعني روز بيست و دوم پايان مي گرفت. زرتشتيان تيرگان را “ تير و جشن Tiru-Jashn ” مي نامند و برايش اهميت فراواني قايل اند. لباس و پوشاك نو مي پوشند و نقل و شيريني و ميوه و خوراك هاي سنتي و ويژه مي پزند. پيش از اين روز خانه را خوب پاكيزه نموده و بامدادان شست و شو مي كنند و خواندن دو نيايش “ خورشيد نيايش ” و “ مهرنيايش” از اوستا را بسيار نيكو مي دانند
شايد “ تير و جشن” يكي از شادترين جشن هاي كهن ايراني بوده باشد. در اين جشن بيش از همه بچه ها بهره مي بردند با تارهاي نخي و رنگيني كه به مچ دست مي بستند در كوچه ها و خانه ها و بامها مي دويدند ، ترانه مي خواندند و كنار نهرها و جويها و تالاب ها به هم آب مي پاشيدند و يا به آب مي پريدند.
تیر شید : چهارشنبه
2 تیرماه 1395 خورشیدی برابر با 2 تیرگان 3754 زرتشتی :  بهمن روز یا وهومنه روز به چم منش نیک است.
2575 هخامنشی
7038 میترایی
۶۷۶۶ آشوری

3754 زرتشتی
2575 کوروشی
1395 خورشیدی
1384 یزدگردی




 

گفتی که مانده ای تک و تنها در این قفس
همدرد توست صد دل چون ما در این قفس

کشتند شمع عشق و ببستند چشم سر
تا بلکه ننگری دل مارا در این قفس

بنگر به چشم جان که فتاده ست بی گناه
بس جان پاک و بس دل شیدا در این قفس

جانا بیا و حل معمای عشق کن
هر چند نیست فرصت اما در این قفس

رنگ خزان گرفته همه فصل سال ما
جز فصل جانگزای معما در این قفس

گویی صدای دل به خدا هم نمی رسد
چون و چرا چه سود در اینجا، دراین قفس

خون می گریست لاله که با نام او نشست
در سوگ عشق،  بانگ خدایا در این قفس

دردی است جانگزا که به جای حدیث عشق
ماییم و ذکر بنده و مولا در این قفس

تنها نه ما، که مام وطن نیز مانده است
غمگین و دلشکسته و تنها در این قفس

با کاوه گفت مام وطن کز چه خفته ای
در قاب غم گرفته ی روءیا در این قفس؟

گفتا شعور باید و همراهی و " امید"
تا کاوه خیزد از دل صحرا،  در این قفس..... ......

درود بر دوستان نیک اندیش......
پگاه تون به شادی و شادمانی......
روز و روزگارتون به کام ......
🌺🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌺🌺🌺🌹🌹🌹

آغوش تو دنیای آن بیگانه خواهد شد
با دست شومش گیسوانت شانه خواهد شد

با من شکوهی داشتی، با او نخواهی داشت
قصری که جای جغد شد ویرانه خواهد شد

افسانه ی خوشبختی ات گمنام خواهد ماند
گمنامیِ بدبختی ام افسانه خواهد شد

پنهان شدی تا مثل «از ما بهتران»... آری_
کِرمی که خود را گم کند پروانه خواهد شد

هر شب که می پیچد به اندام تو همخوابت
از بوی من در بسترش دیوانه خواهد شد

مهدی فرجی
ای که هوای منی، بی تو نفس ادعاست
ذکر کمالات تو تذکرۃ الاولیا ست

مثنوی معنوی ست قصه ی ما که در آن
آخر هر ماجرا اول یک ماجراست

در صف قند و شکر زندگی ام تلخ شد
قند من افتاده است، پس صف بوسه کجاست؟

بوسه ی گرمی بده تا لبم اذعان کند
بین دو قطب رخت خط لبت استواست

باز هم افتاده در پیچ و خم قامتت
شکر خدا که دلم گمشده در راه راست

ای نه چنین نه چنان، در دل من همچنان
عشق زمینی بمان، عشق هوایی هواست

غلامرضا طریقی
وقتی از کابوس می پری،
چقدر تشنه ای؟

همان قدر دوستت دارم

آبا عابدین
تو رسیدی که به این مرده کمی جان برسد
تا به این روح کویری، نم باران برسد

آمدی در دل من سلطه براندازی تا-
دوره ی سلطنت غصه به پایان برسد

قبل تو چاه غم و، حال در این محبس عشق
یوسف از چاه کشیدی که به زندان برسد

باور هیچ کسی نیست که با معجزه ات
کافر عشق چنین ساده، به ایمان برسد

پا به پای تو به پابوسی او خواهم رفت
باید این قصه در آخر به خراسان برسد

احسان نصری
من
اتفاق عجیبی وسط زندگی ات بودم

و تو
معمولی می مانی از فردا

حرف های معمولی
عشق های معمولی
زنان معمولی

معمولا
اتفاق ها
هر روز نمی افتند

مهدیه لطیفی
آخر اسیرت کرد، این دنیای اشرافی
دکتر شدی و فکر کردی قله ی قافی

دکتر شدی، اما چرا دردی نمی بینی؟
باشد! در این هذیان رهایم کن، هوالشافی

می دانم آخر می پری از بام من، وقتی
نه دام خوبی دارم و نه دانه ی کافی

بس ناجوانمردانه سرد است این هوا، آری
وقتی زمستان است و تو شالی نمی بافی

داری جهانی را که با هم خالقش بودیم،
یکباره ویران می کنی، خیلی بی انصافی!

آیینه ام، می بینم آن روزی که با حسرت،
درشهر می گردی به دنبال دل صافی

من مثل یک بازنده، خواهم رفت و می دانم
داری برای بازی ات، بازیچه ی کافی

در شعرهایم ماندگارت کرده ام اما
کافی ست دیگر، می روم دنبال صرافی

قاسم صرفان
امروز دوباره جایتان خالی بود
هی غصه تنها شدنت را خوردیم
یوسف شدی و پیرهنت را خوردیم

امروز دوباره جایتان خالی بود
ما شربت دیر آمدنت را خوردیم

عباس صادقی
اگر فكركنيد كه مي توانيد، ممكن است بتوانيد... اما اگرفكر كنيدكه نمي توانيد، قطعا نمي توانيد!

باپاك كردن ذهنتان از «نتوانستن» از «قطعيت شكست» به «امكان پيروزي» مهاجرت كنيد...
#تقدیم_به_مدیر_محترم_گروه🌹😌


کاش نائل میشدم هر روز به دیدار مدیر
تا ببینم شادی از لبخند سرشار مدیر

من بعنوان یکی از عضوهای این گروه
قدردانی میکنم از نحوه کار مدیر

کاش می اموختیم دوستان همه
نحوه برخورد از اعضا و رفتار مدیر

هیچکس از چشمهای نافذ او دور نیست
واقعا احسنت دارد علم آمار مدیر

در مدیریت عملکردش چنان خوب است او
سایرین در حیرتند از کار و کردار مدیر

این دعا بعد از سلام هر نمازی واجب است
بشکند دستی که دارد قصد آزار مدیر

با وجود اینکه از کار همه آگاه بود
هیچکس سر در نمی آرد از کار مدیر

چهره اش مانند لامپ یکهزار و سیصد است
چشم را باید ببندی وقت دیدار مدیر

سرعت اینترنتم در حال کاهش هست،،پس
#حق_نگهدار_شما باد و ... #نگهدار_مدیر

#کوردمانا🙏🌺🌺🌺🌺🌺🌺
تکان دهنده ترین جمله ای که در فرهنگ بشری گفته شده، جمله زیر از امام علی بن ابيطالب (ع) در یکی از دعاهاي نهج البلاغه است.

" اللهم اجعل نفسی اول كريمة تنتزعها من كرائمی"

 "خدایا کاری کن که از چیزهای ارزشمند زندگی، جانم اولین چیزی باشد که از من می گیری"

یعنی نکند قبل از اینکه جانم را بگیری، شرفم، انسانيتم، عدالتم، و....
گرفته شده باشد و تبدیل به یک تفاله ای شده باشم که تو جانم را می گیری.
و این همان جمله معروف است که می گوید:  ما آمده ایم تا زندگی کنیم و قیمت و ارزش پیدا کنیم؛ نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.
✨زندگی ساده است ، ساده زیستن سخت است

خوشبختی گاهی آنقدر دم دستمان است که نمی بینیمش، حسش نمی‌کنیم. چایی که مادر برایمان می‌ریخت و می‌خوردیم، خوشبختی بود.😔
دستهای بزرگ و زبر بابا را گرفتن، خوشبختی بود. خنده‌های کودکی‌هامان، شیطنتها خوشبختی بود.

اما ندیدیم و آرام از کنارشان گذشتیم، چای را به غُرغُر خوردیم که کمرنگ یا پر رنگ است، سرد یا داغ است، زور زدیم تا دستمان را از دست بابا جدا کنیم و آسوده بدویم. گفتند ساکت، مردم خوابیده اند و ما، غرغر کردیم و توپمان را محکم‌تر به دیوار کوبیدیم. خوشبختی را ندیدیم یا نخواستیم ببینیم شاید.

اما حالا رفیق جانم هر‌کجا که هستی، هر چند ساله که هستی، با تمام گرفتاریهای تمام نشدنی که همه مان داریم فردا را قدر بدان، خوشبختی های کوچکت را بشناس و بفهم و باور کن.  

روز عشق را بهانه کن، برای بوییدن دامان 🌺مادرت🌺 که هنوز داریش، برای بوسیدن دست 🌺پدرت🌺که هنوز نمی‌لرزد، هنوز هست.

بهانه کن برای به آغوش کشیدن یک دوست. خوشبختی‌ها ماندگار نیستند، اما می‌شود تا هستند زندگیشان کرد، نفسشان کشید. یادمان باشد، بزرگترین خوشبختی عشق است. ❤️

✨به یکدیگر عشق بورزیم و فرصت ها را غنیمت بشماریم شاید فردایی نباشد . زندگی ساده است ساده زیستن سخت است. بیاییم کمی ساده زیستن را تمرین کنیم .
@TebyanOnline

به گزارش قلبم ، هوای چشمم به علت ندیدن عزیزم تا لحظاتی دیگر بارانی میشود !
هرچه زدم بی تو دلم وا نشد / جز تو کسی باب دل ما نشد / هرچه پرستو شدم و پر زدم / همنفسی مثل تو پیدا نشد .
به یاد تو نوشتم که از جنس بهاری / که در اعماق قلبم ، همیشه ماندگاری .
نازنینا گر طبیبی بنده بیمار توام / با دلی پر آرزو مشتاق دیدار توام / گر بگویی جای پایت روی چشمان من است / چشمها سهل است ، من با جان خریدار توام .
از دوریت چه دارم ، غیر از دلی شکسته / ذهنی همیشه ابری ، فکری همیشه خسته .
در گریز ناگزیر لحظه ها ، طاقتم از دوریت فرسوده شد / قلب من در این کبود تلخ و سرد از فراقت بارها پژمرده شد .

:battery::heart::battery::heart::battery:

چند نكته در مورد صميميت بين همسران:

صمیمیت دقیقا یعنی چه؟
صمیمیت به احساس نزدیکی، رودربایستی نداشتن و شریک شدن در دنیای خصوصی دیگری گفته می شود. افرادی که با یکدیگر صمیمی می شوند، می توانند بدون کنترل کردن یکدیگر
با هم ارتباط برقرار کنند، حرف دلشان را به یکدیگر بگویند و ارتباطی عاشقانه، دوستانه و لذت بخش با همدیگر داشته باشند. شکل پخته صمیمیت که در ارتباط بین زن
و شوهر دیده می شود، شامل هشت قسمت است:
:white_check_mark: همکاری صمیمانه زوج ها با هم.
:white_check_mark: تعهد و پایبندی آن ها به یکدیگر و نسبت به زندگی مشترک.
:white_check_mark: رضایت از رابطه عاطفی.
:white_check_mark: احساس استقلال زن و شوهر برای ارتباط با خانواده و دوستان.
:white_check_mark: اعتماد به نفس و عزت نفس زن و شوهر.
:white_check_mark: میزانی که زوج ها می توانند عقاید و نگرش های خود را ابراز كنند.
:white_check_mark: اختلاف نظرهای خود را حل و فصل كنند.
:white_check_mark: احساسات و عواطف خود را برای یکدیگر بیان کنند.

اصلا صمیمیت مهم است؟
صمیمیت باعث می شود ارتباط بین زن و شوهر محکم تر شود و آن ها به یکدیگر وفادارتر و متعهدتر باشند. زن و شوهرهای صمیمی بیشتر با هم می سازند، از زندگی مشترک
خود راضی تر هستند و زندگی شان دوام بیشتری دارد و دلیلش این است که صمیمیت، حال کلی رابطه را خوب می کند و وقتی حال کلی رابطه خوب شود، معمولا توجه بیشتری
به یکدیگر خواهند داشت و کمتر از هم دلخور خواهند شد. حالا که اهمیت صمیمیت با همسر برایتان روشن شد، راهکارهای رسیدن به آن را بررسی می کنیم:

❣ تنهایی تصمیم نگیرید
شما و همسرتان یک گروه هستید؛ بنابراین تا جایی که می توانید با هم و در کنار هم باشید. باید احساس کنید که با همسرتان کامل می شوید و دو بخش از وجود یک نفر
هستید، پس وقتی نیمۀ دیگر وجودتان حضور ندارد، تصمیم گیری نکنید.
شرایط را با هم بسنجید و با هم تصمیم گیری کنید درباره همه چیز، خواه موارد کوچک و خواه بزرگ باشد. خود را مشتاق سازش و سازگاری نشان دهید.

❣ در برقراری ارتباط خیلی دقت کنید
هرچه شما صریح تر و روشن تر افکار، احساسات، نیازها و خواسته هایتان را با همسرتان در میان بگذارید، رابطه صمیمانه تری خواهید داشت. همچنین باید سعی کنید به
همسرتان و نیازهایش توجه کنید، آنچه را می گوید درست و کامل بشنوید، در برابر انتقادهایش به سرعت موضع دفاعی نگیرید و هنگام بروز مشکلات و سوءتفاهم ها فقط وی
را مقصر و مسئول ندانید تا بخش بزرگی از راه رسیدن به صمیمیت با همسرتان را پیموده باشید.

❣ کنار هم بودن های دو نفره را هرگز از دست ندهید
یکی از کارهایی که به افزایش صمیمیت شما منجر می شود، تلاش برای ساختن یک فضای دونفره و خصوصی است. گاهی قیدِ بودن در کنار دوستان و خانواده و حضور در جمع را
بزنید و فضایی بسازید که فقط شما و همسرتان در آن حضور داشته باشید.
اگر فرزند دارید، گاهی چندساعتی از یک فرد معتمد بخواهید که از فرزندتان مراقبت کند تا شما و همسرتان با هم وقت بگذرانید.
در این فضای دونفره مهم نیست که شما دقیقا چه کارهایی انجام می دهید، مهم با هم بودن شماست. با هم بیرون رفتن، تفریح و مسافرت کردن، مشارکت در فعالیت هایی همچون
آشپزی، تعمیر وسایل منزل و نظافت می تواند نمونه کارهایی باشد که در این فضای دونفره، شما و همسرتان انجام می دهید.

❣ مرز صمیمیت را بشناسید
متاسفانه بعضی از همسران برداشت های اشتباهی از صمیمیت دارند و مرتکب اشتباهاتی می شوند. برخی از همسران برای ایجاد صمیمیت از الفاظ محبت آمیز و خودمانی بیشتر
استفاده می کنند؛ اما باید بین صحبت صمیمانه و صحبت کردن خارج از چارچوب و شأن خانواده تفاوت قائل شد. این که افراد به بهانه صمیمی بودن از هر لفظی که به زبانشان
می آید، بدون توجه و فکر استفاده کنند واقعا خطرناک است.
شما و همسرتان هرچه قدر هم با یکدیگر صمیمی باشید نباید حتی وقتی تنها هستید با یکدیگر خارج از حوزه ادب صحبت کنید. آنچه باعث می شود زوج ها مرز بین صمیمیت
و بدون فکر صحبت کردن را از بین ببرند، گاهی تنها با برخی شوخی های روزمره و به اصطلاح کل کل کردن ها شروع می شود. این شوخی ها ادبیات محاوره ای خاص خود را
دارد که بین برخی از نوجوانان و دوستان درکوچه وخیابان رد و بدل می شود و بیشتر بیانگر شخصیت نازل اجتماعی است. استفاده از این الفاظ اصلا در شان و حرمت رابطه
زناشویی نیست.

@cliniciraan
10:52:06 AM
[Photo]

مثلِ زبانِ مادری ام دوست دارمت،
با لهجه ی علی اصغری ام دوست دارمت.

عطری که می زنی به تَنَت بویش آشناست،
مجنونِ بویِ بربری ام! دوست دارمت!

دیوانه ی حجابِ تو و چادرت شدم،
اما بدونِ روسری ام دوست دارمت!

قصدم حلال بود ولی خب اگر نشد،
یک جورهای دیگری ام دوست دارمت.

راجع به من عزیزِ دِلَم! فکرِ بد نکن،
یعنی به چشمِ خواهری ام دوست دارمت!



پیش رویت قمر نمی‌تابد


خور ز حکم تو سر نمی‌تابد



آتش اندر درون شب بنشست


که تنورم مگر نمی‌تابد



بار عشقت کجا کشد دل من


که قضا و قدر نمی‌تابد



ناوک غمزه بر دل سعدی


مزن ای جان چو بر نمی‌تابد
من وقت را هدر دادم و اکنون اوست که مرا هدر می­دهد.ویلیام شکسپیر
دوستی نعمت گرانبهائی است ،خوشبختی رادوبرابر می کندوبه بدبختی تخفیف میدهد. ویلیام شکسپیر
اگر كسی را دوست داری رهایش كن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده . ویلیام شکسپیر
چقدر بدبختند آنان که صبر و شکیبایی ندارند؛ مگر نه آن است که زخم ذره ذره التیام می­یابد. ویلیام شکسپیر
به عمقت برو، در بزن و بپرس قلبت چه می­داند. ویلیام شکسپیر
نه خوب است و نه بد؛ فکر ماست که از آن خوب یا بد می­سازد. ویلیام شکسپیر
زندگی به اندازه یک داستان تکراری که گوش گنگ مرد خواب­آلود را می­آزارد خسته­کننده است.ویلیام شکسپیر
عشق جوانتر از آن است که بداند وجدان چیست. ویلیام شکسپیر
برای آن که کار درست بزرگی انجام بدهی، اشتباه کوچک مرتکب شو. ویلیام شکسپیر
محکوم زمانیم و زمان محکوم گذشتن. ویلیام شکسپیر
اگر در این جهان از دست و زبان مردم در آسایش باشیم، برگ درختان، غرش آبشار و زمزمه جویبار هریک به زبانی دیگر با ما سخن خواهند گفت. ویلیام شکسپیر
اندیشه‌ها، رؤیاها، آه‌ها، آرزوها و اشک‌ها از ملازمان جدایی‌ناپذیر عشق می‌باشند. ویلیام شکسپیر
به دست آور آنچه را که نمی‌توانی فراموشش کنی و فراموش کن آنچه را که نمی‌توانی بدست آوری. ویلیام شکسپیر
تردیدهای ما خائنینی هستند که با نصایح خود، ما را از حمله به دشمن باز می‌دارند، درحالی که تصمیمی راسخ و حمله‌ای به موقع می‌تواند فتح و پیروزی را نصیب ما سازد. ویلیام شکسپیر
جایی‌که تخم محبت کاشته شود، شادمانی می‌روید. ویلیام شکسپیر
جوانی و پیری با یک دیگر قابل مقایسه نیستند. جوانی مایه نشاط و سعادت است و پیری موجب فلاکت و حسرت. جوانی نیمروز زندگانی است و پیری شبانگاه ظلمانی. جوانی دوره خودنمایی و شجاعت است و پیری روزگار ترس و مذلت، جوان چون آهوی وحشی با نشاط و غرور در وادی زنگی می‌دود و پیر چون مردی لنگ آهسته و با هزار زحمت ، قدم برمی‌دارد. ویلیام شکسپیر
احسنت به شکسپیر و لااایک به شما
 مرسی,   همچنین  احسنت  و  هزاران  بار لایک به  کسانی  که  از اینها پند  بگیرند
در سرتاسر اعمال بشر، جزر و مدی موجود است که اگر آدمی در مجرای آن واقع شود، به ساحل سعادت می‌رسد وگرنه سراسر عمر وی در گودال‌های بدبختی و فلاکت سپری خواهد شد. ویلیام شکسپیر
دنیا مانند یک تماشاخانه‌است، هرکس رل خود را بازی می‌کند و سپس مخفی می‌شود.ویلیام شکسپیر
زنبور هرچقدر باشد،گل از آن بیشتر است؛ دل‌های ماتم زده هر اندازه باشند، قلب‌های شاد زیادترند. ویلیام شکسپیر
کاری که وظیفه و صمیمیت در آن دخالت دارد، خلل‌پذیر نیست. ویلیام شکسپیر
هـــر آن کــــه جانب اهـــل خدا نگــه دارد
خـــداش در همـــه حـــال از بلا نگــــــه دارد
حــدیث دوست نگــویم مگر به حضــرت دوست
کــــــــه آشنــــا سـخـــــن آشنــــا نگـــــــه دارد...
دوش دیــــدم کــــه مـلایـــک در میـخــــانـــه زدنــد
گـــــل آدم بســــرشتنـــد و بــه پیمـــانــه زدنـــد
ســاکنـــان حـــــرم ستـــر و عفـــاف ملکـــوت
بــا مـــن راه نشیـــن بــاده مـستانــه زدنــد
آسمــــان بـار امـــانت نتـوانســت کــشید
قــرعــــه کـــار به نام مـــن دیوانــه زدنــد
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون نــدیدند حقیقت ره افسانه زدنــد
شکـــر ایزد کــه میان من و او صلح افتاد
صـــوفیان رقص کـــنان ساغر شکرانه زدند
آتش آن نیسـت کــه از شعله او خندد شمع
آتش آن است کـــــه در خــــرمن پـــــروانه زدند
کـــــس چـــو حــافظ نگشــاد از رخ اندیشه نقاب
تـا ســــر زلـــف سخـــن را بــــه قلـــم شـــانه زدند
مــــرا عهدیست بـا جانـان کــــه تـا جــان در بــدن دارم
هــواداران کـویش را چو جان خویشتن دارم
صفــــای خلـــوت خـاطـــر از آن شمـــع چگــــل جویــم
فـــروغ چشـــم و نور دل از آن مـاه ختن دارم
بـــه کــــام و آرزوی دل چــــو دارم خلــــوتــی حــاصـــل
چـــه فکــر از خبث بـدگویان میان انجمن دارم
گـــرم صــد لشکــر از خوبان به قصد دل کـــمین سازند
بحمد الله و المنـــه بتـــی لشکـــرشکـــن دارم
الا ای پیـــــر فـــرزانــــه مکــــن عیبــــــم ز مـیخــــانـــه
کـــه من در تـرک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
خـــدا را ای رقیب امشــب زمــانـــی دیــده بر هـــم نه
که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم
چــــو در گــــلزار اقبالــــش خـــرامـــــانــــم بحمـــــدالله
نـــه میل لاله و نســـرین نه بــــرگ نسترن دارم
بـــه رنـــدی شهــــره شد حافظ میان همدمان لیکـــن
چه غم دارم که در عالم قوام الدین حسن دارم

داستان چاه نفت آقای خیالباف!
عاقله مردی با کت‌وشلوار، موهای مجعد که در شقیقه‌ها جوگندمی شده با غبغب آویخته، عینک ذره‌بینی و سبیل داگلاسی که یادگار شیک‌پوشان دهه۳۰ تهران است.
همه ساکنان مجتمع مسکونی ما می‌شناسند و از بس از رویاهای بلند و اغلب ناممکن حرف زده که بدون اعلام قبلی، اسمش را خیالباف گذاشته‌ایم.
عارضه خیالبافی شاید ناشی از تجرد طولانی این همسایه باشد و شاید هم یک‌شبه به ثروت رسیدن بعضی‌ها این تخم‌لق را در دهان خیالباف شکسته است که بلی! می‌توان از کوتاه‌ترین راه به ثروت‌های نجومی رسید! و از وقتی که خاطره‌ای مبنی بر ثروتمندشدن یکی از بستگانش را در یکی از ممالک آن سوی آب به خاطر پیداشدن چاه نفت در خانه‌اش بارها برایمان تعریف کرد از دستش به ستوه آمدیم.
اما پس از آن که در گوشه‌ای از باغچه کوچک مجتمع ما، قاطی خاک‌ها، مقداری خاک چرب پیدا کرد و مثل یکی از کاشفان بزرگ قرون فریاد برآورد؛ نفت! نفت! در سلامتی عقل‌اش شک کردیم و زمانی که خاک را برد برای آزمایش و دست‌اندرکاران آزمایشگاه تأیید کردند که نشانه‌هایی از فراورده‌های نفتی در خاک دیده می‌شود، در صدد پرس‌وجو برآمدیم که مبادا، همسایه‌ای ته‌مانده مثلا ظرف ۲۰لیتری نفت‌اش را در گوشه باغچه ریخته باشد اما به نتیجه نرسیدیم.
سراغ فروشنده ملک را گرفتیم که شنیدیم، باید بروید به سراغ فروشنده اول و در واقع سازنده مجتمع و نقشه را از او بگیرید. در این میان هرچه قضیه طولانی‌تر شد، خیالات آقای خیالباف هم دامن کشید و دو پایش را در یک کفش کرد که بدون شک، چاه نفتی در بن این باغچه نهفته است و اگر به کشف آن نائل شویم، شاید مثل آن مملکت پیش گفته، مالکیت چاه نصیبمان نشود اما به هر حال حق‌ کشفی دستمان را می‌گیرد و در این شب عیدی که دست‌کم قیمت آجیل دو برابر شده، غنیمت است.
در همین بین، نیمه‌شبی با صدای مهیب دامب و دومب از خواب پریدیم. اول خیال کردیم، پیش درآمد ترقه‌بازی بچه‌هاست که معمولا در این وقت‌سال، صدایش کم‌وبیش شنیده می‌شود اما وقتی چراغ برداشتیم و به سراغ صدا رفتیم، دیدیم آقای خیالباف با کلنگ‌ همان نقطه از باغچه را کنده و به کشف بزرگی نائل آمده است؛ یک تانکر متروکه گازئیل که از سال‌ها پیش زیر باغچه جاخوش کرده و مقرون به صرفه نبوده که از زیرزمین خارج‌اش کنند و هزینه بیرون آوردن‌اش افتاد روی دوش ما. این بود داستان چاه نفت آقای خیالباف!
داستان کوتاه “حسن نیت”
سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:« من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟»برادر بزرگ تر جواب داد: « بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.»سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت:« در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.»نجار پذیرفت و شروع به اندازه گیری و اره کردن الوار کرد . برادر بزرگ تر به نجار گفت:« من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.» نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:« نه، چیزی لازم ندارم.»
هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:« مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟»در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است.کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد. نجار گفت:«دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.!»
سلام جوان
اگر علائم زير در شما آشکار شد حتم داشته باشيد که شما معتاد شده ايد. (البته معتاد به اينترنت)

1- وقتي کامپيوتر را خاموش مي‌کنيد احساس پوچي مي‌کنيد. درست مثل اينکه عزيزي را از دست داده‌ايد.

2- ساعت ۴ صبح وقتي از خواب بيدار مي‌شويد که کمي آب بنوشيد اول e-mail هايتان را چک مي‌کنيد.

3- تصميم مي‌گيريد يکي دو سال بيشتر در دانشگاه بمانيد فقط بخاطر دسترسي رايگان به اينترنت.

4- وقتي مي‌خنديد سرتان را ۹۰ درجه به سمت راست خم مي‌کنيد.

5- تکاليف درسيتان را به فرمت html تبديل مي‌کنيد و آدرس آنرا به استادتان مي‌دهيد.

6- همه دوستانتان يک @ در اسمشان دارند.

7- تنها ارتباطتان با اهل منزل از طريق e-mail است.

8- همسرتان را اينگونه معرفي مي‌کنيد ayal. kitc hen.com

9- بين پرداخت نکردن قبض آب و هزينه اشتراک اينترنت برايتان آسانتر است که بي‌آبي را تحمل کنيد.

10- خوابهايتان را با فرمت html مي‌بينيد.

11- بر روي کنترل تلويزيون duble click مي‌کنيد.

12- وقتي با همسرتان دعوا مي‌کنيد آرزو مي‌کنيد کاش مي‌توانستيد او را ignore کنيد.

و اگر اعتياد شما زياد باشد و بچه‌دار شويد بدون شک بچه شما از شما خواهد پرسيد که او را از کدام سايت down load کرده‌ايد.

توجه کنيد: صد رحمت به سارس! اين نوع اعتياد از ايدز هم بدتره!؟
نامه بدون نقطه یک رعیت در زمان ناصرالدین شاه

نوشته ای که ذیلا از نظر خواننده گرامی می گذرد نامه ای است که مرحوم میرزا محمد الویری به مرحوم احمدخان امیر حسینی سیف الممالک فرمانده فوج قاهر خلج رقمی
داشته که شروع تا خاتمه نامه تمام از حروف بی نقطه الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهکارهای ادب زبان پارسی به شمار می آید. انگیزه نامه و موضوع آن قلت در آمد
و کثرت عائله و تنگی معیشت بوده است. این نامه در زمان ناصرالدین شاه بوده.

نامه :
سر سلسله امرا را کردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعا گو محمد ساوه ای در کلک و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر. ملک الملوک کلامم و معلم مسائل حلال و حرام.
در کل ممالک محروسه اسم و رسم دارم. درهرعلم معلم و در هراصل موسسم .در کلک عماد دومم درعالم، درعلم وحکم مسلم کل امم سرسلسله اهل کمالم اما کوطالع کامکار و
کو مرد کرم؟
دلمرده آلام دهرم. کوه کوه دردها در دل دارم. مدام در دام وام، و علی الدوام در ورطه آلام دهرم هر سحر و مسا در واهمه و وسواس که مداح که گردم و کرا واسطه کار
آرم که مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد. مکرر داد کمال دادم و در هر مورد مدح معرکه ها کردم. همه گوهر همه در، همه لاله همه گل، همه عطار روح همه
سرور دل، اما لال را مکالمه و کررا سامعه و کور را مطالعه آمد. همه را طلا سوده در محک ادراک آورده احساس مس کردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و
محسود و عوام کالحمار محمود و مسرور … لا اله الا الله وحده وحده دلا در گله مسدود دار در همه حال که کارهای همه عکس مدعا آمد علاوه همه دردها و سرآمد کل معرکه
ها عروس مهر در آرامگاه حمل در آمد. عالم و عام لام و کرام، صالح و طالح، صادر و وارد، کودک و سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر کس هر هوس
در معامله و سودا دارد آماده و اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و کاک، سرکه و ساک، کره و عسل، سمک و حمل، گرمک و کاهو، دلمه و کوکو، امرود و آلو، الی کلم کدو،
همه در راه، مکر دعاگو که در کل محرومم و در حکم کاالمعدوم. اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده گردد حامد و مسرورم. مگر کرم سر کار اعلی که سرالولد
و سرالوالد در او طلوع کرده و دادرس آمده، درد ها دوا، وامها ادا و کامها روا گردد.

منبع: سایت اقاقیا

:diamond_shape_with_a_dot_inside: برگ
مشاور یه لیوان آب برداشت ریخت رو زمین وقتی ریخت به خانم و آقا دوتا ابر اسفنجی داد تا آب ریخته شده رو از رو زمین جمع کنن و تو لیوان بریزند زن و شوهر متعجبانه
این کارو کردن و بعد نشستن مشاور گفت خوب لیوان رو بگذارید رو میز و کمی صبر کنید بعد از کمی سکوت مشاور گفت ببینید:
1- شما همه آب ریخته شده رو نتونستین جمع کنین
2- آب کمی هم که با اسفنج جمع کردین گل آلود شد البته الان بعد مدتی کمی ته نشین شد اما زلالی قبلو نداره  
3- با هر بار که کمترین تکانی لیوان میخوره آب دوباره گل آلود میشه و باز باید صبر کنین که ته نشین بشه
4- آیا میشه به نبودن میکروب توی این آب اطمینان داشت؟

این دقیقا زندگی ما آدمهاست گاهی با یه رفتار شتاب زده و غیر منطقی و عجولانه یه تصمیم اشتباه میگیریم مثل اون آب میشه که ریخته ، اما بعد سعی میکنیم جمعش کنیم
و اون تصمیم اشتباه رو حل، اما خیلی زمان میبره تا آب گل آلود جمع شده از رو زمین زلال بشه یعنی زمان میبره تا اون رفتار بد رو فراموش کنیم، لیوان مثل قبل آب
نداره کمترشده یعنی ظرفیت قبلو نداریم چون یکبار از ظرفیتمون کم شده و با کمترین تکونی دوباره آب گل آلود میشه و اینبار خیلی زمان میبره که دوباره آب زلال بشه
یعنی دوباره بتونیم همو تحمل کنیم.
پس سعی کنیم زود و شتاب زده تصمیم نگیریم شاید دیگه فرصت نباشه آب ریخته شده را جمع کنیم. سعی کنیم حرفهایی که زندگیمونو گل آلود میکنه نزنیم سعی کنیم زندگی
رو مثل شستن لیوان و پر کردن آب تمیز وزلال همیشه تمیز و با نشاط نگه داریم اینو بدونین هیچ وقت حریم همو نشکنیم و رومون بهم باز نشه هروقت از هم دلخوریم مدتی
صبر کنیم بعد آروم شدن از هم گلایه کنیم.  
مواظب لیوان پر از آب زندگیتون باشید.

:diamond_shape_with_a_dot_inside: حکایت و داستان های آموزنده:point_down::point_down:
vبرای کمک به دیگران توی جیب هایمان به دنبال کمترین مبلغ میگردیم ,
ولی از خدا بالاترین درجه نعمتها را میخواهیم.
چه ناچیز میبخشیم و چه بزرگ تمنا میکنیم.
کمترین کار را میکنیم و بیشترین خواسته را انتظار داریم!

:diamond_shape_with_a_dot_inside: حرف حساب:point_down::po
زندگی کوتاه است

نه غمش می‌ارزد
و نه شادی ماندن دارد …

بهترین راه برایت این است،
که بخندی و بخندی و بخندی،

به غمش …
به کَمش …
و به زیادیِ غمش …

:diamond_shape_wit
كارهایی هست كه دیگران هم می توانند انجام دهند، آن را انجام نده. حرفهایی هست كه دیگران هم می توانند بزنند، آن را بیان نكن و چیزهایی هست كه دیگران هم می
توانند بنویسند، آن را ننویس! كاری را بكن كه فقط تو می توانی انجامش بدهی.

#آندره_ژید
هرگز هرگز هرگز هیچ مردی، هیچ زنی را و هیچ زنی، هیچ مردی را نه عوض کرده و نه درست کرده است...!!!
این تحفه ای که شما مي بينيد ده بیست درصد بدتر مي شود که بهتر نمي شود...!!!
بنابراین اگر با ده بیست درصد خرابتر شدن، مي توانيد او را بپذیرید، مباركتان باشد ، اگه نه برويد دنبال كارتان و رهايش كنيد...!!!

قوی کسی است که؛
نه منتظر میماند کسی خوشبختش کند،
و نه اجازه میدهد کسی بدبختش کند...!!!

هر گاه زندگی را جهنم دیدی,
سعی کن پخته از آن بیرون آیی...
سوختن را همه بلدند...!!!

زندگی هیچ نمیگوید, نشانت میدهد؛
با زندگی قهر نکن، دنیا منت هیچکس را نمیکشد...!!!

#دکتر_هلاکویی
من زندگی خودم را میکنم و
 برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم .
چاقم,
لاغرم,
قد بلندم,
 کوتاه قدم,
سفیدم ,
سبزه ام همه به خودم مربوط است .
مهم بودن یا نبودن رو فراموش کن
روزنامه ی روز شنبه زباله ی روز یکشنبه است
زندگی کن به شيوه خودت
با قوانين خودت
با باورها و ايمان قلبی خودت
مردم دلشان می خواهد
موضوعی برای گفتگو داشته باشند
برايشان فرقی نمی کند چگونه هستی...
هر جور که باشی،
حرفی برای گفتن دارند.
شاد باش و
از زندگی لذت ببر
چه انتظاری از مردم داری ؟؟؟
آنها حتی پشت سر خدا هم
حرف می زنند!!!!

:diamond_sha
او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشکیل داده بودند. روزى با هم نشسته بودند و گپ مى زدند. در حین صحبتهاشان گفتند: چرا ما همیشه با فقرا
و آدمهایى معمولى سر و کار داریم و قوت لایموت آنها را از چنگشان بیرون مى آوریم؟ بیائید این بار خود را به خزانه سلطان بزنیم که تا آخر عمر برایمان بس باشد.
البته دسترسى به خزانه سلطان هم کار آسانى نبود. آنها تمامى راهها و احتمالات ممکن را بررسى کردند، این کار مدتى فکر و ذکر آنها را مشغول کرده بود، تا سرانجام
بهترین راه ممکن را پیدا کردند و خود را به خزانه رسانیدند.
خزانه مملو از پول و جواهرات قیمتى و اشیاء گرانبها بود. آنها تا مى توانستند از انواع و اقسام طلاجات و عتیقه جات در کوله بار خود گذاشتند تا ببرند. در این
هنگام چشم سر کرده باند به شى درخشنده و سفیدى افتاد، گمان کرد گوهر شب چراغ است، نزدیکش رفت آن را برداشت و براى امتحان به سر زبان زد، معلوم شد نمک است!

بسیار ناراحت و عصبانى شد و از شدت خشم و غضب دستش را بر پیشانى زد طورى که رفقایش متوجه او شدند و خیال کردند اتفاقى پیش آمد یا نگهبانان خزانه با خبر شدند.
خیلى زود خودشان را به او رسانیدند و گفتند: چه شد؟ چه حادثه اى اتفاق افتاد؟
او که آثار خشم و ناراحتى در چهره اش پیدا بود گفت: افسوس که تمام زحمتهاى چندین روزه ما به هدر رفت و ما نمک گیر سلطان شدیم، من ندانسته نمکش را چشیدم، دیگر
نمى شود مال و دارایى پادشاه را برد، از مردانگى و مروت به دور است که ما نمک کسى را بخوریم و نمکدان او را هم بشکنیم.
آنها در آن دل سکوت سهمگین شب، بدون این که کسى بویى ببرد دست خالى به خانه هاشان باز گشتند. صبح که شد و چشم نگهبانان به درهاى باز خزانه افتاد تازه متوجه
شدند که شب خبرهایى بوده است، سراسیمه خود را به جواهرات سلطنتى رسانیدند، دیدند سر جایشان نیستند، اما در آنجا بسته هایى به چشم مى خورد، آنها را که باز کردند
دیدند جواهرات در میان بسته ها مى باشد، بررسى دقیق که کردند دیدند که دزد خزانه را نبرده است و گرنه الآن خدا مى داند سلطان با ما چه مى کرد.

بالاخره خبر به گوش سلطان رسید و خود او آمد و از نزدیک صحنه را مشاهده کرد، آنقدر این کار برایش عجیب و شگفت آور بود که انگشتش را به دندان گرفته و با خود
مى گفت: عجب! این چگونه دزدى است؟ براى دزدى آمده و با آنکه مى توانسته همه چیز را ببرد ولى چیزى نبرده است؟ آخر مگر مى شود؟ چرا؟ ولى هر جور که شده باید ریشه
یابى کنم و ته و توى قضیه را در آورم.
در همان روز اعلام کرد: هر کس شب گذشته به خزانه آمده در امان است او مى تواند نزد من بیاید، من بسیار مایلم از نزدیک او را ببینم و بشناسم.
این اعلامیه سلطان به گوش سرکرده دزدها رسید، دوستانش را جمع کرد و به آنها گفت: سلطان به ما امان داده است، برویم پیش او تا ببینیم چه مى گوید. آنها نزد سلطان
آمده و خود را معرفى کردند، سلطان که باور نمى کرد دوباره با تعجب پرسید: این کار تو بوده؟
گفت: آرى.
سلطان پرسید: چرا آمدى دزدى و با این که مى توانستى همه چیز را ببرى ولى چیزى را نبردى؟
گفت: چون نمک شما را چشیدم و نمک گیر شدم و بعد جریان را مفصل براى سلطان تعریف کرد.
سلطان به قدرى عاشق و شیفته کرم و بزرگوارى او شد که گفت : حیف است جاى انسان نمک شناسى مثل تو، جاى دیگرى باشد، تو باید در دستگاه حکومت من کار مهمى را بر
عهده بگیرى، و حکم خزانه دارى را براى او صادر کرد.

:diamond_shape_with_a_dot_inside: حکایت و داستان های آموزنده:point_down::point_down:
اگر فقیری دنبال دختری بیفتد , میشود "منحرف"

اگر ثروتمند اینکار را بکند , میشود "عاشق"

اگر فقرا جایی باشند , میشوند "باند"

اگرثروتمندان جایی جمع شوند , میشوند "جلسه"

اگرفقیری دزدی کند , میشود "سرقت"

اگرثروتمندی دزدی کند , میشود "اختلاس"

در دنیایی که حتی مفاهیم هم با مقداری پول در جیب تغییر میکند به دنبال عدالت هستیم؟!

:diamond_shape_with_a_dot_inside: حرف حساب:point_down::point_down:

:leaves:
شرلوك هولمز كارآگاه معروف و معاونش دکتر واتسون به خارج از شهر رفته و شب چادری زدند و زير آن خوابيدند.
نيمه های شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار كرد و گفت:
نگاهي به آن بالا بينداز و به من بگو چه مي بيني؟
واتسون گفت:
ميليونها ستاره مي بينم.
هلمز گفت:
چه نتيجه ميگيری؟
واتسون گفت:
از لحاظ معنوی نتيجه مي گيرم كه خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم.
از لحاظ ستاره شناسي نتيجه مي گيرم كه زهره در برج مشتری است، پس بايد اوايل تابستان باشد.
از لحاظ فيزيكي، نتيجه ميگيرم كه مريخ در موازات قطب است، پس ساعت بايد حدود سه نيمه شب باشد.
شرلوك هولمز نگاهی به او کرد و گفت:
واتسون تو احمقي بيش نيستي.
نتيجه اول و مهمي كه بايد بگيری اينست كه چادر ما را دزديده اند....

گاهي واقعا انسان از اتفاقاتي که در نزديکش ميافتد غافل و در عوض دور دستها را ميبيند.
برداشتهای جورواجور ميکند و تصميمات اشتباهي گرفته و فرصتهای خوبي را از دست ميدهد.

:diamond_shape_with_a_dot_inside: حکایت و داستان های آموزنده:point_down::point_down:
بیشعورها عاشق حرف زدن هستند به خصوص درباره خودشان. ضمناً آنها در حرف زدن به صورت مغشوش ترین و مبهم ترین حالتهای ممکن استاد هستند. با این روش براحتی می
توانند از زیر بار هر مسئولیتی برای ادعاهای خود شانه خالی کنند و هر چیزی را بعدا" انکار کنند. مثلاً یک بیشعور سیاستمدار هیچ باکی ندارد که معنی چیزی را که
گفته چند بار تغییر دهد تا به مذاق مردم خوش آید .

#خاویر_کرمنت
موفقیت یعنی
 آنطور که دل خودتان می خواهد زندگی کنید؛
کاری که خودتان دوستش دارید را انجام دهید؛
آدمی که خودتان دوستش دارید را دوست بدارید،
لباسی که خودتان می پسندید را به تن کنید،
در راهی که خودتان انتخاب کردید قدم بردارید.
به تعبیری با تمام تاسف"ما بیشتر می پسندیم که خوشبخت نباشیم
اما دیگران ما را خوشبخت بدانند تا این که خوشبخت باشیم اما دیگران ما را بدبخت بدانند.

:diamond_shape_with_a_dot_inside: مثبت اندیشی:point_down::point_down:
هيچکس هرگز کاملآ آزاد نيست. آزادی بشر درست چند ساعت بعد از تولد از او سلب می شود. از همان لحظه ای که برای ما اسمی میگذارند و ما را به خانواده ای نسبت می
دهند ٬ ديگر فرار غير ممکن ميشود. قادر نيستيم زنجير را پاره کنيم و آزاد باشيم. ساختمان بزرگ اداره ثبت اسناد زندان ماست. همهء ما لابه لای اوراق آن کتابها
له شده ايم...

#آلبا_دسس_پدس
شخصی تنها کفشی را که داشت برای تعمیر نزد پینه دوز برد.
از آنجا که پینه دوز در صدد تعطیل کردن دکانش بود، به او گفت: فردا برای تحویل کفش هایت بیا.
با ناراحتی گفت: اما من کفش دیگری ندارم که تا فردا بپوشم.
پینه دوز شانه بالا انداخت و گفت: به من ربطی ندارد، اما می توانم یک جفت کفش مستعمل تا فردا به تو قرض بدهم.
فریاد کشید: چی؟! تو از من می خواهی کفشی را بپوشم که قبلا پای کس دیگری بوده؟
پینه دوز با خونسردی جواب داد: حمل افکار و باورهای دیگران تو را ناراحت نمی کند، ولی پوشیدن یک جفت کفش دیگری تو را می آزارد؟

#من_منم
#امیر_رضا_آرمیون
به ملانصرالدین گفتند: تو در عوض این همه هزلیاتی که در ذهن خود جا داده ای اگر بعضی احادیث و اخبار را حفظ کرده بودی هم به کار دنیا و هم به کار آخرت می خورد.
ملانصرالدین گفت: احادیث و اخبار را به قدر کفایت نزد معلم آموخته و حفظ کرده ام.
گفتند: یکی از آن ها را بگو.
گفت: در حدیث است که هر کس دارای دو صفت باشد در دنیا و آخرت رستگار خواهد بود.
گفتند: کدام دو صفت؟
گفت: متأسفانه یکی را معلمم در موقع گفتن فراموش کرد و یکی را هم الان من فراموش کرده ام.

:diamond_shape_with_a_dot_inside: داستان های طنز:point_down::point_down:

:leaves:
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت.
بالاخره پرسید : ماجرای کارهای خودمان را می نویسید؟ درباره ی من می نویسید؟

پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت:
درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید.
اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام.
بستگی داره چطور به آن نگاه کنی. در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی میکنی.

صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست . او همیشه باید تو را در مسیر
ارده اش حرکت دهد.

صفت دوم : گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود. پس بدان که
باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی..

صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم . بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را
در مسیر درست نگهداری مهم است.

صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است . پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است.

صفت پنجم : همیشه اثری از خود به جا می گذارد . بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه
می کنی.

:diamond_shape_with_a_dot_inside: حکایت و
پدر زحمتکش در دمای 50 درجه سخت مشغول کار کردن بود و پسر 26 ساله اش بی توجه غرق در فیسبوک این پست را گذاشت:
" بسلامتی همه ی پدرها ..." !
مادر از 5 صبح بیدار شده بود و مشغول کار های خانه ولی دخترش ساعت 2 ظهر از خواب بیدار شد و چند ساعت بعد در فیس بوک پست گذاشت : همه ی هستی ام مادر...
در همان لحظه مادر وارد اتاق دختر شد
دختر داد زد : هزار بار بهت گفتم بی اجازه نیا تو اتاقم، نمی فهمی؟؟؟
راستی، پست دختر کلی لایک خورد...!

هیچ فکر کرده ایم که شعار هایمان در دنیای مجازی، چقدر، به رفتارمان در فضای حقیقی شباهت دارد؟!

:diamond_shape_with_a_dot_inside: حرف حساب:point_down::point_down:

:leaves:
گفت‌وگوى زير را در اغذيه‌فروشى ميدان «الكساندر» شنيدم:
دور يك ميز مرمر مصنوعى سه نفر نشسته بودند، دو مرد و يك زن مسن، و آبجو مى‌نوشيدند. يكى از مردها رو به مرد ديگر كرد و گفت: «شرط‌تان را برديد؟» مرد مخاطب
در سكوت نگاهى به او انداخت و براى پايان دادن به اين بحث جرعه‌اى آبجو نوشيد. زن مسن مؤدبانه و با ترديد گفت:«شما لاغرتر شده‌ايد.» مرد كه قبلاً سكوت كرده
بود، به سكوت خود ادامه داد. سپس نگاهى سؤال‌برانگيز به مردى كه سر صحبت را باز كرده بود و حالا با اين جملات آن را به پايان مى‌رساند، انداخت: «بله، شما لاغرتر
شده‌ايد.»
اين گفت‌وگو به نظرم مهم آمد، زيرا ديگر مسايل روزمره روح انسان را مى‌خراشد.

#برتولت_برشت

خیلی جالبه که بدانیم...
حریص ترین موجود روی زمین مگس است و قانع ترین موجود
عنکبوت و خداوند غذای قانع ترین موجود را حریص ترین موجود
قرار داده است .
چارلی چاپلین به دخترش: تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریان خودت را نشان نده هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن قلبت را خالی نگاه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز
چطوری میفهمی در سال 2009 هستی ؟
1یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت که 3نفر بیشتر نیستن 5خط موبایل دارن
2واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه میز بغل دستی تو نشسته
3رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه
4ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک چیزایی رو که خریدی ببرن داخل
5هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره
6وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برمیگردی که موبایلت رو برداری، بدون توجه به اینکه 20-30سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی
8صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله
9الان در حالیکه این مطلب رو میخونی،سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی
10اینقدر سرگرم خوندن این مطلب بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره
11الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7رو داشته یا نه
12و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی
13دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7رو پیدا نمیکنی،خوب من شوخی کردم ولی نشون میده که تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی.

مورد 7رو خودتون حدس بزنید

+ نوشته شده در  سوم تیر ۱۳۹۵ساعت 10:26 PM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  | 

مطالب تا اين لحظه

 

گفتم: ثابت کن دوستم داری
پرسید چگونه؟
گفتم رگت را بزن.
رگش را زد، هنگامی که داشت در آغوش گرمم جان میداد پرسید ثابت شد؟
گفتم اگر دوستم داشتی تنهام نمیذاشتی ...





@digijokee
گفت پدر سگِ بی شرف...
و مُرد ...
والا ادم اخه این قدر نفهم
ایشششش :joy::unamused:
معلم  تهرانی يك اسكناس پيدا میکنه میگه: مال كيه؟ :moneybag:🤔

شاگرد سبزواری :point_left: مال موس ، داييم بدیيه!

معلم: یكی ترجمه کنه:exclamation:
@digijokee


شاگرد نیشابوري :point_left: آقام گه مال خادشه ، دییش دایش!

معلم: ای بابا! یعنی چی؟ :no_mouth:

شاگرد مازندرانی :point_left: گِنِه که شِوِسِ هَسِه ، وِنِ دایی هِدآ

معلم: وات دِ فاک؟ :no_mouth:

شاگرد تُربتی :point_left: آقا ، ور خووی نرن!  ور مگه از او یه ، برار ننش بزش دایه!
ﺻﺪﺍﯼ ﺑﭽﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﻧﻤﯿﺰﺍﺭﻩ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ

@digijokee



ﻣﻦ ﺍﮔﻪ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺸﻢ ﺗﺎ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯿﺰﺍﺭﻣﺶ ﭘﺮﻭﺭﺷﮕﺎﻩ
ﺑﻌﺪﺷﻢ ﻣﯿﺰﺍﺭﻣﺶ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯﯼ
ﺑﻌﺪﺷﻢ ﺭﻓﺖ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﯿﺰﺍﺭﻣﺶ ﺧﻮﺍﺑﮕﺎﻩ
ﻫﻤﻮﻧﺠﺎﻡ ﯾﮑﯿﻮ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﺑﺮﻩ ﺳﺮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ
ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩاریااااااااا....:joy::joy:
روایت داریم تو جهنم هم کولر هس،






@digijokee



اما کلیدش تو بهشت پیش باباهاست از همون جا هم هی خاموشش میکنن:sob::joy:
ساده ترین کار دنیا اینه که خودت باشی.



@digijokee





پس چرا سختش کنیم و چیزی باشیم که بقیه میخوان؟🤔
لامصب آهنگ پيشواز يارو رو گوش ميدي ميري تو حس، ياد عشقت ميفتي، گريه ت ميگيره بعد...


@digijokee




با ي صداي گوش خراش ميگه: درحال حاضر مشترک مورد نظر پاسخگو نميباشد!
بابا لال شو ببينيم آهنگه چي ميگه
ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﺘﻮﻥ ﻗﺮﺽ ﻣﯿﺪﯾﺪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ
ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ؟




@digijokee


ﻻﻣﺼﺐ ﯾﻪ ﺟﻮﺭ ﺳﺮ ﺑﻪ ﻧﯿﺴﺘﺶ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﺎ ﻫﯿﭙﻨﻮﺗﯿﺰﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﮕﻪ ﮐﺠﺎ ﮔﻤﺶ
ﮐﺮﺩﻩ ... :neutral_face:

حاکم نیشابور برای گردش به بیرون از شهر رفته بود ، مردی میان سال در زمین کشاورزی مشغول کار بود .حاکم بی مقدمه به کاخ برگشت و دستور داد کشاورز را به کاخ بیاورند . روستایی بی نوا با ترس در مقابل تخت حاکم ایستاد.
به دستور حاکم لباس گران بهایی بر او پوشاندند. حاکم گفت یک قاطر راهوار به همراه افسار و پالان خوب به او بدهید حاکم از تخت پایین آمده بود و آرام قدم میزد، گفت میتوانی بر سر کارت برگردی ولی همین که دهقان بینوا خواست حرکت کند حاکم کشیده ای محکم پس گردن او نواخت . همه حیران از آن عطا و حکمت این جفا ، منتظر توضیح حاکم بودند.
حاکم پرسید : مرا می شناسی؟
بیچاره گفت : شما تاج سر رعایا و حاکم شهر هستید.
حاکم گفت: آیا بیش از این مرا میشناسی؟ سکوت مرد حاکی از استیصال و درماندگی او بود.
حاکم گفت:بخاطر داری بیست سال قبل با هم دوست بودیم و در یک شب بارانی که در رحمت خدا باز بود دوستت گفت خدایا به حق این باران و رحمتت مرا حاکم نیشابور کن و تو محکم بر گردن او زدی که ای ساده دل! من سالهاست از خدا یک قاطر با پالان برای کار کشاورزیم می خواهم هنوز اجابت نشده آن وقت تو حکومت نیشابور را می خواهی؟
یک باره خاطرات گذشته در ذهن دهقان مرور شد.
حاکم گفت: این قاطر و پالانی که می خواستی ، این کشیده تلافی همان کشیده ای که به من زدی.
فقط می خواستم بدانی که برای خدا حکومت نیشابور یا قاطر و پالان فرق ندارد. فقط ایمان و اعتقاد من و توست که فرق دارد....

از خدا بخواه فقط بخواه و زیاد هم بخواه خدا بی نهایت بخشنده و مهربان است و در بخشیدن بی انتهاست ولی به خواسته و خدایت ایمان داشته باش .
با عشق و جنون وارد تهران شده باشی
دیوانه ترین عاشـق دوران شـده باشی

تنها به امیدی کـــه به او داشتی از قبل
ازشوق هم آغوشی اش عریان شده باشی

هر روز تفأل بزنی تا که ســـر انجام
بامعجـــزه ای حافظ دیوان شده باشی

از بس که به او دل بدهی در غزل خود
دلبستـه ترین شاعر ایران شده باشی

یکباره بفهمی که دلش پیش دلت نیست
پر پر شده ی حس پریشان شده باشی

از اوج بیفتی و سـر از خـاک دراری
با خاک مصیبت زده یکسان شده باشی

دلتنگ تر از ابر پر از بغض زمستان
ناچـار به باریدن باران شـده باشی

در سینه ی تو یخ بزند گرمی احساس
مانند بهاری که زمستان شده باشی

با اینکه زنی ،خسته و درمانده شبیه...
ولگـرد ترین مرد خیابان شده باشی

مأیوس شوی شِکوه کنی اَشک بریزی...
درگیـر تب و گفتن هذیـان شده باشی

درخلوت پر وحشت شبهــــای خیالت
همبستر یک گرگ بیابان شده باشی

شیطـــان بشود عاشق معصومیت تو
در پنجه ی ابلیس به زندان شده باشی

ازهم بدری سینه ی پر سوز خودت را
مثل جسدی مرده و بی جان شده باشی

***
با قلب پر از عشق شوی راهی تهران
از آمدن خویش پشیمان شده باشی...

#فرشته_خدابنـده
لااایک چقدر غمگین و دلگیر کننده.
باسلام به همه
 و آرزوی قبولی طاعات، بدینوسیله از شما دعوت میشود امشب بعداز اذان مغرب راس ساعت ۸/۳۰ جهت صرف افطاری







@digijokee







دستان خود را حتما تمیز بشویید.
التماس دعا...:pray:
:yum::yum::yum:
همه آدمها حتی اگه ندونن چرا و سر هم در نیارن،


@digijokee




 موقع خرید هندونه دو سه تا میزنن روش ببینن چه صدایی میده:neutral_face:

:stuck_out_tongue_winking_eye:
ااییییوولل لاایک
یکی از خوبیای ماه رمضون تو خونه ما اینه که بابام گرسنه میره خرید و


@digijokee



الان یخچالِ ما از یخچال فروشگاهای زنجیره ای بیشتر حرف برای گفتن داره:stuck_out_tongue_winking_eye:
دیروز رفتم نمایشگاه یدونه مازراتی دیدم خوشم اومد؛

 این ماه حقوقمو بگیرم

@digijokee

 ی آژانس میگیرم میرم دوباره میبینمش!!!:joy:
میااااام کجاااا
حرف نزن .سکوت کن .هیسسسس
هرسه یک معنا دارند...

@digijokee



اما هیچکدوم خفه شو نمیشه
امتحان کردم که میگماا:joy:
اعتراف میکنم


@digijokee


من تو امتحانا بعد ده دقیقه الکی ورق میزدم میرفتم صفه بعد
تا بچه ها روحیه شون نابود شه!
حلال کنید!!!:joy:
نميدونم چرا همش حس ميكنم دكتر چوبي كه باهاش منو معاينه ميكنه بعد از اينكه من رفتم




@digijokee

از تو سطل برميداره فوت ميكنه ميذاره واسه مريض بعدي :neutral_face::disappointed_relieved::confounded:
به يارو میگن ::grin:
جوونیات ورزش میکردی؟
میگه : آره هالتر میزدم
میگن الان چی؟؟؟:unamused:



@digijokee


میگه :
الان هال ندارم فقط تر میزنم!!:joy::joy::joy:
بمب، موشک، زلزله، روح، جن، شبح. داعش... :unamused::unamused::unamused:


@digijokee

هيچ کدوم به اندازه ي
پنج تماس بي پاسخ از بابا و مامان ترسناک نيست...:joy::joy::joy:
به همون نسبت که پدرا سعی میکنن کولرو خاموش کنن


@digijokee


مادرا سعی میکنن در اتاق بچه ها رو باز بذارن ! :confounded::grin:
ای کسانیکه روزه نمیگیرید......
حداقل افطار کنید..... !🙄🤔



@digijokee



چون از قدیم گویند کار را آن کرد که تمام کرد !:joy::joy:
پارسال برنامه ماه عسل تبلیغ بانک ثامن الحجج رو کرد ورشکست شد، امسال هم تبلیغ بانک سرمایه رو میکنه!


@digijokee

از ما گفتن، خود دانید:stuck_out_tongue_winking_eye::joy:
كم كم ياد ميگيري واسه تكيه كردن




@digijokee



پاهات محكمتر از شونه بعضياست:+1:
خیییلیییی جااالبن
با موجوداتی طرفیم که دهن خودشونو سرویس میکنن با گشنگی و تشنگی روزه



@digijokee

بعد میان واسه شرکتشون جنس میخرن میگن دو برابر فاکتور بزن ...:joy:
با كسی ازدواج كنيد كه آشپزی بلد باشه، خوشگلی عادی ميشه ...

@digijokee


ولی گرسنگی نه!:hamburger::stew:
اگر فردی بدون پرداخت خمس مال خود اقدام به خريد منزل کند

معروف سرویس میزنه . توی زمین حریف

@digijokee

حالات شما نشون میده که دچار بیماری کم کاری تیرویید شدید





در این اقیانوس آبی مرجانهایی زندگی میکنند که عمر

چيه ؟؟!!  دارم کانال عوض ميكنم:joy::joy::joy::joy::joy::joy:!!!

بیکارم
بیکار...:stuck_out_tongue_winking_eye::stuck_out_tongue_winking_eye:
به شدت معتقدم :expressionless::point_up:
ازدواج كردن تو سن 22,23 سالگي مث اين ميمونه که


@digijokee


 مهموني رو ساعت 9:30 ترك كني...
 چه کاریه آخــــــــــــه!:joy::joy::joy:
هيچگاه نه كسي رو ببخش
نه فراموش كن


@digijokee


سر فرصت بزن دهنشو سرويس كن:neutral_face:
( دكتر شريعتي با اعصاب خراب):joy:
آیا میدانید لاکپشتها بخاطر سبک زندگی خاصی که دارن بیشتر از 150 سال عمر میکنن؟
سبک زندگیشون اینه که سر شون تو لاک خودشونه...


@digijokee


نه تو زندگی دیگران!:confused:
دوستانی که فقط پیامارو میخونند و هیچ فعالیتی نمیکنند یه وقت خسته نشن


@digijokee



اگه خسته میشید میخونید پیامارو صوتی بزاریم که اذیت نشید:confused::unamused::unamused:
تنها خصلت که ما ایرانی رو از دیگر مردمان جهان متمایز میکنه این که


@digijokee


اونا صبح زود پامیشن ،سلام میگن ،ما به زندگی  فحش
میدیم.:neutral_face:
قدیــــــــــما به دختــــرهمسایه می گفتیم نامــــــــوس


@digijokee



الان بهش میگن دافـــــــــــــ:joy:
آخرش علیخانی مسابقه پیامکی میذاره



@digijokee


"بدبخت ترین مهمان امسال ما کدام برنامه بود؟شماره موردنظر را 200090 ارسال کنید":calling::iphone::joy:
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﺳﻮﻣﺎﺕ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍزدﻭﺍﺝ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ

@digijokee


شکستن سیم کارت قبلی و خرید سیم کارت جدیده...:neutral_face:
تو جلسه خواستگاري :

دﺧﺘﺮﻩ به ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕه: ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻦ !

پسره ﻣﯿﮕﻪ: ۲۸ ﺳﺎﻟﻤﻪ ! ﭘﺰﺷﮑﻢ، ﺩﻭ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ، ﻣﺎﺷﯿﻨﻢ لکسوس ﻣﺸﮑﯿﻪ! ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮐﺎﺭﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻩ، ﺗﮏ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ !

@digijokee
و ﺷﻤﺎ ؟

دختره چشماشو مي بنده ميگه: به ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ، ﻫﻤﺴﺮت:neutral_face:
یبار تو خیابون یکی خرما تعارف کرد یکی برداشتم.


@digijokee


بعدش دستمو محکم گرفت، گفت همین الان جلوی خودم واسش فاتحه بخون وگرنه نمیذارم بری :neutral_face:
‏نه با یه خوشبخت ازدواج کن که حس کنه مزاحم خوشبختیش شدی نه با یه بدبخت که بدبختت کنه.



@digijokee

با یه متوسطی که همدیگه روخوشبخت کنید.
متوسط هستم از کرج :relaxed:
دختره رفته تست فوتبال بده..!!:woman::soccer:

@digijokee


جون من نخند بزار تعریف کنم
بیا خندیدی مزش رفت ب کل
نمیگم اصن:unamused:
از پسره میپرسن
شما چرا تو ماه رمضون با دوست دخترت حرف نمیزنی ؟

@digijokee

میگه اخه اگه بهش زنگ بزنم
باید بگم عشقم
بعد منم روزه ام نمیتونم دروغ بگم
یعنی کشته مرده ی این صداقتشونم
رفتم حلیم بخرم،نوشته بود حلیم بوقلمون. گفتم داداش ناموساً بوقلمونه؟




@digijokee


گفت دوساله از من کباب میگیری فهمیدی گوشت خر میزنم؟ اینم فک کن بوقلمونه! :neutral_face:
من اگه میدونستم بابام به خاطر  باز کردن چاه دستشویی با میلگرد بهم میگه مهندس




@digijokee

 الکی برا مدرک این همه بدبختی نمیکشیدم :neutral_face:
احسان علیخانی وقتی تو تلگرام میخواد مسج بده بجای is typing...




@digijokee



اون بالا مینویسه is crying... :neutral_face:
تو ماه رمضون به ساعتا نباید نگاه کرد



@digijokee


 من یه بار نگاه کردم دیدم ساعت هفته سه ساعت بعد نگاه کردم دیدم رو هفت و ربعه :neutral_face:
شاید باورتون نشه هنوز وقتی مهمون داریم


@digijokee






 مامانم بلند میگه:عریزم سلام کردی ؟
یعنی رسما منو گاو فرض میکنه:neutral_face:
3:05:55 PM
لامصب دل پسرا که دل نيست ژلس.....




@digijokee






برا همه ميلرزه.....:neutral_face:

کلینک روانشناسی تارا:
:red_circle:سردرد خانم ها به هورمون هايشان مربوط است : به نقل از میگنا

گروهی دانشمند به سرپرستی یلنا پاولوویچ در کالج پزشکی آلبرت اینشتین نیویورک به بررسی نقش استروژن در احتمال بروز سردردهای میگرنی پرداختند و آنها تغییر سطح
هورمون استروژن وتعداد دفعات ابتلا به سردرد را در یک ماه بررسی کردند.
تیم تحقیقاتی بر روی 114 زن با سابقه بیماری میگرن و 223 زن بدون هیچ سابقه قبلی سردردهای میگرنی با میانگین سنی 47 مطالعه کردند، درطول یک ماه هر بار که شرکت
کنندگان به سردرد مبتلا می شدند سطح هورمون استروژنشان بررسی شده و ثبت می شد.
همچنین میزان این هورمون هر پنج روزیک بار با تست ادرار آزمایش شده و بالاترین میزان آن در یک ماه مشخص شد، در یک دوره 30 روزه دو روز بعد از تخمک گذاری سطح
هورمون استروژن دربالاترین مقدار قرار دارد.
در نتایج تحقیقات نشان داده شد که سطح استروژن در زنان با سابقه میگرن 40 درصد و در بقیه زنان  30 درصد در طول این دوران کاهش یافته است همچنین در این مطالعه
همزمان سطح هورمون های دیگر بدن نیز بررسی شد اما فقط در این مدت میزان هورمون استروژن تغییر کرد. در زنانی که به علت استرس، کمبود خواب، رژِیم غذایی میزان
هورمون استروژن بدنشان به یک باره کاهش پیدا کرده حمله های میگرنی بیشتر بوده است.

 :small_orange_diamond:نتایج این مطالعه در مجله نورولوژی آکادمی آمریکا منتشر شده است
@tara_clinic
web.telegram.org/3f5db835-513d-4477-b234-e49a007024f0
زغاله قلیونت قلبمو آتیش زد.:d :d

نفس میکشم ، لطفا خاکم نکنید.......



از حـال ِ مَن ميپُرسي ؟

نَفـس ميکِشَم تا به جـاي مُرده ها

خاکـَم نکُننـد !

اينگونه است حال ِ مَن

هيچ نپـُرس

کلینک روانشناسی تارا:
بچه ها وقتی میخندند یعنی شادند
وقتی گریه می کنند یعنی غمگین اند
باید بزرگ شوند تا یاد بگیرند
وقتی غمیگین اند لبخند بزنند
و گاهی به خاطر
شادی هاشان
گریه کنند.
@tara_clinic
web.telegram.org/49bda976-9703-4b29-b52d-8349c85d5e67
لایییک
کلینک روانشناسی تارا:
:high_brightness:سواد چیست ؟
تعريف كلاسيك سواد توانايي خواندن و نوشتن است.

اما بر اساس تعريف يونسكو شخص با سواد فردي است ك تمام پارامتر هاي زير را در خود داراست:
:point_left:١- سواد عاطفي: توانايي برقراري روابط عاطفي با خانواده، همسر و دوستان به بهترین شکل ممکن
:point_left:٢- سواد ارتباطي: توانايي برقراري ارتباط و تعامل با تمامي اعضاي جامعه (آداب معاشرت- روابط اجتماعي  عالی)
:point_left:٣- سواد مالي: توانايي مديريت اقتصادي درآمد (چگونگي پس انداز، سرمايه گذاري و مديريت خرج)
:point_left:٤- سواد رسانه: اينكه بدانيم كدام رسانه ها معتبر و كدام نا معتبر است؛ توانايي تشخيص وثوق اخبار و ديگر پيام هاي رسانه اي
:point_left:٥- سواد آموزش و پرورش: توانايي تربيت فرزندان به نحو احسن
:point_left:٦- سواد رايانه: توانايي استفاده از مهارت هاي هفت گانه رايانه ICDL ( مفاهيم پايه فناوري اطلاعات و ارتباطات، استفاده از رايانه و مديريت فايل
ها، واژه پردازی
:small_red_triangle_down:امروزه در قرن بیست و یکم داشتن سواد خواندن و نوشتن و حتی اخذ مدرک دانشگاهی دال بر باسواد بودن فرد نیست ، به امید روزی که فرد باسواد
جامعه ما تمام معیارهای فوق را داشته باشد ...
@tara_clinic
web.telegram.org/89409eb3-21ae-4bdd-b43c-fdf8bcef8c25
هیچ می دانی ............





هــیچ میدانی

زیــباترین عــاشــقانــه

وقــتی است که

اسمــم را با “مــیــم” به انتها می رسانی...

قـلیان محـبـتـت

                     خـفه ام کـــرد!






اكنونـ                                                    

دوديـ كه مصرف ميـكنم                                      

چـــ فرقيـــ دارد كه سيگار باشد يا قليانــــ؟                     

مهم اين است كه                                        

ديگر نيستيــــ تا بوســــه بارانت كنم                        

و اينگونـــهــــ                                         


  مجبورمــــ خاطره هـــايت را دودكنـــم....

تو به جای من بخند....


دنــیـــا ادامــــه لــبـخـنـد تــــوســت ..
کــه تــــا آخــــریــــن لـــبــخـنـد مــــن کـــش مــــی آیــــد ؛
تـــو لــب بـــــرمــیــچــیـنــــی
و مـــن ..
جـــایی مـــیـــان آســـمـــان و زمـــیـــن ..
مـعـلق می شــــوم ..

[6:57:12 PM]
کلینک روانشناسی تارا:
اگر خداوند تکه کوچکی زندگی به من ارزانی می داشت :

هنگامی که دیگران می ایستادند راه می رفتم، و هنگامی که دیگران می خوابیدند بیدار می ماندم، و هنگامی که دیگران صحبت می کردند گوش می دادم . گلهای رز را، با
اشكم آب می‌دادم، تا درد خارهایشان و بوسه گلبرگهایشان را حس كنم.
کمتر می خوابیدم و بیشتر رویا می دیدم، چون دیگر میدانم که هر دقیقه که چشم برهم می گذارم شصت ثانیه نور را از دست می دهم.
به انسان ها نشان می دادم که چه قدر در اشتباه اند که گمان می برند وقتی پیر شدند دیگر نمی توانند عاشق باشند، در حالیکه نمی دانند که آنها زمانی پیر می شوند
که عاشق نباشند!
به هر کودکی دو بال می دادم، اما رهایش می کردم تا خود پرواز را بیاموزد.
به سالخوردگان می آموختم که مرگ نه با سالخوردگی، که با فراموش شدن سر می رسد.
خدایا! اگر تکه ای زندگی می داشتم، نمی گذاشتم حتی یک روز بگذرد بی آنکه به مردمی که دوستشان دارم، نگویم که دوستشان دارم... به همه مردان و زنان می قبولاندم
که محبوب من اند، و در کمند عشق زندگی می کردم.
خدایا! اگر دل در سینه ام همچنان می تپید، نفرتم را بر یخ می نوشتم و طلوع آفتاب را انتظار می کشیدم.
آه انسانها! از شما چه بسیار چیزها که آموخته ام، من دریافته ام که همگان می خواهند در قله کوه زندگی کنند، بی آنکه بدانند اصل همان چگونگی پیمودن راه است.
من دریافته ام که وقتی نوزادی برای اولین بار انگشت پدر را در مشت کوچکش می فشارد، او را برای همیشه به دام می اندازد.
دریافته ام که یک انسان فقط هنگامی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پایین بنگرد که ناگزیر باشد او را یاری دهد تا روی پای خود بایستد.

نامه خداحافظی.      
گابریل گارسیا مارکز
@tara_clinic
6:58:45 PM
[Photo]
@tara_clinic
7:11:00 PM
[ Sarah Chang – Nocturne

توجه به نزدیکی به شبهای قدر پیامی در فضای مجازی از زبان استاد پناهیان دست به دست میچرخد که ایشون سال پیش تکذیب کردند و تحریفی بیش نیست:

:x::x: متن شایعه: :x::x:
بیاین شب بیست و سوم هیچ کس برای خودش دعای شخصی نکند
دعای شخصی نیاورید
هیچ کس العفو نگوید
بیایید برای یکبار شب بیست و سوم ماه رمضان کل مردمی که احیا گرفته اند برای یک نفر دعا کنند
برای مهدی فاطمه دعا کنند
بیایید به ریسمان خدا چنگ بزنیم و با همه وجود فریاد بزنیم تا خدا ما رو از این غیبت نجات بده
آنوقته که مهدی فاطمه میگه چی شده که همه مردم تو این شب برای من دعا می کنند؟!
و اون زمانی هست که ان شالله ظهور نزدیک است.

یا علی ...

اخبار داغ محرمانه
 [3:28 PM]  32K
[Photo]  
واکنش داریوش ارجمند وخاطره حاتمی به حقو‌های نجومی مدیران
دانشجویان‌به عنوان قشرتحصیل‌کرده به قوه‌قضائیه طومار بنویسند وخواهان بررسی فوری شوند/نام بازیگرها و فوتبالیستها بد درفته است/فارس
@secretnewss
web.telegram.org/3946dfc5-7fb6-442f-97a9-7ae2f8362c6a

امروز را عجیب به من بدهکاری .........






امـــروز نــه چـایـــ م دارچیــن داشـت
نـه قهـــوه ام شکــر
نــه اینکــه نــخواهـم
حـــوصله اش  را نــداشتــم
یعنـــی مــی دانـــی..
امـــروز نــبـودم
نــه!
امـــروز اصــلا نـبـــودم
مــن کـه خیلــی وقـــت اسـت
نـ.یـ.سـ.تـ.مـ..
امـــروز آفتــاب بـــود..بهــــار بــــود...
راحـــت بگویــمــت
امـــروز تــــو بایـــد مــی بـــودی
همـــه ی روزهـا بـه کنــار
تــو امــروز را عجیــب بـه مــــــن

وبه چشمهای منتظرم

بـ.د.هـ.کـ.ا.ر.ی. . . !

این روزها من

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا

آرامش اهالی دنیا

خط خطی نشود...
اینجا زمین است

اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است

اینجا گم که میشوی

بجای اینکه دنبالت بگردنن

فراموشت میکندد.........
با اینکه از سر تا سرِ این شهر بیزارم،
شادم كه در ويرانه ی قلبم تو را دارم.

اِي سنگِ سختِ سينه ات يادآورِ كعبه!
مي خواهم از سيماي قلبت پرده بَردارم.

وقتي زمين از زيرِ بارم شانه خالي كرد،
وقتي خبر آورد: "من محكومِ آوارم"،

يك زن به نامِ تو نگاهش را ستونم كرد،
انگار دنيا را كسي برداشت از بارَم.

بر شانه هايم تكيه كن تا باورم باشد،
يك خشت هم از من بماند، باز "ديوارم"!

هرچند كه زخمي ترين تنديسِ اين وادي،
از حمله ی خونبار و ناهنگامِ  تاتارَم!
امشب هواي سينه ام تا قسمتي خاكيست،
فردا به سوي آسمانها سنگ مي بارم!
سهم من از تو فقط تنهاییست ...



گاهی سخت می شود …
دوستش داری و نمی داند
 دوستش داری و نمی خواهد
 دوستش داری و نمی آید
 دوستش داری و سهم تو از بودنش
 فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت
 دوستش داری و سهم تو
 از این همه ، تنهایی است ....
مـی گـویـنـد بـاران کـه بـبـارد

 بـوی ِ خـاک بـلـنـد مـی شـود . .

پـس چـرا ایـنـجـا

 بـاران کـه مـی بـارد


 عـطـر خـاطـ ـره هـا مـی پـیـچـد ؟ . . .

سلام  
روابط عمومی انجمن نابینایان و کم بینایان شهرستان بانه
از برگزاری سومین جشنواره سراسری موسیقی نابینایان و کم بینایان کشور
با عنوان صدای سپیده خبر داد .
 به زودی فراخان در چند روز آینده منتشر خواهد شد  .

+ نوشته شده در  سوم تیر ۱۳۹۵ساعت 10:6 PM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  |