فرداي روشن

خداوند به هر موجودي حق زندگي كردن متناسب با توانايي هايش را داده

مطالب تا اين لحظه

زندگینامه بابا طاهر عریان

نام اصلی : باباطاهر عریان
زمینه کاری : شعر فارسی، موسیقی
زادروز : ۳۲۶ هجری خورشیدی
همدان یا لرستان
مرگ : ۴۱۱ هجری خورشیدی
ملیت : ایرانی
جایگاه خاکسپاری : همدان یا لرستان (ایران)
در زمان حکومت : سلجوقیان
در زمان طغرل بیک سلجوقی
لقب : باباطاهر، باباطاهر عریان
پیشه : شاعر، دوبیتی سرا
سال‌های نویسندگی : قرن پنجم قمری
سبک نوشتاری : دوبیتی، رباعی
کتاب‌ها : اشعار دوبیتی
 
مجموعه کلمات قصار
باباطاهر معروف به باباطاهر عریان، عارف، شاعر و دوبیتی سرای اواخر سده چهارم و اواسط سده پنجم هجری (سده ۱۱م) ایران و معاصر طغرل بیک سلجوقی بوده است. بابا لقبی بوده که به پیروان وارسته می‌داده‌اند و عریان به دلیل بریدن وی از تعلقات دنیوی بوده است. در میان مردم لر لقب بابا به پیران و مرشدان اهل حق نسبت داده می‌شود.
 
آثار
برخی معتقدند ترانه ها یا دو بیتی‌های باباطاهر در بحر هزج مسدس محذوف و به لری سروده شده‌است. دو قطعه و چند غزل و مجموعه کلمات قصار به زبان عربی از آثار دیگر اوست. کتاب سرانجام شامل دو بخش عقاید عرفاً و صوفی و الفتوحات الربانی فی اشارات الهمدانی است. پنج نمونه از رباعیات بابا طاهر:
مو آن رندم که نامم بی قلندر              نه خون دیرم نه مون دیرم نه لنگر
چو روز آیه بگردم گرد گیتی                 چو شو گرده به خشتی وانهم سر
 
ز دست دیده و دل هر دو فریاد                که هر چه دیده وینه دل کنه یاد
بسازم خنجری نیشش ز پولاد                   زنم بر دیده تا دل گرده آزاد
 
خداوندا که بوشم با که بوشم             مژه پر اشک خونین تا که بوشم
همم کز در برانن سو ته آیم             تو کم از در برانی واکه بوشم
 
هزارت دل بغارت برده ویشه                  هزارانت جگر خون کرده ویشه
هزاران داغ ویش از ویشم اشمر              هنی نشمرده از اشمرده ویشه
 
چه خوش بی مهربونی هر دوسر بی            که یک سر مهربونی دردسر بی
اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت                 دل لیلی از او شوریده تر بی
 
زندگی
از خاندان و تحصیلات و زندگی بابا طاهر اطلاعات صحیحی در دسترس نیست اما بنا به نوشته راوندی در راحهالصدور، بابا طاهر در سال ۴۴۷ هجری با طغرل سلجوقی دیدار کرده و مورد احترام او نیز قرار گرفته‌است. در یکی از دوبیتی های مشهورش سال تولدش را به حروف ابجد گنجانیده که پس از محاسبه توسط میرزا مهدی خان کوکب به سال ۳۲۶ هجری رسیده‌است. او پس از ۸۵ سال زندگی وفات یافته‌است.
 
آرامگاه همدان
آرامگاه وی در شمال شهر همدان در میدان بزرگی به نام وی قرار دارد. بنای مقبره بابا طاهر در گذشته چندین بار بازسازی شده‌است. در قرن ششم هجری برجی آجری و هشت ضلعی بوده‌است.در دوران حکومت رضاشاه پهلوی نیز بنای آجری دیگری به جای آن ساخته شده 

این عشـق با لبــان من آغاز می‌شود
با همجــــواری دو تن آغاز می‌شود

یک راز سر به مهر در اندام گرم من
رازی که در وجـود زن آغاز می‌شود

هشـدار باز کردن این رازسربه مهر
از دکمه‌هــای پیرهن آغاز می‌شود

دیوارهـای قلعه‌ی من می رود کنار
آنگـــاه جنگ تن به تن آغاز می‌شود

عریـانی من از تپش قلب بی قـرار
عریـانی تو از بدن آغـــاز می‌شود

آنگـــــاه می‌تنیم در اندام همـدگر
وقتی نفس نفس زدن آغاز می‌شود

این رابدان همیشه...فراموشی تورا...
وقتی کنم به تن،کفن آغاز می شود

#فرشته_خدابنـده
#زهره
، مادر نوزاد است.

مادری که تنها ۳۰ روز برای نوزادش مادری کرده و سرانجام به این نتیجه رسیده که توان نگهداری از فرزندش را ندارد.

او به تریاک و هروئین اعتیاد دارد و در کنار آن، متادون نیز مصرف می کند. گاهی دردش خماری است و گاه، دغدغه نبودن همسرش را دارد که به تازگی وارد یکی از کمپ
های ترک اعتیاد شده است.

به طور کلی زهره هیچ گاه مادر خوبی برای نوزاد نبوده و آن زمان که می خواسته او را بفروشد نیز به تنها چیزی که فکر نکرده نوزاد بوده است.

خودش می گوید: چون سن کمی دارم نمی توانم مادر خوبی برای نوزاد باشم و بهتر است او پیش فرد دیگری زندگی کند.

زهره در همان روزهای ابتدایی تولد نوزادش تلاش کرده او را بفروشد اما در نهایت موفق به این کار نشده و با کمک مددکاران، نوزاد به سازمان بهزیستی کشور واگذار
شده است.

برای بررسی وضعیت این خانواده و مشخص شدن جزئیات بیشتر این اتفاق، گفت و گویی با رقیه موسوی، مددکار اجتماعی موسسه خیریه مهرآفرین داشتیم.

وی با اشاره به معرفی زهره، مادر نوزاد از سوی یکی از بیمارستان های تهران به این موسسه می گوید: زهره در یکی از بیمارستان های جنوب تهران نوزاد خود را به دنیا
می آورد و به این خاطر که او معتاد بوده و نوزاد او نیز معتاد به دنیا آمده است، خانواده به موسسه معرفی می شود.

این مددکار اجتماعی می افزاید: بعد از اینکه مادر از بیمارستان مرخص شد، من به عنوان مددکار اجتماعی با وی ارتباط برقرار کردم. بعد از اینکه ارتباطم با او نزدیک
شد متوجه شدم که زهره قصد دارد نوزاد خود را بفروشد. او فردی را نیز پیدا کرده بود که نوزاد را به مبلغ ۱۰ میلیون تومان از او خریداری کند.

 

آیا می دانستید که نیوتون از ۱سالگی نوشتن را آموخت؟
آیا می دانستید بتهون در هر دست ۷ انگشت داشت؟
آیا می دانستید جانسون دونده آمریکایی از یک ماهگی به راحتی با پاهای خود راه می رفت؟
و…
آیا می دانستید هیچ کدام از موارد بالا درست نیست؟

پس به یاد داشته باشید خلاقیت صرفا ژنتیکی نیست و می تواند اکتسابی هم بدست آید.
بسیاری از ما در روز ایده های بسیاری به ذهن مان خطور می کند که هیچ گاه آن ها را عملی نمی کنیم.
نوابغ در حقیقت آن چه به ذهن شان خطور می کند را با ویرایش های گوناگون به ظهور می رسانند تا اختراعی ثبت گردد.

:diamond_shape_with_a_dot_inside: مثبت اندیشی:point_down::point_down:
کاش آدمها هم به شرط چاقو بودند...
قبل از راه دادن به حریمت...
یا از سرخی قلبشان مطمعن می شدی...
یا دست کم از...
چشم سفیدیشان...

:diamond_shape_with_a_dot_inside: حرف حساب:point_down::point_down:
از دست دادن هر انسانی که دوستش می داشتم آزار دهنده بود.
گرچه اکنون متقاعد شده ام که هیچکس کسی را از دست نمی دهد زیرا هیچکس مالک کسی نیست.
این تجربه واقعی آزادی است: داشتن مهمترین چیزهای عالم بی آنکه صاحبشان باشی..!

#پائولو_کوئیلو

 

 


پس از انتشار پست قانون آیین دادرسی کیفری توسط جناب آقای عبد الله پور محترم و پس از اینکه هم محله ایهای محترم  در کامنتها تقاضای کتاب آیین دادرسی کیفری
دکتر خالقی را داشتند بنده پس از اینکه شنیدم جلد دوم این کتاب در کتابخانه ی آبادان ضبط شده و در سایت گویا کتاب موجود است جلد دوم را در محله آپلود  کردم.

باز هم بنا به درخواست دوستان برای آپلود جلد اول من این کتاب را هم در سایت گویا کتاب پیدا کرده و در محله آپلود کردم.

بعلت اینکه باز هم هم محله ای های محترم تقاضای کتب حقوقی دیگری را نمودند و جناب آقای عبد الله پور شماره جناب آقای نیکفر رو در کامنتها اعلام فرمودند من با
ایشان برای دریافت کتاب نکته های آیین دادرسی کیفری تماس گرفتم.

ایشان تمام قوانین این انجمن را برای بنده توضیح دادند و فرمودند که انتشار کتب ما در هر سایتی غیر قانونی میباشد. من که track اول کتاب آیین دادرسی کیفری جلد
اول رو گوش کرده بودم و در آن محل ضبط کتاب بیان نشده بود و بنده نمیدونستم که این کتاب مربوط به انجمن شنیداری حقوقی استان البرز میباشد  باز هم با جناب آقای
نیکفر تماس گرفتم و بطور کامل در مورد قوانین گروه از ایشان سؤال نمودم.

طی صحبت بنده با جناب آقای نیکفر قرار گذاشتیم که بنده به جبران انتشار این کتاب پستی در گوش کن منتشر کنم و قوانین گروه رو برای هم محله ایهای محترم بیان کنم.

سپس بنده به جهت خدمت به دوستان نابینا در محله با جناب آقای نیکفر قرار گذاشتم که پس از ضبط هر کتاب حقوقی در این انجمن  پس از اطلاع جناب آقای نیکفر به بنده
پستی در محله منتشر کنم و ضبط کتاب رو به اطلاع حقوق دانهای محله برسونم.

لازم به ذکر است که پستهایی توسط جناب آقای داریوش جوادی و خانم قاسمی در مورد این انجمن نوشته شده بود ولی بنده در این پست قوانین و شرایط این انجمن را بطور
کامل بیان مینمایم.

افراد نابینایی که مایلند کتابهای حقوقی جدید رو داشته باشند یا مایلند کتابهای حقوقی رو ضبط کنند میتونند با پرداخت حق عضویت ماهانه ۵ هزار تومان که البته
از اول مرداد بنا بر افزایش این حق عضویت میباشد در انجمن شنیداری حقوقی عضو شوند.

اعضای این انجمن با حق عضویت اعضا کتابهای حقوقی رو خریداری و ضبط مینمایند.

پس از عضویت اعضا کتابهای این انجمن رو از سه طریق میتونند دریافت کنند: ۱ از طریق نرم افزار drup box 2 از طریق email 3 از طریق پست نابینایی.

همچنین هر یک از نابینایان غیر عضو این انجمن که مایل باشد کتاب خاصی در این انجمن ضبط شود میتواند با هزینه ی خود با کمک این انجمن کتاب مورد نظر خود را ضبط
نموده و پس از اینکه اعضای دیگر برای دریافت کتاب ضبط شده هزینه پرداختند از هزینه ای که این شخص برای ضبط کتاب پرداخته کسر میگردد.

هر یک از نابینایان غیر عضو در این انجمن برای دریافت هر کتاب باید مبلغ ۵ هزار تومان هزینه بپردازد.

انتشار هر کتابی از انجمن شنیداری حقوقی استان البرز در هر سایتی خلاف انصاف میباشد و افراد نابینا با این عضویت در این انجمن کتابهای حقوقی رو با قیمت بسیار
اندک به دست خواهند آورد.

پس بیایید با عضویت در این انجمن به جای اینکه منتظر بدست آوردن راحت طلبانه ی کتب حقوقی باشید به ضبط کتابهای به روز حقوقی کمک بنمایید.

بنده اگرچه رشته ی تحصیلی ام حقوق میباشد ولی فعلاً هیچ مطالعه ی حقوقی ندارم بخاطر همین هم دوستان دیگر رو مخاطب قرار دادم.

امیدوارم با اطلاع ضبط کتابهای حقوقی بتوانم خدمتی به دوستان نابینایم بنمایم.
زهرا سلامی

با سلام خدمت حقوق خوانها حقوقدانها وکلا و علاقه مندان به علم حقوق محله.

پس از انتشار پست قانون آیین دادرسی کیفری توسط جناب آقای عبد الله پور محترم و پس از اینکه هم محله ایهای محترم  در کامنتها تقاضای کتاب آیین دادرسی کیفری
دکتر خالقی را داشتند بنده پس از اینکه شنیدم جلد دوم این کتاب در کتابخانه ی آبادان ضبط شده و در سایت گویا کتاب موجود است جلد دوم را در محله آپلود  کردم.

باز هم بنا به درخواست دوستان برای آپلود جلد اول من این کتاب را هم در سایت گویا کتاب پیدا کرده و در محله آپلود کردم.

بعلت اینکه باز هم هم محله ای های محترم تقاضای کتب حقوقی دیگری را نمودند و جناب آقای عبد الله پور شماره جناب آقای نیکفر رو در کامنتها اعلام فرمودند من با
ایشان برای دریافت کتاب نکته های آیین دادرسی کیفری تماس گرفتم.

ایشان تمام قوانین این انجمن را برای بنده توضیح دادند و فرمودند که انتشار کتب ما در هر سایتی غیر قانونی میباشد. من که track اول کتاب آیین دادرسی کیفری جلد
اول رو گوش کرده بودم و در آن محل ضبط کتاب بیان نشده بود و بنده نمیدونستم که این کتاب مربوط به انجمن شنیداری حقوقی استان البرز میباشد  باز هم با جناب آقای
نیکفر تماس گرفتم و بطور کامل در مورد قوانین گروه از ایشان سؤال نمودم.

طی صحبت بنده با جناب آقای نیکفر قرار گذاشتیم که بنده به جبران انتشار این کتاب پستی در گوش کن منتشر کنم و قوانین گروه رو برای هم محله ایهای محترم بیان کنم.

سپس بنده به جهت خدمت به دوستان نابینا در محله با جناب آقای نیکفر قرار گذاشتم که پس از ضبط هر کتاب حقوقی در این انجمن  پس از اطلاع جناب آقای نیکفر به بنده
پستی در محله منتشر کنم و ضبط کتاب رو به اطلاع حقوق دانهای محله برسونم.

لازم به ذکر است که پستهایی توسط جناب آقای داریوش جوادی و خانم قاسمی در مورد این انجمن نوشته شده بود ولی بنده در این پست قوانین و شرایط این انجمن را بطور
کامل بیان مینمایم.

افراد نابینایی که مایلند کتابهای حقوقی جدید رو داشته باشند یا مایلند کتابهای حقوقی رو ضبط کنند میتونند با پرداخت حق عضویت ماهانه ۵ هزار تومان که البته
از اول مرداد بنا بر افزایش این حق عضویت میباشد در انجمن شنیداری حقوقی عضو شوند.

اعضای این انجمن با حق عضویت اعضا کتابهای حقوقی رو خریداری و ضبط مینمایند.

پس از عضویت اعضا کتابهای این انجمن رو از سه طریق میتونند دریافت کنند: ۱ از طریق نرم افزار drup box 2 از طریق email 3 از طریق پست نابینایی.

همچنین هر یک از نابینایان غیر عضو این انجمن که مایل باشد کتاب خاصی در این انجمن ضبط شود میتواند با هزینه ی خود با کمک این انجمن کتاب مورد نظر خود را ضبط
نموده و پس از اینکه اعضای دیگر برای دریافت کتاب ضبط شده هزینه پرداختند از هزینه ای که این شخص برای ضبط کتاب پرداخته کسر میگردد.

هر یک از نابینایان غیر عضو در این انجمن برای دریافت هر کتاب باید مبلغ ۵ هزار تومان هزینه بپردازد.

انتشار هر کتابی از انجمن شنیداری حقوقی استان البرز در هر سایتی خلاف انصاف میباشد و افراد نابینا با این عضویت در این انجمن کتابهای حقوقی رو با قیمت بسیار
اندک به دست خواهند آورد.

پس بیایید با عضویت در این انجمن به جای اینکه منتظر بدست آوردن راحت طلبانه ی کتب حقوقی باشید به ضبط کتابهای به روز حقوقی کمک بنمایید.

بنده اگرچه رشته ی تحصیلی ام حقوق میباشد ولی فعلاً هیچ مطالعه ی حقوقی ندارم بخاطر همین هم دوستان دیگر رو مخاطب قرار دادم.

امیدوارم با اطلاع ضبط کتابهای حقوقی بتوانم خدمتی به دوستان نابینایم بنمایم.

خدا یار و نگهدار.
« میلتون » با وجود اینکه نابینا بود ، می نوشت .
« بتهوون » در حالی که ناشنوا بود آهنگ می ساخت .
« هلن کلر » در حالی که نابینا و ناشنوا بود سخنرانی می کرد .
« رنوار » در حالی که دست هایش دچار عارضه رماتیسمی بود ، نقاشی می کرد .
مجسمه ساز مکزیکی بعد از قطع دست راستش ، ساخت مجسمه ای را که آغاز کرده بود با دست چپ به پایان رساند .

آدم ها علیرغم نابینایی ، ناشنوایی ، معلولیت ، پیری ، فقر ، کم سنی ، مشقت یا بی سوادی بر سختی ها غلبه می کنند ، از همه پیشی می گیرند ، کار را به اتمام می
رسانند و موفق می شوند .
شما هم می توانید علیرغم سختی ها و مشکلات خود را به هدف برسانید .
شک نکنید ...
دوست خوب چه خصوصیاتی دارد ؟
مجموعه:
مشاوره خانواده

دوست خوب, پیدا کردن دوست خوب, مشخصات یک دوست خوب, یک دوست واقعی

پیدا کردن دوست خوب همیشه مشکل است اما اینکه تشخیص بدهیم که دوست ما واقعا" دوست خوبی است یا خیر کار سخت تری است.

اما دانستن مشخصات یک دوست خوب در یافتن یک دوست واقعی به ما کمک می کند.

وفاداری

وفاداری یک فاکتور اصلی و ضروری در دوستی و یا هر ارتباط دیگری است. یک دوست خوب همیشه به دوستی اش وفادار است و وفادار بودن یعنی اینکه به شایعات و حرفهای
بدی که درباره دوستتان گفته می شود توجه نکنید و از گفتن شایعات و یا حرفهای زشت درباره آنها پرهیز کنید. اگرچه دوستان خوب هم گاهی ازدست یکدیگر ناراحت و عصبانی
شوند اما هرگز پشت سرهم ، حرف بدی نمی زنند.

سخاوت

بخشندگی و سخاوت یکی از علامتهای یک دوست خوب است. یک فرد سخاوتمند حتی زمانیکه توانایی ودارایی کمی برای بخشش دارد با کمال میل آنچه که می تواند را می بخشد.
این نشانه فردی است که ارزش دوستی دارد زیرا این خصوصیت اخلاقی نشان می دهد که او ذهن و قلبی بخشنده دارد.

درک

دوست واقعی کسی است که به حرفهای ما گوش می کند و سعی می کند ما را درک کند . یک دوست خوب وقتی چیزی را نمی فهمد یا درک نمی کند درباره آن موضوع سئوال می کند
تا موضوع را کاملا" متوجه شود.

صداقت

یک دوست خوب همیشه صادق است و واقعیت را می گوید حتی اگر حرفش آزار دهنده باشد. یک دوست خوب برای اینکه شما احساس بهتری داشته باشید به شما دروغ نمی گوید در
عوض حقیقت را می گوید و شما را نصیحت می کند. مثلا" اگر لباسی مناسب شما نیست یک دوست خوب با مهربانی می گوید:" این لباس خیلی خوب نیست ، من فکر می کنم این
یکی بهتر است."

درک کردن تفاوتها

یک دوست خوب از شما انتظار ندارد که همیشه حرف او را تایید کنید. در عوض وقتی شما عقیده متفاوتی دارید و با او موافق نیستید ، به نظر شما احترام می گذارد. این
کار باعث می شود روابط شما جذابتر شود زیرا دوستان خوب می توانند نظرات مختلف خود درباره موضوعات مختلف را با هم در میان بگذارند.

منبع: سلامت نیوز


ویژگیهای دوست خوب
مجموعه:
مشاوره خانواده

 
ویژگیهای دوست خوب ویژگیهای دوست خوب

دوستان
 خوب یک سری ویژگی دارند که آنها را از دیگران متمایز می کند و سبب می گردد دوستان بیشتری درکنار خود داشته باشند.بنابراین با تغییر رفتار خود به جرگه این افراد
بپیوندید.

یک دوست خوب حرفهایی که به صورت محرمانه به وی زده شده است را نزد خود نگه داشته و راز دار شما میباشد.

وقت شناس بوده و در قرار ملاقات ها و یا میهمانی ها قابل اطمینان بوده و سر موقع حضور می یابد.

ویژگیهای دوست خوب
ویژگیهای دوست خوب

یک دوست خوب به موفقیت و یا دوستان شما حسادت نمی ورزد.

یک دوست خوب هنگامی که دچار بیماری و کسالت می گردید با شما تماس گرفته و حالتان را جویا می شودوبه عیادت شما می آید.

وی می داند که چه زمانی صحبت و چه زمانی سکوت نموده تنها گوش دهد. 

هنگامی که حالتان مساعد نبوده و یا دل و دماغ کاری را ندارید و پکر هستید وی از شما دلخور نمی شود.

اگر شما به فضای بیشتری نیاز داشته باشید و یا می خواهید تنها باشید آنها این رفتار شما را طرد شدگی تلقی نکرده و دلگیر نمی شوند.

یک
دوست
 خوب همه چیز های بدتان را تحمل می کند. 

وقتی نظر او را در مورد مسئله ای جویا شوید با جان و دل و صادقانه نظرات و عقاید خودش را در اختیارتان قرارمی دهد و حتی اگر به نصایحش نیز عمل نکنید ناراحت
نمی شود.

وی با شما می خندد گریه می کند و کارهای ماجراجویانه انجام می دهد اما به دیگران چیزی در مورد آنها نمی گوید.

پیش از سر زدن به منزلتان شما را مجبور نمی کند که خانه را تمیز کنید 

وی اجازه نمی دهد کسی پشت سر شما و در غیاب شما در موردتان بد گویی کند و به دفاع از شما خواهدپرداخت.

شما را به کارهای ماجراجویانه رشد دهنده و پیشرفت در کار تشویق خواهد کرد.

هنگامی که خودروی شما دچار نقص فنی گردد شما را به مقصدتان خواهد رساند.

روز تولدتان همیشه به یادش بوده و اگر برنامه خاصی برای آن روز تدارک ندیده باشید شما را به بیرون برده وبرایتان کیک سفارش می دهد. 

دوست خوب از شما انتظار ندارد که اتوماتیک وار با عقاید وی در خصوص مسائلی همچون مد لباس باشید. و به عقاید شما حتی اگر بر خلاف عقایدش باشد احترام می گذارد.

هیچ گاه شما را نزد دیگران خرد و تحقیر نکرده بلکه همواره به شما احترام می گذارد و در حضور دیگران از شماتعریف می کند.

اگر
دوستی
 را سراغ ندارید که با شما اینگونه رفتار کند شاید یک دلیل آن این باشد که شما نیز با آنان چنین رفتاری تا به حال نداشته اید.


آیا دوست دارید شخصیت افراد را بشناسید؟
مجموعه:
مشاوره خانواده

تحقیقات جدید دانشمندان نشان می‌دهد شخصیت انسان‌ها به طور دقیقی در ظاهر آن‌ها نمود پیدا می‌کند و از روی شکل ظاهری افراد می‌توان به شخصیت درونی آن‌ها پی
برد.

آن‌ها متوجه شدند با نگاه کردن به شخصیت افراد می‌توان به درستی خصوصیات اخلاقی آن‌ها مانند میزان اعتماد به نفس ، برون‌گرایی یا درون گرایی و حتی درستکاری
آن‌ها را معین کرد.

شرکت کنندگان در این تحقیق چندین گروه از چند دانشگاه از جمله دانشگاه کمبریج بودند که از آن‌ها خواسته شد با استفاده از تصویر چند نفر سعی کنند شخصیت آن‌ها
را حدس بزنند.

در این تحقیقات از افرادی که عکسشان گرفته می‌شد و در اختیار شرکت کنندگان قرار می‌گرفت خواست شد در دو حالت متفاوت اقدام به عکس‌برداری از خود کنند که در یک
حالت مطابق با معیارهای خواسته شده محققان بود و در حالت دیگر شخص بر اساس تمایلات خودش در برابر دوربین ژست می‌گرفت .

شخصیت افراد

در نهایت محققان متوجه شدند قضاوت‌هایی که در مورد افراد از روی عکس آن‌ها می‌شود بسیار به شخصیت افراد در عکس شبیه است.

تحقیقات دانشمندان نشان داد زمانی که افرادی از روی دو تصویر سعی در حدس زدن شخصیت یک فرد می‌کنند ، حدسیات آن‌ها دقیق‌تر است و بیش‌تر به واقعیت نزدیک است.
محققان متوجه شدند زمانی که فردی بر اساس تمایلات و فاکتورهای مورد نظر خودش در برابر دوربین عکس‌برداری می‌کند بیش‌تر از حالتی که بر اساس معیارهای دانشمندان
در برابر دوربین ژست می‌گیرد شخصیت خود را فاش می‌کند.

به طوری که در تصاویری که به طور طبیعی گرفته شده است ، افراد شرکت کننده در تحقیق بهتر توانستند خصوصیاتی مانند منطقی بودن ، دوست داشتنی بودن ، تنها بودن
، خصوصیات عاطفی و مانند آن را حدس بزنند.

محقق این مطالعه در این باره گفت:همانطور که ما حدس می‌زدیم ، شکل ظاهری افراد می‌تواند شخصیت درونی او را نشان دهد و انسان‌ها می‌توانند در نگاه اول ، بعضی
از خصوصیات اخلاقی فرد مقابل را تحلیل کنند.  


 
وای خدا جون, وای خدای من تنهایی چه دردی داره, چه دردی داره وقتی برای کسی مهم نباشی, چه قدر درد میکشی وقتی هیچ کس تو رو نمیفهمه, نه تو رو نه دردت رو, هیچ کس نمیدونه داره تو دلت چی میگزره, و بدتر اینکه, شروع میکنن به برداشتهای اشتباه, برداشتهای اشتباه از رفتارت, از حرف هات, از تمام کارایی که میکنی, و اون وقته که تو میفهمی, هیچ کس رو نداری که بهش تکیه کنی, هیچ کس نیست که دقیقا بدونه تو چه طور این روزهات رو میگزرونی, شادی؟؟؟ غمگینی؟؟؟ حالت خوبه؟؟؟ روز هات قشنگ هستن؟؟؟ یا اینکه اصلا, زندگی میکنی؟؟؟  هیچ حسی بهت نمیگه که حتی یه نفرم نگرانت هست, یه نفر هم بهت فکر میکنه, نه نمیشه, نمیشه حتی یه درصد هم احتمال داد که, با این اوضاع, کسی بهت فکر میکنه, بعد از این همه افکار, بعد از این همه تنهایی, هیچ کس جزء خودت دلش برات نمیسوزه, خودتی که دلت میخواد به حال خودت بارونی بشی و آروم اشک بریزی, خودتی که احساسی رو که داری میفهمی, خیلی سخته, خیلی سخته, که شونه ای برای اشکات, روی این زمین, نباشه
کلمات مثبت در زندگی
مجموعه: مشاوره خانواده


کلمات مثبت
عاقلانه ترین کلمه احتیاط است.....حواست را جمع کن.دست و پاگیر ترین کلمه محدودیت است.....اجازه نده مانع پیشرفتت شوند
سخت ترین کلمه غیرممکن است.....اصلا وجود ندارد
مخرب ترین کلمه شتابزدگی است .... مواظب پل های پشت سرت باش
تاریک ترین کلمه نادانی است .... آن را با نور علم روشن کن
کشنده ترین کلمه اظطراب است .... آن را نادیده بگیر
صبورترین کلمه انتظار است .... همیشه منتظرش بمان
با ارزش ترین کلمه بخشش است .... سعی خود را بکن
قشنگ ترین کلمه خوشرویی است .... راز زیبایی در آن نهفته است
سازنده ترین کلمه گذشت است .... آن را تمرین کن
پر معنی ترین کلمه ما است.... آن را به کار ببند
عمیق ترین کلمه عشق است.... به آن ارج بده
بی رحم ترین کلمه تنفر است.... با آن بازی نکن
خودخواهانه ترین کلمه من است.... از آن حذر کن
ناپایدارترین کلمه خشم است .... آن را در خود فرو ببر
بازدارنده ترین کلمه ترس است .... با آن مقابله کن
با نشاط ترین کلمه کار است .... به آن بپرداز
پوچ ترین کلمه طمع است .... آن را در خود بکش
سازنده ترین کلمه صبر است .... برای داشتنش دعا کن
روشن ترین کلمه امید است ..

 

کجـــا باریده ای
 دوراز لبـانـم فصـل باران ؟

نمیخواهـــم دگر
 این روزهای خشکسالت را

#فرشته_خدابنده
هیچگاه نمی توانی به نقطه ای برسی که از شـّر مشکلاتت رها شوی، زیرا اکنون در آن نقطه قرار داری.
در زمان، هیچ رستگاری نیست. نمی توانی در آینده رها شوی؛ حضور، کلید این رهایی ست. بنابراین فقط در {لحظه حال} است که می توانی رها باشی....
"امت فاکس" نویسنده و فیلسوف معاصر ایرلندی در اولین سفر خود به آمریکا برای صرف غذا به رستورانی رفت. او در گوشه ای به انتظار پیش خدمت نشست؛ اما کسی به او
توجه نمیکرد.
از همه بدتر افرادی که بعد از او وارد شده بودند همگی مشغول خوردن بودند. پس از چند دقیقه با ناراحتی از مردی که برسرمیز مجاور نشسته بود پرسید: من ۲۰ دقیقه
است که اینجا نشسته ام، چرا پیشخدمت به من توجه نمیکند، درحالی که همه مشغول خوردن هستند و من درانتظار نشسته ام؟
مرد پاسخ داد: اینجا "سلف سرویس" است؛
به انتهای رستوران بروید هرچه میخواهید درسینی بگذارید پول آن را بپردازید و غذایتان رامیل کنید.
"امت فاکس" بعدها در این خصوص نوشت: احساس حماقت میکردم؛
وقتی غذا را روی میز گذاشتم ناگهان به ذهنم رسیدکه زندگی هم در حکم سلف سرویس است. همه نوع رخداد، فرصت، موقعیت،  شادی و غم در برابر ما قرار دارد. درحالی که
اغلب ما بی حرکت روی صندلی خود چسبیده ایم و آنچنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که او چراسهم بیشتری دارد! ولی به ذهنمان
نمی رسد از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است وبرداریم.
 لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ ..
منم دعا میکنم انشاالله هرچه سریعتر حالشون خوب بشه
خردمند، با دقت به سخنان مرد جوان که دلیل ملاقاتش را توضیح می داد، گوش کرد، اما به او گفت که فعلا وقت ندارد، راز خوشبختی را برایش فاش کند. به او پیشنهاد
کرد که گردشی در قصر بکند و حدود دو ساعت دیگر، نزد او بازگردد. اما پیش از رفتن مرد جوان، قاشق کوچکی را به دست او داد و در آن مقداری روغن ریخت و گفت: در
تمام مدت گردش، این قاشق را در دست داشته باش و نگذار روغن آن بریزد.
مرد جوان شروع کرد به بالا و پایین رفتن از پله های قصر در حالی که چشم از قاشق بر نمی داشت. دو ساعت بعد، نزد خردمند برگشت. مرد خردمند از او پرسید: آیا فرش
های ایرانی اتاق پذیرایی را دیدی؟ آیا باغی را که استاد باغبان، ده سال صرف آراستن آن کرده است، دیدی؟ آیا اسناد و مدارک زیبا و ارزشمند مرا که روی پوست آهو
نگاشته شده است، در کتابخانه ملاحظه کردی؟ مرد جوان با شرمندگی گفت: هیچ ندیدم. تمام حواسم به چند قطره روغن در قاشق بود تا نریزد.
خردمند گفت: خوب، پس برگرد و شگفتی های دنیای مرا بشناس. آدم نمی تواند به کسی اعتماد کند، مگر اینکه خانه ای را که در آن ساکن است، بشناسد. مرد جوان برگشت
و بار دیگر با اطمینان شروع به گردش در کاخ کرد. وقتی پیش خردمند برگشت، همه چیز را موشکافانه برای او تعریف کرد. خردمند گفت: پس از آن چند قطره روغن که به
تو سپردم، چه شد؟ مرد جوان قاشق را نگاه کرد و متوجه شد که آنها ریخته اند. آن وقت خردمند به او گفت: تنها نصیحتی که می توانم به تو کنم، چنین است.
نکته: راز خوشبختی در این است، که همه ی شگفتی های جهان را بنگری بدون اینکه هرگز چند قطره روغن داخل قاشق را فراموش کنی. یا تمام زیبایی ها را درک کنی، ولی
عزت و انسانیت خود را فراموش نکنی.

منبع:
#پندهای_قند_پهلو
زمانی که نورمن وینسنت پیل، سخنران مشهور و نویسنده ی برجسته ی کتاب های الهام بخش، هنوز جوان بود، برای کنار امدن با برخی گرفتاریهای زندگی روزگاری سخت را
سپری می کرد. او مشکلاتش را با دوستی با تجربه و مورد اعتماد در میان گذاشت:« چرا نمی توانم از پس این مسایل برآیم؟» دوستش چند لحظه تامل کرد؛ سپس پاسخ داد:«
شاید به قدر کافی شکرگزار نیستی.» پیل شگفت زده پرسید که منظورش از شکرگزار نبودن به قدر کافی چیست؟ مرد دنیا دیده درباره ی قانونی به نام « قانون زندگی» چنین
توضیح داد:اگر بر مشکلاتت تمرکز کنی، چند برابر می شود؛ اما اگر نعمت هایت را بر شمری، زندگی ات دلنشین تر خواهد شد.»
سپس افزود:« نورمن! به تو توصیه می کنم کمتر گلایه کنی و بیشتر سپاسگزار باشی. به تو اطمینان می دهم که می توانی از پس همه ی مشکلات خود برآیی.»
نورمن دریافت که به راستی چه توصیه ی کارسازی بوده است و چنین می نویسد:« به گونه ای باور نکردنی، یادآوری نعمت های قبلی موجب روی آوردن به نعمت های تازه می
شود.»

منبع:
#هفت_خوان_موفقیت
حکایت کرده اند که صبح روز هبوط، آدم نزد پروردگار آمد و گریه ای کرد از عشق، به طراوت باران بهمنی و گفت « ای معبود و معشوق یکتای من، اکنون که ما را به تبعیدگاه
نامعلومی می فرستی، گیرم که من در همه سختیهای ناشناخته در عالم آب و گل شکیبا باشم، با من بگو که آخر فراق تو را چگونه تحمل توانم کرد؟»
خدواند آهسته در گوش آدم گفت: «من خود با تو می آیم»
آدم پرسید: « این چگونه باشد؟»
فرمود: « تو در سیمای آن حوّا که همراه توست خورشید لبخند من و برق نگاه من و صدای مهربان و شیرین من و اطوار و تجلیات جمال من که هردم تجدید می شود خواهی یافت.
حوّا اقیانوسی است آکنده از درّ و گوهر که آن را هیچ پایان نیست اما بدان که گوهر را در کنار ساحل نمی توان یافت. غوّاصی باید، چالاکی، نیکبختی، تا دردانه عشق
را در ژرفای وجود او صید کند.»

عشق دردانه است و من غوّاص و دریا میکده
سر فرو بردم در اینجا تا کجا سر بر کُنم

:diamond_shape_with_a_dot_inside: حکایت و داستان های آموزنده:point_down::point_down:
یک درخت می‌تواند شروع یک جنگل باشد

یک لبخند می‌تواند آغازگر یک دوستی باشد

یک دست می‌تواند یاریگر یک انسان باشد

یک واژه می‌تواند بیانگر هدف باشد

یک شمع می‌تواند پایان تاریکی باشد

یک خنده می‌تواند فاتح دلتنگی باشد

یک کلام امیدبخش می‌تواند رافع روحتان باشد

یک نوازش می‌تواند راوی مهرتان باشد

یک زندگی می‌تواند خالق تفاوت باشد

امروز آن "یک" باشیم ...

:diamond_shape_with_a_dot_inside: مثبت اندیشی:point_down::point_down:
با چوبهاى پوسيده نميشه
قايق و كشتى ساخت
و با أفكار پوسيده هم نميشه
زندگى و جامعه رو ساخت...
مدّ چشمت بي شتابم مي کند
موج اين دريا حبابم مي کند
باز لبخند تو مي گويد بيا
باز مي آيم، جوابم مي کند
مانده ام سر گشته در يک انتظار
تا غمت کي انتخابم مي کند
مشاوره خانواده

انسان سالم،بی مسئله نیست...

ویتامین خوش‌اخلاقی :

ویتامین خوش‌اخلاقی برای شما یی که یه کوچولو بد اخلاق شدی
اگر مدتی است که خودتان اعصاب ندارید و یا می‌بینید که همسرتان، بچه‌ها یا والدینتان بدقلق و بداخلاق شده‌اند وقت آن رسیده است که به فکر جذب ویتامین B6 بیشتری
باشید.
ویتامین B6 ویتامین خوش‌خلقی و مهربانی است. این ویتامین دارای خواصی است که روی عملکرد مغز تأثیر می‌گذارد. در واقع بیش‌ترین تأثیر این ویتامین روی ناقل‌های
عصبی یعنی همان دوپامین و سروتونین است. این دو ناقل عصبی تأثیر زیادی روی خلق و خوی همه‌ی ما دارند. با ما باشید تا ویتامین خوش‌خلقی بدهیم خدمتتان!

ویتامین B6 اکسیژن‌رسانی کافی به مغز را تضمین می‌کند، سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و خواص آنتی‌اکسیدانی آن بدن را از شر ترکیبات سمی خلاص می‌کند. می‌توانید
به راحتی این ویتامین را از طریق مصرف مواد غذایی مناسب تامین کنید. مواد غذایی زیر حاوی این ویتامین ارزشمند هستند :ماهی آزاد، جگر، موز، سیب‌زمینی، آجیل،
عدس، لوبیا سفید، جوانه‌ی گندم، مخمر آب جو، سویا، تخمه‌ی آفتاب‌گردان، کلم، کله‌پاچه، گوشت قرمز، گوشت سفید.

ما انسانهای هنرمندی هستیم!!!
خیلی چیزها را بلدیم ولی وانمود میکنیم که بلد نیستیم و نمیدانیم!!!
بلدیم که دوست بداریم ولی بی تفاوتی را ترجیح میدهیم!
بلدیم عشق بورزیم ولی تنفر را جایگزین میکنیم!
بلدیم ببخشیم ولی تخم کینه را در ذهن میکاریم و انتقام برایمان شیرین تر است!
گاه فکر میکنم چرا زمانیکه خبر مرگ کسی را که دوستش نداشتیم میشنویم آنقدر در موردش مهربان میشویم!؟ و فقط خوبیهایش به یادمان می آید!؟
انگار نه انگار که او همان کسی بود که شاید دلمان را شکسته است!
براستی چه میشود که قدرت بخشش مردگان را داریم ولی زنده ها را هرگز!؟

هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است.

 بیمارستان میلاد تهران دوربینی رو خریداری کرده که از انرژی های اطراف بدن بیماران تصویر برداری می کنه و با توجه به تحلیل اون انرژی ٬  عضو بیمار و گستردگی
بیماری روتشخیص میده

انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.

اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.

خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:

- "چه خوب شد زنگ زدی!"

- " داشتم بهت زنگ می زدم!"

- "داشتم بهت فکر می کردم!"

- "حلال زاده!"

نکتهٔ جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری
شدن زمان.

حتی اگه من توی ایران و طرف مقابل توی آمریکا باشه.

در فیزیک به این میگن: "جهش کوانتومی".

یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند.

پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.

پس افکارخوشایند خود را تقویت کنیم  تفکر مثبت داشه باشیم...

از همه مهمتر به خدا که مظهر عشق و مهربانیست بیندیشیم.
☀️ بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ

♻️در محضر #عارفان

👌از سخنان حاج اسماعیل #دولابی

⭐️در پناهگاه امن خداوند!

هر وقت کسی شما را اذیت کرد و یا از کسی ناراحت شدید، نمیخواهد به کسی بگویید بلکه استغفار کنید، هم برای خودتان هم برای کسی که شما را اذیت کرده است.

بگو بیچاره کار بدی کرده است اگر فهم داشت نمیکرد. وقتی استغفار میکنی خداوند دوست دارد و خیلی تلافی میکند.

اگر قلبت حاضر نیست استغفار کند با زبان استغفار کن آن وقت یکدفعه دلت نرم میشود.
اگر دو سه مرتبه این کار را کردی دیگر غم نمیتواند شما را بگیرد چون راهش را بلد هستی.

استغفار امانگاه انسان است. یعنی پناهگاه، وقتی گفتی استغفرالله در پناه خدا هستی. ‌

〰☘〰☘〰

شادی حاج اسماعیل دولابی صلوات

💠اللَّهمَّ صَلِّ عَلَى مُحمَّــــــــدٍ وآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم و فَرَجنا بهم
واده درمانی همراز hamraz2020
8:57 PM 252
امام رضا(علیه السلام) می فرمایند:
:herb::herb::herb::herb::herb::herb::herb::herb::herb::herb::herb:

ازبوییدنِ گل نرگس غفلت نکنید.
هر روز گلِ نرگس را ببویید.
چنانچه میسّر نشد،هفته ای یک بار؛
نشد،ماهی یک ‌بار؛
نشد،سالی یک ‌بار؛
و حدّاقل در طولِ عمرتان حتماً یک ‌بار بویِ گل نرگس را
استشمام کنید؛
زیرا در بدن رگی ست که انسان را دچار افسردگی می‌کند و بوی گل نرگس از بین برنده و درمان افسردگی است.
پيامبر خدا(ص) می فرمایند:
گل نرگس را ببوييد هر چند در روز يک بار،
هرچند در هفته يک بار،
هر چند در ماه یک بار،
هرچند در سال يک بار،
و هر چند در همه یِ عمر یک بار؛
چرا كه در قلب هسته اى از ديوانگى،جذام و پيسى وجود دارد؛
و بوییدنِ گلِ نرگس،آن را دور می كند!

و اینک تحقیقات علمی بعد از 1400سال:
(گلِ نرگس کلید درمانِ افسردگی است)
web
قالَ: صلّى اللّه عليه و آله : كُلُّ عَيْنٍ باكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ إ لاّ ثَلاثَ اءعْيُنٍ: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ ، وَ عَيْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ، وَ عَيْنٌ باتَتْ ساهِرَةً فى سَبى لِاللّهِ.(114)^ترجمه :^فرمود: تمامى چشم ها در روز قيامت گريانند، مگر سه دسته :^1 آن چشمى كه به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گريه كرده باشد.^2 چشمى كه از گناهان و موارد خلاف بسته و نگاه نكرده باشد.^3 چشمى كه شبها در عبادت و بندگى خداوند متعال بيدار بوده باشد.
ما تربيت نشديم
رضا بابايي

ما تربیت نشدیم. تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگ‌ترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرف‌شنو باشیم، صبح‌ها
به همه سلام كنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و... اما ساده‌ترین و ضروری‌ترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.

کجا به ما آموختند که چگونه نفس بكشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار كنیم...؟
در كودكی به ما آموختند كه چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شيوه‌های نقد را به ما نياموختند. داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریكایی و برندۀ جايزۀ
نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳می‌گوید: «اگر می‌خواهید بدانید كشوری توسعه می‌یابد یا نه، سراغ صنایع و كارخانه‌های آن كشور نروید. اینها را به‌راحتی می‌توان خرید
یا دزدید یا كپی كرد. می‌توان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد كرد. برای اینكه بتوانید آیندۀ كشوری را پیش‌بینی كنید، بروید در دبستان‌ها؛ ببینید آنجا چگونه
بچه‌ها را آموزش می‌دهند. مهم نیست چه چیزی آموزش می‌دهند؛ ببینید چگونه آموزش می‌دهند. اگر كودكانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظم‌پذیر، خطر‌پذیر، اهل گفتگو
و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشاركت جمعی و همكاری گروهی تربیت می‌كنند، مطمئن باشید كه آن كشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»

از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزي» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است. آیا باید در جوانی یا میان‌سالی یا حتی
پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شكل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟! به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه»
نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی می‌کند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است.

هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر می‌رویم و وقتی به خانه برمی‌گردیم، چند خط نمی‌توانیم دربارۀ آنچه دیده‌ایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیده‌ایم». همه
چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی كه بر آهن وزیده است. اگر حرف مولوی درست باشد كه «فرع دید آمد عمل بی‌هیچ شک/ پس نباشد مردم الا مردمک»، باید بپذیریم
كه آدمیت ما به اندازۀ مهارت ما در «نگاه» است.

جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم می‌گفت: «اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری می‌کردم تا بچه‌ها قبل از اینکه به نگاه‌های
سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند.» می‌گفت: «کسی که به کلاس‌های طراحی می‌رود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیق‌تر نگاه
کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت می‌رود تا در طراحی پیشرفت کند.»(آلن دو باتن، هنر سیر و سفر، ص269) اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه
کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم. انسانی که نمی‌‌تواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛
اگرچه نقاشی‌های غارنشینان نشان می‌دهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.

من پدرانی را می‌شناسم كه در آتش محبت فرزندانشان می‌سوزند و برای رفاه و آسایش آنان سر از پا نمی‌شناسند، اما تا دهۀ هفتاد يا هشتاد عمرشان ندانستند كه فرزندانشان
بیش از خانه و ماشین، به آغوش گرم او نیاز دارند و او باید آنان را لمس می‌كرد و می‌بوسید و دست محبت بر سر و روی آنان می‌كشید. بسیارند پدرانی كه نمی‌دانند
اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم كنند، به اندازۀ یك‌بار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمی‌دهد.

در جامعه‌ای که از در و دیوار آن، سخن از حق و باطل می‌بارد، کسی به ما یاد نداد که چگونه از حق خود دفاع کنیم یا چگونه حق دیگران را مراعات کنیم و مسئلۀ «حق
و باطل» را به حقوق افراد گره نزنیم. عجایب را در آسمان‌ها می‌جوییم، ولی یک‌بار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشده‌ایم. نگاه کردن،
شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املا و انشا نیاز به معلم و آموزش دارند.
‏‎
‏‎به بزرگی گفتند؛
خوشبختی چیست؟
گفت:خوشبختي
حاصل کسری است که صورتش تلاش و مخرجش توقع است!

هر چه صورت نسبت به مخرج بیشتر باشد جواب بزرگتر میشود!

🎲یعنی زمانی که توقع به صفر نزدیک شود؛ خوشبختی به بی‌نهایت نزدیکتر می‌شود!

.
سیمین_بهبهانى

زیادی خوب بودن خوب نیست
زیادی که خوب باشی دیده نمیشوی
میشوی مثل شیشه ای تمیز
کسی شیشه ی تمیز را نمیبیند
همه به جای شیشه ، منظره ی بیرون را میبینند
ولی وقتی شیشه کمی بخار بگیرد
وقتی کمی منظره ی بیرون را بد نشان دهد
همه آنرا میبینند
همه سعی میکنند تمیزش کنند
زیادی خوب بودن خوب نیست
زیادی که خوب باشی شکننده تر میشوی
با هر قدرناشناسی دلت ترک بر میدارد
میشکند
تکه های شکسته را در دستانت میگیری
نگاه میکنی به نتیجه ی زیادی خوب بودنت
زیادی خوب بودن خوب نیست
زیادی که خوب باشی به زیادی خوب بودنت عادت میکنند
آنوقت کافیست کمی بد شوی
همه گمان میکنند زیادی بدی .
سرخی و زردی برگهای درختان در فصل پاییز علاوه بر زیبایی شگفت انگیزی که دارند نشانه ای از تکامل گیاهان هستند که 35 میلیون سال قبل آغاز شده است.
از گذشته‌های دور رنگهای زرد و قرمز برگهای درختان در سومین فصل سال مورد توجه هنرمندان بوده است. جالب است که رنگهای درختان براساس نوع منطقه ای که در آن قرار گرفته اند با یکدیگر متفاوت هستند. به طوری که لباس پاییزی درختان در آمریکا و آسیای شرقی به رنگ قرمز و اروپای مرکزی و جنوبی به رنگ زرد است.
در حقیقت درختان براساس قاره و عرض جغرافیایی که در آن قرار گرفته اند رفتار ویژه ای را در پوشیدن لباس پاییزی بروز می‌دهند.

علت علمی تغییر رنگ برگها
ولی حقیقت امر این است که فرآیندهای شیمیایی که به هنگام آماده شدن گیاه برای فصول زمستان در آن به وقوع می‌پیوندند تغییر رنگ برگها را باعث می‌گردند. برگها در طول فصل بهار و تابستان مانند کارخانه‌هایی عمل می‌کنند چرا که تهیه غذای لازم برای رشد درختان را به عهده دارند. ساخت مواد غذایی توسط سلولهای ریز بی‌شمار برگ،که متعلق به بافت سنتزی مزوفیل که میان دو بشره زبرین و زیرین برگ است، و بعضی اوقات این بافت کلرانشیم نامیده می‌شود صورت می‌گیرد، زیرا سلولهای این بافت دارای کلروپلاستهای بی‌شمار است که این کلروپلاستها حاوی اجسام سبز کوچکی می‌باشند که کلروفیل نام دارند و رنگ برگ را موجب می‌گردند.
 
در میان سلولهای فتوسنتزی برگ رگبرگهای بی شماری قرار گرفته که از سلولهای آوند چوبی و آبکش تشکیل یافته است که آب و مواد معدنی را به درون برگ آورده، فرآورده‌های فتوسنتزی را به خارج از آن هدایت می‌کند. رگبرگهای مزبور نهایتا به رگبرگ اصلی متصل می‌شوند که پس از عبور از دمبرگ به سیستم آوندی اصلی گیاه می‌پیوندند کلروفیلها غذا را برای گیاه از طریق ترکیب نمودن کربن بدست آمده از هوا ، با هیدروژن ، اکسیژن و مواد معدنی گوناگون موجود در آب و طی فرآیند فتوسنتز یا نورساخت فراهم می‌کنند.
 
در پاییز هنگامی که هوای سرد موجب کاهش فرآیندهای حیاتی می‌گردد فعالیت برگ به پایان می‌رسد،. به بیان ساده‌تر اینکه اجزای دستگاه کارخانه برگ پیاده می‌شوند، کلروفیل به مواد متنوعی که از آنها ترکیب یافته تجزیه می‌شود و مواد غذایی قابل دسترس به منظور ذخیره سازی برای استفاده در بهار به تنه درخت منتقل می‌گردد.
آنچه که در حفره‌های سلولی برگها باقی می‌ماند نوعی ماده آبکی است که در آن مقداری قطرات چربی،‌ بلور و تعداد معدودی اجسام زرد رنگ که به شدت نور را منکسر می‌سازند مشاهده می‌شوند که عامل زرد شدن رنگ برگها در پاییز به شمار می‌روند.
 
غالبا میزان قند در برگها بیش از آن است که بتواند به سرعت به درون درخت ان
ع:
اهورا:
پندنامه ایرانی
خواهشا با اندیشه خوانده شود
.
خودت باش ، بی همتا می شوی .
ساده باش ، عمیق می شوی .
دوست داشته باش ، محبوب می شوی .
به خود اعتماد کن ، باورت می کنند .
سکوت پیشه کن ، همه چیز گویا می شود.
بر خود حکومت کن ، از خود فراتر می آیی .
نرم باش ، مقاوم خواهی شد .
خالی شو ، پُر می شوی.
قانع باش ، غنی می شوی .
قضاوت نکن ، عادل می شوی .
به تاریکی ذهن آگاه شو ، روشنایی  وجودت را فرا می گیرد.
تسلیم سرنوشت شو ، حاکم تقدیر می شوی .
ضعف خود را بپذیر ، قوی می شوی .
دخالت را رها کن ، هدایت آغاز می شود.
سخنت را کوتاه کن ، تأثیرش زیاد می شود .
ذهنت را در « هیچ کجا» متمرکز کن ، « همه چیز » در ذهنت جا می گیرد.
از همه چیز رها شو ، صاحب همه چیز می شوی .
ساکت شو، گویا می شوی .
جاری باش ، پایدار می شوی.
ببخش و رها کن ، همواره دارنده و برازنده ای.
از ذهنیت خالی شو ، غرق در اندیشه می شوی.
تازه باش ، هر کهنه ای را نو می بینی .
خالی از توقع شو ، همه توقعات برآورده می شود.
جانت را دگر کن ، جهان دگر شود.
غیر عادی باش ، عادی ها حیرت آور می شوند.
آهسته رو ، سریع به مقصد می رسی .
جهان را خوش ببین ، جانت خوش می شود .
آرام باش ، همه چیز را آرام می بینی .
با لذت کار کن ، کار تفریح می شود.
بدی را با نیکی تلافی کن ، بر بدی غالب می شوی.
به استقبال ناامنی برو ، ایمن می شوی .
از خودنمایی دوری کن ، همه جا نمایان می شوی.
از خطر فقر مهراس ، ثروتمند می شوی .
آرزو را خزان کن ، بهار آرزو فرا می رسد .
نیستی پیشه کن ، هستی فرا می رسد .
بیگانه با عادت باش ، با تازه ها یگانه می شوی.
از خود تهی شو ، سراسر خود می شوی .
مرگ را دریاب ، حس زندگی پدیدار می شود.
فروتن باش ، فراتر می روی .
خاکی باش ، آسمانی می شوی .
از خود بیخود شو، هوشیار می شوی .
بی رنگ باش ، هوشیار می شوی .
خودت را از پیش پابردار ،
جهان پیش پایت تسلیم می شود.
.

روزگارتان نيك مهربان دوستانم󾍛󾍛󾍛󾁁󾁁

 

ﺍﺯ بزرگی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻣﯽ؟ گفت ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﺍﺻﻞ ﺑﻨﺎ ﮐﺮﺩﻡ:
1. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺭﺯﻕ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭﺩ، ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪﻡ!
۲. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ، ﭘﺲ ﺣﯿﺎ ﮐﺮﺩﻡ!
 ۳. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﻤﯽﺩﻫﺪ، ﭘﺲ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩﻡ!
 ۴. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﮐﺎﺭﻡ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻣﻬﯿﺎ ﺷﺪﻡ!
 ۵. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﮑﯽ ﻭ ﺑﺪﯼ ﮔﻢ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺯﻣﯽﮔﺮﺩﺩ، ﭘﺲ ﺑﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﻓﺰﻭﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺪﯼ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﻡ!

 ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ 5 ﺍﺻﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻢ.
معتاد ميميره، يه فرشته مياد ببرتش بهشت! وسط راه ميبينه چند نفر نشستن تریاک ميکشن! ميگه: همینجا منو پياده کن! فرشته ميگه: از اينجا بهترم هست!

シJoin ➟ @instafarsi


 جلوتر ميبينه چند نفر دارن رو کفی هروئين ميکشن! ميگه: واستا همینجا پيادم کن! فرشته ميگه: از اينجا بهترم هست! ميرن جلوتر ميبينه چند نفر دارن تزريق ميکنن! ميگه: همینجا واستا جون مادرت! فرشته ميگه: صبر کن از اينجا بهترم هست! معتاد ميگه: تو دروغ میگی، میخوای منو ببری کمپ!😂😂😂😂😂
پدرم
دروغگوترین
کسی بود که
در تمام عمرم دیدم
چون
دردهایش را
جور دیگری
تعریف می کرد
بدون درد!
مهربانترین دروغگو.دوستت دارم:heart:
به خدا گفتم بیا جهان را قسمت کنیم آسمون مال تو زمین مال من کوه مال تو دریا مال من خدا گفت تو بندگی کن همه چیز مال تو
مادر بزرگ ادبیات مخصوص به خودش را داشت. به همبرگر می گفت همبرگرد، به سطل سلط، زبانش نمی چرخید به کبریت می گفت کربیت. برای احوال پرسی كه زنگ مى زد، می گفت زنگ زده ام حالت را بگیرم. هیچوقت عادت نکردم به این جمله، بعد از شنیدنش لبخند می زدم، حالم خوب می شد. زنگ زده بود حالم را بگیرد ولی قصدش حال پرسیدن بود، برعکس بعضی از آدم ها كه تلفن می کنند، مسیج می دهند حالت را بپرسند ولی حالت را می گیرند.

دنیای عجیبی داریم ما آدم ها...
من منتظرم ثانیــه ها
 گل بدهـد بـــاز

من منتظــرم فصـلِ
 جنونم شـود آغاز

#فرشته_خدابنده

 



اگر خریدنی بود
می خریدم!
برای مادر،کمی جوانی
برای پدر،عمردوباره..
وبرای خودم
"خنده های کودکی"

میگن تو یک مجلس از ژولیده ی نیشابوری پرسیدن میتونی فی البداهه شعری بگی که ده تا کلمه ی "دل" داخلش باشه و هر کدوم معانی مختلفی داشته باشه؟!

ژولیده، رباعی زیر را در همون مجلس سرود:

دلبری با دلبری دل از کفم دزدید و رفت
هرچه کردم ناله از دل، سنگدل نشنید و رفت

گفتمش ای دلربا دلبر ز دل بردن چه سود؟
از ته دل بر من دیوانه دل خندید و رفت...

ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﺧﺪﻣﺖ ..
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺭﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺩﻡ ﺩﺭﻩ ﺣﯿﺎﻁ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ:fearful::cold_sweat::scream:
 ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ؟؟:sob::cold_sweat:
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻭ ﻃﺎﻗﺘﺸﻮ ﺩﺍﺭﻡ !! . .
 ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻦ !!! . .:runner::runner::confounded::tired_face:



ﮐﻮﻟﻪ ﭘﺸتی ﺮﻭ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻮﭼﯿﮑﻤﻢ ﺭﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻏﻤﺒﺎﺩﮔﺮﻓﺘﻪ:flushed::cold_sweat::scream:

ﺩﺍﺩﺍﺵ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ !!
ﺑﺎﺑﺎ ﻃﻮﺭﯾﺶ ﺷﺪﻩ ؟؟؟ﺑﮕو
ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻪ:runner::weary::fearful::scream:



ﺭﻓﺘﻢ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺭﯾﺶ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﻪ !!!! . . . 🙄:flushed:
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﯾﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺎﺑﺎ !!! ﻣﺎﻣﺎﻥ ﭼﺶ ﺷﺪﻩ ﺑﮕﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ:cry::flushed:

ﺑﺎﺑﺎﻡ ﯾﺪﻓﻌﻪ ﺯﺩ ﺯﯾﺮﻩ ﮔﻮﺷﻤﻮ ﻭ ﮔﻔﺖ : :flushed::flushed::flushed:
ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﺧﺮ !!!
ﺭﻓﺘﯽ ﺧﺪﻣﺖ !!!! ﭼﺮﺍ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﯾﺶ ﺗﺮﺍﺷﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺩﯼ:rage::rage::rage::rage:
خیلی بی مزه بود نه:neutral_face::joy::joy:

خواهر شوهر چیست؟؟؟



هیچی نیست! الکی گنده اش کردن:laughing:
یه موجود گوشت تلخ،حسود، بی نمک، بیخود، دو به هم زن
:kissing_smiling_eyes::kissing_smiling_eyes::kissing_smiling_eyes::kissing_smiling_eyes::kissing_smiling_eyes:

فقط در کنار این معایب یه حسن بزرگ داره:

میشه عمه؛:blush:

 آی فحش میخوره، آی فحش میخوره، جیگرم حال میاد,,,

اسرار روانشناسی:heart: [11:30 AM] 72K
✍:gem:
#موفقیت

:sparkles:عمر عقاب 70 سال است ولی به 40 که رسید چنگال هایش بلند شده وانعطاف گرفتن طعمه را دیگر ندارد..نوک تیزش کندو بلند و خمیده میشود و شهبال های کهنسال بر اثر کلفتی پر به سینه میچسبد وپرواز برایش دشواراست.

:sparkles:آنگاه عقاب است و دوراهی: بمـیرد یـــــــا دوباره متولد شود. ولی چگونه؟
عقاب به قله ای بلند میرود نوک خود را آنقدر بر صخره ها میکوبد تا کنده شودو منتظر میماند تا نوکی جدید بروید. بانوک جدید تک تک چنگال هایش را ازجای میکند تا چنگال نو درآید. و بعد شروع به کندن پرهای کهنه میکند.

:sparkles:این روند دردناک 150 روز طول میکشد ولی پس از 5 ماه عقاب تازه ای متولد میشود که میتواند 30 سال دیگر زندگی کند.
برای زیستن باید تغییر کرد.
درد کشید.
سختی کشید و تحمل داشته باشیم باید نا امیــــد نشیم گاهی وقتا باید از آنچه دوست داشتیم بگذریم...

:sparkles:عادات و خاطرات بد را هرس کرد و دوباره متولد شد.
یـــــا بايد مرد...!!
پسره با پورشه میره دنبال دوست دخترش
وقتی سوارش میکنه میگه:
من یه حقیقتو باید بهت بگم...:notes:


دختره میگه :چی؟

میگه:
من یه زن دارم با سه تا بچه
و یه زن با یه بچه
و سه تا صیغه
و پنج تا دوست دختر!




دختره میگه خدا بكشتت ، ترسوندى منو
فكر كردم ماشين مال خودت نيست :joy::joy:
خخخخخ

سريال پريا يكي از سريال هاي درجه ده به بالا ي ايران است كه بسيار خشك و بي احساس هست از افسانه بايگان و محمود پاك نيت بازي در چنين سريال هايي بعيد بوده اما اگر توجه كنيد ديالُگ ها بسيار بي احساس بيان مي شود فيلمنامه بسيار موضوع خوبي دارد اما بازيگران يك تئاتر را در قالب سريال به تصوير كشيده اند اميدواريم يادمان نرود اگر بازيگران ايراني به شبكه ي جم هجوم بردند آنها در ايران بازيگر شدند رفتنشان باعث شد تا به جهاني ثابت كنيم ايران مركز پرورش هنر هاي جهانيست و نبايد به خاطر خروج از تصوير ملي نگران باشيم آنها در ايران بازيگر شدند در ايران معروف شدند بايد افتخار كنيم به استادان زبردست ايراني وطنم تا ابد دوستت دارم

🍃🍂

👦🏿شعر يک کودک سياه پوست که بهترين شعر سال در سامان يونيسف لقب گرفت :

When I born, I black
When I grow up, I black
When I go in Sun, I black
When I scared, I black
When I sick, I black
And when I die, I still black

And you white fellow👦🏻

When you born, you pink
When you grow up, you white
When you go in sun, you red
When you cold, you blue
When you scared, you yellow
When you sick, you green
And when you die, you grey
And you calling me colored

🍃🍂🍃🍂🍃

👦🏿وقتي به دنيا ميام، سياهم،
وقتي بزرگ ميشم، سياهم،
وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم،
وقتي مي ترسم، سياهم،
وقتي مريض ميشم، سياهم،
وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم...

و تو، آدم سفيد:👦🏻

وقتي به دنيا مياي، صورتي اي،
وقتي بزرگ مي شي، سفيدي،
وقتي مي ري زير آفتاب، قرمزي،
وقتي سردت مي شه، آبي اي،
وقتي مي ترسي، زردي،
وقتي مريض مي شي، سبزي،
و وقتي مي ميري، خاکستري اي...

و تو به من مي گي رنگين پوست...

برای این شعر حضار و نماينده هاي كشور ها در سازمان ملل پنج دقیقه دست زدند.👏🏻👏🏻👏🏻


⤵️



🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
بیا دل نشکنیم شکستن درد دارد

احساسش تا ابد ، سوز سرد دارد


بیا رز مخملی قرمز بنام هم  کنیم

دو فنجان چای برای هم  دم کنیم


زیر باران می شویم تن پوش  هم

عاشقانه دستهای مان بر دوش هم


بیا خوش رنگ تر از گل پونه باشیم

برای قلب ها تا ابد  گل خونه باشیم


بیا نوازش موهایمان را اهنگ  کنیم

در قلب خوشبختی را هماهنگ کنیم



جابر فدایی
امام زمان(عج):
🌹🌹🌹🔹چه انتظار عجیبی!
  تو بین منتظران هم، عزیز من، چه غریبی!
  عجیب تر که چه آسان، نبودنت شده عادت، چه بی خیال نشستیم
  نه کوششی نه وفایی
  فقط نشسته و گفتیم: خدا کند که بیایی ...!🔹🌹🌹🌹
🌻🌹🌻
چقدر بی کلاسی زیبا بود !!!

یادش بخیر قدیما که بی کلاس بودیم بیشتر دور هم بودیم و چقدر خوش میگذشت و هر چقدر با کلاس تر میشیم از همدیگه دورتر میشیم.

قدیما که بی کلاس بودیم و موبایل و تلفن نبود و واسه رفت و آمد وسیله شخصی نبود ، همیشه خونه ها تمیز بود و آماده پذیرایی از مهمونا و وقتی کلون در خونه در هر زمانی به صدا در میومد، خوشحال میشدیم؛ چون مهمون میومد و به سادگی مهمونی برگزار میشد.

آخه چون بی کلاس بودیم آشپزخونه ها باز (open) نبود و گاز های فردار و ماکروفر و… نبود و از فست فود خبری نبود ، ولی همیشه بوی خوش غذا آدمو مست میکرد و هر چند تا مهمون هم که میومد، همون غذای موجود رو دور هم میخوردیم و خیلی هم خوش میگذشت.

تازه چون بی کلاس بودیم میز ناهارخوری و مبل هم نداشتیم و روی زمین و چهارزانو کنار هم می نشستیم و می گفتیم و می خندیدیم و با دل خوش زندگی می کردیم!!!

امروز که فکر می کنم چقدر بی کلاسی زیبا بود!!! آخه از وقتی که با کلاس شدیم و آشپزخونه ها باز (open) شدن و میز ناهار خوری و مبل داریم و تازه واسه رفت و آمد همگی ماشین داریم و هم تو خونه تلفن داریم و هم آخرین مدل تلفن همراهو داریم و خلاصه کلی کلاسهای دیگه؛ مثل بخار پز و انواع زود پز و… داریم  ولی دیگه آمد وشد نداریم!!! چون خیلی با کلاس شدیم!!! تازه هر از چند گاهی هم که دور هم جمع میشیم ، کلاً درگیر کلاسیم و از صفا و صمیمیت و دل و از همه مهمتر سادگی خبری نیست !!!

لعنت بر این کلاس که ما آدما رو اینقدر از هم دور کرده و اینقدر اسیر کلاسیم که خیلی وقتا خودمونم فراموش می کنیم!!!!!!

کاش کلاس توی مهربون بودن و عشق ورزیدن و با دل زندگی کردن، بود.
روزگارتان پر از شادی
🌹🌻🌹0
@bakelasbashim👑


🌸فقر چیست ؟؟؟؟؟


⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
دوتا ﺍﻟﻨﮕﻮ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ دوتا ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﺗﻮﯼ ﺩﻫﻨﺖ.

⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ:
استفاده از لوازم آرایشی برای یک دختر از نخ دندانش واجب تر باشه

⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﻋﺮﻭﺱ ﻓﺨﺮﯼ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻭ ﺯﻥ ﺻﯿﻐﻪ ﺍﯼ ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻄﯿﺶ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﻣﺎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭ ﻧﺪﻭﻧﯽ.


⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺗﻮﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻤﯿﺰﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﻬﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯽ.

⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺸﯽ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺭﻭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﻧﮑﻨﯽ.

⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺑﺰﻧﯽ ﻭﻟﯽ ، ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﭽﻪ ﺍﺕ ﺟﺮأﺕ ﻧﮑﻨﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ”ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﺕ ﺭﻭ ﺷﮑﺴﺘﻪ”..

⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﻭﺭﺯﺵ ﻧﮑﻨﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺍﺯ  ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﮐﻤﮏ
ﺑﮕﯿﺮﯼ.

⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺩﺭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺘﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﭼﺮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺪﻧﺖ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﯽ.

⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺕ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﺨﭽﺎﻟﺖ ﺑﺎﺷﻪ.

⭕️ﻓﻘﺮ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﮐﻤﮑﻪ، ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻓﯿﻠﻢ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﯼ.
ا
▶️ فقر, فقط.فقر مادی نیست ▶️
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال افتاب
ای دل من گر چه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشم به کام
باده رنگین نمینوشی زجام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از ان می که میباید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد افتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم ز عمر
بعضی از بودن ها هم هستند .
که از صدتا نبودن بیشتر درد دارند
بودن هایِ نصفه و نیمه ای که بلاتکلیفت میکنند
وقتی یک نفر نیست،
 وقتی میرود ،
 تکلیفت با خودت و او و رفتنش مشخص است
میدانی که رفته!
 برایِ همیشه رفته و بازنخواهد گشت
تویی و یک قبرستان خاطرات و احساساتی که با دستهایِ خودت دفن کرده ای .
قبرهایی که هروقت بخواهی میتوانی بالاسرِ یکیشان بایستی
و زار زار بگریی
اما بودن هایِ نصفه و نیمه مثلِ وقتی ست
 که گمشده ای داری و نمیدانی کجاست
 چه می کند ..
 زنده است یا مُرده !
نمیدانی باید دل بکنی
 یا منتظر بمانی !
بلاتکلیف می مانی ،
 و این بلاتکلیفی روزی هزار بار ذهن و روح و جسمت را مثلِ خوره می جود ..
 اگر میخواهید نباشید ، نباشید ..
اما آدمها را بلاتکلیف به حالِ خودشان رها نکنید ..
بلاتکلیفی مرگِ تدریجی ست ..:
جامع ترین سامانه صوتی کشور برای نابینایان و کم بینایان .
 با 9 یخش اصلی و 27 قسمت متنوع و موضوعا گوناگون .
برای تمام سلیقه ها.
 سامانه صوتی تلرادیو نصر  
فهرست بخشها و کد کلیدهای آن عبارتند از :
 بخش الفبای زندگی کلید 22
 شامل قسمتهای
221 رازهای موفثیت
222 خانه و خانواده
223 آشپزخانه
 بخش صدای دانش کلید 23
شامل قسمتهای
231 تازهها
232 دانستنیها
233 یک مهارت
234 دنیای وب و کامپیوتر
بخش ترنم کلید 24
شامل قسمتهای  
241 موسیقی سنتی
242 سازوهنرمند
243 موسیقی پاپ
244 شاعرانه
بخش معراج مومن کلید  25
شامل قسمتهای
251 احکام و اعتقادات
252 مفاتیح
253 شگفتیهای قرآن
254 مهدویت
255 نهج االبلاغه
بخش  ایستگاه کلید 26
شامل قسمتهای
261 قصه و داستان
262 مسابقه
263 فروشگاه
264 خنده بازار
بخش سیروسفر کلید 27
شامل قسمتهای
271 گردشگری
272 در کوچه های تاریخ
بخش سخن دوست کلید 28
شامل قسمتهای
281 حیاط خلوت
282 با مخاطبین
بخش  تقویم کلید 29
شامل قسمتهای
291 تقویم شمسی
292 تقویم قمری
این سامانه بصورت 24 ساعته وبدون اشغالی در اختیار شماست
مطالب این سامانه هر 15 روز یکبار بروز رسانی میشود ..
کافیست یکبارازطریق تلفن تماس بگیرید .
شماره 59730150
ساکنین استان اصفهان
و شماره 34469027
دیگر شهرستانها .
این سامانه رسما در سال 1388 طراحی و راه اندازی شد.
ماهیانه حدود 2000 تماس  نلفنی از سراسر کشور بااین مجله تلفنی  برقرار میشود .  که این نشانگر موفقیت این طرح است .
اگر شماهم مایل هستید در سامانه تلرادیو نصر  با  ماهمراه شوید و در زمینه های  زیر همکاری داشته باشید لطفا با شماره0913
958
4022
تماس بگیرید
1تهیه و گردآوری مطالب یک یا چند بخش بصورت نوشتاری
2  صبط وتولید فایلهای صوتی .
همیشه پیروز و سربلند باشید .
حمید هنرکار
مدیر عامل موسسه نصرآفتاب اصفهان ( کانون فرهنگی نصر سابق ) .
1 تیرماه 1395
آیا از امروز اینترنت در کشور ارزان می‌شود؟
...............................................................
قرار است از امروز اول مرداد 1395 سقف تعرفه خدمات داده تلفن همراه برای سیم کارت‌های دائمی به ازای هر کیلوبایت چهاردهم (0.4) ریال و برای سیم کارت‌های اعتباری 0.6 ریال تعیین شود.

بر این اساس فقط کاربرانی که به‌صورت آزاد (و نه بسته خدماتی) از طریق گوشی خود به اینترنت وصل می‌شوند شاهد این کاهش باشند اما ظاهراً درصد کاربرانی که از طریق آزاد و نه خرید بسته به اینترنت وصل می‌شوند، بسیارکم هستند.

در بخش مشترکان ADSL نیز کاربری که با پرداخت 20 هزار تومان 5 گیگ اینترنت می‌گرفته، از امروز همان پول را پرداخت کرده و 8 گیگ اینترنت دریافت خواهد کرد./خبرآنلاین
اگر در محل کارتان زود خسته می‌شوید، و یا استرس زیادی را در شغلتان متحمل می‌شوید و در ‌‌نهایت اگر فضای کاری برای شما به امری غیر قابل تحمل تبدیل شده است، حتماً ۱۰ روش کاهش استرس برای شغل‌های پشت میزی را مطالعه و عمل کنید.
 
🌻هیچ گاه صبحانه را حذف نکنید
🌻پیاده روی کنید
🌻حرکتهای کششی انجام دهید
🌻عصرانه و میان‌وعده سالم مصرف کنید
🌻مراقب حالت نشستن و بدن خود باشید
🌻تقدم و تاخر در برنامه‌های خود را رعایت کنید
🌻خود را با فعالیت بیش از حد مشغول نکنید
🌻تصویر کسانی را که دوستشان دارید روی میز کارتان قرار دهید
🌻بعد از پایان کار، به فعالیت‌های تخلیه‌کننده استرس بپردازید
🌻از دوستان و نزدیکان خود، تقاضای کمک کنید. صحبت با دیگران راجع به استرس کارتان می‌تواند باعث آزادسازی و کاهش آن شود.
این یک داستان واقعی است.

@instafarsi

همسرم قبل از ازدواج با من عاشق دخترخاله اش بود و قسمت هم نشده بودند. دخترخاله زودتر ازدواج کرده بود و همسرم هم پس از معرفی توسط یک آشنا، مرا دید و با هم ازدواج کردیم.
عادت داشت که بعد از سرکارش و تعطیلی مغازه، با رفقای باب و ناباب جمع شوند و الواتی کنند و من هر شب تا نیمه شب منتظر او بودم. گاهی شام خورده بود و گاهی نه و من فقط سکوت میکردم.  
وضع مالیمون بد نبود و دو طبقه خانه داشتیم. طبقه بالا اتاق خوابها و حمام و طبقه پائین آشپزخانه و پذیرائی ... تولد همسرم بود و از دو طرف مهمان داشتیم. وسط مهمانی بود که متوجه شدم همسرم نیست و کمی طول کشید. رفتم طبقه ی بالا که ببینم چرا نیست و اگه کاری هست انجام بدم و ... بالا رفتم و در اتاق خوابمان را باز کردم و صحنه ای دیدم که امیدوارم هیچ زن متاهلی نبیند.
همسرم و دخترخاله اش. چیزی نگفتم و ...
بعد از مدتی که از ازدواج ما گذشت،دخترخاله همسر بدلیل نداشتن تفاهم، از همسرش جدا شده بود و حالا شده بود یک زن آزاد !!!
تمام توفانی که در درونم برپا شده بود را کنترل کروم و سریع پائین آمدم. بفاصله ی کمی همسرم و دخترخاله پائین آمدند و مثل موش تا آخر مهمانی هردو با ترس و لرز در گوشه ای نشسته بودند.
مهمانی تمام شد و من با کنترل بسیار خیلی عادی جشن را ادامه دادم و انگار نه انگار.

حالا بقیه داستان از قول آقا:
اصلا فکر نمیکردم در آن شلوغی مهمانی همسرم ببالا بیاید و مچ ما را بگیرد. شرایط خیلی بدی بود.با دخترخاله ام با فاصله آمدیم پائین تا جلب توجه نکنیم.
هرآن منتظر برپائی طوفان عظیمی از جانب همسرم بودم. اما انگار نه انگار که این زن چه دیده.
جشن را با روی خوش ادامه داد و با مهربانی بمن هدیه داد و بقیه هدیه دادند و کم کم  مهمانهای دورتر که میرفتند و پدر مادرهایمان فقط مانده بودند، هرآن منتظر بودم تا همسرم دیده هایش را بیان کند. دخترخاله که سریع بعد شام و کیک رفت و همسرم خیلی عادی با او برخورد کرد.
هرچه تنهاتر میشدیم ترسم بیشتر میشد اما خانمم انگار نه انگار !!!
پدر و مادرم رفتند و قبل آنها هم پدر و مادر و برادر همسرم. از بدرقه که برگشتم دیدم همسرم مشغول جمع و جور کردن پذیرائی و جمع کردن بشقابهای پیش دستی و ... بود. کمی کمکش کردم و باز منتظر طوفان بودم. خیر خبری نبود
رفتم خوابیدم ... مگر خوابم میبرد
همسرم آمد و بعد چند دقیقه خوابش برد اما من تا صبح دنده به دنده میشدم. فردا صبح، شنبه بود و سرکار رفتم. همسرم هم طبق معمول صبحانه ام را آماده کرده بود و بزور دو لقمه ای با چای قورت دادم و دیدم قابلمه ای از غذای شب گذشته برایم گذاشته بود و گفت که دیگه مجبور نشی ناهار بری بیرون و من تشکری کردم و بیرون زدم.
دوستانم وقت ناهار از دستپخت همسرم خوردند و چقدر تعریف کردند و من حس خوش و ناخوش بدی با هم داشتم. آخر شب کمی زودتر از پیش رفقا برگشتم و دیدم مثل همیشه همسرم منتظر من هست تا باهم شام بخوریم. سفره رنگین تر بود و بازهم فردا قابلمه غذا و ... من منتظر دعوا بودم و او انگار نه انگار که ...
شب باز کمی از شب قبل زودتر برگشتم و ...
همسرم روزبروز محبتش را بیشتر میکرد و من اسارت بدی را تحمل میکردم ... منتظر بودم تا دعوا را شروع کند و من بتوانم برخش بکشم که اورا از اول دوست نداشتم و عاشق دخترخاله ام بودم و هستم و ... ولی انگار نه انگار ...
رویم نمیشد چندان نگاهش کنم ولی کم کم شجاعت پیدا کردم و یک شب سیر نگاهش کردم و تازه زیبائیهای همسرم را دیدم ... شبیه دخترخاله نبود اما زن بود با همه زیبائیهای زنانه اش ...
اما من مغرور، مرد بودم !
مگر میشد اسیرم کند؟در برابر خیانت من،نه تنها برویم نیاورده بود بلکه سعی میکرد هرچه بیشتر محبت کند.
شبهازودتر و  زودتر  بخانه می آمدم و متلک های دوستان را بجان میخریدم و میگفتم : آره بابا من مرغم.
یک شب که دیگه بریده بودم رو به همسرم کردم و گفتم : تو پدر منو درآوردی! تو اعصابمو خرد کردی!
تو ...پس چرا دعوا نمیکنی؟ چرا سرزنشم نمیکنی؟ بجاش بهم محبت میکنی که چی؟
همسرم سرش پائین بود و گفت که حتما کمبودی از طرف من داشتی که بطرف دخترخاله ات کشیده شدی! من سعی کردم که کمبودهای گذشته را جبران کنم !همین!
خرد شدم و شکستم ... من کجا بودم و او کجا...
بعد از آن شب دیگر سراغ دخترخاله ام نرفته بودم و ارو خبری نداشتم ولی ناخودآگاه اورا با همسرم مقایسه کردم و طلاق او را و ...

همسرم موفق شد از من مردی بسازد که همه جوره چاکر زنش هست و ازینکه بهش زن ذلیل بگن، ناراحت نمیشه و افتخار میکنه ذلیل همچین زن توانائیه که آبروی مردشو خرید.

خانمها میبخشند ولی هیچوقت فراموش نمیکنند!

@instafarsi0
مضرات کلر موجود در آب آشامیدنی

از آنجا که علت اضافه نمودن کلر به آب آشامیدنی را متوجه شدیم در این بخش قصد داریم مضرات کلر موجود در آب آشامیدنی را برای شما بیان کنیم البته باید بگویم
که ما قصد ایجاد نگرانی برای شما را به هیچ عنوان نداریم و صرفا جهت اطلاع شما و به صورت اجمالی اقدام به قرار دادن این مطلب نموده ایم
مطالعات نشان داده که سقط های خود به خودی در زنان باردار مصرف کننده آب کلردار خیلی شایع می باشد.

آب حاوی کلر باعث تخریب اسیدهای چرب ضروری بدن می شود و از آنجا که اسید های چرب ضروری از اجزای تشکیل دهنده سلول های مغز هستند بنابراین زمینه ساز بسیاری از
بیماری های مغزی و بیماری های اعصاب می شوند.

مصرف آب آشامیدنی کلر دار باعث بیماری های کبدی و همچنین ضعف سیستم ایمنی بدن گردد.

حال یک مطلب جالب را برای شما بازگو می نماییم

آیا می دانید کلر همان ماده جرم گیر و ضد عفونی کننده اجسام منزل وایتکس می باشد؟

وایتکس (کلر)

وایتکس یا همان کلر عامل سفیدی زود هنگام موی سر می باشد، آیا برای شما سوال نشده که چرا در منزل می گویند وایتکس و در آب به آن کلر می گویند؟ و اینکه چرا نبایند
این را بدانیم این خود یک سوال است! بیشتر بدانیم
 
دلیل اصلی افرادی که جوان و دارای مو  سفید هستند  آشامیدن آب حاوی کلر است، که در صورت استفاده از آب فاقد کلر و یا بهتر بگوییم حذف کلر از آب آشامیدنی رنگ
موی آن ها به رنگ طبیعی باز میگردد.

البته باید این را بدانیم که کلر موجود در آب آشامیدنی اندک است. ولی در طولانی مدت مصرف از آب های حاوی کلر برای آشامیدن باعث بروز بعضی بیماری های ذکر شده
از جمله تسریع در پیری و گاهاً تماس با آن در طولانی مدت باعث بیماری های پوستی می شود.

این را در نظر بگیرید که عوارض ذکر شده در بالا با توجه به مقدار کلر استاندارد در آب آشامیدنی می باشد.
#آیا_میدانید
 🤔

هرچه زن زیباتر باشد، مرد زودتر می‌میرد!

پژوهشی نشان می‌دهد که غیرت برخی مردانی که همسرانشان زیبا هستند، دلیل اصلی بیماری‌ فشار خونی است که به آن مبتلا می‌شوند !
‌وقتی درون مملکتم زنگ عشق نیست
باید که زنگ دینی و املا ببوسمت

حالا بلیط رفتنمان هم گران شده
مجبور میشوم که همینجا ببوسمت

سنگین شده است سایه ی این قوم روی ما
در کوچه زیر سایه سرها ببوسمت

پا را گرفته اند ولی ، لب ازآن توست
حتی میان خودروی ناجا ببوسمت

سلول عشق ،حبس ابد نیز حکم ما
گفتند تا همیشه دنیا ببوسمت

ﺣﺎﻻ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ؟
ﺳﺒﮏ ﺭﺋﺎﻝ ﯾﺎ ﺳﻮﺭﺋﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ؟

ﺑﺎ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﻝِ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﻮﺍﯾﯿﻢ ﻣﯿﮑﻨﺪ!
ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ !

ﻟﺐ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﻣﺼﺎﺩﻑِ ﺧﺮﻣﺎ، ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺍﻧﺪ
ﭼﻪ ﻣﺤﺸﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﮐﻪ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ !

ﺩﺭ ﻧﺒﺶ ﮐﻮﭼﻪ، ﯾﺎ ﺗَﻪِ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ، ﯾﺎ ... ﮐﺠﺎ؟
ﻟﻄﻔﺎً ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ؟

ﺑﺎﯾﺪ ﺣﻮﺍﺱ ﺍﯾﻦ ﺩﻝِ ﻣﻦ ﺟﻤﻊ ﺗﺮ ﺷﻮﺩ
ﺷﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﺮ ﭼﻪ ﺭﻭﺍﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ !

ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﻘﯿﺮ، ﺷﺮﻡ ﻭ ﺗﻌﺎﺭﻑ ﻧﮑﻦ، ﺑﮕﻮ!
ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﻪ ﻣﺠﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ؟

ﺍﺻﻼً ﺑﻌﯿﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﺜﻞ ﺷﺎﻩ
ﺑﺮ ﻧﻘﺶِ ﮐﺎﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ

ﻃﻌﻢِ ﻟﺒﺖ ﮐﻠﯿﺪِ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﻣﻦ !
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺑﻮﺳﻪ ﯼ ﮐﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ

ﺍﺯ ﺑﺨﺖِ ﺑﺪ، ﺍﮔﺮ ﮐﻤﺮﻡ ﺭﺍﺳﺖ ﺗﺮ ﻧﺸﺪ
ﺁﯾﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻫﺴﺖ ﻫﻼﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ؟

ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩِ ﻋﻠﻤﯽِ ﺗﻘﻮﯾﻢ ِ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﺕ
ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﻃﺒﻖِ ﺳﺎﻝ ﺟﻼﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ !

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺍﯼ ﺳﺮﺩِ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ، ﭼﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺩﺭ ﻻﺑﻼﯼ ﮔﺮﻣﯽِ ﺷﺎﻟﯽ ﺑﺒﻮﺳﻤﺖ؟

ﮐﯿﻔﯿﺖِ ﻟﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻃﻌﻨﻪ ﻣﯿﺰﻧﺪ !
ﭘﺲ ﺣﮑﻢ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺎﻟﯽ ببوسمت

┏━━━✨ 🌺 ✨━━━┓
⠀ @zananeazadandish
┗━━━✨ 🌺 ✨━━━┛

+ نوشته شده در  هشتم مرداد ۱۳۹۵ساعت 10:39 AM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  | 

مطالب تا اين لحظه

 

" میگویند وقتی #رضا_شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند برای بازاری های تهران و اطراف پیغام فرستاد که از بانک ملّی اوراق قرضه بخرند. هیچکدام از تجّار بازار حاضر به این کار نشد. وقتی خبر به خانم فخرالدّوله، مالک بسیار ثروتمند، خواهر مظفّر الدین شاه و مادرمرحوم دکتر امینی رسید به رضاشاه پیغام فرستاد که مگر من مرده ام که می خواهی از بازاریان پول قرض کنی ؟ من حاضرم در بانک ملّی سرمایه گذاری کنم. و به این ترتیب بانک ملّی با پول خانم فخرالدّوله تأسیس شد

یکی از قوانینی که در زمان رضا شاه تصویب شد قانون روزهای تعطیلی مغازه ها و ادارات بود. به این ترتیب هر کس به خواست خود و بدون دلیل موجّهی نمی توانست مغازه اش را ببندد. روزی رضاشاه با اتوموبیلش از خیابانی می گذشت که متوجّه شد مغازه ای بسته است. ناراحت شد و دستور داد که صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند. کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه یک عرق فروش ارمنی است. آن مرد را نزد رضاشاه آوردند. شاه پرسید: پدر سوخته چرا مغازه ات را بسته ای؟ مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم،امروز روز قتل(شهادت)حضرت مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست دراین روز عرق بفروشم. رضاشاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است. آنوقت رضا شاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد و گفت:

در این مملکت یک مرد واقعی داریم, آنهم خانم فخر الدوله است و یک مسلمان واقعی داریم آنهم قاراپط ارمنی است. سالهای سال بعد شاعره بزرگ ایران خانم پروین اعتصامی در وصف این ماجرا این چنین سرود:

واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت،هم کلید زندگیست
گفت: "زین معیار اندر شهرما،
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست" !!

پروین اعتصامی شاعره بزرگ ایران روحش شاد یادش گرامی "4
#یک_دیدگاه

⚪️همه ی مردم آموزگاران ما هستند :

⚪️آدمهای خشمگین  به شما آرامش می آموزند.

⚪️آدمهای ریاکار به شما یکرنگی می آموزند.

⚪️ آدمهای سرسخت به شما نرمش می آموزند.

⚪️ آدمهای وحشت زده به شما شهامت می آموزند.

⚪️همیشه در رابطه با آدمهایی که وارد زندگیتان میشوند از خود بپرسید:

⚪️این شخص برای آموزش چه چیزی به من فرستاده شده؟
✍ دلنوشته یک خانم معلم

من یک معلمم. اول مهر که می شود با بچه ها به مدرسه می روم. باید برای بچه های دیگران هم آموزش بدهم و هم مادری کنم. فرزند خودم را تنها بگذارم و برای فرزندان دیگران مادر بشوم. در کلاسی که مساحتش شاید به اندازه انباری باشد -یا در بعضی موارد انباری مدرسه تبدیل به کلاس شده است- -یا حتی در بعضی مناطق در کانکس و چادر- باید مشق ۳۰-۴۰ نفر را خط بزنم. دست نوازشم را به طور  مساوی بر سر همه آنها بکشم. درسم را جوری بدهم که همه آنها با همه تفاوت هایشان آن  را بفهمند و برای آنها که نفهمیده اند بارها و بارها توضیح دهم. نمره بدهم،امتحان طرح کنم،امتحان بگیرم،امتحان تصحیح کنم،به مدیر تحویل دهم، با والدین جلسه بگیرم، برای هر دانش آموزم پرونده ای داشته باشم -پرونده تحصیلی و خانوادگی- در زنگ تفریح مراقبشان باشم. آنها را پرورش دهم. خوب و بد را به آن ها بفهمانم که فردا کاری نکند یا حرفی نزند که بگویند در مدرسه چه یاد گرفته ای؟

بیمه ما فقط اسمش طلاییست وگرنه ارزشش در حد مدال های بدلی است که سه تایش را ۱۰۰۰ تومان میفروشند. ماهیانه حق بیمه ام در لیست کسوراتم هست اما بیمه ام هیچ ویزیت و هزینه پزشکی را تقبل نمی کند و من همه جا باید هزینه های پزشکی ام را بپردازم. تمام عمل های جراحی-از آرتروز زانو تا عمل قلب باز- در لیست عمل های زیبایی قرار دارند و بیمه آن را قبول نمی کند.

من معلم وقتی کسی به من می گوید چقدر خوب است که شما رسمی هستید و کلی امتیاز دارید، فقط باید لبخندی از روی درد بزنم و هیچ نگویم که مقامم زیر سوال نرود. من که در جاده های روستایی هر روز می روم و می آیم عصرها باید به دنبال کار دیگری باشم تا بتوانم هزینه های خانواده ام را بپردازم و دیگران فقط سه ماه تعطیلات تابستانم را بزرگنمایی میکنند و نمیدانند که مرخصی ها و امتیازات سایر سازمان ها از تعطیلات تابستانه من بیشتر است. نمی دانند که بیشتر معلم های سرزمین من در تابستان به فکر شغل دومند تا کسری های نه ماه تحصیلی را جبران کنند. نمی دانند که چه معلمهایی در جاده های روستایی جانشان را از دست داده اند.

نمی دانند که ما معلم ها در سفرهایمان هم به هتل نمی رویم و در همان مدرسه ها هستیم. نمی دانند که فرسودگی شغل ما از دیگر شغلها بیشتر است. نمی دانند در میان سازمان ها کمترین بودجه به آموزش و پرورش داده میشود.نمی دانند که حقوق من در زمان بازنشستگی از حقوق یک سال خدمتی های سازمانهای دیگر کمتر است.

از ضمن خدمت های پولی، از لغو ماموریت تحصیل، از نبود هیچ امتیازی برای خانواده و فرزندانمان، از کمترین میزان افزایش حقوق، از حراستی شدن معلم های معترض، از سطح توقع بالای والدین، از پایین بودن سرانه مدارس، از بالا بردن مقام معلم فقط در حد نوشته، از کمبود نیروی آموزش دیده، از هزاران مشکل دیگر که هیچکس نمی بیند و همه فقط از معلم انتظار معجزه دارند.

این ها درد من است. اینکه من را که با تلاش فراوان و رتبه عالی در دانشگاه فرهنگیان درس خوانده ام را با کسی که با مدرک آبیاری گیاهان دریایی در آزمونهای آبکی جذب نیرو در آموزش و پروش استخدام شده است را هم ردیف میکنند. اینکه اخبار، آخر هر ماه با اشتیاق واریز حقوقم را اعلام میکند و از بقال سرکوچه تا شاگردهایم از آن باخبرند اما هیچ خبری در مورد واریز حقوق اسفندماه با ده روز تاخیر یا ندادن پاداش بازنشستگی ها یا اضافه کارها اعلام نمی شود.

کاش مسئولین به یاد می آوردند که پایه و اساس هر جامعه ای معلمان آن جامعه هستند که فرزندان آن را تربیت می کنند.
کاش معلم ها می فهمیدند که منزلتشان از یک پزشک کمتر نیست و بیشتر از این برای خود ارزش قائل می شدند. کاش کارت پرسنلیمان بیشتر از تخفیف ۲۰ درصدی استخر ارزش داشت. کاش بیشتر به معلم ها -که نه- به فرزندانمان اهمیت بدهند.
کاش...
🆔 @majmae_eslahtalaban
همین که عاشق چیزی یا کسی شدی، قلبت را باید برای شکستن آماده کنی.
اگر می‌خواهی مراقب قلبت باشی، آن را به هیچکس نبخش. حتی یک حیوان.
آن را در بسته‌ی زیبایی از شادی‌های کوچک و شیک، بسته بندی کن و به کناری بگذار.
آن را در گاوصندوق خودخواهی حفظ کن. جایی که مطمئناً هرگز نخواهد شکست.
اما به خاطر داشته باشد که آنجا در تاریکی امنیت، بدون حرکت و بدون هوا، تغییر جنس خواهد داد.
قلبت همزمان شکست‌ناپذیر و نفوذناپذیر خواهد شد.
چون از جنس سنگ شده است.
عشق، یعنی آسیب پذیر بودن.
و انتخاب با توست…

#کلیو_لوییس
کاش میشد روی هر گلبرگ عشق
   زندگی رابا اقاقی ها  نوشت

کاش میشد،  مثل باران میشدیم
ساده وپاک وصمیمی چون نسیم

کاش میشد همسفر با مهربانی
  عاشق فصل بهاران میشدیم

کاش میشد باترنم های گرم یک دعا
چون پرستو،میهمان آسمانها میشدیم

کاش دستی میرسید بر سایه های بی کسی
     تا که عاشق تر ز باران میشدیم

کاش ما را قدرت پرواز بود
     کاش دل را شوق یک آواز بود

         کاش میشد خاطرم پرواز میکرد
    با خدایش قصه ایی آغاز میکرد

کاش میشد مینوشتم روی هر رنگین‌کمان
نقشی از زیبایی این آسمان


💐💐💐💐 به شراب ِ ارغوانی مشکن خمار ما را
به نسیم مهربانی بنشان غبار ما را

گل باغ دوستی را به سرشک پروراندم
تو به باد غم سپردی همه برگ و بار ما را

تو که ساغر لبت را به لبم نمی‌گذاری
به تبسمی سحر کن شب انتظار ما را

به نسیم نوشخندی دل همچو غنچه وا کن
به شکوفه‌ی نگاهی برسان بهار ما را

ز بشر گذشته بودم به خدا رسیده بودم
تو اگر نبسته بودی سر ره گذار ما را

تو درین سیاه شب‌ها به فروغ باده مانی
که به مهر می‌نوازی دل بیقرار ما را...

💐💐💐💐 بیا به عاشقی و شعر  متهم باشیم ...
بیا بهانه نگیریم عشق هم باشیم ...

بیا تمام مسیر عبور باران را...
بدون چتر بخندیم ! هم قدم باشیم ...

موافقی که در آغوش هم خراب شویم ؟
شبیه شبنم گلبرگ غرق نم باشیم ؟

چقدر دوری و حسرت ؟ چقدر تنهایی ؟
چقدر ملعبه ی دست های غم باشیم ...

چرا به کام دل همدگر عسل نشویم  ؟
چرا جدا ز هم و تلخ مثل سم باشیم ؟

بیا به عاشقی و شعر متهم باشیم ...
بیا بهانه نگیریم ' عشق هم باشیم ...
آسایش یک امر بیرونی و
آرامش یک پدیده ی درونیه  

مردم ممکنه خیلی تو آسایش باشند
اما معدود افرادی هستن که درآرامش زندگی میکنن

آسایش یعنی راحتی در زندگی که با امکانات و ثروت خوب و زیاد به دست میاد هرچی دلشون بخواد میخرن هر کجا خواستن میرن و ...
آرامش رو کسانی دارن که از درون سالم و سلامتند شاید بی چیز باشن امادلشون خوشه به اونچه دارن راضین چه خوب میشد که ما در  عین آسایش، آرامشم همرامون بود!

آرامش+آسایش=خوشبختی

:diamond_shape_with_a_dot_inside: مثبت اندیشی:point_down::point_down:
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو سه پند می دهم که کامروا شوی:
اول این که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم این که در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!
 و سوم این که در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی!!!...

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد:
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است
و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری و آن وقت بهترین خانه های جهان مال توست.

:diamond_shape_with_a_dot_inside: حکایت و داستان های آموزنده:point_down::point_down:
 
:leaves:
This message has been removed.
9سرمایه انسانی:

خشم رابه سکوت
سخن رابه تفکر
تعجیل رابه بردباری
عمل رابه تلاش
بدی رابه نیکی
نیکی رابه فراموشی
فراموشی رابه خاموشی
خاموشی رابه سرمایه
سرمایه رابه سکوت
و سکوت رابه سرمایه اندوخته کن چراکه اول وآخر هرادب است وبانی هر انسانیت.

 قانون زندگی٬ قانون باورهاست
 بزرگان زاده نمی‌شوند٬ ساخته می‌شوند.
جایی خواندم که پابلو پیکاسو یک نقاشی را در عرض 3 دقیقه کشید و قیمت هنگفتی بر روی آن گذاشت.
خریدار با این قیمت گذاری مخالفت کرد و آن را برای 3 دقیقه کار منصفانه ندانست.
پیکاسو به او پاسخ داد:
"این کار در واقع در 30 سال و 3دقیقه انجام گرفته، 30 سالی که به آموزش و پیشرفت فردی و تجربه اندوختن گذشت.

پشت هر موفقیت پایدار، مدت ها تلاش طاقت فرسا وجود دارد.
حقيقتی که تحقيرمان کند،
 بهتر از دروغی است که فريبمان دهد.
چرا که در اين تحقير،
 خودشناسی نهفته است
و در آن فريب، گمراهی...

:diamond_shape_with_a_dot_inside: حرف حساب:point_down::point_down:
را می شکنند تا از حلاوتش بهره گیرند.
رکورد را می شکنند تا به افتخارش برسند.
هیزم را می شکنند تا به گرمای آتش برسند.
غرور را می شکنند تا به افتادگی برسند.
سکوت را می شکنند به آوازی برسند.
برای همه شکستن هایشان دلایل خوبی دارند آدمها اما
هنوز نفهمیدم چرا
 آدمها" دل" میشکنند؟؟
 بود که به باغ میوه ای رفته و مشغول دزدی بود . باغ خلوت بود و با خیال راحت از درختی بالا رفت و مشغول چیدن میوه ها شد . صاحب باغ
از راه رسید و فریاد زد : آهای نامرد . بالای درخت چه می کنی؟ دزد که نمی دانست او صاحب باغ است گفت: نامرد خودتی، می بینی که مشغول کار در باغ خود هستم! صاحب
باغ گفت: «حالا دیگر این جا باغ خودت هم شد؟ الان به حسابت می رسم».
دزد برای این که خودش را از تک و تا نیندازد چاقویی از جیب درآورد و مشغول بریدن شاخه ای شد که روی آن نشسته بود . و به صاحب باغ گفت: «عمو برو پی کارت می بینی
که شاخه های اضافی را می برم» صاحب باغ خنده اش گرفت و گفت: «خجالت بکش . دروغ نگو . من صاحب باغم» دزد بیچاره بدجوری توی تله افتاده بود .
دوباره صاحب باغ گفت: بیا پایین . عقل هم خوب چیزی هست تو داری همان شاخه ای را می بری که رویش نشسته ای . از آن بالا روی زمین می افتی . دزد بیچاره فهمید که
خراب کاری کرده خجالت کشید و از درخت پایین آمد و صاحب باغ هم دیگر چیزی به او نگفت او هم سرش را پایین انداخت و رفت .
از آن به بعد هر وقت کسی به کاری دست بزند که نتیجه اش جز ضرر رساندن به خودش نداشته باشد می گویند: «سر شاخه نشسته و بیخش را می بری»

:diamond_shape_with_a_dot_inside: ریشه ضرب المثل ها:point_down::point_down:

ﯾﻪ ﺷﺐ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﻣﯿﺸﻦ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﯼ، ﺑﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ با ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺍﻟﮑﺘﺮﯾﮑﯽ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻣﯿﺸﻦ...
ﻧﻮﺑﺖِ ﻧﻔﺮ ﺍﻭﻝ ﻣﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺸﯿﻨﻪ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ . ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ
ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﺗﻮﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ، ﺭﺷﺘﻪ ی ﺧﺪﺍﺷﻨﺎﺳﯽ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ. ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ﺁﺩﻡ ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ مجاﺯﺍﺕ ﺑﺸﻪ ...!!
ﮐﻠﯿﺪ ﺑﺮﻕ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﻧﻦ، ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ نمی افته ..!
ﺑﻪ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻫﯿﺶ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﯿﺎﺭﻥ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﺵ ﻣﯿﮑﻨﻦ …!
ﻧﻔﺮ ﺩﻭﻡ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﺗﻮﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺣﻘﻮﻕ ﺧﻮﻧﺪم.
ﺑﻪ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﻤﯿﻔﺘﻪ!
ﮐﻠﯿﺪ ﺑﺮﻕ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﻤﯿﻔﺘﻪ .…!
ﺑﻪ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﺍﻭﻥ ﻫﻢ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻣﯿﺎﺭﻥ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﺵ ﻣﯿﮑﻨﻦ .…!
ﻧﻔﺮ ﺳﻮﻡ ﻣﯿﺎﺩ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﺗﻮﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ، ﺭﺷﺘﻪ
ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﺑﺮﻕ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﮕﻢ:تا ﻭﻗﺘﯽ که ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺗﺎ ﮐﺎﺑﻞ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻭﺻﻞ ﻧﺒﺎﺷﻦ، ﻫﯿﭻ ﺑﺮﻗﯽ به صندلی ﻭﺻﻞ ﻧﻤﯿﺸﻪ!
ﺧﻮﺏ، ﺑﻘﯿﻪ ی ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﻣﺸﺨﺼﻪ...
ﻣﺴﻮﻭﻟﯿﻦ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺸﮑﻞ ﺭﻭ
ﻣﯿﻔﻬﻤﻦ ﻭ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻓﺮﺩ ﻣﯿﺸﻦ!!
ﻧﺘﯿﺠﻪ ی ﺍﺧﻼﻗﯽ:
۱. ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ دانا ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺛﺎﺑﺖ کنید !!
۲. وقتی بیشتر از بقیه بفهمید، محکوم به نابودی هستید.
این حکایت بعضی جوامع هست...
ﺩﺭﺧﺘﻬﺎ ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ؛
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻋﺼﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ؛
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺒﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮ ﻧﺴﻞ ﺧﻮﯾﺶ ؛
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺗﺒﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻭ .....
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎ
ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﺍﺯ ﮐﺪﺍﻡ ﺟﻨﺲ ﺑﻮﺩﯾﺪ؟؟
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﺵ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﮑﻨﯿﻢ ....
ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ ...
ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ، ﻣﻬﻨﺪﺱ ، ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ
ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ ، ﺭﻓﺘﮕﺮ ، ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ
 ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ ...
ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ، ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ .....
ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺑﺪﻫﯿﻢ ....
ﺻﻮﺭﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮ ....
ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺮﻭﮎ ...
ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻤﯿﺪﻩ ....
ﻣﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ
ﺗﻨﻬﺎﻗﻠﺐ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ماند
‏بیا ساقی!

                  بزن سازی!

                                 برقصانم!

     #چونان_چرخی____بگردانم

     #سرم_غوغاست____بفهمانم

     #دلم_شیداست____مرنجانم

               

#مولانا:___________✏️
بارالها …
ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺁﺩﻣﯽ ﻋﺼﺎﺭﻩ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻭﺳﺖ ، ﺣﺮﻣﺖ ﺩﻝ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﺒﺮﯾﻢ ...
ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﺁﻧﺎﻧﮑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺒﺮﯾﻢ ...
ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﻮﺩﻥِ ﺩﺭﻭﻏﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﻧﺴﺎﺯﯾﻢ ...
ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﻖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ ...
به ما بياموز همان باشيم كه قولش را به تو داديم ...
"
شوخی با دوستان غیر فعال : 😂😂

به نام خداوند دریا و کوه
خداوند اعضاء سرد گروه

چه گویم از این سردی شاعران؟
اساتید گوشه نشین، ناظران

چه گویم از این غیر فعال ها؟
از این تاج سرها و بی حال ها

بسی رنج بردم در این چند ماه
که شاید بیفتند اعضاء به راه

ولی پست هایم اثر داشت؟ نه
کسی یک غزل مختصر داشت؟ نه

دریغا که بیچاره صفحه کلید
سر انگشت این دوستان را ندید

همین نکته خیلی مرا جالب است
عزیزی که خود نیست و هم غائب است

نشسته فقط دوست، اد می کند
فقط آدم از مرز رد می کند

گمانش که ما را مدد می کند
و شاهانه ما را رصد می کند


تقدیم به اعضای غیر فعال🌹🌹😃😃😃😃
با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم
اووه ! معذرت میخوام … من هم معذرت میخوام.
دقت نکردم … ما خیلی مؤدب بودیم، من و اون غریبه خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم؛ اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم ؟!
کمی بعد از آنروز، در یک غروب غمگین مشغول پختن شام بودم. دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد اما همینکه برگشتم به او خوردم و تقریبا انداختمش ولی بدون کمترین توجهی با اخم به او گفتم: "اه ! ازسرراه برو کنار" قلب کوچکش شکست و رفت ! اصلا نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم ...
وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:
وقتی با یک غریبه برخورد میکنی، آداب معمول را رعایت میکنی اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی !
برو به کف آشپزخانه نگاه کن. آنجا نزدیک در، چند گل پیدا میکنی.
آنها گلهایی هستند که او برایت آورده بود. خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی ...
او تنها به این خاطر آرام ایستاده بود که سورپرایزت بکنه
هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی
در این لحظه بود که احساس حقارت کردم و بی امان اشکهایم سرازیر شدند.
آرام رفتم و کنار تختش زانو زدم ... بیدار شو کوچولو، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟
گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم. نمی بایست اونجور سرت داد می کشیدم
دخترم گفت : اشکالی نداره مامان چون من به هر حال دوستت دارم مامان
من هم دوستت دارم دخترم
و گلها رو هم دوست دارم
مخصوصا آبیه رو ...
کوچولوی من ادامه داد : اونا رو کنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگل هستن. میدونستم دوستشون داری، مخصوصا آبیه رو ...
آیا میدانید که اگر فردا بمیرید شرکت یا موسسه ای که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز برای شما جانشین جدیدی می آورد؟
اما خانواده ای که به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد؟
و به این فکر کنید که ما خود را عجیب وقف کار میکنیم و به خانواده مان آنطور که باید اهمیت نمی دهیم!
چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !
اینطور فکر نمی کنید؟!
به راستی کلمه "خانواده" یعنی چه ؟!


شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با تـوست
این طرف مشتی صدف، آنجا کمی گل ریخته

موج، ماهــی های عاشق را به ساحل ریخته

 

بعد از این در جام ما تصویر ابر تیره است

بعد از این در جــــام دریا ماه کامل ریخته

 

مرگ حق دارد که از ما روی برگردانده است

زندگـــی در کـــام ما زهــــر هلاهل ریختـــه

 

هر چه دام افکندم آهوها گریزان تر شدند

حال، صدها دام دیگـــر در مقـــــابل ریخته

 

هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیست

هر کجـــا پا میگذارم دامنـــــی دل ریخته

 

عارفـــی  از  نیمه ي راه تحیـــــر بازگشت

گفت ، خون عاشقان منزل به منزل ریخته

فاضل نظری
زندگینامه مولوی
جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی ( ‎۶ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ یا وخش – ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ – ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.
زادروز : ۶ ربیع‌الاول ۶۰۴ قمری
بلخ (افغانستان امروزی) یا وخش
درگذشت : ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ قمری
قونیه
آرامگاه  : قونیه ترکیه
محل زندگی : ایران – تاجیکستان/افغانستان و ترکیه کنونی
ملیت : ایرانی
لقب : مولانا – مولوی – خَمُش
دوره : خوارزمشاهیان
مذهب : اسلام,اهل سنت
آثار : مثنوی معنوی – دیوان شمس – فیه ما فیه
والدین : پدر: بهاءالدین ولد
 
مولوی، پیونددهندهٔ ملت‌ها
مولوی زادهٔ بلخ یا وخش (شهری در افغانستان امروزی) بود و در زمان تصنیف آثارش (همچون مثنوی) در قونیه در دیار روم می‌زیست. با آنکه آثار مولوی به عموم جهانیان تعلق دارد، ولی پارسی‌زبانان بهرهٔ خود را از او بیشتر می‌دانند، چرا که حدود شصت تا هفت هزار بیت او فارسی است و خطبه‌ها و نامه‌ها و تقریرات (تعالیم او به شاگردانش که آن را ثبت کردند و به فارسی غیرادبی و روزانه است) او نیز به فارسی میباشد. و تنها حدود هزار بیت عربی و کمتر از پنجاه بیت به زبانهای یونانی/ترکی(اغلب به طور ملمع در شعر فارسی) شعر دارد.
پارسی گو گرچه تازی خوشتر است                  عشق را خود صد زبان دیگر است
و پسر مولانا نیز چندان بنا به اعتراف خودش در زبانهای ترکی/یونانی خوب روان نبوده است:
بگذر از گفت ترکی و رومی                  که از این اصطلاح محرومی
گوی از پارسی و تازی                           که در این دو همی خوش تازی
 
آثار مولانا به علاوه مناطق فارسیزبان, تاثیر فراوانی در هند و پاکستان و ترکیه و آسیایه میانه گذاشته است. آثار مولانا تأثیر فراوانی روی ادبیات و فرهنگ ترکی نیز داشته‌است. دلیل این امر این است که اکثر جانشینان مولوی در طریقهٔ تصوف مربوط به او از ناحیهٔ قونیه بودند و آرامگاه وی نیز در قونیه است.
ای بسا هندو و ترک همزبان                  ای بسا دو ترک چون بیگانگان
برخی مولوی‌شناسان (ازجمله عبدالحسین زرین‌کوب) برآن‌اند که در دوران مولوی، زبان مردم کوچه و بازار قونیه، زبان فارسی بوده‌است. جلال الدین همایی در این رابطه به این بیت پسر مولانا(که پس از چند
چه زیباست این شعر قیصر امین پور

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
گویی به خوابی جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود
کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود...
   🌹سلام صبحتان به خیر
          وشادی  🌹
بیوگرافی چارلز دیکنز:
چارلز ديكنز در هفتم فوریه 1812، در «پورتس موث» انگلستان به دنیا آمد‌. وي دومین فرزند از هشت فرزند «الیزابت دیکنز» و «جان دیکنز» بود‌. سالهای اولیه زندگی‌ ديكنز به صورت داستان بوده است‌. او خود را پسری کوچک و نه چندان تحت مراقبت می‌پنداشت و بيشتر وقت خود را در بیرون از خانه می گذراند. ديكنز به شکلی سیری ناپذیر و با علاقه‌ای خاص، رمانهای «توبیاس اسمولت»‌ و «هنری فیلدینگ» را می‌خواند. خانواده‌ ديكنز تا حدودي ثروتمند بودند و او براي مدتي در مدرسه‌ خصوصی «ویلیام گیلز‌» آموزش دید. اما این دوران رفاه ناگهان به سر آمد؛ زيرا پدرش پول زيادي را صرف امور تفریحی و حفظ موقعیت اجتماعی‌ خود نمود و سرانجام به علت بدهی، در زندان بدهکاران لندن، «‌مارشالسی‌»، زندانی شد.
دیکنز در سن 12 سالگی فکر می­کرد كه به اندازه‌ کافی بزرگ شده است. از اين رو در کارخانه‌ قایق‌سازی مشغول به كار شد. او روزانه ده ساعت كار مي كرد و با شش شلینگی که در هفته دریافت می نمود، مجبور بود کرایه خانه را بپردازد و به خانواده‌اش که به همراه پدر در زندان مارشالسی بودند، کمک کند.
بعد از مدتي، موقعیت مالی خانواده به واسطه‌ پولی که از خانواده‌ پدرش به ارث رسید، بهبود یافت. با وجود این، مادر چارلز به دليل بدهی خود به كارخانه‌، او را از کار در آن محیط باز نداشت و البته، دیکنز هم هرگز مادرش را نبخشید؛ دلخوری و رنجش ديكنز از موقعیتي که در آن زندگی می‌کرد، درون‌مایه اصلی آثار او را شکل ‌داد. در اين ارتباط دیکنز در رمان خود با نام «‌دیوید کاپرفیلد‌» - که به روشني به شرح زندگی نویسنده می‌پردازد ‌- نوشته است :
«‌برای من هیچ‌گونه پند‌، تشویق‌، دلداری‌، یاری و حمایتی از سوي هيچ كس وجود نداشت؛ به گونه اي که امیدوار بودم زودتر به بهشت بروم‌».
در ماه می سال 1827، دیکنز در اداره‌ الیس و بلکمور به عنوان کارمند حقوق شروع به کار كرد‌. او از زماني كه دانشجوی سال آخر بود، استعداد وکیل شدن را داشت؛ حرفه‌ای که بعد‌ها در بسیاری از آثارش، تنفر خود را از آن نشان داد‌. وي در سن 17 سالگی به عنوان تند‌نویس در دادگاه مشغول به کار شد.
در سال 1830، دیکنز اولین عشق خود «ماریا بیدنل»‌ را ملاقات کرد؛ کسی که مدل شخصیت «دورا‌» در رمان «‌دیوید کاپرفیلد‌« بود. سرانجام، رابطه‌ عشقی آنها با نارضایتي خانواده‌ دورا روبرو شد. دیکنز در سال 1834‌، حرفه‌ روزنامه‌نگاری را در پیش گرفت‌. او از بحث‌های مجلس گزارش تهيه می‌کرد و با سفر به تمام نقاط كشور، پیکار‌های انتخاباتی را پوشش مي داد‌.
وي در سال 1836 با «کاترین تامپسون هوگارتس»‌ دختر «جورج هوگارتس»‌ ویراستار روزنامه عصر (evening chronicle‌) ازدواج کرد‌؛ ازدواجی که ثمره آن، ده فرزند برای چارلز دیکنز و همسرش بود.
ديكنز براي مدت كوتاهي در خارج از انگلستان ( ‌1844 در ایتالیا و 1846 در سوئد) ساكن شد و پس از آن، فعاليتهاي خود را را با نوشتن رمانهای «‌دیوید کاپرفیلد» (1849-50‌)، «‌خانه‌ متروکه» (1852-53)‌، «‌دوران سختی» (1854‌)، «دوریت کوچک» (1857‌‌)، «‌افسانه‌ دو شهر» (1859) و «‌انتظار بزرگ» (1861) ادامه داد. وي همچنین ناشر، ویراستار و یکی از نویسندگان اصلی روزنامه هاي «‌رواواژه» (1850- 59) و «تمام سال» (1858 –70‌) بود‌.
دیکنز در سال 1858 از همسرش جدا شد‌. در آن زمان، طلاق بويژه برای شخص مشهوری چون او، امری غیر قابل تصور بود؛. به همین دلیل، وی همسرش را به مدت بیست سال در خانه خود نگاه داشت؛ تا اينکه همسرش فوت کرد و در طول این مدت، در اماکن عمومی وانمود مي كردند كه با يكديگر مشكلي ندارند.
 
تفسیرهای اجتماعی
رمانهای چارلز دیکنز با وجود دارا بودن تمامی ويژگيهاي یک رمان موفق، به تفسیر و نقد جامعه نیز می‌پردازند. دیکنز یک منتقد خشمگين نسبت به مسايلي همچون فقر و طبقه‌بندی‌های جامعه‌ مربوط به زمان سلطنت «ملکه ویکتوریا» بود. او در تمامی آثارش‌، تمرکز خود را بر انسانهایی با ويژگيها و شیوه‌ زندگی مشترک قرار مي دهد. دومین رمان دیکنز‌ به نام «الیور تویست» (‌1839‌)‌ با توصیف هايش از فقر و جنایتهاي شهری، خوانندگان را شوکه کرد و به ارائه تصویری شفاف و حقيقي از فضاي كثيف لندن پرداخت. پس از آن با نشان دادن شرايط غم‌انگیز فاحشه اي به نام «نانسی‌»،   تصويري از مرام انساني چنین زنانی را در ذهن عموم خوانندگان بر جای گذاشت؛‌ زنانی که تا قبل از آن، مایه‌ بدبختی و تأسف تلقي می‌شدند؛ که نتیجه‌ سیستم اقتصادی و طبقه‌بندی ویکتوریایی بود.
 
فن نویسندگی
دیکنز در بيشتر داستانهایش با استفاده از شخصیت‌های آرمان‌گرا و عاطفی که در تضاد با واقعیت‌های زشت جامعه است‌، به توصیف رويدادها مي پردازد. برای مثال، صحنه‌ مرگ نل کوچک در رمان «‌فروشگاه عجایب قدیمی» به طور باور نکردنی، خوانندگان معاصر را تحت تاثير قرار مي دهد. «چسترتون‌» نویسنده‌ انگلیسی در اين مورد می‌گوید :
«‌این مرگ نل کوچک نیست‌، بلکه زندگی اوست‌؛ چیزی که من به آن اعتراض[*] دارم».
چارلز دیکنز در رمان «الیور تویست»‌، تصویر پسری جوان و آرمانگرا  را به نمايش مي گذارد که از سرشت بسيار خوبي برخوردار است؛ به گونه اي که ارزشهای اخلاقی‌اش هرگز تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد.
دیکنز در بيشتر رمانهايش تمركز خود را بر شخصيتي آرمانگرا قرار مي دهد؛ مانند «سامرسون» در خانه‌ متروکه و «دوریت»‌ در دوریت..
زندگینامه ابوالمؤید بلخی
 ابوالمؤید بلخی شاعر و نویسندهٔ ایرانی زادهٔ سدهٔ ۴ ه.ق در بلخ و دوران سامانیان است. اثر اصلی او شاهنامه بزرگ مؤیدی است (به نثر) که شاهنامهٔ بزرگ، شاهنامهٔ مؤیدی و شاهنامهٔ بوالمؤید نیز خوانده می‌شود. تقریباً تمام آثار وی از میان رفته‌است و اطلاع چندانی پیرامون زندگی وی در دست نیست. تاریخ سیستان اثری به نام کتاب گرشاسپ (گرشاسپنامه) از وی نام می‌برد که احتمالاً جزئی از شاهنامهٔ او بوده‌است.همچنین است اخبار نریمان.
وی نخستین کسی است که داستان یوسف و زلیخا را به نظم کشید.اگرچه از اشعار این منظومهٔ او چیزی باقی نمانده، در مقدمه آن چنین آمده است:
دو شاعر که این قصه را گفته‌اند      به هر جای معروف و ننهفته‌اند
یکی بوالمؤید که از بلخ بود           بدانش همی خویشتن را ستود
نخست او بدین در سخن بافتست       بگفتست چون بانگ دریافتست
 
شاهنامهٔ وی کتابی در شرح تاریخ و داستان‌های ایران قدیم و شامل بسیاری از روایات و داستان‌های ایرانیان از پهلوانان و پادشاهان است که بعداً در دیگر آثار حماسی، از جمله «شاهنامه»ی فردوسی، از آنان سخن گفته شد. قدیم‌ترین کتابی که از این اثر نام برده تاریخ بلعمی است که خود به تاریخ ۳۵۲ نوشته شده است.
عجائب‌البلدان اثر دیگر اوست که در قرن چهارم و اوائل قرن پنجم مشهور بوده و در تاریخ سیستان نیز چند بار از آن یاد شده است.
 
شاهنامه ابوالموید بلخی
شاهنامۀ ابوالمؤید بلخی که در قرن چهارم تألیف شده از قدیمی ترین و مهم ترین شاهنامه های آن قرن بوده است . این کتاب بزرگ شرح داستان های قدیم ایرانی بوده است . این شاهنامه به نام های شاهنامۀ بزرگ و شاهنامۀ مؤیدی هم آورده شده است. در این کتاب احادیث و روایاتی مربوط به پهلوانان و شاهان کهن ایران زمین بود که بسیاری از آن ها در شاهنامۀ فردوسی و دیگر منظومه های حماسه ای از آن ها نامی برده نشده یا فقط اشاره ای کوتاه به آن شده است.
مانند داستان آغش و هادان که از پهلوانان زمان کیخسرو بوده اند یا کی شکن که برادرزادۀ کیکاووس بوده یا گرشاسپ و علاوه براین ها در شاهنامۀ ابوالمؤید، از نریمان و سام و کیقباد و افراسیاب و لهراسب که هرکدام به تفصیل توضیح داده شده است بطوری که در تاریخ سیستان و مجمل التواریخ هرکدام از آن ها را در کتابی جداگانه نوشته اند. این کتاب عظیم به دلیل تفصیل آن و به علت آن که قسمت زیادی از داستان های قهرمانی در قرن چهارم و پنجم و ششم به نظم آمد. مردم دیگر به حفظ و بازنویسی آن اقدام نموده ننموده اند رفته رفته از میان رفت و تنها قسمتی که باقی مانده قطعه ای از کتاب گرشاسپ است که درتاریخ سیستان نقل شده است.
قدیمی ترین مأخذی که در آن به شاهنامۀ ابوالمؤید بلخی اشاره شده کت
عبدالله خان دوامی(۱۲۷۰خ روستای طاد، تفرش - ۲۰ دی ۱۳۵۹) از استادان بنام و برجسته موسیقی اصیل ایرانی و ردیف‌دان ارزنده ایران است.

به گفته روح‌الله خالقی وی استاد برگزیده نواهای ضربی و تصنیف بوده‌است. او در مکاتب استادانی نظیر علی خان نایب السلطنه، میرزا عبدالله، میرزا حسین قلی، حسین‌خان اسماعیل‌زاده، ملک‌الذاکرین پرورش یافته‌است و شاگردانی نظیر استادان محمدرضا شجریان، فاخره صبا، محمود کریمی، نصرالله ناصح‌پور، رضوی سروستانی، فرامرز پایور، مجید کیانی، محمدرضا لطفی و شهرام ناظری در محضرش پرورش یافته‌اند.
اشاعهٔ موسیقیویرایش

استاد دوامی مسافرت‌هایی (البته بسیار شنیدنی) همراه با ابوالحسن اقبال‌آذر، درویش خان، طاهرزاده و باقرخان رامشگر برای ماندگاری (و ضبط صفحهُ گرامافون) موسیقی اصیل ایرانی به خارج از کشور داشته‌اند.
ای یوسف خوشنام ما، خوش می روی بر بام ما
ای درشکسته جام ما، ای بردریده دام ما
ای نور ما، ای سور ما، ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما، تا می شود انگور ما
ای دلبر و منصوب ما، ای قبله و معبود ما
آتش زدی بر عود ما، نظاره کن بر دود ما
ای یار ما عیار ما، دام دل خمار ما
پا وا مکش از کار ما، بستان گرو دستار ما
در گل بمانده پای دل، جان میدهم چه جای دل
وز آتش سودای دل، ای وای دل، ای وای ما


شعر: «مولانا»
خیلی شعر پر معناییه حتما بخونید...

عمريست که ما زنده ولى زنده به گوريم
از بدو تولد همه از اهل قبوريم

انگار که دنيا ز ازل خانه ى ما نيست
يک کوچه ى تنگ است که در حال عبوريم

يک عده که راضى به رضاى خودمانيم
يک عده دگر ديو صفت درپى حوريم

يک جمع به دنبال رسيدن به حقيقت
نزديک به آنيم وخود آنيم و چه دوريم

يک جمع دگر دربه در نور هدايت
غافل شده ازخويش که ذاتا همه نوريم

ديريست که از منتظرانيم و صدافسوس
غايب خودمانيم و به دنبال ظهوريم

حاضرنه حضوراست وحصول است,شعور است
با چشم نبين,دل بگشا ما همه کوريم

آزاد ترين مردم دربند جهانيم !
از دور عقابيم و به زنجير چوموريم...
🌺🍃ویژگی های اختصاصی متولدین ماههای مختلف سال :


🌺🍃فروردین:

خوشگل وجذاب
مغرور ودوستداشتنی
ساده و بی ریا اما باهوش
همیشه به نظر شاد میان اما غماشون تو سینشون میمونه
خیلی خونگرم اما عصبی
پرحرف اما شیرین
خودخواه اما دست و دلباز
بلندپرواز اما واقع بین
عاشق اما پنهان
فروردین ماهی رو که داری یعنی با همه فرق داری


🌺🍃اردیبهشت:

زیبا اما باطنی
ساده اما زیادی
همیشه اونجوری به نظر میان که واقعا هستن
خونگرم اما آروم
کم حرف اما خوش صحبت
منطقی اما لجباز
خوشبین و صبور
امیدوار در عین ناامیدی
یه اردیبهشتی میتونه راهه زندگیتو نشون بده


🌺🍃خرداد:

دوس داشتنی اما تا وقتی خوشحال
همیشه نیاز به راهنمایی داره
ساکت ولی همیشه گوش میده
خونگرم و شیطون
 و عصبی و مهربون
آینده نگر و بلندپرواز
عشقش مرموز
خشم او ویرانگره
هیچ وقت یه خردادی رو نرنجون
که دیگه دلش بات صاف نمیشه
اگه یه خردادی تو زندگیت باشه به  همه جا میرسی
اگه نباشه نصف عمرت بر فناست


🌺🍃تیر:

زیبا و اعتماد بنفس زیاد
خود رای و خودجوش
احساسشون سریع ابراز میشه
بداخلاق و عصبی
در لحظه زندگی میکنه
وفادار و صادق
عشقش شدید اما رمانتیک نیست
همیشه بدون که تیر ماهی نمادی از خاص بودنه


🌺🍃مرداد:

خوشگل و ناز
مهربون و دلسوز
وفادار
شدیدا احساساتی و رمانتیک
باپشتکار
باحوصله و دلسوز
دل بزرگی داره
تا وقتی که یه مردادی رو داری زندگیت جریان داره


🌺🍃شهریور:

از درون پاک و صاف
قابل اعتماد و خوش حساب
دریادل و مهربون
تند خو و خشن
آینده نگر و متفکر
ساده و بی کلک
با احساس اما ابراز احساسات بلد نیستن
بهترین تکیه گاه یعنی شهریوری


🌺🍃مهر:

رک و روراست
شوخ و جذاب
عصبی اما تودل برو
شدیدا احساساتی و حساس
دوس داشتنی اما مرموز
لجباز و بداخلاق
بلندپرواز و رویاگرا اما ناامید
مهری رو داشته باش غمی نداشته باش


🌺🍃آبان:

ظاهر معمولی ولی جذاب
مضطرب اما خونسرد
ساده اما جذاب
تودل برو و ملوس
احساساتی و باذوق
ساده و واقع گرا
رویاهای کوچیک و قشنگ
با آبانی میشه یه زندگی خوب رو تجربه کرد


🌺🍃آذر:

خوشتیپ و جذاب و بانمک
عصبی و بسیار احساساتی
خوش قلب و مهربون
روشن فکر و واقع گرا
عجول و بسیار باهوش
عاشق و ساده
وفادار و خوش قول
مغرورو خود شیفته
اگه آذری باهات باشه تا آخرش باهاته از دستش نده


🌺🍃دی:

ساده و دوست داشتنی
باافاده و عشق مد
خاص و تو دل برو
قوی و رنجور
آرزوهای قشنگ و کوچک داره
سردرگم و بدقول
شدیدا احساساتی و حساس
دی ماهی یعنی خاص بودن ماله هرکسی نیست


🌺🍃بهمن:

ساده اما پرجذبه
با سیاست
خوش صحبت و شوخ طبع
تو کاراش جدی و محکم
کاری بهش سپرده بشه تا آخرش میره
بابرنامه و آینده نگر
عشقش بی ریا و ساده
بهمنی یعنی زح ندگی بی دغدغه و باآرامش


🌺🍃اسفند:

زیبا اما بدون اعتماد بنفس
شیرین و دوست داشتن.
خونسرد اما تندخو
هیچوقت نمیتونه قانع باشه
آینده نگر و کم حوصله
مرموز و پنهان
اسفندی بهت دل ببنده یعنی خوشبختی



Channel: @shatootestan


🍃🌺🍃
سندرم متابولیک (Metabolic syndrome) به مجموعه‌ای از شرایط گفته می‌شود که عبارت هستند از: فشار خون بالا، سطوح افزایش یافتهٔ انسولین در خون، چربی انباشتهٔ اضافی در اطراف شکم و سطوح افزایش یافتهٔ چربی خون، بنابه گفتهٔ محققان سندروم متابولیک گروهی از عوامل خطر شامل چربی دور کمر، چاقی شکمی، فشارخون بالا، دیابت، تری گلیسیرید بالا و HDL (چربی خوب) پایین است که با هم رخ می‌دهند و خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی، سکته و دیابت را افزایش می‌دهند.[۱]
در بسیاری از موارد سندروم متابولیک، اکثریت این شرایط، همزمان با هم وجود دارند و ریسک ابتلا به بیماری قلبی، سکته و دیابت را افزایش می‌دهند. داشتن تنها یکی از شرایط ذکر شده دال بر ابتلا به سندرم متابولیک نیست ولی می‌تواند منجر به ابتلا به بیماری‌های جدی دیگری شود.
• همهٔ صاحب نظران بر سر تعریف سندرم متابولیک توافق ندارند. برخی از پزشکان این دسته از عوامل خطر، را به اسامی مختلف، از جمله سندرم X و سندرم مقاومت به انسولین نامیده‌اند.
اگر فردی مبتلا به سندرم متابولیک و یا یکی از اجزای آن باشد، تغییرات قابل توجه در شیوهٔ زندگی می‌تواند از ابتلا به بیماری‌های مرتبط پیشگیری به عمل آورده و یا دست کم ابتلا به آن‌ها را به تاخیر بیندازد.
افت قند خون و درمان آن
 
زمانی که غلظت گلوکز خون به کمتر از 70-60 میلی‌گرم در دسی لیتر کاهش یابد، افت قند خون یا هیپوگلیسمی رخ خواهد داد.
 
افت قند خون
به طور طبیعی با خوردن غذا و ورود آن به معده، هضم در معده آغاز می‌شود. به دنبال آن غذا در روده باریک به قند تجزیه شده و قند حاصله وارد جریان خون می‌شود. همزمان انسولین نیز توسط لوزالمعده به داخل خون آزاد می‌گردد. نهایتاً گلوکز یا قند با کمک انسولین وارد سلول‌های بدن شده و جهت تولید انرژی و زنده ماندن آن‌ها به کار می‌رود.
هیپوگلیسمی ‌به چه معناست؟
میزان طبیعی قند خون ناشتا برای یک فرد غیر دیابتی 70 تا 100 میلی گرم در دسی‌لیتر است.
مقادیر قند خون مطلوب برای افراد مبتلا به دیابت به شرح زیر می‌باشد:
قند خون ناشتا: 70 تا 130 میلی‌گرم در دسی‌لیتر
قند خون پس از وعده غذایی: کمتر از 180 میلی‌گرم در دسی‌لیتر
قند خون 2 ساعت پس از صرف غذا: کمتر از 140 میلی‌گرم در دسی‌لیتر
قند خون 2 ساعت بعد از صرف غذا در فرد عادی باید کمتر از 120 میلی‌گرم در دسی‌لیتر باشد، ولی هدف مطلوب در بیماران دیابتی این است که این قند خون به کمتر از 140 میلی‌گرم در دسی‌لیتر برسد.
زمانی که غلظت گلوکز خون به کمتر از 70-60 میلی‌گرم در دسی لیتر کاهش یابد، افت قند خون یا هیپوگلیسمی رخ خواهد داد.
علائم هیپوگلیسمی
علائم اولیه هیپوگلیسمی شامل حالت گیجی، رنگ پریدگی، عرق کردن، عصبی بودن، گرسنگی و ضعف می‌باشد. چنانچه سطح قند خون به زیر 40 میلی‌گرم در دسی‌لیتر افت کند، اختلال در عملکرد سیستم عصبی مرکزی نظیر سردرگمی، بی‌حالی، صحبت کردن شل و غیرقابل کنترل و تغییرات خلق‌ و خو تظاهر می‌یابد.
علل افت قند خون
از علل افت قند خون می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
* مصرف بیش از حد الکل: وجود الکل در خون با ایجاد یک مکانیسم خاص تولید گلوکز در کبد را متوقف می‌کند.
* ورزش طولانی مدت
* گرسنگی طولانی
* مصرف ناکافی مواد غذایی: مثلاً در افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی
* دریافت یک رژیم فقیر از کربوهیدرات
* مصرف برخی از داروها: مانند مصرف داروی کینین در افراد مبتلا به مالاریا، مصرف سالیسیلات‌ها در افراد مبتلا به بیماری‌های روماتیسمی، مصرف داروی پروپرانولول در افراد مبتلا به فشارخون بالا.
* ابتلا به برخی از بیماری‌های کبدی یا کلیوی
* مشکل در غددی که ترشح کننده هورمون‌های تنظیم کننده قند خون هستند: مانند لوزالمعده، هیپوفیز و آدرنال
* وجود توموری در پانکراس (لوزالمعده) : اگر فردی با میزان انسولین طبیعی، قند خون پایینی بعد از صرف یک وعده غذایی غنی از کربوهیدرات داشته باشد، این می‌تواند نمایانگر وجود تومور در پانکراس وی باشد.
در افراد دیابتی که از انسولین و یا دیگر انواع داروهای خاص دیابت استفاده
می‌کنند، فعالیت بدنی می‌تواند سبب افت ناگهانی قند خون گردد
* دیابت: اصلی‌ترین علت هیپوگلیسمی در بیماران دیابتی به قرار زیر است:
- عدم استفاده صحیح از انسولین
- نخوردن میان‌وعده
- افزایش فعالیت بدنی
در افراد دیابتی که از انسولین و یا دیگر انواع داروهای خاص دیابت استفاده می‌کنند، فعالیت بدنی می‌تواند سبب افت ناگهانی قند خون گردد. افت قند خون می‌تواند در هنگام ورزش، بلافاصله پس از تمرین و یا حتی یک روز پس از تمرین آشکار گردد. بنابراین لازم است بیماران دیابتی قبل و بعد از فعالیت بدنی قند خونشان را بررسی کنند. اگر قندخون زیر 80 باشد احتمال افت قندخون بسیار زیاد است و عوارض جانبی خواهد داشت.
- تزریق بیش از حد انسولین
- مصرف بیش از حد داروهای کاهنده قند خون
از بین داروهای بیماران دیابتی، همه باعث افت قند خون نمی‌شوند، مثلاً قرص متفورمین، قرص آکاربوز و قرص گلی تازون از علت‌های افت قند نیستند و به عکس گلی بن کلامید یا گلی بورید، گلی کلازید و ریپاگلیناید در صورتی که بیش از حد مصرف شوند یا فرد بعد از مصرف آن‌ها غذا نخورد، باعث افت قند خون خواهند شد.
درمان افت قند خون
درمان مناسب، مصرف کربوهیدرات‌های ساده و با جذب سریع است که به سرعت تبدیل به قند شده و جذب خون می‌گردند.
به عبارت دیگر، می‌توان برای درمان اولیه در فرد هوشیار مراحل زیر را به کار برد:
1- مصرف 10 تا 20 گرم کربوهیدرات ساده نظیر چند حبه قند، آب پرتقال یا آب سیب
2- صبر کردن به مدت 15 دقیقه و اندازه گیری مجدد قند خون
3- اگر قند خون هنوز زیر 70 میلی‌گرم بر دسی‌لیتر باشد و علائم هیپوگلیسمی مرتفع نشده باشد، باید 15 گرم دیگر کربوهیدرات مصرف نمود و این کار را ادامه داد تا قند خونتان طبیعی گردد. هرگز نباید اجازه داد تا قند خون برای مدتی طولانی پایین بماند.
منابع غذایی تأمین کننده 15 گرم کربوهیدرات عبارتند از:
نصف لیوان آب سیب و یا آب پرتقال، سه چهارم لیوان شربت زنجبیل، نصف لیوان نوشابه، یک قاشق غذاخوری شکر یا عسل، نصف لیوان ژلاتین معمولی، 2 قاشق غذا خوری کشمش، 5 عدد آب نبات سفت.
4- هنگامی‌که سطح قندخون به 70 میلی‌گرم رسید، می‌توان یک لیوان شیر کم‌چربی و نصف یک ساندویچ را مصرف نمود.
چند نکته
*مصرف شکلات یا بیسکویت مناسب نیست، چون این غذاها حاوی چربی فراوان هستند که باعث دیر جذب شدن قند موجود در آن‌ها می‌شود.
* هنگام هیپوگلیسمی در مصرف غذاهای شیرین باید اعتدال رعایت شود، زیرا مصرف بیش از حد و پشت سرهم این غذاها باعث بالا رفتن قند خون می‌شود.
* در هیپوگلیسمی شدید ...
سلامتی چیست ؟

عبارتست از رفاه کامل جسمی ، روانی و اجتماعی ، نه فقط نبودن بیماری و معلولیت ، شخص سالم کسی است که علاوه بر سلامت جسم از سلامت روان نیز برخوردار بوده و
از نظر اجتماعی و روحی در آسایش باشد.

بهداشت چیست ؟

بهداشت عبارتست از نگهداری و ارتقای سلامت و پیشگیری از بیماریها و افزایش قدرت روحی ، جسمی و اقتصادی در افرادی که به علت بیماری ناتوان شده اند.

بهداشت عمومی چیست ؟

یکی از فعالیتهای سازمان یافته اجتماعی است که به منظور حفظ ، ارتقاء و بازسازی سلامت افراد انجام می گیرد و در برگیرنده خدماتی است که به کل جامعه ارایه می
شود.

بهداشت فردی چیست ؟

شامل دستورالعملهایی است که در جهت تأمین ، حفظ و ارتقای بهداشت و سلامتی فرد بکار می رود.

بهداشت پوست :

پوست یکی از اعضاء مهم و وسیع بدن است . که حاوی غدد مواد چربی است ، در نتیجه فعالیت این غدد، آب ، مواد زائد، املاح و مقداری چربی از طریق پوست از بدن دفع
می شود. دفع مواد مزبور به همراه فعالیت باکتریهایی که در نقاط مختلف پوست ، خصوصاً در نواحی گرم و مرطوب زندگی می کنند سبب تخمیر مواد موجود در عرق و پوست
می شوند. به این ترتیب بوی نامطبوعی ایجاد می نماید که جهت رفع آن ، اقداماتی باید انجام داد.

فعالیت غدد مولد عرق در سنین بلوغ فوق العاده زیاد بوده و با ورزش ، گرمی هوا، پوشیدن لباسهای ضخیم ، خستگی ، عصبانیت ، نگرانی ، هیجان ، بیشتر می شود و به
منظور محافظت از پوست و رعایت بهداشت توجه به موارد زیر ضروری است :

هر کس باید بدن خود را حتی الامکان همه روزه یا حداقل هفته ای دوبار با آب و صابون بشوید.

تعداد دفعات استحمام با توجه به دمای هوای ، میزان فعالیت ، آلودگی هوا و محل کار متفاوت است .

شستشوی بدن با آب و صابون ، پوست را از وجود مواد زائد پاک می کند. مواد قلیایی موجود در صابون ، سبب حل شدن در چربیها و مواد زائد موجود بر پوست شده و جلوی
انسداد منافذ پوستی را می گیرد.

استحمام با آب گرم نه تنها سبب بهتر حل شدن مواد زائد و نرمی و لطافت پوست می شود بلکه رفع خستگی عضلانی و افزایش خون گیری پوست را نیز شامل می شود.

استحمام ، بلافاصله پس از صرف غذا، موجب گشاد شدن عروق پوست بدن شده و خون را از معده و دیگر اندامهای داخلی متوجه پوست می کند.

برای استفاده از انواع صابون و شامپو باید به نوع پوست (چرب ، خشک ، معمولی ) توجه کرد.

استفاده از وسایل شخصی در استحمام ضروریست . چرا که استفاده مشترک از این وسایل سبب انتقال بیماریهای عفونی و قارچی می شود.

از آنجا که بسیاری از بیماریهای انگلی و عفونتهای روده ای از طریق دستها و ناخنهای آلوده انتشار می یابند، شستن صحیح دستها و کوتاه کردن ناخن ها بطور مرتب ضروری
است .

قبل از غذا خوردن ، طبخ غذا، هنگام آماده کردن ظروف و وسایل سفره ، بعد از رفتن به توالت و دست زدن و نظافت کردن حیوانات ـ باغبانی و زراعت و پس از ملاقات و
تماس با بیماران مبتلا به بیماریهای واگیر، شستن صحیح دستها، توصیه می شود.

عادات جویدن ناخن غیر بهداشتی بوده و سبب ابتلای فرد به بسیاری از بیماریها خواهد شد.

شست و شوی روزانه پاها، از تجزیه عرق و بوی نامطبوع پا جلوگیری می کند.

استفاده از کفش مناسب به نحوی که هیچ گونه فشاری به پا وارد نکرده و سبب تغییر فرم طبیعی استخوان بندی پا نشود، از نکات مهمی است که باید در مورد سلامت پا و
ستون فقرات ، بدان توجه نمود.

بهداشت مو :

ـ موی سالم ، ظاهری درخشان ، مرتب و قابل انعطاف دارد نکات اساسی که در بهداشت مو باید مورد توجه قرار گیرد عبارتند از:

نوع شامپو و سایر مواد پاک کننده مهم بوده و انتخاب صحیح آنها با توجه به مشخصات مو، به ویژه میزان چرب بودن آنها است و باعث تقویت رشد مو و سالم ماندن آنها
می شود.

برس کشیدن روزانه موها باعث تشدید سرعت جریان خون

در پوست سر شده و از جمع شدن گرد و غبار و مواد زائد در پوست سر جلوگیری به عمل می آورد.

شوره سر با شستن مرتب موها، شانه کردن و برس زدن قابل کنترل خواهد بود.

پس از شست شوی موها، برای خشک کردن آنها باید از مالش شدید با حوله خودداری شود و بجای آن ، موها را با فشار دادن به حوله خشک کرد.

دفعات شست و شوی موها به نوع آن (چرب ـ خشک ـ معمولی ) بستگی دارد.

بهداشت چشم :

ـ اختلال در بینایی ، سبب کاهش ارتباط فرد با محیط و توان یادگیری وی می شود. به منظور پیشگیری از بروز اختلال در قوه بینایی ، رعایت این نکات بهداشتی ضروری
است :

استفاده از حوله شخصی و تمیز، در پیشگیری از عفونتهای چشمی ، امری بسیار مهم است .

هنگام مطالعه می بایست از نور کافی که از پشت سر و طرف چپ می تابد، استفاده نمود و فاصله چشمها از سطح مطالعه باید بین ۴۵ـ۳۰ سانتی متر باشد.

در صورت بروز عوارضی مانند تاری دید، اختلال در قدرت بینایی ، خستگی در هنگام مطالعه و ... سریعاً به چشم پزشک مراجعه کنید.

مصرف غذاهای متنوع و مناسب ، خصوصاً غذاهای حاوی ویتامین A ، در سلامت چشمها نقش اساسی دارد.

در صورت مشاهده هر گونه اختلال در ظاهر چشم ها، اعم از افتادگی پلک ، قرمزی ، تورم ، انحراف و ... باید سریعاً به پزشک مراجعه نمود.

در صورت ورود اجسام خارجی و یا مواد شیمیایی به چشم ها از مالش آنها خودداری نمایید و سریعاً چشم را با مقادیر فراوان آب ، شست و شو داده و با یک گاز تمیز پوشانده
و سریعاً به پزشک مراجعه نمایید.

برای شست و شوی چشم..
بهداشت گوش :

گوش عضو شنوایی و حفظ تعادل بدن است مراقبت از عضو شنوایی از سنین کودکی ، اهمیت زیادی دارد.

معاینات ادواری قدرت شنوایی در دانش آموزان ، بسیار مهم است و از افت تحصیلی جلوگیری می کند.

هر گونه درد گوش و یا ترشح چرکی از آن را به پزشک ارجاع دهید. عدم درمان و یا در مان ناقص عفونت های گوش میانی خصوصاً در اطفال ، ممکنست منجر به بروز مننژیت
(عفونت مغزی ) و یا کاهش شنوایی دائمی شود.

برای پاک کردن گوش از گوش پاک کن های استاندارد استفاده نمایید. قبل از استفاده از گوش پاک کن از محکم بودن پنبه نوک آن اطمینان حاصل کنید. استفاده از وسایل
تیز و زبر برای پاک کردن گوش سبب آسیب به مخاط مجرا و بروز خونریزی و عفونت می شود.

در صورت ورود اجسام خارجی در گوش ، اول سعی نمایید با قرار دادن گوش به سمت پایین و تکان دادن آرام سر و لاله گوش آن را خارج نمایید. در صورتی که با این اقدامات
موفقیت حاصل نگردید از سایر اقدامات و دست گاری جداً خودداری نمایید. زیرا ممکنست سبب آسیب به پرده گوش و یا بدتر شدن وضعیت شود. در این حالت باید سریعاً به
پزشک مراجعه نمود.

جهت تسکین گوش درد، هرگز از دود سیگار و یا مواد مخدر استفاده ننمایید.

بهداشت دهان و دندان :

ـ برای آنکه دندانهای سالمی داشته باشید، رعایت نکات زیر ضروری است :

۱) تغذیه مناسب : تغذیه مناسب در سنین مناسب موجب استحکام و رشد مناسب دندانها می شود. در بیشتر غذاهایی که هر روز می خوریم مقداری ماده قندی وجود دارد. مانند:
نان ، برنج ، عسل ، مربا، شکر، قند، شکلات ، آب نبات ، بیسکویت ، بستنی و میوه های شیرین . وقتی یک ماده قندی می خوریم ، بزاق دهان روی آن اثر می کند تا آن
را هضم کند. میکروبهایی هم که در پلاک های دندانی وجود دارند از این مواد قندی تغذیه می کنند(میکروبهای موجود در دهان بر روی نقاط خاصی از دندان تجمع نموده
و تشکیل پلاکهای میکروبی روی دندان را می دهند)

دراثر فعالیت میکروبها، اسید تولید می شود. هر قدر خوردن مواد قندی بیشتر طول بکشد یا تعداد دفعات مصرف آن بیشتر باشد، اسیدی بودن بزاق هم طولانی تر خواهد شد.
اسیدی که به علت خوردن مواد قندی ایجاد می گردد، رفته رفته مینای دندان را حل می کند و باعث پوسیدگی دندان می شود.

۲) استفاده از مسواک و نخ دندان : هدف اصلی از مسواک کردن ، پاک کردن پلاک میکروبی از روی دندانها و لثه است . درست

مسواک کردن وقتی است که تمام سطوح دندانها و لثه به خوبی مسواک زده شود. با رعایت نکات زیر می توان به خوبی و به درستی مسواک کرد.

الف ) انتخاب یک مسواک خوب با موهایی از جنس نایلون نرم و مرتب و منظم .

ب ) خمیر دندانی با قدرت پاک کنندگی و حاوی فلوراید

ج ) روش صحیح مسواک زدن

د ) استفاده از نخ دندان

فلوراید و نقش آن در پیشگیری از پوسیدگی دندان : فلوراید، عنصری است که در زنجیره طبیعت از حمله خاک ، آب ، هوا، مواد غذایی ، گیاهان ، میوه ها و حبوبات یافت
می شود.

فلوراید در ساختمان مینای دندان وارد شده و با آن ترکیب می شود و بنابراین ساختمان بسیار مقاومی ایجاد می کند که باعث می شود مینای دندان در برابر اسیدهای پوسیدگی
زا حلالیت کمتری داشته باشد در این حالت دندان نسبت به پوسیدگی مقاوم شده ، کمتر دچار پوسیدگی می گردد.

آنچه باید در بهداشت دهان و دندان دانست :

ـ مواد قندی را فقط در وعده های غذایی مثل صبحانه ، ناهار و شام بخورید و در فاصله دو وعده غذا تا آنجا که ممکنست از خوردن مواد قندی پرهیز کنید. هر قدر دفعات
خوردن مواد قندی بیشتر باشد، خطر پوسیدگی دندانها هم بیشتر می شود.

ـ از آنجا که شیر و لبنیات دارای ماده ای بنام کازئین هستند که از تشکیل اسید توسط پلاک میکروبی جلوگیری می کند، مصرف روزانه این مواد برای جلوگیری از پوسیدگی
دندانها توصیه می شود.

ـ بعد از مصرف هر نوع ماده قندی ، بهتر است بلافاصله دندانها را مسواک کرد. و اگر مسواک در دسترس نباشد حتماً باید چند مرتبه دهان و دندانها را با آب شستشو
داد.

ـ خمیر دندانها حاوی موادی هستند که ضمن خوشبو کردن دهان ، به برداشت بیشتر پلاک میکروبی و باقی مانده های غذایی از روی دندانها کمک می نماید.

ـ برای تمیز کردن سطوح بین دندانی هیچوقت از چیزهای سخت و نوک تیز مثل سنجاق و چوب کبریت استفاده نکنید.

ـ معمولاً از یک مسواک نمی توان بیشتر از ۴ـ۳ ماه استفاده کرد چون موهای آن خمیده و نامنظم می شود.

ـ استفاده نمک خشک ، جوش شیرین یا سایر پودرها برای مسواک کردن درست نیست و باعث ساییدگی مینای دندان و خراشیده شدن لثه می شود.

ولی استفاده از آب نمک رقیق (۱۲قاشق چایخوری در یک لیوان آب جوشیده سرد شده )، مفید است اما نمی تواند جایگزین مسواک و خمیر دندان شود.

ـ چون خرده های مواد غذایی و میکروبها روی سطح زبان جمع می شوند، بهتر است هر چند روز یکبار روی زبان را هم با مسواک تمیز کرد.

ـ پزشکان مسواک های نرم را توصیه می کنند. چون مسواک های زبر باعث تحریک لثه و سایش دندان ها می شود.

ـ هر فردی باید روزی دوبار و هر بار به مدت ۱۰ـ۷ دقیقه مسواک بزند

ـ اگر چه ناراحتیهای گوارشی ، کلیوی ، تنفسی ، خونی ، هورمونی و سوء تغذیه می تواند باعث بدبویی دهان شود، لیکن مهمترین عامل بوی بد دهان رعایت نکردن بهداشت
دهان و دندان و ابتلا به بیماریهای لثه و پوسیدگی دندان است .

برای این کار، مسواک را در عقب زبان قرار دهید و به طرف جلو بکشید چند بار ای..
این سکوت و این هوا و این اتاق .. شب به شب به خاطرم میاردت

 

توی این خونه هنوزم یه نفر ..  نمیخواد باور کنه نداردت

 

نمیخواد باور کنه تو این اتاق .. دیگه ما با هم نفس نمیکشیم

 

زیر لب یه عمر میگه با خودش .. ما که از همدیگه دست نمیکشیم

 

به هوای روز برگشتن تو  .. سر هر راهی نشونه میکشه

 

با تمام جاده های رو زمین .. رد پاتو سمت خونه میکشه

 

من دارم هر روزمو بدون تو .. با تب یه خاطره سر میکنم

 

با خودم به جای تو حرف میزنم .. خودمو جای تو باور میکنم

 

توی این خونه به غیر از تو کسی .. دلشو با من یکی نمیکنه

 

من یه دیوونم که جز خیال تو .. کسی با من زندگی نمیکنه

 

تو سکوت بی هوای این اتاق .. شب به شب به خاطرم میارمت

 

خودمم باور نمی کنم ولی .. دیگه باورم شده ندارمت

دلتنگ دیدارت شدم از خاطره چیزی بگو
در خاطرم رویای محسوس منی دل رابجو

چندی تو دوری می کنی چیزی بگو می دانمت

بنگر که محتاجم تو را ای رهگذر می خانمت

دایم صبوری می کنم تا کی توهستی رفتنی
حالا بگو بی من کجا ؟ داری تو هی لج می کنی؟

گاهی شبیهم می شوی طوری صبوری ساکتی
گاهی  برایم می نویسی یکی دو ساعتی

فصلی که می سازد برایم از دو چشمت خاطره
راهی برایم می شکافد از دو بال پنجره

در را که می بندی دلی به انتظارت می تپد
شاید ندانی از تو دل کندن به سختی می شود

روزی که دیدمت آرام خندیدم
به خود گفتم:زندگی
زیبا بود...
آه...
... ولی افسوس او مرا هرگز ندید
حتی پرپر شدنم را در جلوی پاهانش
روزی که رفت من هم رفتم
او به دوام و من به فنا
کاش هرگز او را نمیدیدم کاش
روزی که دیدمش دنیا آبی بود
زیبا بود
مثل خواب
مثل برف
مثل باران
ولی رفتنی...
اما حال دنیا سیاه است
مثل کابوس
مثل سرما
مثل شب
ولی تا کی؟
کاش هرگز نمیدیدمت کاش

من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

می روم از رفتنم دل شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتراز ما می روی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

+ نوشته شده در  هشتم مرداد ۱۳۹۵ساعت 10:26 AM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  | 

مطالب تا اين لحظه

 

برای رفع بوی بد بدن بهتر است این کارها را انجام دهید : - یادداشتها و برداشتها
Close
سفارش تبلیغ
جمکراني شويم
پایه عکاسی مونوپاد
خداوند، نرمش و ملایمت در همه چیز را دوست دارد. [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
یادداشتها و برداشتها
 
برای رفع بوی بد بدن بهتر است این کارها را انجام دهید :

برای رفع بوی بد بدن بهتر است این کارها را انجام دهید :
بهتر است کسانی که بدنشان بو می دهد روزی یکبار به حمام رفته و دوش بگیرند. البته کسانی که به سن بلوغ رسیده اند می توانند با وجود دوش گرفتن از اسپری های بدن
و خوشبو کننده ها استفاده کنند که عرق بدنشان را کاهش دهد. البته بچه هایی که به سن بلوغ رسیده اند بندرت به این نوع خوشبوکننده ها نیاز دارند. لباس هایتان
را نیز باید هر روز عوض کنید و آنها را بشویید. بخصوص در هوای گرم و مرطوب. لباس هایتان باید خشک باشد ، چون باکتری ها در محیط مرطوب رشد می کنند و باعث بوی
بدن می شوند.
پاهایتان را مرتبا بشویید و کاملا خشک کنید. از پوشیدن کفشهای بدون منفذ و رو بسته بخصوص در فصل گرما خودداری کنید (مانند کفشهای ورزشی) بهتر است صندل بپوشید.
از جوراب های نخی استفاده کنید و از خوردن غذاهای پر ادویه نیز خودداری کنید. درمان بوی بد بدن جز رعایت بهداشت فردی نیاز به تشخیص پزشکی ندارد ولی اگر این
مشکل با وجود رعایت کردن نکات ذکر شده ادامه داشت بهتر است عقیده یک پزشک را نیز در این زمینه جویا شوید.
 
راه‌های درمان بوی آزاردهنده بدن
بدن برخی از افراد بوی ناخوشایندی دارد که باعث ناراحتی و آزار دیگران می‌شود، بخصوص در فصل گرما که تعرق بدن زیاد است.
البته بوی بدن هم بدون علت نیست. عرقی که در سطح پوست بدن ایجاد می‌شود، می‌تواند عامل بوی بد بدن شما باشد.
معمولا عرق بدن بوی بدی ندارد ولی اگر مدتی روی پوست باقی بماند باکتری‌هایی که به طور طبیعی روی پوست وجود دارند در اثر فعل و انفعالات شیمیایی باعث ایجاد
بوی بد و ناخوشایند می‌شوند.

البته عرق برخی از نواحی پوست مثل زیر بغل و اندام تناسلی بیشتر بوی بد می‌دهد. چون غدد عرق این نواحی عملکرد متفاوتی دارند.

این غدد مواد پروتئینی و چربی تولید کرده که باکتری‌های سطح پوست از این مواد تغذیه می‌کنند، اما عرق نقاط دیگر بدن بیشتر دارای نمک می‌باشد و باکتری‌ها براحتی
نمی‌توانند از آن تغذیه کنند. بنابراین بوی مناطق دیگر بدن از زیربغل و اندام تناسلی کمتر است.

پاها هم ممکن است بوی بد ایجاد کنند البته رعایت بهداشت پاها، جوراب‌ها و کفش‌ها در بوی بد آن تاثیر بسزایی دارد. در صورتی که پاها مدت زیادی داخل کفش و جوراب
باشد عرق کرده و باعث می‌شود قارچ و باکتری در پاها رشد و نمو کند و این خود عامل بوی بد پاست.

بوی بد بدن ممکن است به دلیل رژیم غذایی هم باشد. فعل‌ و انفعالات شیمیایی که روی مواد غذایی انجام می‌شود با تعریق بدن از طریق سطح پوست دفع می‌‌شود، موادی
مانند انواع ادویه‌جات که در غذاها از آن استفاده می‌شود. سیر و پیاز نیز در ایجاد بوی بد بدن بی‌تاثیر نیستند. عرق بدن در کودکان بندرت بوی بد می‌دهد چون غدد
عرق ناحیه زیربغل تا قبل از سن بلوغ فعال نمی‌شود ولی اگر کودکان دیر به حمام بروند و یا بهداشت را رعایت نکنند ممکن است بدنشان بوی بد داده حتی این بو شدید‌تر
هم بشود.

در سن بلوغ ترشح غدد عرق نواحی زیربغل و اندام تناسلی با فعالیت هورمون‌ها بیشتر شده و چربی نیز در سطح پوست و در این نواحی بیشتر تولید می‌شود. البته اگر بهداشت
رعایت نشود بوی بد بدن به عنوان یک مشکل جدی بسیار آزاردهنده خواهد بود.

بوی بد بدن در هوای گرم و مرطوب بیشتر است، این مساله در بین افراد متفاوت است. معمولا بوی بدن بعد از دوش گرفتن از بین می‌رود ولی اگر به نظافت لباس‌ها اهمیت
نداده و آنها را زود به زود تعویض نکنید و نشویید عرق شما که روی لباس باقی مانده است در اثر باکتری‌ها  تبدیل به بوی بسیار بد ،ِ  زننده و ناخوشایند خواهد
شد.
بیشتر مردم به راحتی بوی بد بدن را تشخیص می‌دهند، مگر افرادی که بدن خودشان بو می‌‌دهد. در واقع این نوع از افراد به بوی ناخوشایند بدنشان عادت کرده‌اند و
در نتیجه به بوی آن توجه چندانی ندارند.|

درمان بوی بد بدن خیلی ساده است. بهتر است کسانی که بدنشان بو می‌‌دهد روزی یک‌بار به حمام رفته و دوش بگیرند. البته کسانی که به سن بلوغ رسیده‌اند می‌توانند
با وجود دوش گرفتن از اسپری‌های بدن و خوشبوکننده‌ها استفاده کنند که عرق بدنشان را کاهش دهد.

البته بچه‌هایی که به سن بلوغ رسیده‌اند بندرت به این نوع خوشبوکننده‌ها نیاز دارند. لباس‌هایتان را نیز باید هر روز تعویض کنید و آنها را بشویید. بخصوص در
هوای گرم و مرطوب. لباس‌هایتان باید خشک باشد، چون باکتری‌ها در محیط مرطوب رشد می‌کنند و باعث بوی بد بدن می‌شوند.

پاهایتان را مرتبا بشویید و کاملا خشک کنید. از پوشیدن کفش‌های بدون منفذ و روبسته بخصوص در فصل گرما خودداری کنید (مانند کفش‌های ورزشی)‌. بهتر است صندل بپوشید
و از خوردن غذاهای پرادویه خودداری کنید.
درمان بوی بد بدن جز رعایت بهداشت فردی نیاز به تشخیص پزشکی ندارد ولی اگر این مشکل ادامه داشت بهتر است عقیده یک پزشک را نیز در این زمینه جویا شوید.

 - در بعضی موارد غدد عرقی بیش فعال شده‌اند.

 - مواد سمی یا مواد گیاهی از قبیل الکل، سم آرسنیک، سم کیانید..
برای رفع بوی بد بدن بهتر است این کارها را انجام دهید :

برای رفع بوی بد بدن بهتر است این کارها را انجام دهید :
بهتر است کسانی که بدنشان بو می دهد روزی یکبار به حمام رفته و دوش بگیرند. البته کسانی که به سن بلوغ رسیده اند می توانند با وجود دوش گرفتن از اسپری های بدن
و خوشبو کننده ها استفاده کنند که عرق بدنشان را کاهش دهد. البته بچه هایی که به سن بلوغ رسیده اند بندرت به این نوع خوشبوکننده ها نیاز دارند. لباس هایتان
را نیز باید هر روز عوض کنید و آنها را بشویید. بخصوص در هوای گرم و مرطوب. لباس هایتان باید خشک باشد ، چون باکتری ها در محیط مرطوب رشد می کنند و باعث بوی
بدن می شوند.
پاهایتان را مرتبا بشویید و کاملا خشک کنید. از پوشیدن کفشهای بدون منفذ و رو بسته بخصوص در فصل گرما خودداری کنید (مانند کفشهای ورزشی) بهتر است صندل بپوشید.
از جوراب های نخی استفاده کنید و از خوردن غذاهای پر ادویه نیز خودداری کنید. درمان بوی بد بدن جز رعایت بهداشت فردی نیاز به تشخیص پزشکی ندارد ولی اگر این
مشکل با وجود رعایت کردن نکات ذکر شده ادامه داشت بهتر است عقیده یک پزشک را نیز در این زمینه جویا شوید.
 
راه‌های درمان بوی آزاردهنده بدن
بدن برخی از افراد بوی ناخوشایندی دارد که باعث ناراحتی و آزار دیگران می‌شود، بخصوص در فصل گرما که تعرق بدن زیاد است.
البته بوی بدن هم بدون علت نیست. عرقی که در سطح پوست بدن ایجاد می‌شود، می‌تواند عامل بوی بد بدن شما باشد.
معمولا عرق بدن بوی بدی ندارد ولی اگر مدتی روی پوست باقی بماند باکتری‌هایی که به طور طبیعی روی پوست وجود دارند در اثر فعل و انفعالات شیمیایی باعث ایجاد
بوی بد و ناخوشایند می‌شوند.

البته عرق برخی از نواحی پوست مثل زیر بغل و اندام تناسلی بیشتر بوی بد می‌دهد. چون غدد عرق این نواحی عملکرد متفاوتی دارند.

این غدد مواد پروتئینی و چربی تولید کرده که باکتری‌های سطح پوست از این مواد تغذیه می‌کنند، اما عرق نقاط دیگر بدن بیشتر دارای نمک می‌باشد و باکتری‌ها براحتی
نمی‌توانند از آن تغذیه کنند. بنابراین بوی مناطق دیگر بدن از زیربغل و اندام تناسلی کمتر است.

پاها هم ممکن است بوی بد ایجاد کنند البته رعایت بهداشت پاها، جوراب‌ها و کفش‌ها در بوی بد آن تاثیر بسزایی دارد. در صورتی که پاها مدت زیادی داخل کفش و جوراب
باشد عرق کرده و باعث می‌شود قارچ و باکتری در پاها رشد و نمو کند و این خود عامل بوی بد پاست.

بوی بد بدن ممکن است به دلیل رژیم غذایی هم باشد. فعل‌ و انفعالات شیمیایی که روی مواد غذایی انجام می‌شود با تعریق بدن از طریق سطح پوست دفع می‌‌شود، موادی
مانند انواع ادویه‌جات که در غذاها از آن استفاده می‌شود. سیر و پیاز نیز در ایجاد بوی بد بدن بی‌تاثیر نیستند. عرق بدن در کودکان بندرت بوی بد می‌دهد چون غدد
عرق ناحیه زیربغل تا قبل از سن بلوغ فعال نمی‌شود ولی اگر کودکان دیر به حمام بروند و یا بهداشت را رعایت نکنند ممکن است بدنشان بوی بد داده حتی این بو شدید‌تر
هم بشود.

در سن بلوغ ترشح غدد عرق نواحی زیربغل و اندام تناسلی با فعالیت هورمون‌ها بیشتر شده و چربی نیز در سطح پوست و در این نواحی بیشتر تولید می‌شود. البته اگر بهداشت
رعایت نشود بوی بد بدن به عنوان یک مشکل جدی بسیار آزاردهنده خواهد بود.

بوی بد بدن در هوای گرم و مرطوب بیشتر است، این مساله در بین افراد متفاوت است. معمولا بوی بدن بعد از دوش گرفتن از بین می‌رود ولی اگر به نظافت لباس‌ها اهمیت
نداده و آنها را زود به زود تعویض نکنید و نشویید عرق شما که روی لباس باقی مانده است در اثر باکتری‌ها  تبدیل به بوی بسیار بد ،ِ  زننده و ناخوشایند خواهد
شد.
بیشتر مردم به راحتی بوی بد بدن را تشخیص می‌دهند، مگر افرادی که بدن خودشان بو می‌‌دهد. در واقع این نوع از افراد به بوی ناخوشایند بدنشان عادت کرده‌اند و
در نتیجه به بوی آن توجه چندانی ندارند.|

درمان بوی بد بدن خیلی ساده است. بهتر است کسانی که بدنشان بو می‌‌دهد روزی یک‌بار به حمام رفته و دوش بگیرند. البته کسانی که به سن بلوغ رسیده‌اند می‌توانند
با وجود دوش گرفتن از اسپری‌های بدن و خوشبوکننده‌ها استفاده کنند که عرق بدنشان را کاهش دهد.

البته بچه‌هایی که به سن بلوغ رسیده‌اند بندرت به این نوع خوشبوکننده‌ها نیاز دارند. لباس‌هایتان را نیز باید هر روز تعویض کنید و آنها را بشویید. بخصوص در
هوای گرم و مرطوب. لباس‌هایتان باید خشک باشد، چون باکتری‌ها در محیط مرطوب رشد می‌کنند و باعث بوی بد بدن می‌شوند.

پاهایتان را مرتبا بشویید و کاملا خشک کنید. از پوشیدن کفش‌های بدون منفذ و روبسته بخصوص در فصل گرما خودداری کنید (مانند کفش‌های ورزشی)‌. بهتر است صندل بپوشید
و از خوردن غذاهای پرادویه خودداری کنید.
درمان بوی بد بدن جز رعایت بهداشت فردی نیاز به تشخیص پزشکی ندارد ولی اگر این مشکل ادامه داشت بهتر است عقیده یک پزشک را نیز در این زمینه جویا شوید.

 - در بعضی موارد غدد عرقی بیش فعال شده‌اند.

 - مواد سمی یا مواد گیاهی از قبیل الکل، سم آرسنیک، سم کیانید یا کشیدن سیگار، گاهی باعث این مسئله می‌شوند.

 - عفونت‌هایی از قبیل عفونت‌های ریوی، عفونت‌های پوستی، عفونت‌های مهبل، بیماری‌های مقاربتی یا عفونت مجاری اداری نیز می‌توانند باعث بروز این بوی نا مطبوع
شوند.

برای جلوگیری..
?) استفاده جوش شیرین بوی بد زیر بغل و پاهای شما را کاهش می‌دهد.
 ?) چند لیمو را در دست خود کم کم فشار دهید تا نرم شود. سپس از وسط به ?نیم کنید و به زیر بغل‌هایتان بمالید تا هسته‌های آن خارج شود. سپس حمام کنید. اگر زیر بغل شما موهای زائد دارد یک روز قبل از این کار آن موها را از بین ببرید تا اسید لیموها بوی بدن شما را از بین ببرد.
 ?) هر روز به حمام بروید و بعد از آن به زیر بغل‌هایتان پودر بزنید. این کار علاوه بر اینکه بوی بدن را می‌گیرد پوستتان رانیز سفید می‌کند.
 ?) روغن زیتون، آب پرتقال، آب لیمو و گریپ فروت هم موادی هستند که شما می‌توانید استفاده کنید. توجه داشته باشید که افشره آنها باید تازه باشد. زیر بازوهایتان را پودر بزنید یا هر قسمتی از بدن که لازم است. جوش شیرین را به افشره اضافه کنید و به زیر بغل خود بمالید، سپس با روغن زیتون پاک کنید. بوی بدن شما از بین خواهد رفت.
 اگر شما گوشت و مرغ می‌خوریدو با مشکل بوی بد بدن مواجه هستید رژیم غذایی خود را عوض کنید. مصرف گوشت و مرغ را کاهش دهید و خود را به خوردن سبزیجات عادت دهید. این توصیه‌های غذایی هم کمک می‌کند:
 - هر روز ناشتا قبل از صبحانه ??? میلیگرم پودر جوانه‌گندم را در آب حل کرده و بنوشید. اگر سوپر مارکت‌های اطراف خانه شما جوانه گندم تازه دارد، می‌توانید از جوانه گندم تازه استفاده کنید. توجه داشته باشید محلول جوانه را با معده خالی و با آب معدنی بنوشید.کلروفیل بوی بدن را به صورت چشمگیر کم می‌کند یا کاملا از بین می‌برد.
- اگر کشمکش‌های عصبی باعث می‌شود که شما تعرقتان افزایش یابد و این نیز باعث می‌شود که بوی بدنتان زیاد شود، چای سبز بنوشید. یک قاشق چایخوری چای سبز خشک یا ? عدد چای کیسه‌ای را در یک فنجان آب بریزید و بگذارید به مدت ?? دقیقه خیس بخورد و کم کم در طول روز آن را بنوشید. این چای به شما کمک می‌کند آرامش پیدا کنید و دیگر عرق نکنید.
حتما موارد زیر را رعایت کنید :
بیشتر حمام کنید:
حمام کردن می تواند شروع خوبی باشد. شستشوی به موقع لباسهایتان نیز کمک کننده است. البته برای جلوگیری از بوی بد بدن، دوش گرفتن از حمام کردن بهتر است. چون فشار مستقیم آب بر روی بدن، در حین دوش گرفتن، چرک و باکتری ها را از بدن شسته و پاک می کند.
دئودورانت ها/ضد تعرق ها: اکثر دئودورانت ها فقط بوی بد بدن را می پوشانند، اما دئودورانت هایی هستند که با این باکتری ها مقابله می کنند. موثرترین و بهترین دئودورانت ها حاوی آلومینیوم یا روی هستند، که هر دو این عناصر برای مقابله با باکتری های تولیدکننده ی بوی بد کارآمد هستند.
ضد تعرق ها نیز غدد ترشح کننده ی عرق را مسدود می کنند، و باکتری ها دیگر چیزی برای فعل و انفعال با آن ندارند. استفاده از صابون های آنتی باکتریال نیز در این مورد مفید است.
تغذیه ی مناسب: کم کردن مصرف کافئین از برنامه ی غذایی روزانه بسیار مفید خواهد بود. قهوه، نوشابه، شکلات و سایر موادغذایی کافئین دار، با تحریک غدد ترشح کننده ی آپوکرین، در ایجاد بوی بد بدن تاثیرگذارند. نوشیدن میزان کافی آب و مایعات، غدد ترشح کننده ی اِکرین را فعال می سازد که باعث رقیق تر شدن عرق آپوکرین میشود.
اسید بوریک:
یکی از موثرترین و مفیدترین مواد برای مقابله با بوی بد بدن، اسید بوریک است که کمتر از موارد دیگر شناخته شده می باشد. ماده ای نسبتاً ارزان و بسیار کارآمد می باشد. در هر قسمت از بدن که نمی خواهید از آن بوی بد متصاعد شود، پس از حمام از این ماده استفاده کنید. اسید بوریک انتشار باکتری ها را کندتر می کند. البته استفاده ی بیش از حد آن نیز می تواند برای پوست ایجاد مشکل کند.
درمان های دیگر:
اگر بوی بد عرق بدنتان با هیچکدام از روش های بالا از بین نرفت، بدانید که راه های دیگری نیز برای رفع آن وجود دراد که نیازمند تجویز پزشک است. موارد بسیار شدید احتمالاً از بیماری هایی خاص ناشی می شوند که باید تحت درمان پزشکی قرار گیرند.
بوی بدن مردها تند تر است
یکی از دلایلی که بعضی مردها عرق تندتری دارند، ممکن است میزان بالاتر تِستوسترون بدنشان باشد، چون میزان تِستوسترون در تولید عرق بدن بسیار تعیین کننده است. یکی دیگر از دلایل این است که برخی مردها به نظافت خود زیاد اهمیت نداده و به اندازه ی کافی استحمام نمی کنند. باتوجه به اینکه خانم ها معمولاً خیلی بیشتر به نظافت خود اهمیت می دهند، می توان نتیجه گرفت که چرا بوی بدن خانمها به تندی بوی بدن آقایون نیست.
در بدن مردان میانسال ماده ای به نام نونیال تولید می شود که بوی بد بدن را شدت می دهد، اما در خانم ها نیز دقیقاً به اندازه ی آقایون این ماده تولید می شود، پس باز هم به مسئله ی بهداشت آقایون برمی گردیم.
برخی مردها طبیعتاً نامرتب و ژولیده هستند. برایشان تفاوتی نمی کند که لباسی را که یک هفته مداوم پوشیده اند، دوباره بر تن کنند. بله، شستشو و پاکیزگی لباسها در خصوص بوی بد بدن بسیار مهم است. حتی اگر بدنتان نیز تمیز باشد، اگر لباسهایتان تمیز نباشند، باز هم بدنتان بوی بدی متصاعد خواهد کرد.
یکی دیگر از دلایلی که بدن مردها بوی تندتری دارد می تواند به فعالیت جسمی بیشتر آنها برگردد. زن ها معمولاً در مقایسه با مردان، زندگی آرامتر و کم فعالیت تری دارند. به علاوه زنان خیلی کمتر به ورزش و فعالیت های شدید جسمی می پردازند. مردان ورزشکار طبیعتاً بسیار بیشتر از سایرین عرق می..
توصیه های زیر را هم جدی بگیرید :
?. از خوردن ادویه، زردچوبه، فلفل، خردل، سس گوجه فرنگی، پنیر کهنه، تخم مرغ، روغن سرخ شده، کالباس، سوسیس و اغذیه نظیر آن خودداری کنید و همراه غذا از سبزی تازه و میوه استفاده کنید. همچنین استفاده از مواد لبنی مثل شیر و ماست را فراموش نکنید.
?. پیشگیری بهترین روش برای مبارزه با بوی بد عرق است. اگر عرق روی بدن نماند ، بو نیز نمی‌گیرد. برای بسیاری از افراد شستشوی مرتب بدن برای رهایی از شر بوی بد کفایت می‌کند؛ البته شستشو با آب خالی کافی نیست چون نمی‌تواند بخوبی عرق را از سطح پوست پاک کند. برای دستیابی به نتیجه مطلوب باید از شامپو و صابون‌ها استفاده کنید.
?. بعد از شستشوی بدن با آب و صابون و خشک کردن کامل بدن، بلافاصله از ترکیبات ضد‌عرق برای زیر بغل خود استفاده کنید. توجه داشته باشید دئودورانت‌ها مانع تعریق نمی‌شوند بلکه مانع متصاعد‌شدن بوی بدن می‌شوند. در حالی که ضد تعریق‌ها مواد شیمیایی هستند که تعریق را کاهش می‌دهند؛ البته ضد تعریق‌ها در اکثر موارد حاوی دئودورانت نیز هستند که بوی بدن را دفع می‌کند.
?. حتما بدن خود را مرتب خشک کنید زیرا باکتری‌ها به سختی در مناطق خشک بدن زنده می‌مانند.
?. لباس‌های نخی بپوشید. زیرا لباس نخی و کتانی عرق را بهتر به خود جذب می‌کنند. در مقابل لباس‌های نایلونی عرق را از سطح بدنتان کمتر جذب کرده و با باقی ماندن این عرق در سطح پوست، خود بخود بوی بد نیز استشمام می‌شود.
? . سیگار نکشید. مصرف سیگار علاوه بر بدبو کردن دهان، موجب بدبو شدن عرق نیز می‌شود. در نظر داشته باشید که هفته‌ها طول می‌کشد تا بوی بد سیگار و اثر آن در عرق بدن بعد از ترک از بین برود.
?. لباس تمیز عامل مهمی ‌برای جلوگیری از بوی عرق است. هر بار به حمام می‌روید لباس‌هایتان را عوض کنید و لباس‌های تمیز بپوشید. گاهی در مناطق گرم و شرجی لازم  است لباس‌ها را روزی چند بار عوض کرد.
? . برخی بیماری‌ها موجب تعریق بدبو  می‌شود، در این مواقع چاره‌ای جز درمان بیماری اصلی وجود ندارد.
?. موهای زیر بغل و کشاله‌ران خود را به‌طور مرتب بتراشید. وجود مو در این منطقه موجب مساعد شدن شرایط رشد برای باکتری‌ها می‌شود.
??. در هفته یک‌بار استفاده از صابون آنتی باکتریال، گوگرددار و ترکیبات ضد قارچ می‌تواند میزان باکتری‌های مزاحم و بدبو شدن عرق را کم کند.
بوی بد پاها را چگونه از بین ببریم؟
بوی بد پاها هم یکی از موارد آزار دهندهای است که به ویژه در افرادی که ساعات زیادی بیرون از منزل هستند و پاهایشان را از کفش بیرون نمیآورند دیده می شود. برای از بین بردن این بوی بد، رعایت نکات زیر میتواند مفید باشد:
* پاهایتان را هر روز با آب و صابون بشویید.
* جوراب بپوشید. جوراب عرق پا را جذب کرده و سبب می‌شود کفشتان بو نگیرد. از جورابهای نخی استفاده کنید و آنها را به طور مرتب بشویید.
* در انتخاب کفش دقت کنید. کفشهای پلاستیکی موجب تعریق بیشتر پا میشوند. برای پیشگیری از این مشکل توصیه میشود از کفشهای کتانی و چرم طبیعی استفاده کنید.
* استفاده از پودرهای مخصوص رفع بوی بد پا یا پودر زاج در کفش، به کاهش بو کمک میکند. همچنین استفاده از اسپریهای ضد عرق و شستشوی پا با محلولهای ضدعفونی‌کننده نیز در از بین بردن باکتریها و رفع بوی بد بدن موثر است. اگر دسترسی به این مواد نداشتید فقط کافی است از پودر جوش شیرین استفاده کنید و آن را شب قبل در کفش خود بریزید.
* برای اینکه پاهایتان بوی بد نگیرد، پاهایتان را مرتب بشویید و خشک کنید.
* از پوشیدن کفش های بدون منفذ و روبسته به ویژه در فصل گرما خودداری کنید.
*کفش های ورزشی غیراستاندارد منافذ لازم برای عبور هوا را از درون کفش ندارند.
* جوراب های نخی عرق پا را به خود جذب کرده و از بوی بد پا پیشگیری می کنند
زمان و به مدد پيشرفت هاي علمي ، ابعاد ناشناخته اي از حکمت هاي گوناگون در زواياي خلقت بي مانند خداوند کشف مي شود که به نوعي به شناخت بهتر ما از عظمت و قدرت
الهي کمک مي رساند .

تعبير موي زائد در تعابير عرفي غير از تعابير دقيق پزشکي است ؛ در تعابير عرفي منظور مويي است که در مناطقي از بدن مانند زير شکم و يا زير بغل مي رويد اما در
اصطلاح پزشکي به موهاي زير بغل يا زير شکم موي زائد گفته نمي شود ،بلکه منظور از موهاي زائد موهايي است که در نقاط گوناگون بدن فرد مي رويد ،درحالي که به شکل
متداول و طبيعي نمي بايست برويد .

بخش عمده پاسخگويي به اين سوال بر عهده متخصصان علوم پزشکي و کارشناسان امور بهداشتي است تا با تحقيقات لازم از آثار و فوائد احتمالي وجود اين موها در اين قسمت
هاي بدن براي سلامت بدن آگاه شوند و بخشي از حکمت هاي وجود اين موها را بيان کنند ؛ اما فارغ از اين بحث ، احتمالات گوناگوني مي توان براي اين امر در نظر گرفت
مانند آن که وجود اين موها و ضرورت برطرف نمودن آن ها يکي از مهم ترين انگيزه هاي رعايت و توجه به بهداشت فردي و نظافت مکرر و استحمام کامل است .

چه بسا در گذشته که امکانات بهداشتي همانند امروز چندان وجود نداشت ، اگر چنين ضرورتي اقتضا نمي کرد، افراد تا مدت طولاني تمايل به نظافت درست بدن خويش نشان
نمي دادند؛ به علاوه در بسياري از فرهنگ ها اگر چنين ضرورتي اقتضا نکند، افراد ميل چنداني به استحمام و رعايت کامل بهداشت فردي نداشته باشند ؛ چنان که در مورد
مردم برخي کشورهاي اروپايي مشهور است که بيش از آن که مايل به استحمام باشند، به مصرف مواد خوشبو کننده و يا تعويض لباس تمايل نشان مي دهند . در حالت عادي تمايل
چنداني به نظافت کامل بدن ندارند .
به علاوه در اين امور مي توان حکمت هاي رواني و اخلاقي خاصي را در خصوص توجه به بدن و تلاش در راستاي نظافت و آراسته نمودن آن که آثار مهمي در بهبود سلامت روان
دارد ، به علاوه تذکر دائمي در خصوص وجود اموري به ظاهر عيب مانند که چندان ظاهر خوشايندي ندارد و در خلوت انسان به نوعي مانع خود برتر بيني است و... محتمل
دانست .

اما در روايات به صورت کلي اشاراتي به دليل رويش اين موها و برخي فوائد وجود آن ها ، به خصوص اقدام به زدودن آن ها شده، يعني از موهاي زير بغل و موهاي اطراف
عورت به عنوان موهايي که برطرف کردن آن ها به شكلي كه سنت است ،براي سلامتي انسان مفيد است، تعبير شده است.(1)

اما شايد بيش ترين اشاراتي که در اين باره در منابع ديني موجود باشد، مربوط به روايت معروف «توحيد مفضل» است که از امام صادق عليه السلام نقل شده ؛ نکاتي را
در خصوص حکمت هاي بهداشتي و اخلاقي رويش مو در بدن به ويژه موهاي زايد بيان مي نمايند که به بخشي اشاره مي نماييم :

در کتاب بحار الانوار از مفضَل بن عمر، در گفتگو با امام صادق ( در بيان نعمت هايي که خدا به انسان بخشيده است) آمده است :
« در اين بنگر و تامَل کن که چه حسن تدبيري در آفرينش موها و ناخن هاست. از آن رو که از چيزهايي اند که بلند و زياد مي شوند، به گونه اي که نياز پيوسته است
کاسته شوند. فاقد حس آفريده شده اند، تا انسان از کوتاه کردن آن ها احساس درد نکند؛ در حالي که اگر مو و ناخن از چيزهايي بودند که حس داشتند، انسان،در کوتاه
کردن و چيدن آن ها، ميان دو ناخوشايند، مي ماند:
آن ها را واگذارد تا بلند شوند و بر او سنگيني کنند،يا آن که تحمَل درد و رنجي که او را مي آزارد، آن ها را کوتاه کند.»
مفضَل مي گويد:
چرا اين ها به گونه اي آفريده نشده اند که زياد و بلند نشود تا انسان به کوتاه کردن آن ها نيازمند گردد؟
فرمود :
« خداوند را در اين باره بر بنده ،نعمت هايي است که آن ها را نمي شناسند تا او را سپاس گويد. دردها و بيماري هاي بدن ، همراه با در آمدن موها از بستر خود و
درآمدن ناخن ها از انگشتان ، از بدن بيرون مي روند. از همين رو،انسان به نوره کشيدن، سر تراشيدن و کوتاه کردن ناخن ها در هر هفته ، فرمان يافته است تا موها
و ناخن رشد شتابان تري يابند .با در آمدن آن ها ،دردها و بيماري ها از تن بيرون بروند. امَا هنگامي که بلند شوند، سر گردان مي مانند .رشدشان کاهش مي يابد .
بدين سبب ، مايه هاي درد ها و بيماري ها در بدن حبس مي شود . بيماري ها و دردهايي را پديد مي آورند.
... منانيه(مانويان) و طوايف همانند شان، آن گاه که کوشيده اند عيبي در کار آفرينش بيابند، بر موهاي عانه و زير بغل خرده گرفته و ندانسته اند که رويش موها از
رطوبتي است که بدين مواضع مي ريزد . در نتيجه،آن سان که در نقطة آبگير علف مي رويد، در اين جاها نيز مو مي رويد. مگر نمي بيني که اين مواضع ، از ديگر جاها پوشيده
تر و براي پذيرش اين زياده ،آماده تر است؟
ديگر آن که موي عانه و زير بغل از هزينه ها و تکاليف بدن است . بدان واسطه که در آن ها مصلحتي است؛ زيرا اهتمام انسان به تميز کردن بدن و گرفتن موهايي که بر
آن مي رويد، از چيز هاي است که غرور انسان را در هم مي شکند. او را از ستم باز مي‌دارد . وي را از بخشي از سرمستي و بطالتي که از بيکاري حاصل مي ايد مي رهاند...».(2)

سرگنجشكي
1. طبق معمول همه غذاهای خوشمزه‌ ایرانی، اول یه پیاز درشت رو ریز خرد کن و با یه قاشق پر روغن تو قابلمه سرخش کن. دویست گرم گوشت چرخ کرده رو  داخل یه ظرف، یه پیاز متوسط توش رنده کن. آب پیاز رو حتما حتما بگیر نه برای این غذا، کلا برای هر غذایی که با گوشت چرخ کرده درست می کنی مثل کتلت، کباب کوبیده یا کباب تابه‌ای  حتما آب پیاز رو بگیر. بعد یکم نمک و فلفل و یه کوچولو زرد چوبه و پودر سیر اگه دوست داشتی به مایه گوشتت بزن و خوب ورز بده.
2. پیازها که سرخ شدن یه کوچولو زردچوبه و  دوتا قاشق رب گوجه بریز و کمی هم باهم تفتشون بده و به اندازه‌ کاسه‌هایی که می خوای آب داشته باشه، بهش آب اضافه کن. درشو ببند، بذار جوش بیاد.  بعد که جوش اومد، با گوشت ها کف دستت قلقلی های کوچولو درست کن و بریز تو آبی که در حال جوشیدنه. قلقلی کردن گوشت ها که تموم شد، دو تا سیب زمینی متوسط  رو پوست بکن و به اندازه‌  قلقلی ها خرد کن بعد بریز تو قابلمه.
3. نمک و فلفلشو اندازه کن و درشو ببند، بذار نیم ساعت خوب بپزه. یک ربع آخر هر چاشنی که دوست داری مثلا پنج تا قاشق آب لیموی تازه بریز توش. بعد سروش کن. البته اینم بگم یه غذای خوشمزه هرچقدرم سریع و راحت درست بشه اما به یه پا سفره‌ای خوشمزه مثه ماست خیار، ترشی و یا سبزی خوردن و نون تازه نیاز داره تا این خوشمزگی رو چند برابر کنه.
@shaamlu

به تو گفتم: «گنجشک ِ کوچک ِ من باش
تا در بهار ِ تو من درختي پُرشکوفه شوم.»
و برف آب شد شکوفه رقصيد آفتاب درآمد
من به خوبي‌ها نگاه کردم و عوض شدم
من به خوبي‌ها نگاه کردم
چرا که تو خوبي و اين همه اقرارهاست، بزرگ‌ترين ِ اقرارهاست
من به اقرارهاي‌ام نگاه کردم
سال ِ بد رفت و من زنده شدم
تو لب‌خند زدي و من برخاستم

دل‌ام مي‌خواهد خوب باشم
دل‌ام مي‌خواهد تو باشم و براي ِ همين راست مي‌گويم


نگاه کن:
با من بمان!

@shaamlu

#احمد_شاملو
#هوای_تازه
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن در آید...

                     
                     حافظ
ماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم..
                    از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم!!
آيا تو ميپذيرى ، عشق خدائيم را ؟..
                        تا اين که بر نتابى ، ديگر جدائيم را؟!!
آب روان به ماهى ، گفتا که باشد اما..
                          لطفا بده مجالى ، تا صبح روز فردا!!
بايد که خلوتى با ، افکار خود نمايم..
                       اينجا بمان که فردا ، با پاسخت بيايم!!
ماهي قبول کرد و ، آب روان گذر کرد..
                    تنها براى يک شب ، از پيش او سفر کرد!!
وقتى که آمدش باز ، تا اين که گويد آرى..
                يک حجله ديد و عکسى ، بر آن به يادگارى!!
خود را ز پيش ماهى ، ديشب که برده بودش..
                  آن شاه ماهى عشق ، بى آب مرده بودش!!
ناليد و يادش افتاد ، از ماهى آن صدايي..
                وقتى که گفت با عشق ، ميميرم از جدايى!!
ای کاشک آب می ماند ، آن شب کنار ماهی..
                    ماهی دلش نمی مرد ، از درد بی وفایی!!
آری من و شما هم ، مانند آب و ماهی..
              یک لحظه غفلت از هم ، یعنی همین جدایی!!...
آدم های امن چه کسانی هستند؟

آدم‌ های امن همان‌هایی هستند که همه چيز مي‌توانی بهشان بگويی،

بدون اين که قضاوت يا تحقيرت کنند

می توانی کنارشان احساس بودن کنی

کسانی که فقط خود خود خودت هستی که براشون مهمی کسی که ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ می گیرد

ﻣﺮﺩ ﻭ ﺯن بودنش  ﺭﺍ ﺑﯽ خیال

ﺩستت را می گیرد ﺑﻪ ﺭﺳــــﻢ محبت

ﻗﺮﺍﺭ ﺍست هوﺍیت ﺭﺍ ﺑﯽ ﺍجاﺯﻩ به رسم رفاقت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎشد

گاهی تو را فرو می‌ریزد برای بنای جدید

آدم های امن

همیشگی اند..

گنجینه اند..

سرمایه اند..

آرامش خاطرند..

کاش هرکس یک آدم امن در زندگیش داشته باشد . . . . .
🍀🍀سلام , امروز صبح وزير نيرو در اخبار ساعت هشت صبح گفت با توجه به مصرف بالای برق در اين چند روز , برای جلوگيری از خاموشی بايد نرخ برق را گران کنيم , نرخ برق در ايران کمتر از ساير کشور هاست .🌹بايد از ايشان پرسيد که جناب وزير وقتی که ميزان درآمد مردم کشور ما از ميزان درآمد مردم ساير کشورها بسيار کمتر است و مردم در تامين هزينه زندگی خود ناتوان هستند چگونه می خواهيد برق را گران کنيد , مگر مردم باعث افزايش گرما در اين فصل تابستان هستند؟ که می خواهيد آنان را تنبيه کنيد , آيا می خواهيد مردم را فقيرتر کنيد ؟ 🌹لطفاً اين متن را به ساير گروه ها بفرستيد تا شايد از اين طريق به گوش مسئولين کشور برسد 🍀🍀
🍃یا اباصالح المهدی(عج)🍃

شوق دیدار تو را دارم به دل
ترسم این حسرت رود، در زیر گل

ای فدایت جان من، یابن الحسن(عج)
پرده از رخسار ماهت بر فکن

ترسم این دوری مرا،حیران کند
دیده ام را تا ابد، گریان کند

یوسف قرآن،عزیز فاطمه
در دلم افتاده شور و واهمه

بیم آن دارم که ای والامقام
عمر من با دوریت گردد تمام

با همه جرم و خطای بی شمار
منتی ای مهربان، بر من گذار

کن نوازش،نوکر دل خسته را
نوکر دل خسته ی پر بسته را

مهدیا جانم به لب آمد بیا
روز روشن رفت و شب آمد بیا

از فراقت ای شها، جان می کنم
بر سر و بر سینه خود می زنم

تا نمردم ای گل زهرا بیا
ای شده آواره در صحرا بیا

ای عزیز فاطمه تعجیل کن
غصه را بر راحتی تبدیل کن

عاشقم،دلداده کوی حسین
عاشق آن نام نیکوی حسین...

      برگرد انتظار دل هفت آسمان
عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان...
يكى، در پيش بزرگى از فقر خود شكايت مى‏كرد و سخت مى‏ناليد . گفت: خواهى كه ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟ گفت: البته كه نه . دو چشم خود را با همه دنيا عوض نمى‏كنم.
گفت: عقلت را با ده هزار درهم، معاوضه مى‏كنى؟
گفت: نه .
گفت: گوش ودست و پاى خود را چطور؟
گفت: هرگز .
گفت: پس هم اكنون خداوند، صدها هزار درهم در دامان تو گذاشته است . باز شكايت دارى و گله مى‏كنى؟!بلكه تو حاضر نخواهى بود كه حال خويش را با حال بسيارى از مردمان عوض كنى و خود را خوش‏تر و خوش بخت‏تر از بسيارى از انسان‏هاى اطراف خود مى‏بينى . پس آنچه تو را داده‏اند، بسى بيش‏تر از آن است كه ديگران را داده‏اند و تو هنوز شكر اين همه را به جاى نياورده، خواهان نعمت بيش‏ترى هستى!
اثر  امام محمد غزالی


 نرم افزار کاغذ
شعر طنز پیامک لیلی و مجنون

پیامک زد شبی لیلی به مجنون

که هر وقت آمدی از خانه بیرون

بیاور مدرک تحصیلی ات را

گواهی نامه ی پی اچ دی ات را

پدر باید ببیند دکترایت

زمانه بد شده جانم فدایت

دعا کن …

دعا کن مدرکت جعلی نباشد

زدانشگاه هاوایی نباشد

وگرنه وای بر احوالت ای مرد

که بابایم بگیرد حالت ای مرد

چو مجنون این پیامک خواند وارفت

به سوی دشت و صحرا کله پا رفت

اس ام اس زد ز آنجا سوی لیلی

که می خواهم تورا قد تریلی

دلم در دام عشقت بی قرار است

ولیکن مدرکم بی اعتبار است

شده از فاکسفورد این دکترا فاکس

مقصر است در این ماجرا فاکس

چه سنگین است بار این جدایی

امان از دست این مدرک گرایی😍
زندگینامه فردوسى  
 هنگامى که رودکى ، پدر شعر فارسى ، آدم‌الشعراء زبان درى در روستاى بَنُجِ رودکِ سمرقند ، دیده از جهان فرو مى‌بست؛ در روستاى دیگر از سرزمین شعر فارسى ، در قریهٔ باژ از ناحیهٔ طابران طوس ، فردوسى ، بزرگترین شاعر ملى ایران و یکى از بزرگترین حماسه‌سرایان جهان ، دیده به جهان مى‌گشود...
 در این هنگام ، سال هجرى قمرى ، ۳۲۹ بود. تاریخ زاده‌شدن فردوسى را چه کسى ثبت کرده بود؟ هیچ‌کس. اما از برخى از شعرهاى او مى‌توان این نکته را دریافت. مثلاً در جائى از شاهنامه ، پس از آنکه از شعرهاى او مى‌توان این نکته را دریافت. مثلاً در جائى از شاهنامه ، پس از آنکه سرودن جنگ یازده‌ رخ فراغت پیدا مى‌کند ، به ستایش محمود غزنوى مى‌پردازد. در اینجا از سخن فردوسى چنین برمى‌آید که در این هنگام محمود تازه به پادشاهى نشسته بوده. همچنین فردوسى از پنجاه‌وهشت ‌سالگى خود سخن به میان مى‌آورد.   
از آنجا که مى‌دانیم محمود در سال ۳۸۷ به پادشاهى نشسته بود ، پس فردوسى در سال (۳۲۹ = ۵۸-۳۸۷) زاده شده بوده است. شعرهاى فردوسى اینها است:  
 بدانگه که بُد سال پنجاه‌وهشت   
 جوان بودم و چون جوانى گذشت،   
 خروشى شنیدم ز گیتى بلند   
 که اندیشه شد پیر و من بى‌گزند   
 که اى نامداران و گردنکشان   
 که جُست از فریدون فرخ‌نشان؟   
 فریدون بیداردل زنده شد   
 زمین و زمان پیش او بنده شد   
 به داد و به بخشش گرفت این جهان   
 سرش برتر آمد ز شاهنشهان ...   
فردوسى در جاى دیگر از هفتادویک‌ سالگى خود سخن مى‌گوید:  
 چو سال اندر آمد به هفتادویک   
 همى زیر شعر اندر آمد فلک   
و این در هنگامى است که شاهنامه پذیرفته بوده است. و چون خود وى تاریخ پایان یافتن شاهنامه را سال ۴۰۰ گفته است.
 ز هجرت شده پنج هشتاد بار   
 که گفتم من این نامهٔ شهریار   
پس، از این مورد نیز سال ۳۲۹ (۳۲۹=۷۱-۴۰۰) تأیید مى‌شود.   
حال مى‌توان این پرسش را مطرح کرد که کودکى را، که در سال ۳۲۹ زاده شد و بعدها به‌نام فردوسى شهرت یافت و جهان از نام او پرآوازه شد، چه نام نهادند. پاسخ به‌درستى دانسته نیست. شاید "حسن" یا "منصور" ؟ نام پدر او را نیز به‌درستى نمى‌دانیم. آنان که نام او را "حسن" نوشته‌اند، نام پدر او را "اسحاق" یا "على" گفته‌اند و آنکه نام او را "منصور" گفته نام پدر او را "حسن" نوشته است. اما کنیهٔ او را همه‌جا "ابوالقاسم" نوشته‌اند.(۱)   
(۱). در ترجمهٔ بندارى (شاهنامهٔ عربى)، منصوربن‌حسن و در تاریخ گزیده حسن‌بن‌على و در تذکرة‌الشعراى دولتشاه و آتشکدهٔ آذر "حسن‌بن‌اسحاق" نوشته‌اند. نک‌صفا، ذبیح‌الله: تاریخ ادبیات در ایران، ج ۱، ص ۴۶۰.   
تاریخ درگذشت فردوسى را ۴۱۱ نوشته‌اند. در این هنگام فردوسى ۸۲ سال داشته. آخرین اشار‌ه‌اى که ب�
💕تو که هستی در کنارم

          💕با تو هر دم در بهارم

💕مهربان یارم ، نگارم

        💕 تا نفس درسینه دارم

💕بودنت را در کنارم

       💕 دوســـت دارم....
[Photo]  .
اول صبح  مرا عاشق و شیدا کردی
نفسی دم نزده واله و لیلا کردی

با خیال لب تو چشم گشودم صبحی
چون به خواب آمدی ووصل به رویاکردی
جدا کردند آدم‌ها
مرا از تو
تو را از من

تو دریایی و من ساحل
نخواهی شد جدا از من
نه سراغی...
نه سلامی...
خبری می خواهم...!

قدر یک قاصدک
از تو اثری می خواهم...
 دل ز دســت می رود

مرو که بــا تو
هر چــه هست می رود

شب غم تو نيز
بگذرد ولـــی ؛

درين ميان
دلــی ز دست می رود...!
ی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم
از غم انگیزی این عشق شکایت نکنم

من به دنبال تو با عقربه ها می چرخم
عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم

عشق یعنی که تو از آن کسی باشی و من
عاشقت باشم و احساس حماقت نکنم !..
چه قدر دردناک است
این مشکل که همیشه
برای فرار از دست
یک آدم
به آدم دیگری پناه برده ایم
"اعتیاد به آدم ها"بدترین نوع اعتیاد
است...
با ما تعلق نیست
ما را شوق هست

ور تو را
بی ما صبوری هست
ما را تاب نیست

گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا
ماه من ، در چشم عاشق آب هست و خواب نیست...
جانا بجز از عشق تو دیگر هوَسم نیست
سوگند خورَم من  ، که بجای تو کَسم نیست

امروز منم عاشق بی مونس و بی‌یار
فریاد همی خواهم و فریاد رسَم نیست

در عشق نمی‌دانم درمانِ دلِ خویش
خواهم که کنم صبر ولی دست رسَم نیست

خواهم که به شادی نفسی با تو برآرم
از تنگ دلی جانا  ، جای نفسم نیست...
[Photo]  
در  زلف  تـو  آشٖــوبِ زَ مَن می ‌بینم
بیگانه  نبینــد  آنچه  مـــن  می ‌بینم

او پیچ و خم و تاب و گره می‌نگرد
من بخت سیاه خــویشتن می‌ بینم
عاشق اگر میشوید
عاشق رفتار آدم ها نشوید.
آدم ها گاهی حالشان خوب است گاهی بد
رفتارشان متاثر از حالشان است
عاشق افکارشان شوید
افکار حتی در بدترین حالت آدم ها هم تغییر نمی کند.

+ نوشته شده در  هشتم مرداد ۱۳۹۵ساعت 10:21 AM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  |