فرداي روشن

خداوند به هر موجودي حق زندگي كردن متناسب با توانايي هايش را داده

چرا کدبانوی بی نگاه ؟

 


 
 امروز یکی از مخاطب ها برام کلیپی فرستاد
 آموزش آشپزی بود اما دقیقا جزء به جزء اون آشپزی را یه خانمی خودش به صورت خودجوش توضیح داده بود
 پیامی هم برام ارسال کرد که
 با احترام به کدبانو های نابینا
 از من خواسته بود تا در کانال نکات آموزشی برای نابینایان این آموزش هم قرار داده بشه
 خیلی از این ارسال خوشحال شدم
 چون پیام های ارسالی به تدریج داره به سمت مطلع شدن افراد جامعه پیش میره
 بعد از این پیام خوب فکر کردم
 خوب یه خانم نابینا جدا از مهارت های خاص خودش به یک سری وسایل هم نیاز داره
 وسایل برقی که کلا گویا نیست نهایتش بوق می زنه
 که اونم به یک فرد بینا نیاز هست تا دفعه ی اول آموزش بده
 وسایل پخت و پز که هیچکدام برجسته نیست و حتما به مهارت یک خانم نابینا برای شناخت بیشتر لازمه
 خب مواد شوینده که علامت رجسته و نوشته ای به خط بریل نداره
 مواد غذایی بسته بندی شده که مثل قبلی نه علامتی نه نوشته ای به خط بریل  
 جدیدا میگن تلوزیون های با سیستم اندرید گویا میشه
 که اونم هم بسیااااار گرونه و فقط برای زوج های نابینا مفیده که افراد بینا حوصلشُ ندارند
 هر چیزی را که بررسی کردم تهش به این رسیدم که هیچی نیست
 اما ، اما
 چرا خانم های نابینا کدبانو ترین خانم های معلول هستند
 این خودش توضیحاتی داره
 هرگز فکر نکنید که یک خانم نابینا قابل اعتماد نیست که کار های یک خونه را بهش بسپارید
 اصلا یک خانم نابینا یی که آمادگی مستقل شدن داره را اسیر پرسش های خودتون نکنید
 خانم نابینایی که داره به مستقل شدن حالا یا متعهلی یا زندگی مجردی دارای استقلال
 فکر می کنه
 مطمئن باشید یک کدبانوی تمام عیاره
 ولی فراموش نکنید
 که در این گروه عظیم کدبانو ها
 درصد کمی هم هستند که خانواده هاشون نمیذارند باور کنید
 نمیذارند مستقل بشن
 فرهنگ بعضی خانواده ها دیوانه کنندست
 پدر مادره تا وقتی هم که به فرسوده ترین دوران زندگیشون می رسند
 اگر خودشون نتونند کاری انجام بدن دائما به همه میگن
 کاری داشت براش انجام بده
 اما ، اما
 نود درصد بقیه به واسطه ی تجربه ی چندین ساله میگم
 حتی نظیرشون را در افراد سالم پیدا نمی کنید
 خانم های نابینا کدبانو ترین ، صبور ترین ،نجیبترین و حتی همقدم ترین خانمها هستند
 اما این روز ها مردم جامعه شنیده ها را بیشتر از دیده ها قبول دارند
 هنوز هم در روستا ها دختران نابینای زیادی هستند که به خاطر فرهنگ غلط جامعه
 نتونستند ازدواج کنند
 هنوز هم بانوان نابینایی هستند که با تمام اعتماد به نفسشون نتونستند به
 خانواده ی فرد مورد نظرشون بفهمونند که لایق بودند اگر فرصت ها را ازشون نمی گرفتند
 کمی تامل

+ نوشته شده در  سی ام تیر ۱۳۹۹ساعت 11:56 PM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  | 

چرا اشتباه ؟

 


یک نکته ای بسیار به نظرم مهم هست
 این همه اهل علم دارند می زنند توی سر و کلشون
 که ازدواج فامیلی ممنوع
 آی ایها الناس ازدواج فامیلی نکنید
 دوباره  هر کدوم از شبکه های سیما
 شصت تا سریال می سازند که فامیلی عاشق شدن
 همش فکر می کنم که نکنه
 مرکز مربوطه یکی از پنجاه تا شرایط لازم برای مجوز را ازدواج فامیلی قرار داده باشه
 خخخخ
 این همه معلول تنها یک درصد پدر مادرشون فامیل نبودند
 این جمله به خدا فهمیدنش سخت نیست
 اصلا کاش یه کمپین درست بشه به این عنوان
 کمپین مبارزه با ازدواج فامیلی
 شاید صاحبان سریال های تولیدی دست از ترویج این فاجعه ی انسانی بردارند
 زندگی معلول انقدر که برای خانوادش تحملش سخته به خدا قسم برای خودش نیست
 خودش کنار اومده با مسائل حاشیه ای
 به هر حال این مسئله برای خودش قابل درک شده
 برخورد مردم ، سطح فرهنگ جامعه ، تقریبا عدم اطلاع مردم در مورد زندگی معلولین
 اصلا نیازی به کمپین هم نیست
 خودتون هر جا مشاهده کردید
 این فاجعه ی انسانی در حال شکل گرفتنه جدی باهاش برخورد کنید
 نگین چون فلانی ازدواج فامیلی داشته بچش سالمه منم میشم
 هیچکدام از  فرزندانِ نتیجه ی ازدواج فامیلی سالمِ صد در صد نیستند  
 به فکر مشکلات روحی خودتون بر اثر برخورد مردم بی فرهنگ نیستید
 به فکر فرزند معلولتون باشید که بدون امکانات لازم باید در این جامعه زندگی کنه
 معلول هیچ امکانات رفاهی و معیشتی نداره
 وقتی میشه جلوی این همه مشکل حل نشدنی را گرفت
 پس کمی تامل کنید

 

 با تشکر از نظریات مفیدتون درخواست های زیادی داشتم در مورد اینکه از زندگی معلولین بیشتر مطلب درج بشه

 چند نظری هم برامون  ارسال شده در مورد اینکه چطور میشه یک فرد معلول را برای ازدواج انتخاب کرد ؟

 حتما به مرور به همه ی سوالهاتون پاسخ میدیم بازم ممنون از این همه استقبال

+ نوشته شده در  سی ام تیر ۱۳۹۹ساعت 12:41 AM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  | 

چه کردیم ؟

 

 

یک خبری خوندم که
 در بین همه ی اخبار های پر استرس این روز ها کمی دلگرم کننده بود
 از وقتی کرونا وارد ایران شده چند هزار زوج در دوران نامزدی و عقد مانده به خانه ی بخت رفتند
 از وقتی کرونا وارد ایران شده آمار طلاق به پایین تر از آمار همیشگی رسیده
 در دوران قرنطینه خانواده ها شاید بیشتر دچار نزاع و جر و بحث شدند
 اما نود درصد توانستند بعد از مدتها مشکلات بینشان را حل کنند
 چرا که فرصت گفتگو پیدا کردند
 مشغله های روزمره فرصت با هم بودن را از همه گرفته بود
 این اجبار مهلک بسیاری از آدمها را به هم نزدیک کرد
 خیلی ها فهمیدند قضاوت هایشان چقدر نسبت به یکدیگر اشتباه بوده
 بعضی ها هم به فکر جبران شکستن های قبل افتادند
 کرونا بهانه ای شد تا خانواده جانی تازه بگیرد
 حالا دیگر کسی نیست تا حریم خانواده را بشکند و از عذابشان لذت ببرد
 حالا دیگر آدم ها هر طور که دلشان می خواهد زندگی می کنند
 حالا فرصت هست تا کمی به دلیل این دوری ها فکر کنیم  
 به اطرافتان نگاه کنید آدم های اطرافتان را بسنجید
 و ببینید آدم هایی هستند که از این اجبار لعنتی زیاد هم ناراحت نیستند
 چرا که فرصت دارند بی دغدغه به یارشان دوستت دارم را ابراز کنند
 باید ببینیم چه کردیم که روزگار تصمیم گرفت برای جلوگیری از شکستن دلها
 بر سر جان آدم ها معامله کند
 چه کردیم که طبیعت خشمگین شد تا جایی که آدم ها را از خود راند
 چه کردیم که کودکانمان جایی امن تر از حریم خانواده نمی یابند ؟
 حالا دیگر یک پوشش جدید به پوشش های قبلی اضافه شد
 حالا دیگر چهره های دست کاری شده هیچ جلوه ای ندارند
 حالا دیگر باید برای ادامه ی زندگی ماسک که نه نقاب روزگار را بر چهره هامان قرار دهیم
 چه کردیم که روزگار با تمام قدرت فریاد زد
 دیگر یاوه گویی کافیست آی آدمها
  فاصله بگیرید از آدم های ظاهر نما
  فاصله بگیرید از آدم هایی که معنای دوست داشتن را نفهمیدند
 روزگار صبوری کرد و آدمها هر چه خواستند بر تبل خودخواهی  کوبیدند
 ای کاش مهربانی و عشق دوباره جانی تازه بگیرند
 مبادا روزی بگوییم
 عشق من مهربان دوست داشتنیم
 تا کرونا نیامده به قلبم بازگرد

+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر ۱۳۹۹ساعت 2:2 PM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  | 

خرافات یا حقیقت

 


 دوستی می گفت
 مادربزرگم هر چیزی را که میگن ممنوعه را فکر می کنه حرومه
 خندیدم گفتم
 یعنی چی ؟
 گفت
 انقدر خودش را مقید میدونه که فکر می کنه شنیدن صدای آواز زن برای زن هم حرامه
 میدونی از بس حرومه حلاله کردند بیچاره قاطی کرده
 گفتم خب اینکه حرام نیست میگن اگر مردی بشنوه گناه محسوب میشه برای زن تازه اونم بر طبق شرایطی
 گفت
 
 اون کلا نمایان  شدن موی زن را حرام میدونه
 خندید و ادامه داد
 حتی موی مصنوعی
 خخخخ
 با تعجب گفتم
 وااااقعا ؟
 گفت اینا تازه خوب خوباشه
 چند روز پیش خواهرم داشت دوچرخه سواری می کرد انقدر خودشو زد گفت بیا پایین جدیدا گفتند حرومه
 خندیدم گفتم
 به یاد اون کتابی افتادم که در مورد تاریخ گذشته ی ایران نوشته بود
 میدونستی اولین باری که اتوبوس وارد ایران شده مردم اونو چون از بلاد کفر اومده بوده نجس می دونستند ؟
 حالا اون گفت
 وااااااقعا؟
 گفتم بله
 کمی باید افکار کهنه را دور بریزیم کاری ندارم مادربزرگت چند سالشه
 اما منتقل شدن افکار از سر ناآگاهی به نسل جدید
 فاجعه به بار میاره
 نمیدونم واقعا فرهنگ ما در طول تاریخ دچار چه تلاطم هایی شده
 که دیگه نمیشه خرافات و حقیقت را تشخیص داد
 گفت مادربزرگم میگه
 نمیدونم چند شنبه ها اگه بری ملاقات بیمار ممکنه از دنیا بره
 یا پارچه را اگه فلان روز برای دوختن لباس ببری یا کلا خیاطی کنی   ممکنه بسوزه
 اصلا همین خرافات ها برای بعضی خانواده ها شده رسم شده سنت دیرینه
 من نمیدونم جامعه شناس ها چرا هیچ تلاشی برای از بین بردن چنین خرافات هایی نمی کنند
 گفتم فرهنگی که بشه رسم تا یک سری را نابود نکنه از بین نمیره
 گفت

 اما نسل جدید 

خوب دارند سنت های دست و پا گیر گذشته را که مانع خوشبختی خیلیا شده بودرا به فراموشی می سپارند
 گفتم احترام گذاشتن به سنت های گذشته خوبه
 اما هیچ جا ننوشته اجرای سنت قانون یا جزء ملزومات زندگی آدمهاست
 گفت صبر کن ادامشو بذاریم برای متن های بعدی  
 گفتم باشه  پس تا بعد

+ نوشته شده در  بیست و دوم تیر ۱۳۹۹ساعت 3:32 PM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  | 

فضای معلول مجازی

 


 یک متنی برامون ارسال شده که خیلی ناراحت کننده بود
 ولی لازم بود منتشر بشه
 سلام
 قانون مبارزه با  کودک همسری فقط برای افراد سالم اجرا میشه
 در بین زنان معلول کم نیستند
 زنانی که با اختلاف سنی چهل و یا پنجاه سال فقط به خاطر معلولیتشون ازدواج می کنند
 و هیچ مرجعی پاسخگو نیست
 کودک همسری در بین معلولین روز به روز بیشتر میشه
 همین چند وقت پیش دختری سی ساله به اجبار خانوادش با یک مرد 65 ساله ازدواج کرد
 یا در یک روستایی دختری زیره بیست سال با مردی چهل سال بزرگتر از خودش ازدواج کرد
 هیچ مرکزی هم برای بررسی این موارد نیست

 

 چون خانواده ها و دو طرف راضی هستند کاری نمی کنند  

  میگن حالا خوبه یک معلول سر و سامان گرفته
 والله قسم فرد معلول هم احساس داره هم یک موجود زنده هست
 همین چند وقت پیش
 با یک مرکزی تماس گرفتم
 گفتم
 دو نفر از مردان معلول
 توی فضای مجازی مزاحم نوامیس مردم میشن
 امنیت را از خانم های معلول گرفتند
 اون اپراتور گفت
 معلولند   ؟
 گفتم بله
 گفت سرگرمی ندارند بیچاره ها ولش کن
 گفتم آبروی خانم های متعهل نابینا را می برند خدا میدونه چند تا خانواده به طلاق کشیده شدند
 گفت
 خب اگر شغل براشون فراهم  بشه دیگه این کارو نمی کنند ولش کن
 گفتم 

 خانم های معلول را به هر روشی آزار میدن 

 اخاذی می کنند و ...


 اپراتور دوباره گفت
 اگر درآمد داشتند خوب این کارو نمی کردند
 من گفتم و اون آخر همه حرفاش گفت ولش کن
 و همچنان اون دو نفر در حال به خطر انداختن امنیت خانم های معلول هستند
 خانم های معلول انقدر مورد تهاجم های روحی در فضای مجازی قرار گرفته اند
 که گاهی به همسر چندم شدن هم تن می دهند
 امیدوارم روزی یک مرجعی کنفرانس های معلولین را در تیم تاک و اسکایپ و همه ی شبکه های اجتماعی زیره نظر بگیرد
 کوتاه کردن دست چنین افرادی از فضای مجازی به نفع معلولینی می باشد
 که برای نیت خیر به فضای مجازی آمده اند
 کم نداریم معلولینی که با بر قراری کلاس های آن لاین
 فنون  زیادی را به همنوعان خود به صورت رایگان آموزش می دهند
 یادمان نرود که فضای مجازی فضای خلاف و گناه نیست
 بلکه می شود با بهترین روش ها به یاری یکدیگر بشتابیم

+ نوشته شده در  دوازدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 1:57 AM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  | 

چند مورد از فرهنگ صحیح که موجب بهبود زندگی و روابط می‌شوند:

 

 

 

1 . اگر کسی به خانه‌ شما آمد و چیزی آورد، در حد معمول تشکر کنید. 

سپس آنرا از دید او خارج کنید. ( گذاشتن آن در دید نوعی بی ارزش قلمداد کردن آن است )

 

2 .اگر به منزل کسی برای غذا رفتید، به طور معمول تعریف و تشکر کنید و از زیاده‌روی در تعریف و تشکر پرهیز 

نمایید.

3. برای افراد سالمند و چاق، لباس هدیه 

نبرید.

4. تا حد ممکن از دادن پول به عنوان هدیه، خودداری کنید. 

مگرآن که، ذات آن هدیه، بر اساس پول باشد .مانند؛ پا تختی عروسی.

به دیگران چه در جمع و چه خصوصی، موارد بیماری یا مشکلات جسمانی آنها را گوشزد نکنید. مثلاً: فلانی تو که چربی خون داری، چرا این خوراکی را می‌خوری، یا مگر نمی‌دانی این خوراکی برای تو خوب 

نیست.

6. از سرزده رفتن و بدون هماهنگی قبلی، به خانه دیگران، حتی نزدیک‌ترین افراد خودداری کنید

بحث بر سر آمادگی برای پذیرایی نیست. بلکه ممکن است در حالت ناخوشایند روحی یا جسمی باشند.

 

7. موبایل ،همه جا با افراد است، هنگام تماس با دیگران از او نپرسید کجایی؟ مگر به همین منظور، تماس گرفته باشید.

 

8. اگر فردی حتی از اعضاء درجه یک خانواده، گوشی موبایل را جهت مشاهده یک مورد ،به شما داد، 

از برگ زدن صفحات موبایل او جداً خودداری فرمایید.

 

9. حریم شخصی دیگران را حتی اعضاء درجه یک خانواده؛ مثل همسر، خواهر و برادر و.... حتی کوچک‌تر، مثل فرزند را به شدت حفظ کنید و تحت هیچ شرایطی به خود اجازه شکستن آنرا ندهید، کمد شخصی، موبایل، جیب لباس، بسته بودن درب اتاق و... همه حریم شخصی و خصوصی افراد هستند که نباید ،شکسته شوند.

10.اگر فردی با شما،
 درد دل کرد، از گفتن بدبختی بیشتر خود و دیگران، برای تسکین وی هرگز استفاده نکنید. 

او را نصیحت نکنید. راهکار برای او تعیین نکنید. مشکلات او را بی ارزش یا کم اهمیت جلوه ندهید. 

فقط و فقط به حرفهایش گوش داده و با او همدردی نمایید.

11. چنانچه شخصی از اعضاء خانواده خودش نزد شما شکایت و درددل کرد، با او در گفتن ایرادات آن شخص شریک نشوید.


 و کنجکاوی بیشتر نکنید. هرگونه تأیید یا تکذیب 

شما، بعد از رفع ناراحتی طرف مقابل، به عنوان یک رنجش یا حتی کینه در دلش خواهد ماند.

 

12. از دیگران سوالاتی مانند دلیل ازدواج نکردن، بچه دار نشدن، نخریدن اسباب خانه، ماشین و... نکنید.

13. همه‌ی انسان‌ها دوست دارند به شرایط بهتری در کار و زندگی برسند، نیازی نیست ما از آنها دلایل عدم تعویض وسایل،ماشین، خانه، موقعیت شغلی و... را بپرسیم.

14. هرگز افراد دیگر را پیام رسان جملات ناراحتی و دلخوری از دیگران، نکنید. 

مثلاً از فرزند یا خواهر یا برادر یا دوست و... نخواهید به دیگر افراد آشنا اعتراض یا ناراحتی شما را برسانند.

 

15. در جمع، از صحبت کردن طولانی با تلفن، خودداری فرمایید.

16. 

چنانچه قصد برگزاری مهمانی با حضور چند خانواده را دارید، حتماً هنگام دعوت کردن، سایر افراد را معرفی کنید.

 

17. هرگز و هرگز ، دو فرد یا خانواده را که در قهر و دعوا و بحث و جدل به سر می‌برند. 

را برای آشتی دادن، به طور سرزده و بدون هماهنگی قبلی، وارد یک محیط نکنید.

 

18. قیمت هدیه و کادو رو هیچوقت سوال نکنید.

 

19. اگر هنگام صحبت با فردی، آن فرد از پاسخ دادن به سوال شما طفره رفت، یا خواهان تعویض گفتگو شد، 

اصرار بر رسیدن به جواب یا ادامه گفتگو نکنید.

 

20. از گفتن خاطرات گذشته 

که بار منفی دارند، مثل یادآوری لکنت زبان یا شب ادراری یا .خرابکاری و... فرد در کودکی او، شدیدا پرهیز نمایید.
و در پایان بدانیم که "حریم شخصی"هیچ فردی را نشکنیم و به این مورد خصوصی ، احترام بگذاریم.

ونتیجه این که؛

ما باید برای مرهم نهادن بر زخم های جانکاه بشریت، همدردی و همدلی ،تلاش و کوشش نماییم.

واگر نوش نیستیم، نیش نباشیم

 

+ نوشته شده در  دهم تیر ۱۳۹۹ساعت 4:47 PM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  | 

انسان قوی

 


یه ماجرایی کسی برام تعریف کرد خواستم برای شما هم بگم  
 کسی میگفت واسطه ی ازدواج یک معلول و یک فرد سالم بودم
 به فرد سالم گفتم
 میدونی واسه چی میگن ازدواج با فرد معلول کار خیلی سختیه ؟
 گفت شاید به خاطر معلولیتش
 گفتم نه
 فرد معلول هیچ هراسی از سختی زندگی نداره
 چون خیلی سختی کشیده اما هر کسی متناسب با شرایط خودش
 هرگز نباید در زندگی تحقیرش کنی چون فرد معلول از بس توسط مردم جامعه غرورش شکسته
 هیچ ترسی از تحقیر شدن نداره
 از تنهایی نترسونش چون فرد معلول تنهایی را با تمام وجودش لمس کرده
 پس هیچ هراسی از تنهایی نداره
 هرگز برای تنبیه کردنش توی شرایط سخت قرارش نده
 چون فرد معلول هیچ هراسی از شرایط سخت نداره 

و به خوبی از پس این شرایط بر میاد
 هرگز از داشته هات و نداشته های اون نگو
 چون فرد معلول سالهای زیادی نداشتن را تجربه و داشتن را در ذهنش پرورش داده
 هرگز از خیانت نترسونش
 چون فرد معلول  بسیار خود ساخته هست هیچ باکی از رها شدنش نداره
 فقط اگه واقعا عاشقش باشی
 زندگیتو واست بهشت می کنه
 و این کاریه که هیچ فرد سالمی به این خوبی بلد نیست
 فرد سالم مقابل کمی مکس کرد
 بعد گفت
 پس من  لیاقتشو ندارم
 گفتم چرا ؟
 گفت
 ما افراد سالم
 وقتی بیرون از خونه کسی تحقیرمون می کنه به جبرانش همسرمون را تحقیر می کنیم
 وقتی سختی بر اساس شرایط بهمون فشار میاره
 خشم شرایط سخت را بر وجود همسرمون خالی می کنیم
 وقتی میدونیم همسرمون جز ما پناهی نداره دائما با بهانه ی رها کردنش باعث سکوتش میشیم
 وقتی کمی بیمار میشه به هر بهانه ای می خوایم بهش بفهمونیم
 که حتما جایگزینی بهتر براش هست
 به ظاهر عاشقشیم
 اما اگر کمی خدماتش به واسطه ی شرایط جسمیش نسبت به ما کم بشه
 به جای محبت کردن بهش دائما یادش میاریم که اعتبارش رو به پایانه
 و همین بیشتر نابودش می کنه
 و من می ترسم از اون دلایلی که از اون یک انسان قوی ساخته
 و من به واسطه ی همین دلایل تباه بشم
 چون قطعا تنهایی ،خیانت ،شرایط سخت و و و
 من را تباه خواهد کرد
 به همین خاطر من لایق اون نیستم  

 کمی تامل کنیم

+ نوشته شده در  هفتم تیر ۱۳۹۹ساعت 12:56 AM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  |