مطالب تا اين لحظه
نام اصلی : باباطاهر عریان
زمینه کاری : شعر فارسی، موسیقی
زادروز : ۳۲۶ هجری خورشیدی
همدان یا لرستان
مرگ : ۴۱۱ هجری خورشیدی
ملیت : ایرانی
جایگاه خاکسپاری : همدان یا لرستان (ایران)
در زمان حکومت : سلجوقیان
در زمان طغرل بیک سلجوقی
لقب : باباطاهر، باباطاهر عریان
پیشه : شاعر، دوبیتی سرا
سالهای نویسندگی : قرن پنجم قمری
سبک نوشتاری : دوبیتی، رباعی
کتابها : اشعار دوبیتی
مجموعه کلمات قصار
باباطاهر معروف به باباطاهر عریان، عارف، شاعر و دوبیتی سرای اواخر سده چهارم و اواسط سده پنجم هجری (سده ۱۱م) ایران و معاصر طغرل بیک سلجوقی بوده است. بابا لقبی بوده که به پیروان وارسته میدادهاند و عریان به دلیل بریدن وی از تعلقات دنیوی بوده است. در میان مردم لر لقب بابا به پیران و مرشدان اهل حق نسبت داده میشود.
آثار
برخی معتقدند ترانه ها یا دو بیتیهای باباطاهر در بحر هزج مسدس محذوف و به لری سروده شدهاست. دو قطعه و چند غزل و مجموعه کلمات قصار به زبان عربی از آثار دیگر اوست. کتاب سرانجام شامل دو بخش عقاید عرفاً و صوفی و الفتوحات الربانی فی اشارات الهمدانی است. پنج نمونه از رباعیات بابا طاهر:
مو آن رندم که نامم بی قلندر نه خون دیرم نه مون دیرم نه لنگر
چو روز آیه بگردم گرد گیتی چو شو گرده به خشتی وانهم سر
ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده وینه دل کنه یاد
بسازم خنجری نیشش ز پولاد زنم بر دیده تا دل گرده آزاد
خداوندا که بوشم با که بوشم مژه پر اشک خونین تا که بوشم
همم کز در برانن سو ته آیم تو کم از در برانی واکه بوشم
هزارت دل بغارت برده ویشه هزارانت جگر خون کرده ویشه
هزاران داغ ویش از ویشم اشمر هنی نشمرده از اشمرده ویشه
چه خوش بی مهربونی هر دوسر بی که یک سر مهربونی دردسر بی
اگر مجنون دل شوریدهای داشت دل لیلی از او شوریده تر بی
زندگی
از خاندان و تحصیلات و زندگی بابا طاهر اطلاعات صحیحی در دسترس نیست اما بنا به نوشته راوندی در راحهالصدور، بابا طاهر در سال ۴۴۷ هجری با طغرل سلجوقی دیدار کرده و مورد احترام او نیز قرار گرفتهاست. در یکی از دوبیتی های مشهورش سال تولدش را به حروف ابجد گنجانیده که پس از محاسبه توسط میرزا مهدی خان کوکب به سال ۳۲۶ هجری رسیدهاست. او پس از ۸۵ سال زندگی وفات یافتهاست.
آرامگاه همدان
آرامگاه وی در شمال شهر همدان در میدان بزرگی به نام وی قرار دارد. بنای مقبره بابا طاهر در گذشته چندین بار بازسازی شدهاست. در قرن ششم هجری برجی آجری و هشت ضلعی بودهاست.در دوران حکومت رضاشاه پهلوی نیز بنای آجری دیگری به جای آن ساخته شده
این عشـق با لبــان من آغاز میشود
با همجــــواری دو تن آغاز میشود
یک راز سر به مهر در اندام گرم من
رازی که در وجـود زن آغاز میشود
هشـدار باز کردن این رازسربه مهر
از دکمههــای پیرهن آغاز میشود
دیوارهـای قلعهی من می رود کنار
آنگـــاه جنگ تن به تن آغاز میشود
عریـانی من از تپش قلب بی قـرار
عریـانی تو از بدن آغـــاز میشود
آنگـــــاه میتنیم در اندام همـدگر
وقتی نفس نفس زدن آغاز میشود
این رابدان همیشه...فراموشی تورا...
وقتی کنم به تن،کفن آغاز می شود
#فرشته_خدابنـده
#زهره
، مادر نوزاد است.
مادری که تنها ۳۰ روز برای نوزادش مادری کرده و سرانجام به این نتیجه رسیده که توان نگهداری از فرزندش را ندارد.
او به تریاک و هروئین اعتیاد دارد و در کنار آن، متادون نیز مصرف می کند. گاهی دردش خماری است و گاه، دغدغه نبودن همسرش را دارد که به تازگی وارد یکی از کمپ
های ترک اعتیاد شده است.
به طور کلی زهره هیچ گاه مادر خوبی برای نوزاد نبوده و آن زمان که می خواسته او را بفروشد نیز به تنها چیزی که فکر نکرده نوزاد بوده است.
خودش می گوید: چون سن کمی دارم نمی توانم مادر خوبی برای نوزاد باشم و بهتر است او پیش فرد دیگری زندگی کند.
زهره در همان روزهای ابتدایی تولد نوزادش تلاش کرده او را بفروشد اما در نهایت موفق به این کار نشده و با کمک مددکاران، نوزاد به سازمان بهزیستی کشور واگذار
شده است.
برای بررسی وضعیت این خانواده و مشخص شدن جزئیات بیشتر این اتفاق، گفت و گویی با رقیه موسوی، مددکار اجتماعی موسسه خیریه مهرآفرین داشتیم.
وی با اشاره به معرفی زهره، مادر نوزاد از سوی یکی از بیمارستان های تهران به این موسسه می گوید: زهره در یکی از بیمارستان های جنوب تهران نوزاد خود را به دنیا
می آورد و به این خاطر که او معتاد بوده و نوزاد او نیز معتاد به دنیا آمده است، خانواده به موسسه معرفی می شود.
این مددکار اجتماعی می افزاید: بعد از اینکه مادر از بیمارستان مرخص شد، من به عنوان مددکار اجتماعی با وی ارتباط برقرار کردم. بعد از اینکه ارتباطم با او نزدیک
شد متوجه شدم که زهره قصد دارد نوزاد خود را بفروشد. او فردی را نیز پیدا کرده بود که نوزاد را به مبلغ ۱۰ میلیون تومان از او خریداری کند.
آیا می دانستید که نیوتون از ۱سالگی نوشتن را آموخت؟
آیا می دانستید بتهون در هر دست ۷ انگشت داشت؟
آیا می دانستید جانسون دونده آمریکایی از یک ماهگی به راحتی با پاهای خود راه می رفت؟
و…
آیا می دانستید هیچ کدام از موارد بالا درست نیست؟
پس به یاد داشته باشید خلاقیت صرفا ژنتیکی نیست و می تواند اکتسابی هم بدست آید.
بسیاری از ما در روز ایده های بسیاری به ذهن مان خطور می کند که هیچ گاه آن ها را عملی نمی کنیم.
نوابغ در حقیقت آن چه به ذهن شان خطور می کند را با ویرایش های گوناگون به ظهور می رسانند تا اختراعی ثبت گردد.
:diamond_shape_with_a_dot_inside: مثبت اندیشی:point_down::point_down:
کاش آدمها هم به شرط چاقو بودند...
قبل از راه دادن به حریمت...
یا از سرخی قلبشان مطمعن می شدی...
یا دست کم از...
چشم سفیدیشان...
:diamond_shape_with_a_dot_inside: حرف حساب:point_down::point_down:
از دست دادن هر انسانی که دوستش می داشتم آزار دهنده بود.
گرچه اکنون متقاعد شده ام که هیچکس کسی را از دست نمی دهد زیرا هیچکس مالک کسی نیست.
این تجربه واقعی آزادی است: داشتن مهمترین چیزهای عالم بی آنکه صاحبشان باشی..!
#پائولو_کوئیلو
پس از انتشار پست قانون آیین دادرسی کیفری توسط جناب آقای عبد الله پور محترم و پس از اینکه هم محله ایهای محترم در کامنتها تقاضای کتاب آیین دادرسی کیفری
دکتر خالقی را داشتند بنده پس از اینکه شنیدم جلد دوم این کتاب در کتابخانه ی آبادان ضبط شده و در سایت گویا کتاب موجود است جلد دوم را در محله آپلود کردم.
باز هم بنا به درخواست دوستان برای آپلود جلد اول من این کتاب را هم در سایت گویا کتاب پیدا کرده و در محله آپلود کردم.
بعلت اینکه باز هم هم محله ای های محترم تقاضای کتب حقوقی دیگری را نمودند و جناب آقای عبد الله پور شماره جناب آقای نیکفر رو در کامنتها اعلام فرمودند من با
ایشان برای دریافت کتاب نکته های آیین دادرسی کیفری تماس گرفتم.
ایشان تمام قوانین این انجمن را برای بنده توضیح دادند و فرمودند که انتشار کتب ما در هر سایتی غیر قانونی میباشد. من که track اول کتاب آیین دادرسی کیفری جلد
اول رو گوش کرده بودم و در آن محل ضبط کتاب بیان نشده بود و بنده نمیدونستم که این کتاب مربوط به انجمن شنیداری حقوقی استان البرز میباشد باز هم با جناب آقای
نیکفر تماس گرفتم و بطور کامل در مورد قوانین گروه از ایشان سؤال نمودم.
طی صحبت بنده با جناب آقای نیکفر قرار گذاشتیم که بنده به جبران انتشار این کتاب پستی در گوش کن منتشر کنم و قوانین گروه رو برای هم محله ایهای محترم بیان کنم.
سپس بنده به جهت خدمت به دوستان نابینا در محله با جناب آقای نیکفر قرار گذاشتم که پس از ضبط هر کتاب حقوقی در این انجمن پس از اطلاع جناب آقای نیکفر به بنده
پستی در محله منتشر کنم و ضبط کتاب رو به اطلاع حقوق دانهای محله برسونم.
لازم به ذکر است که پستهایی توسط جناب آقای داریوش جوادی و خانم قاسمی در مورد این انجمن نوشته شده بود ولی بنده در این پست قوانین و شرایط این انجمن را بطور
کامل بیان مینمایم.
افراد نابینایی که مایلند کتابهای حقوقی جدید رو داشته باشند یا مایلند کتابهای حقوقی رو ضبط کنند میتونند با پرداخت حق عضویت ماهانه ۵ هزار تومان که البته
از اول مرداد بنا بر افزایش این حق عضویت میباشد در انجمن شنیداری حقوقی عضو شوند.
اعضای این انجمن با حق عضویت اعضا کتابهای حقوقی رو خریداری و ضبط مینمایند.
پس از عضویت اعضا کتابهای این انجمن رو از سه طریق میتونند دریافت کنند: ۱ از طریق نرم افزار drup box 2 از طریق email 3 از طریق پست نابینایی.
همچنین هر یک از نابینایان غیر عضو این انجمن که مایل باشد کتاب خاصی در این انجمن ضبط شود میتواند با هزینه ی خود با کمک این انجمن کتاب مورد نظر خود را ضبط
نموده و پس از اینکه اعضای دیگر برای دریافت کتاب ضبط شده هزینه پرداختند از هزینه ای که این شخص برای ضبط کتاب پرداخته کسر میگردد.
هر یک از نابینایان غیر عضو در این انجمن برای دریافت هر کتاب باید مبلغ ۵ هزار تومان هزینه بپردازد.
انتشار هر کتابی از انجمن شنیداری حقوقی استان البرز در هر سایتی خلاف انصاف میباشد و افراد نابینا با این عضویت در این انجمن کتابهای حقوقی رو با قیمت بسیار
اندک به دست خواهند آورد.
پس بیایید با عضویت در این انجمن به جای اینکه منتظر بدست آوردن راحت طلبانه ی کتب حقوقی باشید به ضبط کتابهای به روز حقوقی کمک بنمایید.
بنده اگرچه رشته ی تحصیلی ام حقوق میباشد ولی فعلاً هیچ مطالعه ی حقوقی ندارم بخاطر همین هم دوستان دیگر رو مخاطب قرار دادم.
امیدوارم با اطلاع ضبط کتابهای حقوقی بتوانم خدمتی به دوستان نابینایم بنمایم.
زهرا سلامی
با سلام خدمت حقوق خوانها حقوقدانها وکلا و علاقه مندان به علم حقوق محله.
پس از انتشار پست قانون آیین دادرسی کیفری توسط جناب آقای عبد الله پور محترم و پس از اینکه هم محله ایهای محترم در کامنتها تقاضای کتاب آیین دادرسی کیفری
دکتر خالقی را داشتند بنده پس از اینکه شنیدم جلد دوم این کتاب در کتابخانه ی آبادان ضبط شده و در سایت گویا کتاب موجود است جلد دوم را در محله آپلود کردم.
باز هم بنا به درخواست دوستان برای آپلود جلد اول من این کتاب را هم در سایت گویا کتاب پیدا کرده و در محله آپلود کردم.
بعلت اینکه باز هم هم محله ای های محترم تقاضای کتب حقوقی دیگری را نمودند و جناب آقای عبد الله پور شماره جناب آقای نیکفر رو در کامنتها اعلام فرمودند من با
ایشان برای دریافت کتاب نکته های آیین دادرسی کیفری تماس گرفتم.
ایشان تمام قوانین این انجمن را برای بنده توضیح دادند و فرمودند که انتشار کتب ما در هر سایتی غیر قانونی میباشد. من که track اول کتاب آیین دادرسی کیفری جلد
اول رو گوش کرده بودم و در آن محل ضبط کتاب بیان نشده بود و بنده نمیدونستم که این کتاب مربوط به انجمن شنیداری حقوقی استان البرز میباشد باز هم با جناب آقای
نیکفر تماس گرفتم و بطور کامل در مورد قوانین گروه از ایشان سؤال نمودم.
طی صحبت بنده با جناب آقای نیکفر قرار گذاشتیم که بنده به جبران انتشار این کتاب پستی در گوش کن منتشر کنم و قوانین گروه رو برای هم محله ایهای محترم بیان کنم.
سپس بنده به جهت خدمت به دوستان نابینا در محله با جناب آقای نیکفر قرار گذاشتم که پس از ضبط هر کتاب حقوقی در این انجمن پس از اطلاع جناب آقای نیکفر به بنده
پستی در محله منتشر کنم و ضبط کتاب رو به اطلاع حقوق دانهای محله برسونم.
لازم به ذکر است که پستهایی توسط جناب آقای داریوش جوادی و خانم قاسمی در مورد این انجمن نوشته شده بود ولی بنده در این پست قوانین و شرایط این انجمن را بطور
کامل بیان مینمایم.
افراد نابینایی که مایلند کتابهای حقوقی جدید رو داشته باشند یا مایلند کتابهای حقوقی رو ضبط کنند میتونند با پرداخت حق عضویت ماهانه ۵ هزار تومان که البته
از اول مرداد بنا بر افزایش این حق عضویت میباشد در انجمن شنیداری حقوقی عضو شوند.
اعضای این انجمن با حق عضویت اعضا کتابهای حقوقی رو خریداری و ضبط مینمایند.
پس از عضویت اعضا کتابهای این انجمن رو از سه طریق میتونند دریافت کنند: ۱ از طریق نرم افزار drup box 2 از طریق email 3 از طریق پست نابینایی.
همچنین هر یک از نابینایان غیر عضو این انجمن که مایل باشد کتاب خاصی در این انجمن ضبط شود میتواند با هزینه ی خود با کمک این انجمن کتاب مورد نظر خود را ضبط
نموده و پس از اینکه اعضای دیگر برای دریافت کتاب ضبط شده هزینه پرداختند از هزینه ای که این شخص برای ضبط کتاب پرداخته کسر میگردد.
هر یک از نابینایان غیر عضو در این انجمن برای دریافت هر کتاب باید مبلغ ۵ هزار تومان هزینه بپردازد.
انتشار هر کتابی از انجمن شنیداری حقوقی استان البرز در هر سایتی خلاف انصاف میباشد و افراد نابینا با این عضویت در این انجمن کتابهای حقوقی رو با قیمت بسیار
اندک به دست خواهند آورد.
پس بیایید با عضویت در این انجمن به جای اینکه منتظر بدست آوردن راحت طلبانه ی کتب حقوقی باشید به ضبط کتابهای به روز حقوقی کمک بنمایید.
بنده اگرچه رشته ی تحصیلی ام حقوق میباشد ولی فعلاً هیچ مطالعه ی حقوقی ندارم بخاطر همین هم دوستان دیگر رو مخاطب قرار دادم.
امیدوارم با اطلاع ضبط کتابهای حقوقی بتوانم خدمتی به دوستان نابینایم بنمایم.
خدا یار و نگهدار.
« میلتون » با وجود اینکه نابینا بود ، می نوشت .
« بتهوون » در حالی که ناشنوا بود آهنگ می ساخت .
« هلن کلر » در حالی که نابینا و ناشنوا بود سخنرانی می کرد .
« رنوار » در حالی که دست هایش دچار عارضه رماتیسمی بود ، نقاشی می کرد .
مجسمه ساز مکزیکی بعد از قطع دست راستش ، ساخت مجسمه ای را که آغاز کرده بود با دست چپ به پایان رساند .
آدم ها علیرغم نابینایی ، ناشنوایی ، معلولیت ، پیری ، فقر ، کم سنی ، مشقت یا بی سوادی بر سختی ها غلبه می کنند ، از همه پیشی می گیرند ، کار را به اتمام می
رسانند و موفق می شوند .
شما هم می توانید علیرغم سختی ها و مشکلات خود را به هدف برسانید .
شک نکنید ...
دوست خوب چه خصوصیاتی دارد ؟
مجموعه:
مشاوره خانواده
دوست خوب, پیدا کردن دوست خوب, مشخصات یک دوست خوب, یک دوست واقعی
پیدا کردن دوست خوب همیشه مشکل است اما اینکه تشخیص بدهیم که دوست ما واقعا" دوست خوبی است یا خیر کار سخت تری است.
اما دانستن مشخصات یک دوست خوب در یافتن یک دوست واقعی به ما کمک می کند.
وفاداری
وفاداری یک فاکتور اصلی و ضروری در دوستی و یا هر ارتباط دیگری است. یک دوست خوب همیشه به دوستی اش وفادار است و وفادار بودن یعنی اینکه به شایعات و حرفهای
بدی که درباره دوستتان گفته می شود توجه نکنید و از گفتن شایعات و یا حرفهای زشت درباره آنها پرهیز کنید. اگرچه دوستان خوب هم گاهی ازدست یکدیگر ناراحت و عصبانی
شوند اما هرگز پشت سرهم ، حرف بدی نمی زنند.
سخاوت
بخشندگی و سخاوت یکی از علامتهای یک دوست خوب است. یک فرد سخاوتمند حتی زمانیکه توانایی ودارایی کمی برای بخشش دارد با کمال میل آنچه که می تواند را می بخشد.
این نشانه فردی است که ارزش دوستی دارد زیرا این خصوصیت اخلاقی نشان می دهد که او ذهن و قلبی بخشنده دارد.
درک
دوست واقعی کسی است که به حرفهای ما گوش می کند و سعی می کند ما را درک کند . یک دوست خوب وقتی چیزی را نمی فهمد یا درک نمی کند درباره آن موضوع سئوال می کند
تا موضوع را کاملا" متوجه شود.
صداقت
یک دوست خوب همیشه صادق است و واقعیت را می گوید حتی اگر حرفش آزار دهنده باشد. یک دوست خوب برای اینکه شما احساس بهتری داشته باشید به شما دروغ نمی گوید در
عوض حقیقت را می گوید و شما را نصیحت می کند. مثلا" اگر لباسی مناسب شما نیست یک دوست خوب با مهربانی می گوید:" این لباس خیلی خوب نیست ، من فکر می کنم این
یکی بهتر است."
درک کردن تفاوتها
یک دوست خوب از شما انتظار ندارد که همیشه حرف او را تایید کنید. در عوض وقتی شما عقیده متفاوتی دارید و با او موافق نیستید ، به نظر شما احترام می گذارد. این
کار باعث می شود روابط شما جذابتر شود زیرا دوستان خوب می توانند نظرات مختلف خود درباره موضوعات مختلف را با هم در میان بگذارند.
منبع: سلامت نیوز
ویژگیهای دوست خوب
مجموعه:
مشاوره خانواده
ویژگیهای دوست خوب ویژگیهای دوست خوب
دوستان
خوب یک سری ویژگی دارند که آنها را از دیگران متمایز می کند و سبب می گردد دوستان بیشتری درکنار خود داشته باشند.بنابراین با تغییر رفتار خود به جرگه این افراد
بپیوندید.
یک دوست خوب حرفهایی که به صورت محرمانه به وی زده شده است را نزد خود نگه داشته و راز دار شما میباشد.
وقت شناس بوده و در قرار ملاقات ها و یا میهمانی ها قابل اطمینان بوده و سر موقع حضور می یابد.
ویژگیهای دوست خوب
ویژگیهای دوست خوب
یک دوست خوب به موفقیت و یا دوستان شما حسادت نمی ورزد.
یک دوست خوب هنگامی که دچار بیماری و کسالت می گردید با شما تماس گرفته و حالتان را جویا می شودوبه عیادت شما می آید.
وی می داند که چه زمانی صحبت و چه زمانی سکوت نموده تنها گوش دهد.
هنگامی که حالتان مساعد نبوده و یا دل و دماغ کاری را ندارید و پکر هستید وی از شما دلخور نمی شود.
اگر شما به فضای بیشتری نیاز داشته باشید و یا می خواهید تنها باشید آنها این رفتار شما را طرد شدگی تلقی نکرده و دلگیر نمی شوند.
یک
دوست
خوب همه چیز های بدتان را تحمل می کند.
وقتی نظر او را در مورد مسئله ای جویا شوید با جان و دل و صادقانه نظرات و عقاید خودش را در اختیارتان قرارمی دهد و حتی اگر به نصایحش نیز عمل نکنید ناراحت
نمی شود.
وی با شما می خندد گریه می کند و کارهای ماجراجویانه انجام می دهد اما به دیگران چیزی در مورد آنها نمی گوید.
پیش از سر زدن به منزلتان شما را مجبور نمی کند که خانه را تمیز کنید
وی اجازه نمی دهد کسی پشت سر شما و در غیاب شما در موردتان بد گویی کند و به دفاع از شما خواهدپرداخت.
شما را به کارهای ماجراجویانه رشد دهنده و پیشرفت در کار تشویق خواهد کرد.
هنگامی که خودروی شما دچار نقص فنی گردد شما را به مقصدتان خواهد رساند.
روز تولدتان همیشه به یادش بوده و اگر برنامه خاصی برای آن روز تدارک ندیده باشید شما را به بیرون برده وبرایتان کیک سفارش می دهد.
دوست خوب از شما انتظار ندارد که اتوماتیک وار با عقاید وی در خصوص مسائلی همچون مد لباس باشید. و به عقاید شما حتی اگر بر خلاف عقایدش باشد احترام می گذارد.
هیچ گاه شما را نزد دیگران خرد و تحقیر نکرده بلکه همواره به شما احترام می گذارد و در حضور دیگران از شماتعریف می کند.
اگر
دوستی
را سراغ ندارید که با شما اینگونه رفتار کند شاید یک دلیل آن این باشد که شما نیز با آنان چنین رفتاری تا به حال نداشته اید.
آیا دوست دارید شخصیت افراد را بشناسید؟
مجموعه:
مشاوره خانواده
تحقیقات جدید دانشمندان نشان میدهد شخصیت انسانها به طور دقیقی در ظاهر آنها نمود پیدا میکند و از روی شکل ظاهری افراد میتوان به شخصیت درونی آنها پی
برد.
آنها متوجه شدند با نگاه کردن به شخصیت افراد میتوان به درستی خصوصیات اخلاقی آنها مانند میزان اعتماد به نفس ، برونگرایی یا درون گرایی و حتی درستکاری
آنها را معین کرد.
شرکت کنندگان در این تحقیق چندین گروه از چند دانشگاه از جمله دانشگاه کمبریج بودند که از آنها خواسته شد با استفاده از تصویر چند نفر سعی کنند شخصیت آنها
را حدس بزنند.
در این تحقیقات از افرادی که عکسشان گرفته میشد و در اختیار شرکت کنندگان قرار میگرفت خواست شد در دو حالت متفاوت اقدام به عکسبرداری از خود کنند که در یک
حالت مطابق با معیارهای خواسته شده محققان بود و در حالت دیگر شخص بر اساس تمایلات خودش در برابر دوربین ژست میگرفت .
شخصیت افراد
در نهایت محققان متوجه شدند قضاوتهایی که در مورد افراد از روی عکس آنها میشود بسیار به شخصیت افراد در عکس شبیه است.
تحقیقات دانشمندان نشان داد زمانی که افرادی از روی دو تصویر سعی در حدس زدن شخصیت یک فرد میکنند ، حدسیات آنها دقیقتر است و بیشتر به واقعیت نزدیک است.
محققان متوجه شدند زمانی که فردی بر اساس تمایلات و فاکتورهای مورد نظر خودش در برابر دوربین عکسبرداری میکند بیشتر از حالتی که بر اساس معیارهای دانشمندان
در برابر دوربین ژست میگیرد شخصیت خود را فاش میکند.
به طوری که در تصاویری که به طور طبیعی گرفته شده است ، افراد شرکت کننده در تحقیق بهتر توانستند خصوصیاتی مانند منطقی بودن ، دوست داشتنی بودن ، تنها بودن
، خصوصیات عاطفی و مانند آن را حدس بزنند.
محقق این مطالعه در این باره گفت:همانطور که ما حدس میزدیم ، شکل ظاهری افراد میتواند شخصیت درونی او را نشان دهد و انسانها میتوانند در نگاه اول ، بعضی
از خصوصیات اخلاقی فرد مقابل را تحلیل کنند.
وای خدا جون, وای خدای من تنهایی چه دردی داره, چه دردی داره وقتی برای کسی مهم نباشی, چه قدر درد میکشی وقتی هیچ کس تو رو نمیفهمه, نه تو رو نه دردت رو, هیچ کس نمیدونه داره تو دلت چی میگزره, و بدتر اینکه, شروع میکنن به برداشتهای اشتباه, برداشتهای اشتباه از رفتارت, از حرف هات, از تمام کارایی که میکنی, و اون وقته که تو میفهمی, هیچ کس رو نداری که بهش تکیه کنی, هیچ کس نیست که دقیقا بدونه تو چه طور این روزهات رو میگزرونی, شادی؟؟؟ غمگینی؟؟؟ حالت خوبه؟؟؟ روز هات قشنگ هستن؟؟؟ یا اینکه اصلا, زندگی میکنی؟؟؟ هیچ حسی بهت نمیگه که حتی یه نفرم نگرانت هست, یه نفر هم بهت فکر میکنه, نه نمیشه, نمیشه حتی یه درصد هم احتمال داد که, با این اوضاع, کسی بهت فکر میکنه, بعد از این همه افکار, بعد از این همه تنهایی, هیچ کس جزء خودت دلش برات نمیسوزه, خودتی که دلت میخواد به حال خودت بارونی بشی و آروم اشک بریزی, خودتی که احساسی رو که داری میفهمی, خیلی سخته, خیلی سخته, که شونه ای برای اشکات, روی این زمین, نباشه
کلمات مثبت در زندگی
مجموعه: مشاوره خانواده
کلمات مثبت
عاقلانه ترین کلمه احتیاط است.....حواست را جمع کن.دست و پاگیر ترین کلمه محدودیت است.....اجازه نده مانع پیشرفتت شوند
سخت ترین کلمه غیرممکن است.....اصلا وجود ندارد
مخرب ترین کلمه شتابزدگی است .... مواظب پل های پشت سرت باش
تاریک ترین کلمه نادانی است .... آن را با نور علم روشن کن
کشنده ترین کلمه اظطراب است .... آن را نادیده بگیر
صبورترین کلمه انتظار است .... همیشه منتظرش بمان
با ارزش ترین کلمه بخشش است .... سعی خود را بکن
قشنگ ترین کلمه خوشرویی است .... راز زیبایی در آن نهفته است
سازنده ترین کلمه گذشت است .... آن را تمرین کن
پر معنی ترین کلمه ما است.... آن را به کار ببند
عمیق ترین کلمه عشق است.... به آن ارج بده
بی رحم ترین کلمه تنفر است.... با آن بازی نکن
خودخواهانه ترین کلمه من است.... از آن حذر کن
ناپایدارترین کلمه خشم است .... آن را در خود فرو ببر
بازدارنده ترین کلمه ترس است .... با آن مقابله کن
با نشاط ترین کلمه کار است .... به آن بپرداز
پوچ ترین کلمه طمع است .... آن را در خود بکش
سازنده ترین کلمه صبر است .... برای داشتنش دعا کن
روشن ترین کلمه امید است ..
کجـــا باریده ای
دوراز لبـانـم فصـل باران ؟
نمیخواهـــم دگر
این روزهای خشکسالت را
#فرشته_خدابنده
هیچگاه نمی توانی به نقطه ای برسی که از شـّر مشکلاتت رها شوی، زیرا اکنون در آن نقطه قرار داری.
در زمان، هیچ رستگاری نیست. نمی توانی در آینده رها شوی؛ حضور، کلید این رهایی ست. بنابراین فقط در {لحظه حال} است که می توانی رها باشی....
"امت فاکس" نویسنده و فیلسوف معاصر ایرلندی در اولین سفر خود به آمریکا برای صرف غذا به رستورانی رفت. او در گوشه ای به انتظار پیش خدمت نشست؛ اما کسی به او
توجه نمیکرد.
از همه بدتر افرادی که بعد از او وارد شده بودند همگی مشغول خوردن بودند. پس از چند دقیقه با ناراحتی از مردی که برسرمیز مجاور نشسته بود پرسید: من ۲۰ دقیقه
است که اینجا نشسته ام، چرا پیشخدمت به من توجه نمیکند، درحالی که همه مشغول خوردن هستند و من درانتظار نشسته ام؟
مرد پاسخ داد: اینجا "سلف سرویس" است؛
به انتهای رستوران بروید هرچه میخواهید درسینی بگذارید پول آن را بپردازید و غذایتان رامیل کنید.
"امت فاکس" بعدها در این خصوص نوشت: احساس حماقت میکردم؛
وقتی غذا را روی میز گذاشتم ناگهان به ذهنم رسیدکه زندگی هم در حکم سلف سرویس است. همه نوع رخداد، فرصت، موقعیت، شادی و غم در برابر ما قرار دارد. درحالی که
اغلب ما بی حرکت روی صندلی خود چسبیده ایم و آنچنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که او چراسهم بیشتری دارد! ولی به ذهنمان
نمی رسد از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است وبرداریم.
لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ ..
منم دعا میکنم انشاالله هرچه سریعتر حالشون خوب بشه
خردمند، با دقت به سخنان مرد جوان که دلیل ملاقاتش را توضیح می داد، گوش کرد، اما به او گفت که فعلا وقت ندارد، راز خوشبختی را برایش فاش کند. به او پیشنهاد
کرد که گردشی در قصر بکند و حدود دو ساعت دیگر، نزد او بازگردد. اما پیش از رفتن مرد جوان، قاشق کوچکی را به دست او داد و در آن مقداری روغن ریخت و گفت: در
تمام مدت گردش، این قاشق را در دست داشته باش و نگذار روغن آن بریزد.
مرد جوان شروع کرد به بالا و پایین رفتن از پله های قصر در حالی که چشم از قاشق بر نمی داشت. دو ساعت بعد، نزد خردمند برگشت. مرد خردمند از او پرسید: آیا فرش
های ایرانی اتاق پذیرایی را دیدی؟ آیا باغی را که استاد باغبان، ده سال صرف آراستن آن کرده است، دیدی؟ آیا اسناد و مدارک زیبا و ارزشمند مرا که روی پوست آهو
نگاشته شده است، در کتابخانه ملاحظه کردی؟ مرد جوان با شرمندگی گفت: هیچ ندیدم. تمام حواسم به چند قطره روغن در قاشق بود تا نریزد.
خردمند گفت: خوب، پس برگرد و شگفتی های دنیای مرا بشناس. آدم نمی تواند به کسی اعتماد کند، مگر اینکه خانه ای را که در آن ساکن است، بشناسد. مرد جوان برگشت
و بار دیگر با اطمینان شروع به گردش در کاخ کرد. وقتی پیش خردمند برگشت، همه چیز را موشکافانه برای او تعریف کرد. خردمند گفت: پس از آن چند قطره روغن که به
تو سپردم، چه شد؟ مرد جوان قاشق را نگاه کرد و متوجه شد که آنها ریخته اند. آن وقت خردمند به او گفت: تنها نصیحتی که می توانم به تو کنم، چنین است.
نکته: راز خوشبختی در این است، که همه ی شگفتی های جهان را بنگری بدون اینکه هرگز چند قطره روغن داخل قاشق را فراموش کنی. یا تمام زیبایی ها را درک کنی، ولی
عزت و انسانیت خود را فراموش نکنی.
منبع:
#پندهای_قند_پهلو
زمانی که نورمن وینسنت پیل، سخنران مشهور و نویسنده ی برجسته ی کتاب های الهام بخش، هنوز جوان بود، برای کنار امدن با برخی گرفتاریهای زندگی روزگاری سخت را
سپری می کرد. او مشکلاتش را با دوستی با تجربه و مورد اعتماد در میان گذاشت:« چرا نمی توانم از پس این مسایل برآیم؟» دوستش چند لحظه تامل کرد؛ سپس پاسخ داد:«
شاید به قدر کافی شکرگزار نیستی.» پیل شگفت زده پرسید که منظورش از شکرگزار نبودن به قدر کافی چیست؟ مرد دنیا دیده درباره ی قانونی به نام « قانون زندگی» چنین
توضیح داد:اگر بر مشکلاتت تمرکز کنی، چند برابر می شود؛ اما اگر نعمت هایت را بر شمری، زندگی ات دلنشین تر خواهد شد.»
سپس افزود:« نورمن! به تو توصیه می کنم کمتر گلایه کنی و بیشتر سپاسگزار باشی. به تو اطمینان می دهم که می توانی از پس همه ی مشکلات خود برآیی.»
نورمن دریافت که به راستی چه توصیه ی کارسازی بوده است و چنین می نویسد:« به گونه ای باور نکردنی، یادآوری نعمت های قبلی موجب روی آوردن به نعمت های تازه می
شود.»
منبع:
#هفت_خوان_موفقیت
حکایت کرده اند که صبح روز هبوط، آدم نزد پروردگار آمد و گریه ای کرد از عشق، به طراوت باران بهمنی و گفت « ای معبود و معشوق یکتای من، اکنون که ما را به تبعیدگاه
نامعلومی می فرستی، گیرم که من در همه سختیهای ناشناخته در عالم آب و گل شکیبا باشم، با من بگو که آخر فراق تو را چگونه تحمل توانم کرد؟»
خدواند آهسته در گوش آدم گفت: «من خود با تو می آیم»
آدم پرسید: « این چگونه باشد؟»
فرمود: « تو در سیمای آن حوّا که همراه توست خورشید لبخند من و برق نگاه من و صدای مهربان و شیرین من و اطوار و تجلیات جمال من که هردم تجدید می شود خواهی یافت.
حوّا اقیانوسی است آکنده از درّ و گوهر که آن را هیچ پایان نیست اما بدان که گوهر را در کنار ساحل نمی توان یافت. غوّاصی باید، چالاکی، نیکبختی، تا دردانه عشق
را در ژرفای وجود او صید کند.»
عشق دردانه است و من غوّاص و دریا میکده
سر فرو بردم در اینجا تا کجا سر بر کُنم
:diamond_shape_with_a_dot_inside: حکایت و داستان های آموزنده:point_down::point_down:
یک درخت میتواند شروع یک جنگل باشد
یک لبخند میتواند آغازگر یک دوستی باشد
یک دست میتواند یاریگر یک انسان باشد
یک واژه میتواند بیانگر هدف باشد
یک شمع میتواند پایان تاریکی باشد
یک خنده میتواند فاتح دلتنگی باشد
یک کلام امیدبخش میتواند رافع روحتان باشد
یک نوازش میتواند راوی مهرتان باشد
یک زندگی میتواند خالق تفاوت باشد
امروز آن "یک" باشیم ...
:diamond_shape_with_a_dot_inside: مثبت اندیشی:point_down::point_down:
با چوبهاى پوسيده نميشه
قايق و كشتى ساخت
و با أفكار پوسيده هم نميشه
زندگى و جامعه رو ساخت...
مدّ چشمت بي شتابم مي کند
موج اين دريا حبابم مي کند
باز لبخند تو مي گويد بيا
باز مي آيم، جوابم مي کند
مانده ام سر گشته در يک انتظار
تا غمت کي انتخابم مي کند
مشاوره خانواده
انسان سالم،بی مسئله نیست...
ویتامین خوشاخلاقی :
ویتامین خوشاخلاقی برای شما یی که یه کوچولو بد اخلاق شدی
اگر مدتی است که خودتان اعصاب ندارید و یا میبینید که همسرتان، بچهها یا والدینتان بدقلق و بداخلاق شدهاند وقت آن رسیده است که به فکر جذب ویتامین B6 بیشتری
باشید.
ویتامین B6 ویتامین خوشخلقی و مهربانی است. این ویتامین دارای خواصی است که روی عملکرد مغز تأثیر میگذارد. در واقع بیشترین تأثیر این ویتامین روی ناقلهای
عصبی یعنی همان دوپامین و سروتونین است. این دو ناقل عصبی تأثیر زیادی روی خلق و خوی همهی ما دارند. با ما باشید تا ویتامین خوشخلقی بدهیم خدمتتان!
ویتامین B6 اکسیژنرسانی کافی به مغز را تضمین میکند، سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و خواص آنتیاکسیدانی آن بدن را از شر ترکیبات سمی خلاص میکند. میتوانید
به راحتی این ویتامین را از طریق مصرف مواد غذایی مناسب تامین کنید. مواد غذایی زیر حاوی این ویتامین ارزشمند هستند :ماهی آزاد، جگر، موز، سیبزمینی، آجیل،
عدس، لوبیا سفید، جوانهی گندم، مخمر آب جو، سویا، تخمهی آفتابگردان، کلم، کلهپاچه، گوشت قرمز، گوشت سفید.
ما انسانهای هنرمندی هستیم!!!
خیلی چیزها را بلدیم ولی وانمود میکنیم که بلد نیستیم و نمیدانیم!!!
بلدیم که دوست بداریم ولی بی تفاوتی را ترجیح میدهیم!
بلدیم عشق بورزیم ولی تنفر را جایگزین میکنیم!
بلدیم ببخشیم ولی تخم کینه را در ذهن میکاریم و انتقام برایمان شیرین تر است!
گاه فکر میکنم چرا زمانیکه خبر مرگ کسی را که دوستش نداشتیم میشنویم آنقدر در موردش مهربان میشویم!؟ و فقط خوبیهایش به یادمان می آید!؟
انگار نه انگار که او همان کسی بود که شاید دلمان را شکسته است!
براستی چه میشود که قدرت بخشش مردگان را داریم ولی زنده ها را هرگز!؟
هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است.
بیمارستان میلاد تهران دوربینی رو خریداری کرده که از انرژی های اطراف بدن بیماران تصویر برداری می کنه و با توجه به تحلیل اون انرژی ٬ عضو بیمار و گستردگی
بیماری روتشخیص میده
انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.
اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:
- "چه خوب شد زنگ زدی!"
- " داشتم بهت زنگ می زدم!"
- "داشتم بهت فکر می کردم!"
- "حلال زاده!"
نکتهٔ جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری
شدن زمان.
حتی اگه من توی ایران و طرف مقابل توی آمریکا باشه.
در فیزیک به این میگن: "جهش کوانتومی".
یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند.
پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.
پس افکارخوشایند خود را تقویت کنیم تفکر مثبت داشه باشیم...
از همه مهمتر به خدا که مظهر عشق و مهربانیست بیندیشیم.
☀️ بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ
♻️در محضر #عارفان
👌از سخنان حاج اسماعیل #دولابی
⭐️در پناهگاه امن خداوند!
هر وقت کسی شما را اذیت کرد و یا از کسی ناراحت شدید، نمیخواهد به کسی بگویید بلکه استغفار کنید، هم برای خودتان هم برای کسی که شما را اذیت کرده است.
بگو بیچاره کار بدی کرده است اگر فهم داشت نمیکرد. وقتی استغفار میکنی خداوند دوست دارد و خیلی تلافی میکند.
اگر قلبت حاضر نیست استغفار کند با زبان استغفار کن آن وقت یکدفعه دلت نرم میشود.
اگر دو سه مرتبه این کار را کردی دیگر غم نمیتواند شما را بگیرد چون راهش را بلد هستی.
استغفار امانگاه انسان است. یعنی پناهگاه، وقتی گفتی استغفرالله در پناه خدا هستی.
〰☘〰☘〰
شادی حاج اسماعیل دولابی صلوات
💠اللَّهمَّ صَلِّ عَلَى مُحمَّــــــــدٍ وآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم و فَرَجنا بهم
واده درمانی همراز hamraz2020
8:57 PM 252
امام رضا(علیه السلام) می فرمایند:
:herb::herb::herb::herb::herb::herb::herb::herb::herb::herb::herb:
ازبوییدنِ گل نرگس غفلت نکنید.
هر روز گلِ نرگس را ببویید.
چنانچه میسّر نشد،هفته ای یک بار؛
نشد،ماهی یک بار؛
نشد،سالی یک بار؛
و حدّاقل در طولِ عمرتان حتماً یک بار بویِ گل نرگس را
استشمام کنید؛
زیرا در بدن رگی ست که انسان را دچار افسردگی میکند و بوی گل نرگس از بین برنده و درمان افسردگی است.
پيامبر خدا(ص) می فرمایند:
گل نرگس را ببوييد هر چند در روز يک بار،
هرچند در هفته يک بار،
هر چند در ماه یک بار،
هرچند در سال يک بار،
و هر چند در همه یِ عمر یک بار؛
چرا كه در قلب هسته اى از ديوانگى،جذام و پيسى وجود دارد؛
و بوییدنِ گلِ نرگس،آن را دور می كند!
و اینک تحقیقات علمی بعد از 1400سال:
(گلِ نرگس کلید درمانِ افسردگی است)
web
قالَ: صلّى اللّه عليه و آله : كُلُّ عَيْنٍ باكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ إ لاّ ثَلاثَ اءعْيُنٍ: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ ، وَ عَيْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ، وَ عَيْنٌ باتَتْ ساهِرَةً فى سَبى لِاللّهِ.(114)^ترجمه :^فرمود: تمامى چشم ها در روز قيامت گريانند، مگر سه دسته :^1 آن چشمى كه به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گريه كرده باشد.^2 چشمى كه از گناهان و موارد خلاف بسته و نگاه نكرده باشد.^3 چشمى كه شبها در عبادت و بندگى خداوند متعال بيدار بوده باشد.
ما تربيت نشديم
رضا بابايي
ما تربیت نشدیم. تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرفشنو باشیم، صبحها
به همه سلام كنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و... اما سادهترین و ضروریترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.
کجا به ما آموختند که چگونه نفس بكشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار كنیم...؟
در كودكی به ما آموختند كه چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شيوههای نقد را به ما نياموختند. داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریكایی و برندۀ جايزۀ
نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳میگوید: «اگر میخواهید بدانید كشوری توسعه مییابد یا نه، سراغ صنایع و كارخانههای آن كشور نروید. اینها را بهراحتی میتوان خرید
یا دزدید یا كپی كرد. میتوان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد كرد. برای اینكه بتوانید آیندۀ كشوری را پیشبینی كنید، بروید در دبستانها؛ ببینید آنجا چگونه
بچهها را آموزش میدهند. مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند؛ ببینید چگونه آموزش میدهند. اگر كودكانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظمپذیر، خطرپذیر، اهل گفتگو
و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشاركت جمعی و همكاری گروهی تربیت میكنند، مطمئن باشید كه آن كشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»
از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزي» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است. آیا باید در جوانی یا میانسالی یا حتی
پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شكل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟! به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه»
نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی میکند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است.
هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر میرویم و وقتی به خانه برمیگردیم، چند خط نمیتوانیم دربارۀ آنچه دیدهایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیدهایم». همه
چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی كه بر آهن وزیده است. اگر حرف مولوی درست باشد كه «فرع دید آمد عمل بیهیچ شک/ پس نباشد مردم الا مردمک»، باید بپذیریم
كه آدمیت ما به اندازۀ مهارت ما در «نگاه» است.
جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم میگفت: «اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری میکردم تا بچهها قبل از اینکه به نگاههای
سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند.» میگفت: «کسی که به کلاسهای طراحی میرود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیقتر نگاه
کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت میرود تا در طراحی پیشرفت کند.»(آلن دو باتن، هنر سیر و سفر، ص269) اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه
کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم. انسانی که نمیتواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛
اگرچه نقاشیهای غارنشینان نشان میدهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.
من پدرانی را میشناسم كه در آتش محبت فرزندانشان میسوزند و برای رفاه و آسایش آنان سر از پا نمیشناسند، اما تا دهۀ هفتاد يا هشتاد عمرشان ندانستند كه فرزندانشان
بیش از خانه و ماشین، به آغوش گرم او نیاز دارند و او باید آنان را لمس میكرد و میبوسید و دست محبت بر سر و روی آنان میكشید. بسیارند پدرانی كه نمیدانند
اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم كنند، به اندازۀ یكبار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمیدهد.
در جامعهای که از در و دیوار آن، سخن از حق و باطل میبارد، کسی به ما یاد نداد که چگونه از حق خود دفاع کنیم یا چگونه حق دیگران را مراعات کنیم و مسئلۀ «حق
و باطل» را به حقوق افراد گره نزنیم. عجایب را در آسمانها میجوییم، ولی یکبار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشدهایم. نگاه کردن،
شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املا و انشا نیاز به معلم و آموزش دارند.
به بزرگی گفتند؛
خوشبختی چیست؟
گفت:خوشبختي
حاصل کسری است که صورتش تلاش و مخرجش توقع است!
هر چه صورت نسبت به مخرج بیشتر باشد جواب بزرگتر میشود!
🎲یعنی زمانی که توقع به صفر نزدیک شود؛ خوشبختی به بینهایت نزدیکتر میشود!
.
سیمین_بهبهانى
زیادی خوب بودن خوب نیست
زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی
میشوی مثل شیشه ای تمیز
کسی شیشه ی تمیز را نمیبیند
همه به جای شیشه ، منظره ی بیرون را میبینند
ولی وقتی شیشه کمی بخار بگیرد
وقتی کمی منظره ی بیرون را بد نشان دهد
همه آنرا میبینند
همه سعی میکنند تمیزش کنند
زیادی خوب بودن خوب نیست
زیادی که خوب باشی شکننده تر میشوی
با هر قدرناشناسی دلت ترک بر میدارد
میشکند
تکه های شکسته را در دستانت میگیری
نگاه میکنی به نتیجه ی زیادی خوب بودنت
زیادی خوب بودن خوب نیست
زیادی که خوب باشی به زیادی خوب بودنت عادت میکنند
آنوقت کافیست کمی بد شوی
همه گمان میکنند زیادی بدی .
سرخی و زردی برگهای درختان در فصل پاییز علاوه بر زیبایی شگفت انگیزی که دارند نشانه ای از تکامل گیاهان هستند که 35 میلیون سال قبل آغاز شده است.
از گذشتههای دور رنگهای زرد و قرمز برگهای درختان در سومین فصل سال مورد توجه هنرمندان بوده است. جالب است که رنگهای درختان براساس نوع منطقه ای که در آن قرار گرفته اند با یکدیگر متفاوت هستند. به طوری که لباس پاییزی درختان در آمریکا و آسیای شرقی به رنگ قرمز و اروپای مرکزی و جنوبی به رنگ زرد است.
در حقیقت درختان براساس قاره و عرض جغرافیایی که در آن قرار گرفته اند رفتار ویژه ای را در پوشیدن لباس پاییزی بروز میدهند.
علت علمی تغییر رنگ برگها
ولی حقیقت امر این است که فرآیندهای شیمیایی که به هنگام آماده شدن گیاه برای فصول زمستان در آن به وقوع میپیوندند تغییر رنگ برگها را باعث میگردند. برگها در طول فصل بهار و تابستان مانند کارخانههایی عمل میکنند چرا که تهیه غذای لازم برای رشد درختان را به عهده دارند. ساخت مواد غذایی توسط سلولهای ریز بیشمار برگ،که متعلق به بافت سنتزی مزوفیل که میان دو بشره زبرین و زیرین برگ است، و بعضی اوقات این بافت کلرانشیم نامیده میشود صورت میگیرد، زیرا سلولهای این بافت دارای کلروپلاستهای بیشمار است که این کلروپلاستها حاوی اجسام سبز کوچکی میباشند که کلروفیل نام دارند و رنگ برگ را موجب میگردند.
در میان سلولهای فتوسنتزی برگ رگبرگهای بی شماری قرار گرفته که از سلولهای آوند چوبی و آبکش تشکیل یافته است که آب و مواد معدنی را به درون برگ آورده، فرآوردههای فتوسنتزی را به خارج از آن هدایت میکند. رگبرگهای مزبور نهایتا به رگبرگ اصلی متصل میشوند که پس از عبور از دمبرگ به سیستم آوندی اصلی گیاه میپیوندند کلروفیلها غذا را برای گیاه از طریق ترکیب نمودن کربن بدست آمده از هوا ، با هیدروژن ، اکسیژن و مواد معدنی گوناگون موجود در آب و طی فرآیند فتوسنتز یا نورساخت فراهم میکنند.
در پاییز هنگامی که هوای سرد موجب کاهش فرآیندهای حیاتی میگردد فعالیت برگ به پایان میرسد،. به بیان سادهتر اینکه اجزای دستگاه کارخانه برگ پیاده میشوند، کلروفیل به مواد متنوعی که از آنها ترکیب یافته تجزیه میشود و مواد غذایی قابل دسترس به منظور ذخیره سازی برای استفاده در بهار به تنه درخت منتقل میگردد.
آنچه که در حفرههای سلولی برگها باقی میماند نوعی ماده آبکی است که در آن مقداری قطرات چربی، بلور و تعداد معدودی اجسام زرد رنگ که به شدت نور را منکسر میسازند مشاهده میشوند که عامل زرد شدن رنگ برگها در پاییز به شمار میروند.
غالبا میزان قند در برگها بیش از آن است که بتواند به سرعت به درون درخت ان
ع:
اهورا:
پندنامه ایرانی
خواهشا با اندیشه خوانده شود
.
خودت باش ، بی همتا می شوی .
ساده باش ، عمیق می شوی .
دوست داشته باش ، محبوب می شوی .
به خود اعتماد کن ، باورت می کنند .
سکوت پیشه کن ، همه چیز گویا می شود.
بر خود حکومت کن ، از خود فراتر می آیی .
نرم باش ، مقاوم خواهی شد .
خالی شو ، پُر می شوی.
قانع باش ، غنی می شوی .
قضاوت نکن ، عادل می شوی .
به تاریکی ذهن آگاه شو ، روشنایی وجودت را فرا می گیرد.
تسلیم سرنوشت شو ، حاکم تقدیر می شوی .
ضعف خود را بپذیر ، قوی می شوی .
دخالت را رها کن ، هدایت آغاز می شود.
سخنت را کوتاه کن ، تأثیرش زیاد می شود .
ذهنت را در « هیچ کجا» متمرکز کن ، « همه چیز » در ذهنت جا می گیرد.
از همه چیز رها شو ، صاحب همه چیز می شوی .
ساکت شو، گویا می شوی .
جاری باش ، پایدار می شوی.
ببخش و رها کن ، همواره دارنده و برازنده ای.
از ذهنیت خالی شو ، غرق در اندیشه می شوی.
تازه باش ، هر کهنه ای را نو می بینی .
خالی از توقع شو ، همه توقعات برآورده می شود.
جانت را دگر کن ، جهان دگر شود.
غیر عادی باش ، عادی ها حیرت آور می شوند.
آهسته رو ، سریع به مقصد می رسی .
جهان را خوش ببین ، جانت خوش می شود .
آرام باش ، همه چیز را آرام می بینی .
با لذت کار کن ، کار تفریح می شود.
بدی را با نیکی تلافی کن ، بر بدی غالب می شوی.
به استقبال ناامنی برو ، ایمن می شوی .
از خودنمایی دوری کن ، همه جا نمایان می شوی.
از خطر فقر مهراس ، ثروتمند می شوی .
آرزو را خزان کن ، بهار آرزو فرا می رسد .
نیستی پیشه کن ، هستی فرا می رسد .
بیگانه با عادت باش ، با تازه ها یگانه می شوی.
از خود تهی شو ، سراسر خود می شوی .
مرگ را دریاب ، حس زندگی پدیدار می شود.
فروتن باش ، فراتر می روی .
خاکی باش ، آسمانی می شوی .
از خود بیخود شو، هوشیار می شوی .
بی رنگ باش ، هوشیار می شوی .
خودت را از پیش پابردار ،
جهان پیش پایت تسلیم می شود.
.
روزگارتان نيك مهربان دوستانم
ﺍﺯ بزرگی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻣﯽ؟ گفت ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﺍﺻﻞ ﺑﻨﺎ ﮐﺮﺩﻡ:
1. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺭﺯﻕ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭﺩ، ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪﻡ!
۲. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ، ﭘﺲ ﺣﯿﺎ ﮐﺮﺩﻡ!
۳. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﻤﯽﺩﻫﺪ، ﭘﺲ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩﻡ!
۴. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﮐﺎﺭﻡ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻣﻬﯿﺎ ﺷﺪﻡ!
۵. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﮑﯽ ﻭ ﺑﺪﯼ ﮔﻢ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺯﻣﯽﮔﺮﺩﺩ، ﭘﺲ ﺑﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﻓﺰﻭﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺪﯼ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﻡ!
ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ 5 ﺍﺻﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻢ.
معتاد ميميره، يه فرشته مياد ببرتش بهشت! وسط راه ميبينه چند نفر نشستن تریاک ميکشن! ميگه: همینجا منو پياده کن! فرشته ميگه: از اينجا بهترم هست!
シJoin ➟ @instafarsi
جلوتر ميبينه چند نفر دارن رو کفی هروئين ميکشن! ميگه: واستا همینجا پيادم کن! فرشته ميگه: از اينجا بهترم هست! ميرن جلوتر ميبينه چند نفر دارن تزريق ميکنن! ميگه: همینجا واستا جون مادرت! فرشته ميگه: صبر کن از اينجا بهترم هست! معتاد ميگه: تو دروغ میگی، میخوای منو ببری کمپ!😂😂😂😂😂
پدرم
دروغگوترین
کسی بود که
در تمام عمرم دیدم
چون
دردهایش را
جور دیگری
تعریف می کرد
بدون درد!
مهربانترین دروغگو.دوستت دارم:heart:
به خدا گفتم بیا جهان را قسمت کنیم آسمون مال تو زمین مال من کوه مال تو دریا مال من خدا گفت تو بندگی کن همه چیز مال تو
مادر بزرگ ادبیات مخصوص به خودش را داشت. به همبرگر می گفت همبرگرد، به سطل سلط، زبانش نمی چرخید به کبریت می گفت کربیت. برای احوال پرسی كه زنگ مى زد، می گفت زنگ زده ام حالت را بگیرم. هیچوقت عادت نکردم به این جمله، بعد از شنیدنش لبخند می زدم، حالم خوب می شد. زنگ زده بود حالم را بگیرد ولی قصدش حال پرسیدن بود، برعکس بعضی از آدم ها كه تلفن می کنند، مسیج می دهند حالت را بپرسند ولی حالت را می گیرند.
دنیای عجیبی داریم ما آدم ها...
من منتظرم ثانیــه ها
گل بدهـد بـــاز
من منتظــرم فصـلِ
جنونم شـود آغاز
#فرشته_خدابنده
اگر خریدنی بود
می خریدم!
برای مادر،کمی جوانی
برای پدر،عمردوباره..
وبرای خودم
"خنده های کودکی"
میگن تو یک مجلس از ژولیده ی نیشابوری پرسیدن میتونی فی البداهه شعری بگی که ده تا کلمه ی "دل" داخلش باشه و هر کدوم معانی مختلفی داشته باشه؟!
ژولیده، رباعی زیر را در همون مجلس سرود:
دلبری با دلبری دل از کفم دزدید و رفت
هرچه کردم ناله از دل، سنگدل نشنید و رفت
گفتمش ای دلربا دلبر ز دل بردن چه سود؟
از ته دل بر من دیوانه دل خندید و رفت...
ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﺧﺪﻣﺖ ..
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺭﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺩﻡ ﺩﺭﻩ ﺣﯿﺎﻁ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ:fearful::cold_sweat::scream:
ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ؟؟:sob::cold_sweat:
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻭ ﻃﺎﻗﺘﺸﻮ ﺩﺍﺭﻡ !! . .
ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻦ !!! . .:runner::runner::confounded::tired_face:
ﮐﻮﻟﻪ ﭘﺸتی ﺮﻭ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻮﭼﯿﮑﻤﻢ ﺭﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻏﻤﺒﺎﺩﮔﺮﻓﺘﻪ:flushed::cold_sweat::scream:
ﺩﺍﺩﺍﺵ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ !!
ﺑﺎﺑﺎ ﻃﻮﺭﯾﺶ ﺷﺪﻩ ؟؟؟ﺑﮕو
ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻪ:runner::weary::fearful::scream:
ﺭﻓﺘﻢ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺭﯾﺶ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﻪ !!!! . . . 🙄:flushed:
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﯾﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺎﺑﺎ !!! ﻣﺎﻣﺎﻥ ﭼﺶ ﺷﺪﻩ ﺑﮕﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ:cry::flushed:
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﯾﺪﻓﻌﻪ ﺯﺩ ﺯﯾﺮﻩ ﮔﻮﺷﻤﻮ ﻭ ﮔﻔﺖ : :flushed::flushed::flushed:
ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﺧﺮ !!!
ﺭﻓﺘﯽ ﺧﺪﻣﺖ !!!! ﭼﺮﺍ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﯾﺶ ﺗﺮﺍﺷﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺩﯼ:rage::rage::rage::rage:
خیلی بی مزه بود نه:neutral_face::joy::joy:
خواهر شوهر چیست؟؟؟
هیچی نیست! الکی گنده اش کردن:laughing:
یه موجود گوشت تلخ،حسود، بی نمک، بیخود، دو به هم زن
:kissing_smiling_eyes::kissing_smiling_eyes::kissing_smiling_eyes::kissing_smiling_eyes::kissing_smiling_eyes:
فقط در کنار این معایب یه حسن بزرگ داره:
میشه عمه؛:blush:
آی فحش میخوره، آی فحش میخوره، جیگرم حال میاد,,,
اسرار روانشناسی:heart: [11:30 AM] 72K
✍:gem:
#موفقیت
:sparkles:عمر عقاب 70 سال است ولی به 40 که رسید چنگال هایش بلند شده وانعطاف گرفتن طعمه را دیگر ندارد..نوک تیزش کندو بلند و خمیده میشود و شهبال های کهنسال بر اثر کلفتی پر به سینه میچسبد وپرواز برایش دشواراست.
:sparkles:آنگاه عقاب است و دوراهی: بمـیرد یـــــــا دوباره متولد شود. ولی چگونه؟
عقاب به قله ای بلند میرود نوک خود را آنقدر بر صخره ها میکوبد تا کنده شودو منتظر میماند تا نوکی جدید بروید. بانوک جدید تک تک چنگال هایش را ازجای میکند تا چنگال نو درآید. و بعد شروع به کندن پرهای کهنه میکند.
:sparkles:این روند دردناک 150 روز طول میکشد ولی پس از 5 ماه عقاب تازه ای متولد میشود که میتواند 30 سال دیگر زندگی کند.
برای زیستن باید تغییر کرد.
درد کشید.
سختی کشید و تحمل داشته باشیم باید نا امیــــد نشیم گاهی وقتا باید از آنچه دوست داشتیم بگذریم...
:sparkles:عادات و خاطرات بد را هرس کرد و دوباره متولد شد.
یـــــا بايد مرد...!!
پسره با پورشه میره دنبال دوست دخترش
وقتی سوارش میکنه میگه:
من یه حقیقتو باید بهت بگم...:notes:
دختره میگه :چی؟
میگه:
من یه زن دارم با سه تا بچه
و یه زن با یه بچه
و سه تا صیغه
و پنج تا دوست دختر!
دختره میگه خدا بكشتت ، ترسوندى منو
فكر كردم ماشين مال خودت نيست :joy::joy:
خخخخخ
سريال پريا يكي از سريال هاي درجه ده به بالا ي ايران است كه بسيار خشك و بي احساس هست از افسانه بايگان و محمود پاك نيت بازي در چنين سريال هايي بعيد بوده اما اگر توجه كنيد ديالُگ ها بسيار بي احساس بيان مي شود فيلمنامه بسيار موضوع خوبي دارد اما بازيگران يك تئاتر را در قالب سريال به تصوير كشيده اند اميدواريم يادمان نرود اگر بازيگران ايراني به شبكه ي جم هجوم بردند آنها در ايران بازيگر شدند رفتنشان باعث شد تا به جهاني ثابت كنيم ايران مركز پرورش هنر هاي جهانيست و نبايد به خاطر خروج از تصوير ملي نگران باشيم آنها در ايران بازيگر شدند در ايران معروف شدند بايد افتخار كنيم به استادان زبردست ايراني وطنم تا ابد دوستت دارم
🍃🍂
👦🏿شعر يک کودک سياه پوست که بهترين شعر سال در سامان يونيسف لقب گرفت :
When I born, I black
When I grow up, I black
When I go in Sun, I black
When I scared, I black
When I sick, I black
And when I die, I still black
And you white fellow👦🏻
When you born, you pink
When you grow up, you white
When you go in sun, you red
When you cold, you blue
When you scared, you yellow
When you sick, you green
And when you die, you grey
And you calling me colored
🍃🍂🍃🍂🍃
👦🏿وقتي به دنيا ميام، سياهم،
وقتي بزرگ ميشم، سياهم،
وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم،
وقتي مي ترسم، سياهم،
وقتي مريض ميشم، سياهم،
وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم...
و تو، آدم سفيد:👦🏻
وقتي به دنيا مياي، صورتي اي،
وقتي بزرگ مي شي، سفيدي،
وقتي مي ري زير آفتاب، قرمزي،
وقتي سردت مي شه، آبي اي،
وقتي مي ترسي، زردي،
وقتي مريض مي شي، سبزي،
و وقتي مي ميري، خاکستري اي...
و تو به من مي گي رنگين پوست...
برای این شعر حضار و نماينده هاي كشور ها در سازمان ملل پنج دقیقه دست زدند.👏🏻👏🏻👏🏻
⤵️
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
بیا دل نشکنیم شکستن درد دارد
احساسش تا ابد ، سوز سرد دارد
بیا رز مخملی قرمز بنام هم کنیم
دو فنجان چای برای هم دم کنیم
زیر باران می شویم تن پوش هم
عاشقانه دستهای مان بر دوش هم
بیا خوش رنگ تر از گل پونه باشیم
برای قلب ها تا ابد گل خونه باشیم
بیا نوازش موهایمان را اهنگ کنیم
در قلب خوشبختی را هماهنگ کنیم
جابر فدایی
امام زمان(عج):
🌹🌹🌹🔹چه انتظار عجیبی!
تو بین منتظران هم، عزیز من، چه غریبی!
عجیب تر که چه آسان، نبودنت شده عادت، چه بی خیال نشستیم
نه کوششی نه وفایی
فقط نشسته و گفتیم: خدا کند که بیایی ...!🔹🌹🌹🌹
🌻🌹🌻
چقدر بی کلاسی زیبا بود !!!
یادش بخیر قدیما که بی کلاس بودیم بیشتر دور هم بودیم و چقدر خوش میگذشت و هر چقدر با کلاس تر میشیم از همدیگه دورتر میشیم.
قدیما که بی کلاس بودیم و موبایل و تلفن نبود و واسه رفت و آمد وسیله شخصی نبود ، همیشه خونه ها تمیز بود و آماده پذیرایی از مهمونا و وقتی کلون در خونه در هر زمانی به صدا در میومد، خوشحال میشدیم؛ چون مهمون میومد و به سادگی مهمونی برگزار میشد.
آخه چون بی کلاس بودیم آشپزخونه ها باز (open) نبود و گاز های فردار و ماکروفر و… نبود و از فست فود خبری نبود ، ولی همیشه بوی خوش غذا آدمو مست میکرد و هر چند تا مهمون هم که میومد، همون غذای موجود رو دور هم میخوردیم و خیلی هم خوش میگذشت.
تازه چون بی کلاس بودیم میز ناهارخوری و مبل هم نداشتیم و روی زمین و چهارزانو کنار هم می نشستیم و می گفتیم و می خندیدیم و با دل خوش زندگی می کردیم!!!
امروز که فکر می کنم چقدر بی کلاسی زیبا بود!!! آخه از وقتی که با کلاس شدیم و آشپزخونه ها باز (open) شدن و میز ناهار خوری و مبل داریم و تازه واسه رفت و آمد همگی ماشین داریم و هم تو خونه تلفن داریم و هم آخرین مدل تلفن همراهو داریم و خلاصه کلی کلاسهای دیگه؛ مثل بخار پز و انواع زود پز و… داریم ولی دیگه آمد وشد نداریم!!! چون خیلی با کلاس شدیم!!! تازه هر از چند گاهی هم که دور هم جمع میشیم ، کلاً درگیر کلاسیم و از صفا و صمیمیت و دل و از همه مهمتر سادگی خبری نیست !!!
لعنت بر این کلاس که ما آدما رو اینقدر از هم دور کرده و اینقدر اسیر کلاسیم که خیلی وقتا خودمونم فراموش می کنیم!!!!!!
کاش کلاس توی مهربون بودن و عشق ورزیدن و با دل زندگی کردن، بود.
روزگارتان پر از شادی
🌹🌻🌹0
@bakelasbashim👑
🌸فقر چیست ؟؟؟؟؟
⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
دوتا ﺍﻟﻨﮕﻮ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ دوتا ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺗﻮﯼ ﺩﻫﻨﺖ.
⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ:
استفاده از لوازم آرایشی برای یک دختر از نخ دندانش واجب تر باشه
⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﻋﺮﻭﺱ ﻓﺨﺮﯼ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻭ ﺯﻥ ﺻﯿﻐﻪ ﺍﯼ ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻄﯿﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﻣﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﻧﺪﻭﻧﯽ.
⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺗﻮﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻤﯿﺰﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﻬﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯽ.
⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺸﯽ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺭﻭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻧﮑﻨﯽ.
⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺑﺰﻧﯽ ﻭﻟﯽ ، ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﭽﻪ ﺍﺕ ﺟﺮأﺕ ﻧﮑﻨﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ”ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﺕ ﺭﻭ ﺷﮑﺴﺘﻪ”..
⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻭﺭﺯﺵ ﻧﮑﻨﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﮐﻤﮏ
ﺑﮕﯿﺮﯼ.
⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺘﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺪﻧﺖ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﯽ.
⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺕ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﺨﭽﺎﻟﺖ ﺑﺎﺷﻪ.
⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﮐﻤﮑﻪ، ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻓﯿﻠﻢ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯼ.
ا
▶️ فقر, فقط.فقر مادی نیست ▶️
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال افتاب
ای دل من گر چه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشم به کام
باده رنگین نمینوشی زجام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از ان می که میباید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد افتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم ز عمر
بعضی از بودن ها هم هستند .
که از صدتا نبودن بیشتر درد دارند
بودن هایِ نصفه و نیمه ای که بلاتکلیفت میکنند
وقتی یک نفر نیست،
وقتی میرود ،
تکلیفت با خودت و او و رفتنش مشخص است
میدانی که رفته!
برایِ همیشه رفته و بازنخواهد گشت
تویی و یک قبرستان خاطرات و احساساتی که با دستهایِ خودت دفن کرده ای .
قبرهایی که هروقت بخواهی میتوانی بالاسرِ یکیشان بایستی
و زار زار بگریی
اما بودن هایِ نصفه و نیمه مثلِ وقتی ست
که گمشده ای داری و نمیدانی کجاست
چه می کند ..
زنده است یا مُرده !
نمیدانی باید دل بکنی
یا منتظر بمانی !
بلاتکلیف می مانی ،
و این بلاتکلیفی روزی هزار بار ذهن و روح و جسمت را مثلِ خوره می جود ..
اگر میخواهید نباشید ، نباشید ..
اما آدمها را بلاتکلیف به حالِ خودشان رها نکنید ..
بلاتکلیفی مرگِ تدریجی ست ..:
جامع ترین سامانه صوتی کشور برای نابینایان و کم بینایان .
با 9 یخش اصلی و 27 قسمت متنوع و موضوعا گوناگون .
برای تمام سلیقه ها.
سامانه صوتی تلرادیو نصر
فهرست بخشها و کد کلیدهای آن عبارتند از :
بخش الفبای زندگی کلید 22
شامل قسمتهای
221 رازهای موفثیت
222 خانه و خانواده
223 آشپزخانه
بخش صدای دانش کلید 23
شامل قسمتهای
231 تازهها
232 دانستنیها
233 یک مهارت
234 دنیای وب و کامپیوتر
بخش ترنم کلید 24
شامل قسمتهای
241 موسیقی سنتی
242 سازوهنرمند
243 موسیقی پاپ
244 شاعرانه
بخش معراج مومن کلید 25
شامل قسمتهای
251 احکام و اعتقادات
252 مفاتیح
253 شگفتیهای قرآن
254 مهدویت
255 نهج االبلاغه
بخش ایستگاه کلید 26
شامل قسمتهای
261 قصه و داستان
262 مسابقه
263 فروشگاه
264 خنده بازار
بخش سیروسفر کلید 27
شامل قسمتهای
271 گردشگری
272 در کوچه های تاریخ
بخش سخن دوست کلید 28
شامل قسمتهای
281 حیاط خلوت
282 با مخاطبین
بخش تقویم کلید 29
شامل قسمتهای
291 تقویم شمسی
292 تقویم قمری
این سامانه بصورت 24 ساعته وبدون اشغالی در اختیار شماست
مطالب این سامانه هر 15 روز یکبار بروز رسانی میشود ..
کافیست یکبارازطریق تلفن تماس بگیرید .
شماره 59730150
ساکنین استان اصفهان
و شماره 34469027
دیگر شهرستانها .
این سامانه رسما در سال 1388 طراحی و راه اندازی شد.
ماهیانه حدود 2000 تماس نلفنی از سراسر کشور بااین مجله تلفنی برقرار میشود . که این نشانگر موفقیت این طرح است .
اگر شماهم مایل هستید در سامانه تلرادیو نصر با ماهمراه شوید و در زمینه های زیر همکاری داشته باشید لطفا با شماره0913
958
4022
تماس بگیرید
1تهیه و گردآوری مطالب یک یا چند بخش بصورت نوشتاری
2 صبط وتولید فایلهای صوتی .
همیشه پیروز و سربلند باشید .
حمید هنرکار
مدیر عامل موسسه نصرآفتاب اصفهان ( کانون فرهنگی نصر سابق ) .
1 تیرماه 1395
آیا از امروز اینترنت در کشور ارزان میشود؟
...............................................................
قرار است از امروز اول مرداد 1395 سقف تعرفه خدمات داده تلفن همراه برای سیم کارتهای دائمی به ازای هر کیلوبایت چهاردهم (0.4) ریال و برای سیم کارتهای اعتباری 0.6 ریال تعیین شود.
بر این اساس فقط کاربرانی که بهصورت آزاد (و نه بسته خدماتی) از طریق گوشی خود به اینترنت وصل میشوند شاهد این کاهش باشند اما ظاهراً درصد کاربرانی که از طریق آزاد و نه خرید بسته به اینترنت وصل میشوند، بسیارکم هستند.
در بخش مشترکان ADSL نیز کاربری که با پرداخت 20 هزار تومان 5 گیگ اینترنت میگرفته، از امروز همان پول را پرداخت کرده و 8 گیگ اینترنت دریافت خواهد کرد./خبرآنلاین
اگر در محل کارتان زود خسته میشوید، و یا استرس زیادی را در شغلتان متحمل میشوید و در نهایت اگر فضای کاری برای شما به امری غیر قابل تحمل تبدیل شده است، حتماً ۱۰ روش کاهش استرس برای شغلهای پشت میزی را مطالعه و عمل کنید.
🌻هیچ گاه صبحانه را حذف نکنید
🌻پیاده روی کنید
🌻حرکتهای کششی انجام دهید
🌻عصرانه و میانوعده سالم مصرف کنید
🌻مراقب حالت نشستن و بدن خود باشید
🌻تقدم و تاخر در برنامههای خود را رعایت کنید
🌻خود را با فعالیت بیش از حد مشغول نکنید
🌻تصویر کسانی را که دوستشان دارید روی میز کارتان قرار دهید
🌻بعد از پایان کار، به فعالیتهای تخلیهکننده استرس بپردازید
🌻از دوستان و نزدیکان خود، تقاضای کمک کنید. صحبت با دیگران راجع به استرس کارتان میتواند باعث آزادسازی و کاهش آن شود.
این یک داستان واقعی است.
@instafarsi
همسرم قبل از ازدواج با من عاشق دخترخاله اش بود و قسمت هم نشده بودند. دخترخاله زودتر ازدواج کرده بود و همسرم هم پس از معرفی توسط یک آشنا، مرا دید و با هم ازدواج کردیم.
عادت داشت که بعد از سرکارش و تعطیلی مغازه، با رفقای باب و ناباب جمع شوند و الواتی کنند و من هر شب تا نیمه شب منتظر او بودم. گاهی شام خورده بود و گاهی نه و من فقط سکوت میکردم.
وضع مالیمون بد نبود و دو طبقه خانه داشتیم. طبقه بالا اتاق خوابها و حمام و طبقه پائین آشپزخانه و پذیرائی ... تولد همسرم بود و از دو طرف مهمان داشتیم. وسط مهمانی بود که متوجه شدم همسرم نیست و کمی طول کشید. رفتم طبقه ی بالا که ببینم چرا نیست و اگه کاری هست انجام بدم و ... بالا رفتم و در اتاق خوابمان را باز کردم و صحنه ای دیدم که امیدوارم هیچ زن متاهلی نبیند.
همسرم و دخترخاله اش. چیزی نگفتم و ...
بعد از مدتی که از ازدواج ما گذشت،دخترخاله همسر بدلیل نداشتن تفاهم، از همسرش جدا شده بود و حالا شده بود یک زن آزاد !!!
تمام توفانی که در درونم برپا شده بود را کنترل کروم و سریع پائین آمدم. بفاصله ی کمی همسرم و دخترخاله پائین آمدند و مثل موش تا آخر مهمانی هردو با ترس و لرز در گوشه ای نشسته بودند.
مهمانی تمام شد و من با کنترل بسیار خیلی عادی جشن را ادامه دادم و انگار نه انگار.
حالا بقیه داستان از قول آقا:
اصلا فکر نمیکردم در آن شلوغی مهمانی همسرم ببالا بیاید و مچ ما را بگیرد. شرایط خیلی بدی بود.با دخترخاله ام با فاصله آمدیم پائین تا جلب توجه نکنیم.
هرآن منتظر برپائی طوفان عظیمی از جانب همسرم بودم. اما انگار نه انگار که این زن چه دیده.
جشن را با روی خوش ادامه داد و با مهربانی بمن هدیه داد و بقیه هدیه دادند و کم کم مهمانهای دورتر که میرفتند و پدر مادرهایمان فقط مانده بودند، هرآن منتظر بودم تا همسرم دیده هایش را بیان کند. دخترخاله که سریع بعد شام و کیک رفت و همسرم خیلی عادی با او برخورد کرد.
هرچه تنهاتر میشدیم ترسم بیشتر میشد اما خانمم انگار نه انگار !!!
پدر و مادرم رفتند و قبل آنها هم پدر و مادر و برادر همسرم. از بدرقه که برگشتم دیدم همسرم مشغول جمع و جور کردن پذیرائی و جمع کردن بشقابهای پیش دستی و ... بود. کمی کمکش کردم و باز منتظر طوفان بودم. خیر خبری نبود
رفتم خوابیدم ... مگر خوابم میبرد
همسرم آمد و بعد چند دقیقه خوابش برد اما من تا صبح دنده به دنده میشدم. فردا صبح، شنبه بود و سرکار رفتم. همسرم هم طبق معمول صبحانه ام را آماده کرده بود و بزور دو لقمه ای با چای قورت دادم و دیدم قابلمه ای از غذای شب گذشته برایم گذاشته بود و گفت که دیگه مجبور نشی ناهار بری بیرون و من تشکری کردم و بیرون زدم.
دوستانم وقت ناهار از دستپخت همسرم خوردند و چقدر تعریف کردند و من حس خوش و ناخوش بدی با هم داشتم. آخر شب کمی زودتر از پیش رفقا برگشتم و دیدم مثل همیشه همسرم منتظر من هست تا باهم شام بخوریم. سفره رنگین تر بود و بازهم فردا قابلمه غذا و ... من منتظر دعوا بودم و او انگار نه انگار که ...
شب باز کمی از شب قبل زودتر برگشتم و ...
همسرم روزبروز محبتش را بیشتر میکرد و من اسارت بدی را تحمل میکردم ... منتظر بودم تا دعوا را شروع کند و من بتوانم برخش بکشم که اورا از اول دوست نداشتم و عاشق دخترخاله ام بودم و هستم و ... ولی انگار نه انگار ...
رویم نمیشد چندان نگاهش کنم ولی کم کم شجاعت پیدا کردم و یک شب سیر نگاهش کردم و تازه زیبائیهای همسرم را دیدم ... شبیه دخترخاله نبود اما زن بود با همه زیبائیهای زنانه اش ...
اما من مغرور، مرد بودم !
مگر میشد اسیرم کند؟در برابر خیانت من،نه تنها برویم نیاورده بود بلکه سعی میکرد هرچه بیشتر محبت کند.
شبهازودتر و زودتر بخانه می آمدم و متلک های دوستان را بجان میخریدم و میگفتم : آره بابا من مرغم.
یک شب که دیگه بریده بودم رو به همسرم کردم و گفتم : تو پدر منو درآوردی! تو اعصابمو خرد کردی!
تو ...پس چرا دعوا نمیکنی؟ چرا سرزنشم نمیکنی؟ بجاش بهم محبت میکنی که چی؟
همسرم سرش پائین بود و گفت که حتما کمبودی از طرف من داشتی که بطرف دخترخاله ات کشیده شدی! من سعی کردم که کمبودهای گذشته را جبران کنم !همین!
خرد شدم و شکستم ... من کجا بودم و او کجا...
بعد از آن شب دیگر سراغ دخترخاله ام نرفته بودم و ارو خبری نداشتم ولی ناخودآگاه اورا با همسرم مقایسه کردم و طلاق او را و ...
همسرم موفق شد از من مردی بسازد که همه جوره چاکر زنش هست و ازینکه بهش زن ذلیل بگن، ناراحت نمیشه و افتخار میکنه ذلیل همچین زن توانائیه که آبروی مردشو خرید.
خانمها میبخشند ولی هیچوقت فراموش نمیکنند!
@instafarsi0
مضرات کلر موجود در آب آشامیدنی
از آنجا که علت اضافه نمودن کلر به آب آشامیدنی را متوجه شدیم در این بخش قصد داریم مضرات کلر موجود در آب آشامیدنی را برای شما بیان کنیم البته باید بگویم
که ما قصد ایجاد نگرانی برای شما را به هیچ عنوان نداریم و صرفا جهت اطلاع شما و به صورت اجمالی اقدام به قرار دادن این مطلب نموده ایم
مطالعات نشان داده که سقط های خود به خودی در زنان باردار مصرف کننده آب کلردار خیلی شایع می باشد.
آب حاوی کلر باعث تخریب اسیدهای چرب ضروری بدن می شود و از آنجا که اسید های چرب ضروری از اجزای تشکیل دهنده سلول های مغز هستند بنابراین زمینه ساز بسیاری از
بیماری های مغزی و بیماری های اعصاب می شوند.
مصرف آب آشامیدنی کلر دار باعث بیماری های کبدی و همچنین ضعف سیستم ایمنی بدن گردد.
حال یک مطلب جالب را برای شما بازگو می نماییم
آیا می دانید کلر همان ماده جرم گیر و ضد عفونی کننده اجسام منزل وایتکس می باشد؟
وایتکس (کلر)
وایتکس یا همان کلر عامل سفیدی زود هنگام موی سر می باشد، آیا برای شما سوال نشده که چرا در منزل می گویند وایتکس و در آب به آن کلر می گویند؟ و اینکه چرا نبایند
این را بدانیم این خود یک سوال است! بیشتر بدانیم
دلیل اصلی افرادی که جوان و دارای مو سفید هستند آشامیدن آب حاوی کلر است، که در صورت استفاده از آب فاقد کلر و یا بهتر بگوییم حذف کلر از آب آشامیدنی رنگ
موی آن ها به رنگ طبیعی باز میگردد.
البته باید این را بدانیم که کلر موجود در آب آشامیدنی اندک است. ولی در طولانی مدت مصرف از آب های حاوی کلر برای آشامیدن باعث بروز بعضی بیماری های ذکر شده
از جمله تسریع در پیری و گاهاً تماس با آن در طولانی مدت باعث بیماری های پوستی می شود.
این را در نظر بگیرید که عوارض ذکر شده در بالا با توجه به مقدار کلر استاندارد در آب آشامیدنی می باشد.
#آیا_میدانید
🤔
هرچه زن زیباتر باشد، مرد زودتر میمیرد!
پژوهشی نشان میدهد که غیرت برخی مردانی که همسرانشان زیبا هستند، دلیل اصلی بیماری فشار خونی است که به آن مبتلا میشوند !
وقتی درون مملکتم زنگ عشق نیست
باید که زنگ دینی و املا ببوسمت
حالا بلیط رفتنمان هم گران شده
مجبور میشوم که همینجا ببوسمت
سنگین شده است سایه ی این قوم روی ما
در کوچه زیر سایه سرها ببوسمت
پا را گرفته اند ولی ، لب ازآن توست
حتی میان خودروی ناجا ببوسمت
سلول عشق ،حبس ابد نیز حکم ما
گفتند تا همیشه دنیا ببوسمت
ﺣﺎﻻ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ؟
ﺳﺒﮏ ﺭﺋﺎﻝ ﯾﺎ ﺳﻮﺭﺋﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ؟
ﺑﺎ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﻝِ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﻮﺍﯾﯿﻢ ﻣﯿﮑﻨﺪ!
ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ !
ﻟﺐ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﻣﺼﺎﺩﻑِ ﺧﺮﻣﺎ، ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺍﻧﺪ
ﭼﻪ ﻣﺤﺸﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﮐﻪ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ !
ﺩﺭ ﻧﺒﺶ ﮐﻮﭼﻪ، ﯾﺎ ﺗَﻪِ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ، ﯾﺎ ... ﮐﺠﺎ؟
ﻟﻄﻔﺎً ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ؟
ﺑﺎﯾﺪ ﺣﻮﺍﺱ ﺍﯾﻦ ﺩﻝِ ﻣﻦ ﺟﻤﻊ ﺗﺮ ﺷﻮﺩ
ﺷﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﺮ ﭼﻪ ﺭﻭﺍﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ !
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﻘﯿﺮ، ﺷﺮﻡ ﻭ ﺗﻌﺎﺭﻑ ﻧﮑﻦ، ﺑﮕﻮ!
ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﻪ ﻣﺠﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ؟
ﺍﺻﻼً ﺑﻌﯿﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﺜﻞ ﺷﺎﻩ
ﺑﺮ ﻧﻘﺶِ ﮐﺎﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ
ﻃﻌﻢِ ﻟﺒﺖ ﮐﻠﯿﺪِ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﻣﻦ !
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺑﻮﺳﻪ ﯼ ﮐﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ
ﺍﺯ ﺑﺨﺖِ ﺑﺪ، ﺍﮔﺮ ﮐﻤﺮﻡ ﺭﺍﺳﺖ ﺗﺮ ﻧﺸﺪ
ﺁﯾﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻫﺴﺖ ﻫﻼﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ؟
ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩِ ﻋﻠﻤﯽِ ﺗﻘﻮﯾﻢ ِ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﺕ
ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﻃﺒﻖِ ﺳﺎﻝ ﺟﻼﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ !
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺍﯼ ﺳﺮﺩِ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ، ﭼﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺩﺭ ﻻﺑﻼﯼ ﮔﺮﻣﯽِ ﺷﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ؟
ﮐﯿﻔﯿﺖِ ﻟﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻃﻌﻨﻪ ﻣﯿﺰﻧﺪ !
ﭘﺲ ﺣﮑﻢ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺎﻟﯽ ببوسمت
┏━━━✨ 🌺 ✨━━━┓
⠀ @zananeazadandish
┗━━━✨ 🌺 ✨━━━┛