مطالب تا اين لحظه
" میگویند وقتی #رضا_شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند برای بازاری های تهران و اطراف پیغام فرستاد که از بانک ملّی اوراق قرضه بخرند. هیچکدام از تجّار بازار حاضر به این کار نشد. وقتی خبر به خانم فخرالدّوله، مالک بسیار ثروتمند، خواهر مظفّر الدین شاه و مادرمرحوم دکتر امینی رسید به رضاشاه پیغام فرستاد که مگر من مرده ام که می خواهی از بازاریان پول قرض کنی ؟ من حاضرم در بانک ملّی سرمایه گذاری کنم. و به این ترتیب بانک ملّی با پول خانم فخرالدّوله تأسیس شد
یکی از قوانینی که در زمان رضا شاه تصویب شد قانون روزهای تعطیلی مغازه ها و ادارات بود. به این ترتیب هر کس به خواست خود و بدون دلیل موجّهی نمی توانست مغازه اش را ببندد. روزی رضاشاه با اتوموبیلش از خیابانی می گذشت که متوجّه شد مغازه ای بسته است. ناراحت شد و دستور داد که صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند. کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه یک عرق فروش ارمنی است. آن مرد را نزد رضاشاه آوردند. شاه پرسید: پدر سوخته چرا مغازه ات را بسته ای؟ مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم،امروز روز قتل(شهادت)حضرت مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست دراین روز عرق بفروشم. رضاشاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است. آنوقت رضا شاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد و گفت:
در این مملکت یک مرد واقعی داریم, آنهم خانم فخر الدوله است و یک مسلمان واقعی داریم آنهم قاراپط ارمنی است. سالهای سال بعد شاعره بزرگ ایران خانم پروین اعتصامی در وصف این ماجرا این چنین سرود:
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت،هم کلید زندگیست
گفت: "زین معیار اندر شهرما،
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست" !!
پروین اعتصامی شاعره بزرگ ایران روحش شاد یادش گرامی "4
#یک_دیدگاه
⚪️همه ی مردم آموزگاران ما هستند :
⚪️آدمهای خشمگین به شما آرامش می آموزند.
⚪️آدمهای ریاکار به شما یکرنگی می آموزند.
⚪️ آدمهای سرسخت به شما نرمش می آموزند.
⚪️ آدمهای وحشت زده به شما شهامت می آموزند.
⚪️همیشه در رابطه با آدمهایی که وارد زندگیتان میشوند از خود بپرسید:
⚪️این شخص برای آموزش چه چیزی به من فرستاده شده؟
✍ دلنوشته یک خانم معلم
من یک معلمم. اول مهر که می شود با بچه ها به مدرسه می روم. باید برای بچه های دیگران هم آموزش بدهم و هم مادری کنم. فرزند خودم را تنها بگذارم و برای فرزندان دیگران مادر بشوم. در کلاسی که مساحتش شاید به اندازه انباری باشد -یا در بعضی موارد انباری مدرسه تبدیل به کلاس شده است- -یا حتی در بعضی مناطق در کانکس و چادر- باید مشق ۳۰-۴۰ نفر را خط بزنم. دست نوازشم را به طور مساوی بر سر همه آنها بکشم. درسم را جوری بدهم که همه آنها با همه تفاوت هایشان آن را بفهمند و برای آنها که نفهمیده اند بارها و بارها توضیح دهم. نمره بدهم،امتحان طرح کنم،امتحان بگیرم،امتحان تصحیح کنم،به مدیر تحویل دهم، با والدین جلسه بگیرم، برای هر دانش آموزم پرونده ای داشته باشم -پرونده تحصیلی و خانوادگی- در زنگ تفریح مراقبشان باشم. آنها را پرورش دهم. خوب و بد را به آن ها بفهمانم که فردا کاری نکند یا حرفی نزند که بگویند در مدرسه چه یاد گرفته ای؟
بیمه ما فقط اسمش طلاییست وگرنه ارزشش در حد مدال های بدلی است که سه تایش را ۱۰۰۰ تومان میفروشند. ماهیانه حق بیمه ام در لیست کسوراتم هست اما بیمه ام هیچ ویزیت و هزینه پزشکی را تقبل نمی کند و من همه جا باید هزینه های پزشکی ام را بپردازم. تمام عمل های جراحی-از آرتروز زانو تا عمل قلب باز- در لیست عمل های زیبایی قرار دارند و بیمه آن را قبول نمی کند.
من معلم وقتی کسی به من می گوید چقدر خوب است که شما رسمی هستید و کلی امتیاز دارید، فقط باید لبخندی از روی درد بزنم و هیچ نگویم که مقامم زیر سوال نرود. من که در جاده های روستایی هر روز می روم و می آیم عصرها باید به دنبال کار دیگری باشم تا بتوانم هزینه های خانواده ام را بپردازم و دیگران فقط سه ماه تعطیلات تابستانم را بزرگنمایی میکنند و نمیدانند که مرخصی ها و امتیازات سایر سازمان ها از تعطیلات تابستانه من بیشتر است. نمی دانند که بیشتر معلم های سرزمین من در تابستان به فکر شغل دومند تا کسری های نه ماه تحصیلی را جبران کنند. نمی دانند که چه معلمهایی در جاده های روستایی جانشان را از دست داده اند.
نمی دانند که ما معلم ها در سفرهایمان هم به هتل نمی رویم و در همان مدرسه ها هستیم. نمی دانند که فرسودگی شغل ما از دیگر شغلها بیشتر است. نمی دانند در میان سازمان ها کمترین بودجه به آموزش و پرورش داده میشود.نمی دانند که حقوق من در زمان بازنشستگی از حقوق یک سال خدمتی های سازمانهای دیگر کمتر است.
از ضمن خدمت های پولی، از لغو ماموریت تحصیل، از نبود هیچ امتیازی برای خانواده و فرزندانمان، از کمترین میزان افزایش حقوق، از حراستی شدن معلم های معترض، از سطح توقع بالای والدین، از پایین بودن سرانه مدارس، از بالا بردن مقام معلم فقط در حد نوشته، از کمبود نیروی آموزش دیده، از هزاران مشکل دیگر که هیچکس نمی بیند و همه فقط از معلم انتظار معجزه دارند.
این ها درد من است. اینکه من را که با تلاش فراوان و رتبه عالی در دانشگاه فرهنگیان درس خوانده ام را با کسی که با مدرک آبیاری گیاهان دریایی در آزمونهای آبکی جذب نیرو در آموزش و پروش استخدام شده است را هم ردیف میکنند. اینکه اخبار، آخر هر ماه با اشتیاق واریز حقوقم را اعلام میکند و از بقال سرکوچه تا شاگردهایم از آن باخبرند اما هیچ خبری در مورد واریز حقوق اسفندماه با ده روز تاخیر یا ندادن پاداش بازنشستگی ها یا اضافه کارها اعلام نمی شود.
کاش مسئولین به یاد می آوردند که پایه و اساس هر جامعه ای معلمان آن جامعه هستند که فرزندان آن را تربیت می کنند.
کاش معلم ها می فهمیدند که منزلتشان از یک پزشک کمتر نیست و بیشتر از این برای خود ارزش قائل می شدند. کاش کارت پرسنلیمان بیشتر از تخفیف ۲۰ درصدی استخر ارزش داشت. کاش بیشتر به معلم ها -که نه- به فرزندانمان اهمیت بدهند.
کاش...
🆔 @majmae_eslahtalaban
همین که عاشق چیزی یا کسی شدی، قلبت را باید برای شکستن آماده کنی.
اگر میخواهی مراقب قلبت باشی، آن را به هیچکس نبخش. حتی یک حیوان.
آن را در بستهی زیبایی از شادیهای کوچک و شیک، بسته بندی کن و به کناری بگذار.
آن را در گاوصندوق خودخواهی حفظ کن. جایی که مطمئناً هرگز نخواهد شکست.
اما به خاطر داشته باشد که آنجا در تاریکی امنیت، بدون حرکت و بدون هوا، تغییر جنس خواهد داد.
قلبت همزمان شکستناپذیر و نفوذناپذیر خواهد شد.
چون از جنس سنگ شده است.
عشق، یعنی آسیب پذیر بودن.
و انتخاب با توست…
#کلیو_لوییس
کاش میشد روی هر گلبرگ عشق
زندگی رابا اقاقی ها نوشت
کاش میشد، مثل باران میشدیم
ساده وپاک وصمیمی چون نسیم
کاش میشد همسفر با مهربانی
عاشق فصل بهاران میشدیم
کاش میشد باترنم های گرم یک دعا
چون پرستو،میهمان آسمانها میشدیم
کاش دستی میرسید بر سایه های بی کسی
تا که عاشق تر ز باران میشدیم
کاش ما را قدرت پرواز بود
کاش دل را شوق یک آواز بود
کاش میشد خاطرم پرواز میکرد
با خدایش قصه ایی آغاز میکرد
کاش میشد مینوشتم روی هر رنگینکمان
نقشی از زیبایی این آسمان
💐💐💐💐 به شراب ِ ارغوانی مشکن خمار ما را
به نسیم مهربانی بنشان غبار ما را
گل باغ دوستی را به سرشک پروراندم
تو به باد غم سپردی همه برگ و بار ما را
تو که ساغر لبت را به لبم نمیگذاری
به تبسمی سحر کن شب انتظار ما را
به نسیم نوشخندی دل همچو غنچه وا کن
به شکوفهی نگاهی برسان بهار ما را
ز بشر گذشته بودم به خدا رسیده بودم
تو اگر نبسته بودی سر ره گذار ما را
تو درین سیاه شبها به فروغ باده مانی
که به مهر مینوازی دل بیقرار ما را...
💐💐💐💐 بیا به عاشقی و شعر متهم باشیم ...
بیا بهانه نگیریم عشق هم باشیم ...
بیا تمام مسیر عبور باران را...
بدون چتر بخندیم ! هم قدم باشیم ...
موافقی که در آغوش هم خراب شویم ؟
شبیه شبنم گلبرگ غرق نم باشیم ؟
چقدر دوری و حسرت ؟ چقدر تنهایی ؟
چقدر ملعبه ی دست های غم باشیم ...
چرا به کام دل همدگر عسل نشویم ؟
چرا جدا ز هم و تلخ مثل سم باشیم ؟
بیا به عاشقی و شعر متهم باشیم ...
بیا بهانه نگیریم ' عشق هم باشیم ...
آسایش یک امر بیرونی و
آرامش یک پدیده ی درونیه
مردم ممکنه خیلی تو آسایش باشند
اما معدود افرادی هستن که درآرامش زندگی میکنن
آسایش یعنی راحتی در زندگی که با امکانات و ثروت خوب و زیاد به دست میاد هرچی دلشون بخواد میخرن هر کجا خواستن میرن و ...
آرامش رو کسانی دارن که از درون سالم و سلامتند شاید بی چیز باشن امادلشون خوشه به اونچه دارن راضین چه خوب میشد که ما در عین آسایش، آرامشم همرامون بود!
آرامش+آسایش=خوشبختی
:diamond_shape_with_a_dot_inside: مثبت اندیشی:point_down::point_down:
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو سه پند می دهم که کامروا شوی:
اول این که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم این که در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!
و سوم این که در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی!!!...
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است
و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری و آن وقت بهترین خانه های جهان مال توست.
:diamond_shape_with_a_dot_inside: حکایت و داستان های آموزنده:point_down::point_down:
:leaves:
This message has been removed.
9سرمایه انسانی:
خشم رابه سکوت
سخن رابه تفکر
تعجیل رابه بردباری
عمل رابه تلاش
بدی رابه نیکی
نیکی رابه فراموشی
فراموشی رابه خاموشی
خاموشی رابه سرمایه
سرمایه رابه سکوت
و سکوت رابه سرمایه اندوخته کن چراکه اول وآخر هرادب است وبانی هر انسانیت.
قانون زندگی٬ قانون باورهاست
بزرگان زاده نمیشوند٬ ساخته میشوند.
جایی خواندم که پابلو پیکاسو یک نقاشی را در عرض 3 دقیقه کشید و قیمت هنگفتی بر روی آن گذاشت.
خریدار با این قیمت گذاری مخالفت کرد و آن را برای 3 دقیقه کار منصفانه ندانست.
پیکاسو به او پاسخ داد:
"این کار در واقع در 30 سال و 3دقیقه انجام گرفته، 30 سالی که به آموزش و پیشرفت فردی و تجربه اندوختن گذشت.
پشت هر موفقیت پایدار، مدت ها تلاش طاقت فرسا وجود دارد.
حقيقتی که تحقيرمان کند،
بهتر از دروغی است که فريبمان دهد.
چرا که در اين تحقير،
خودشناسی نهفته است
و در آن فريب، گمراهی...
:diamond_shape_with_a_dot_inside: حرف حساب:point_down::point_down:
را می شکنند تا از حلاوتش بهره گیرند.
رکورد را می شکنند تا به افتخارش برسند.
هیزم را می شکنند تا به گرمای آتش برسند.
غرور را می شکنند تا به افتادگی برسند.
سکوت را می شکنند به آوازی برسند.
برای همه شکستن هایشان دلایل خوبی دارند آدمها اما
هنوز نفهمیدم چرا
آدمها" دل" میشکنند؟؟
بود که به باغ میوه ای رفته و مشغول دزدی بود . باغ خلوت بود و با خیال راحت از درختی بالا رفت و مشغول چیدن میوه ها شد . صاحب باغ
از راه رسید و فریاد زد : آهای نامرد . بالای درخت چه می کنی؟ دزد که نمی دانست او صاحب باغ است گفت: نامرد خودتی، می بینی که مشغول کار در باغ خود هستم! صاحب
باغ گفت: «حالا دیگر این جا باغ خودت هم شد؟ الان به حسابت می رسم».
دزد برای این که خودش را از تک و تا نیندازد چاقویی از جیب درآورد و مشغول بریدن شاخه ای شد که روی آن نشسته بود . و به صاحب باغ گفت: «عمو برو پی کارت می بینی
که شاخه های اضافی را می برم» صاحب باغ خنده اش گرفت و گفت: «خجالت بکش . دروغ نگو . من صاحب باغم» دزد بیچاره بدجوری توی تله افتاده بود .
دوباره صاحب باغ گفت: بیا پایین . عقل هم خوب چیزی هست تو داری همان شاخه ای را می بری که رویش نشسته ای . از آن بالا روی زمین می افتی . دزد بیچاره فهمید که
خراب کاری کرده خجالت کشید و از درخت پایین آمد و صاحب باغ هم دیگر چیزی به او نگفت او هم سرش را پایین انداخت و رفت .
از آن به بعد هر وقت کسی به کاری دست بزند که نتیجه اش جز ضرر رساندن به خودش نداشته باشد می گویند: «سر شاخه نشسته و بیخش را می بری»
:diamond_shape_with_a_dot_inside: ریشه ضرب المثل ها:point_down::point_down:
ﯾﻪ ﺷﺐ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﻣﯿﺸﻦ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﯼ، ﺑﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ با ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺍﻟﮑﺘﺮﯾﮑﯽ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻣﯿﺸﻦ...
ﻧﻮﺑﺖِ ﻧﻔﺮ ﺍﻭﻝ ﻣﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺸﯿﻨﻪ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ . ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ
ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﺗﻮﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ، ﺭﺷﺘﻪ ی ﺧﺪﺍﺷﻨﺎﺳﯽ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ. ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ﺁﺩﻡ ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ مجاﺯﺍﺕ ﺑﺸﻪ ...!!
ﮐﻠﯿﺪ ﺑﺮﻕ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﻧﻦ، ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ نمی افته ..!
ﺑﻪ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻫﯿﺶ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﯿﺎﺭﻥ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﺵ ﻣﯿﮑﻨﻦ …!
ﻧﻔﺮ ﺩﻭﻡ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﺗﻮﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺣﻘﻮﻕ ﺧﻮﻧﺪم.
ﺑﻪ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﻤﯿﻔﺘﻪ!
ﮐﻠﯿﺪ ﺑﺮﻕ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﻤﯿﻔﺘﻪ .…!
ﺑﻪ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﺍﻭﻥ ﻫﻢ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻣﯿﺎﺭﻥ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﺵ ﻣﯿﮑﻨﻦ .…!
ﻧﻔﺮ ﺳﻮﻡ ﻣﯿﺎﺩ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﺗﻮﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ، ﺭﺷﺘﻪ
ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﺑﺮﻕ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﮕﻢ:تا ﻭﻗﺘﯽ که ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺗﺎ ﮐﺎﺑﻞ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻭﺻﻞ ﻧﺒﺎﺷﻦ، ﻫﯿﭻ ﺑﺮﻗﯽ به صندلی ﻭﺻﻞ ﻧﻤﯿﺸﻪ!
ﺧﻮﺏ، ﺑﻘﯿﻪ ی ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﻣﺸﺨﺼﻪ...
ﻣﺴﻮﻭﻟﯿﻦ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺸﮑﻞ ﺭﻭ
ﻣﯿﻔﻬﻤﻦ ﻭ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻓﺮﺩ ﻣﯿﺸﻦ!!
ﻧﺘﯿﺠﻪ ی ﺍﺧﻼﻗﯽ:
۱. ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ دانا ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺛﺎﺑﺖ کنید !!
۲. وقتی بیشتر از بقیه بفهمید، محکوم به نابودی هستید.
این حکایت بعضی جوامع هست...
ﺩﺭﺧﺘﻬﺎ ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ؛
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻋﺼﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ؛
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺒﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮ ﻧﺴﻞ ﺧﻮﯾﺶ ؛
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺗﺒﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻭ .....
ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎ
ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﺍﺯ ﮐﺪﺍﻡ ﺟﻨﺲ ﺑﻮﺩﯾﺪ؟؟
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﺵ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﮑﻨﯿﻢ ....
ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ ...
ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ، ﻣﻬﻨﺪﺱ ، ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ
ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ ، ﺭﻓﺘﮕﺮ ، ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ
ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ ...
ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ، ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ .....
ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺑﺪﻫﯿﻢ ....
ﺻﻮﺭﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮ ....
ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺮﻭﮎ ...
ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻤﯿﺪﻩ ....
ﻣﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ
ﺗﻨﻬﺎﻗﻠﺐ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ماند
بیا ساقی!
بزن سازی!
برقصانم!
#چونان_چرخی____بگردانم
#سرم_غوغاست____بفهمانم
#دلم_شیداست____مرنجانم
#مولانا:___________✏️
بارالها …
ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺁﺩﻣﯽ ﻋﺼﺎﺭﻩ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻭﺳﺖ ، ﺣﺮﻣﺖ ﺩﻝ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﺒﺮﯾﻢ ...
ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﺁﻧﺎﻧﮑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺒﺮﯾﻢ ...
ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﻮﺩﻥِ ﺩﺭﻭﻏﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﻧﺴﺎﺯﯾﻢ ...
ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﻖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ ...
به ما بياموز همان باشيم كه قولش را به تو داديم ...
"
شوخی با دوستان غیر فعال : 😂😂
به نام خداوند دریا و کوه
خداوند اعضاء سرد گروه
چه گویم از این سردی شاعران؟
اساتید گوشه نشین، ناظران
چه گویم از این غیر فعال ها؟
از این تاج سرها و بی حال ها
بسی رنج بردم در این چند ماه
که شاید بیفتند اعضاء به راه
ولی پست هایم اثر داشت؟ نه
کسی یک غزل مختصر داشت؟ نه
دریغا که بیچاره صفحه کلید
سر انگشت این دوستان را ندید
همین نکته خیلی مرا جالب است
عزیزی که خود نیست و هم غائب است
نشسته فقط دوست، اد می کند
فقط آدم از مرز رد می کند
گمانش که ما را مدد می کند
و شاهانه ما را رصد می کند
تقدیم به اعضای غیر فعال🌹🌹😃😃😃😃
با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم
اووه ! معذرت میخوام … من هم معذرت میخوام.
دقت نکردم … ما خیلی مؤدب بودیم، من و اون غریبه خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم؛ اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم ؟!
کمی بعد از آنروز، در یک غروب غمگین مشغول پختن شام بودم. دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد اما همینکه برگشتم به او خوردم و تقریبا انداختمش ولی بدون کمترین توجهی با اخم به او گفتم: "اه ! ازسرراه برو کنار" قلب کوچکش شکست و رفت ! اصلا نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم ...
وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:
وقتی با یک غریبه برخورد میکنی، آداب معمول را رعایت میکنی اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی !
برو به کف آشپزخانه نگاه کن. آنجا نزدیک در، چند گل پیدا میکنی.
آنها گلهایی هستند که او برایت آورده بود. خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی ...
او تنها به این خاطر آرام ایستاده بود که سورپرایزت بکنه
هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی
در این لحظه بود که احساس حقارت کردم و بی امان اشکهایم سرازیر شدند.
آرام رفتم و کنار تختش زانو زدم ... بیدار شو کوچولو، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟
گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم. نمی بایست اونجور سرت داد می کشیدم
دخترم گفت : اشکالی نداره مامان چون من به هر حال دوستت دارم مامان
من هم دوستت دارم دخترم
و گلها رو هم دوست دارم
مخصوصا آبیه رو ...
کوچولوی من ادامه داد : اونا رو کنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگل هستن. میدونستم دوستشون داری، مخصوصا آبیه رو ...
آیا میدانید که اگر فردا بمیرید شرکت یا موسسه ای که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز برای شما جانشین جدیدی می آورد؟
اما خانواده ای که به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد؟
و به این فکر کنید که ما خود را عجیب وقف کار میکنیم و به خانواده مان آنطور که باید اهمیت نمی دهیم!
چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !
اینطور فکر نمی کنید؟!
به راستی کلمه "خانواده" یعنی چه ؟!
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با تـوست
این طرف مشتی صدف، آنجا کمی گل ریخته
موج، ماهــی های عاشق را به ساحل ریخته
بعد از این در جام ما تصویر ابر تیره است
بعد از این در جــــام دریا ماه کامل ریخته
مرگ حق دارد که از ما روی برگردانده است
زندگـــی در کـــام ما زهــــر هلاهل ریختـــه
هر چه دام افکندم آهوها گریزان تر شدند
حال، صدها دام دیگـــر در مقـــــابل ریخته
هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیست
هر کجـــا پا میگذارم دامنـــــی دل ریخته
عارفـــی از نیمه ي راه تحیـــــر بازگشت
گفت ، خون عاشقان منزل به منزل ریخته
فاضل نظری
زندگینامه مولوی
جلالالدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی ( ۶ربیعالاول ۶۰۴، بلخ یا وخش – ۵ جمادیالثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) (۱۵ مهر ۵۸۶ – ۴ دی ۶۵۲ هجری شمسی) از مشهورترین شاعران ایرانیتبار پارسیگوی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلالالدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده میشدهاست. در قرنهای بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفتهاست و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانستهاند. زبان مادری وی پارسی بوده است.
زادروز : ۶ ربیعالاول ۶۰۴ قمری
بلخ (افغانستان امروزی) یا وخش
درگذشت : ۵ جمادیالثانی ۶۷۲ قمری
قونیه
آرامگاه : قونیه ترکیه
محل زندگی : ایران – تاجیکستان/افغانستان و ترکیه کنونی
ملیت : ایرانی
لقب : مولانا – مولوی – خَمُش
دوره : خوارزمشاهیان
مذهب : اسلام,اهل سنت
آثار : مثنوی معنوی – دیوان شمس – فیه ما فیه
والدین : پدر: بهاءالدین ولد
مولوی، پیونددهندهٔ ملتها
مولوی زادهٔ بلخ یا وخش (شهری در افغانستان امروزی) بود و در زمان تصنیف آثارش (همچون مثنوی) در قونیه در دیار روم میزیست. با آنکه آثار مولوی به عموم جهانیان تعلق دارد، ولی پارسیزبانان بهرهٔ خود را از او بیشتر میدانند، چرا که حدود شصت تا هفت هزار بیت او فارسی است و خطبهها و نامهها و تقریرات (تعالیم او به شاگردانش که آن را ثبت کردند و به فارسی غیرادبی و روزانه است) او نیز به فارسی میباشد. و تنها حدود هزار بیت عربی و کمتر از پنجاه بیت به زبانهای یونانی/ترکی(اغلب به طور ملمع در شعر فارسی) شعر دارد.
پارسی گو گرچه تازی خوشتر است عشق را خود صد زبان دیگر است
و پسر مولانا نیز چندان بنا به اعتراف خودش در زبانهای ترکی/یونانی خوب روان نبوده است:
بگذر از گفت ترکی و رومی که از این اصطلاح محرومی
گوی از پارسی و تازی که در این دو همی خوش تازی
آثار مولانا به علاوه مناطق فارسیزبان, تاثیر فراوانی در هند و پاکستان و ترکیه و آسیایه میانه گذاشته است. آثار مولانا تأثیر فراوانی روی ادبیات و فرهنگ ترکی نیز داشتهاست. دلیل این امر این است که اکثر جانشینان مولوی در طریقهٔ تصوف مربوط به او از ناحیهٔ قونیه بودند و آرامگاه وی نیز در قونیه است.
ای بسا هندو و ترک همزبان ای بسا دو ترک چون بیگانگان
برخی مولویشناسان (ازجمله عبدالحسین زرینکوب) برآناند که در دوران مولوی، زبان مردم کوچه و بازار قونیه، زبان فارسی بودهاست. جلال الدین همایی در این رابطه به این بیت پسر مولانا(که پس از چند
چه زیباست این شعر قیصر امین پور
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
گویی به خوابی جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود
کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود...
🌹سلام صبحتان به خیر
وشادی 🌹
بیوگرافی چارلز دیکنز:
چارلز ديكنز در هفتم فوریه 1812، در «پورتس موث» انگلستان به دنیا آمد. وي دومین فرزند از هشت فرزند «الیزابت دیکنز» و «جان دیکنز» بود. سالهای اولیه زندگی ديكنز به صورت داستان بوده است. او خود را پسری کوچک و نه چندان تحت مراقبت میپنداشت و بيشتر وقت خود را در بیرون از خانه می گذراند. ديكنز به شکلی سیری ناپذیر و با علاقهای خاص، رمانهای «توبیاس اسمولت» و «هنری فیلدینگ» را میخواند. خانواده ديكنز تا حدودي ثروتمند بودند و او براي مدتي در مدرسه خصوصی «ویلیام گیلز» آموزش دید. اما این دوران رفاه ناگهان به سر آمد؛ زيرا پدرش پول زيادي را صرف امور تفریحی و حفظ موقعیت اجتماعی خود نمود و سرانجام به علت بدهی، در زندان بدهکاران لندن، «مارشالسی»، زندانی شد.
دیکنز در سن 12 سالگی فکر میکرد كه به اندازه کافی بزرگ شده است. از اين رو در کارخانه قایقسازی مشغول به كار شد. او روزانه ده ساعت كار مي كرد و با شش شلینگی که در هفته دریافت می نمود، مجبور بود کرایه خانه را بپردازد و به خانوادهاش که به همراه پدر در زندان مارشالسی بودند، کمک کند.
بعد از مدتي، موقعیت مالی خانواده به واسطه پولی که از خانواده پدرش به ارث رسید، بهبود یافت. با وجود این، مادر چارلز به دليل بدهی خود به كارخانه، او را از کار در آن محیط باز نداشت و البته، دیکنز هم هرگز مادرش را نبخشید؛ دلخوری و رنجش ديكنز از موقعیتي که در آن زندگی میکرد، درونمایه اصلی آثار او را شکل داد. در اين ارتباط دیکنز در رمان خود با نام «دیوید کاپرفیلد» - که به روشني به شرح زندگی نویسنده میپردازد - نوشته است :
«برای من هیچگونه پند، تشویق، دلداری، یاری و حمایتی از سوي هيچ كس وجود نداشت؛ به گونه اي که امیدوار بودم زودتر به بهشت بروم».
در ماه می سال 1827، دیکنز در اداره الیس و بلکمور به عنوان کارمند حقوق شروع به کار كرد. او از زماني كه دانشجوی سال آخر بود، استعداد وکیل شدن را داشت؛ حرفهای که بعدها در بسیاری از آثارش، تنفر خود را از آن نشان داد. وي در سن 17 سالگی به عنوان تندنویس در دادگاه مشغول به کار شد.
در سال 1830، دیکنز اولین عشق خود «ماریا بیدنل» را ملاقات کرد؛ کسی که مدل شخصیت «دورا» در رمان «دیوید کاپرفیلد« بود. سرانجام، رابطه عشقی آنها با نارضایتي خانواده دورا روبرو شد. دیکنز در سال 1834، حرفه روزنامهنگاری را در پیش گرفت. او از بحثهای مجلس گزارش تهيه میکرد و با سفر به تمام نقاط كشور، پیکارهای انتخاباتی را پوشش مي داد.
وي در سال 1836 با «کاترین تامپسون هوگارتس» دختر «جورج هوگارتس» ویراستار روزنامه عصر (evening chronicle) ازدواج کرد؛ ازدواجی که ثمره آن، ده فرزند برای چارلز دیکنز و همسرش بود.
ديكنز براي مدت كوتاهي در خارج از انگلستان ( 1844 در ایتالیا و 1846 در سوئد) ساكن شد و پس از آن، فعاليتهاي خود را را با نوشتن رمانهای «دیوید کاپرفیلد» (1849-50)، «خانه متروکه» (1852-53)، «دوران سختی» (1854)، «دوریت کوچک» (1857)، «افسانه دو شهر» (1859) و «انتظار بزرگ» (1861) ادامه داد. وي همچنین ناشر، ویراستار و یکی از نویسندگان اصلی روزنامه هاي «رواواژه» (1850- 59) و «تمام سال» (1858 –70) بود.
دیکنز در سال 1858 از همسرش جدا شد. در آن زمان، طلاق بويژه برای شخص مشهوری چون او، امری غیر قابل تصور بود؛. به همین دلیل، وی همسرش را به مدت بیست سال در خانه خود نگاه داشت؛ تا اينکه همسرش فوت کرد و در طول این مدت، در اماکن عمومی وانمود مي كردند كه با يكديگر مشكلي ندارند.
تفسیرهای اجتماعی
رمانهای چارلز دیکنز با وجود دارا بودن تمامی ويژگيهاي یک رمان موفق، به تفسیر و نقد جامعه نیز میپردازند. دیکنز یک منتقد خشمگين نسبت به مسايلي همچون فقر و طبقهبندیهای جامعه مربوط به زمان سلطنت «ملکه ویکتوریا» بود. او در تمامی آثارش، تمرکز خود را بر انسانهایی با ويژگيها و شیوه زندگی مشترک قرار مي دهد. دومین رمان دیکنز به نام «الیور تویست» (1839) با توصیف هايش از فقر و جنایتهاي شهری، خوانندگان را شوکه کرد و به ارائه تصویری شفاف و حقيقي از فضاي كثيف لندن پرداخت. پس از آن با نشان دادن شرايط غمانگیز فاحشه اي به نام «نانسی»، تصويري از مرام انساني چنین زنانی را در ذهن عموم خوانندگان بر جای گذاشت؛ زنانی که تا قبل از آن، مایه بدبختی و تأسف تلقي میشدند؛ که نتیجه سیستم اقتصادی و طبقهبندی ویکتوریایی بود.
فن نویسندگی
دیکنز در بيشتر داستانهایش با استفاده از شخصیتهای آرمانگرا و عاطفی که در تضاد با واقعیتهای زشت جامعه است، به توصیف رويدادها مي پردازد. برای مثال، صحنه مرگ نل کوچک در رمان «فروشگاه عجایب قدیمی» به طور باور نکردنی، خوانندگان معاصر را تحت تاثير قرار مي دهد. «چسترتون» نویسنده انگلیسی در اين مورد میگوید :
«این مرگ نل کوچک نیست، بلکه زندگی اوست؛ چیزی که من به آن اعتراض[*] دارم».
چارلز دیکنز در رمان «الیور تویست»، تصویر پسری جوان و آرمانگرا را به نمايش مي گذارد که از سرشت بسيار خوبي برخوردار است؛ به گونه اي که ارزشهای اخلاقیاش هرگز تحت تأثیر قرار نمیگیرد.
دیکنز در بيشتر رمانهايش تمركز خود را بر شخصيتي آرمانگرا قرار مي دهد؛ مانند «سامرسون» در خانه متروکه و «دوریت» در دوریت..
زندگینامه ابوالمؤید بلخی
ابوالمؤید بلخی شاعر و نویسندهٔ ایرانی زادهٔ سدهٔ ۴ ه.ق در بلخ و دوران سامانیان است. اثر اصلی او شاهنامه بزرگ مؤیدی است (به نثر) که شاهنامهٔ بزرگ، شاهنامهٔ مؤیدی و شاهنامهٔ بوالمؤید نیز خوانده میشود. تقریباً تمام آثار وی از میان رفتهاست و اطلاع چندانی پیرامون زندگی وی در دست نیست. تاریخ سیستان اثری به نام کتاب گرشاسپ (گرشاسپنامه) از وی نام میبرد که احتمالاً جزئی از شاهنامهٔ او بودهاست.همچنین است اخبار نریمان.
وی نخستین کسی است که داستان یوسف و زلیخا را به نظم کشید.اگرچه از اشعار این منظومهٔ او چیزی باقی نمانده، در مقدمه آن چنین آمده است:
دو شاعر که این قصه را گفتهاند به هر جای معروف و ننهفتهاند
یکی بوالمؤید که از بلخ بود بدانش همی خویشتن را ستود
نخست او بدین در سخن بافتست بگفتست چون بانگ دریافتست
شاهنامهٔ وی کتابی در شرح تاریخ و داستانهای ایران قدیم و شامل بسیاری از روایات و داستانهای ایرانیان از پهلوانان و پادشاهان است که بعداً در دیگر آثار حماسی، از جمله «شاهنامه»ی فردوسی، از آنان سخن گفته شد. قدیمترین کتابی که از این اثر نام برده تاریخ بلعمی است که خود به تاریخ ۳۵۲ نوشته شده است.
عجائبالبلدان اثر دیگر اوست که در قرن چهارم و اوائل قرن پنجم مشهور بوده و در تاریخ سیستان نیز چند بار از آن یاد شده است.
شاهنامه ابوالموید بلخی
شاهنامۀ ابوالمؤید بلخی که در قرن چهارم تألیف شده از قدیمی ترین و مهم ترین شاهنامه های آن قرن بوده است . این کتاب بزرگ شرح داستان های قدیم ایرانی بوده است . این شاهنامه به نام های شاهنامۀ بزرگ و شاهنامۀ مؤیدی هم آورده شده است. در این کتاب احادیث و روایاتی مربوط به پهلوانان و شاهان کهن ایران زمین بود که بسیاری از آن ها در شاهنامۀ فردوسی و دیگر منظومه های حماسه ای از آن ها نامی برده نشده یا فقط اشاره ای کوتاه به آن شده است.
مانند داستان آغش و هادان که از پهلوانان زمان کیخسرو بوده اند یا کی شکن که برادرزادۀ کیکاووس بوده یا گرشاسپ و علاوه براین ها در شاهنامۀ ابوالمؤید، از نریمان و سام و کیقباد و افراسیاب و لهراسب که هرکدام به تفصیل توضیح داده شده است بطوری که در تاریخ سیستان و مجمل التواریخ هرکدام از آن ها را در کتابی جداگانه نوشته اند. این کتاب عظیم به دلیل تفصیل آن و به علت آن که قسمت زیادی از داستان های قهرمانی در قرن چهارم و پنجم و ششم به نظم آمد. مردم دیگر به حفظ و بازنویسی آن اقدام نموده ننموده اند رفته رفته از میان رفت و تنها قسمتی که باقی مانده قطعه ای از کتاب گرشاسپ است که درتاریخ سیستان نقل شده است.
قدیمی ترین مأخذی که در آن به شاهنامۀ ابوالمؤید بلخی اشاره شده کت
عبدالله خان دوامی(۱۲۷۰خ روستای طاد، تفرش - ۲۰ دی ۱۳۵۹) از استادان بنام و برجسته موسیقی اصیل ایرانی و ردیفدان ارزنده ایران است.
به گفته روحالله خالقی وی استاد برگزیده نواهای ضربی و تصنیف بودهاست. او در مکاتب استادانی نظیر علی خان نایب السلطنه، میرزا عبدالله، میرزا حسین قلی، حسینخان اسماعیلزاده، ملکالذاکرین پرورش یافتهاست و شاگردانی نظیر استادان محمدرضا شجریان، فاخره صبا، محمود کریمی، نصرالله ناصحپور، رضوی سروستانی، فرامرز پایور، مجید کیانی، محمدرضا لطفی و شهرام ناظری در محضرش پرورش یافتهاند.
اشاعهٔ موسیقیویرایش
استاد دوامی مسافرتهایی (البته بسیار شنیدنی) همراه با ابوالحسن اقبالآذر، درویش خان، طاهرزاده و باقرخان رامشگر برای ماندگاری (و ضبط صفحهُ گرامافون) موسیقی اصیل ایرانی به خارج از کشور داشتهاند.
ای یوسف خوشنام ما، خوش می روی بر بام ما
ای درشکسته جام ما، ای بردریده دام ما
ای نور ما، ای سور ما، ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما، تا می شود انگور ما
ای دلبر و منصوب ما، ای قبله و معبود ما
آتش زدی بر عود ما، نظاره کن بر دود ما
ای یار ما عیار ما، دام دل خمار ما
پا وا مکش از کار ما، بستان گرو دستار ما
در گل بمانده پای دل، جان میدهم چه جای دل
وز آتش سودای دل، ای وای دل، ای وای ما
شعر: «مولانا»
خیلی شعر پر معناییه حتما بخونید...
عمريست که ما زنده ولى زنده به گوريم
از بدو تولد همه از اهل قبوريم
انگار که دنيا ز ازل خانه ى ما نيست
يک کوچه ى تنگ است که در حال عبوريم
يک عده که راضى به رضاى خودمانيم
يک عده دگر ديو صفت درپى حوريم
يک جمع به دنبال رسيدن به حقيقت
نزديک به آنيم وخود آنيم و چه دوريم
يک جمع دگر دربه در نور هدايت
غافل شده ازخويش که ذاتا همه نوريم
ديريست که از منتظرانيم و صدافسوس
غايب خودمانيم و به دنبال ظهوريم
حاضرنه حضوراست وحصول است,شعور است
با چشم نبين,دل بگشا ما همه کوريم
آزاد ترين مردم دربند جهانيم !
از دور عقابيم و به زنجير چوموريم...
🌺🍃ویژگی های اختصاصی متولدین ماههای مختلف سال :
🌺🍃فروردین:
خوشگل وجذاب
مغرور ودوستداشتنی
ساده و بی ریا اما باهوش
همیشه به نظر شاد میان اما غماشون تو سینشون میمونه
خیلی خونگرم اما عصبی
پرحرف اما شیرین
خودخواه اما دست و دلباز
بلندپرواز اما واقع بین
عاشق اما پنهان
فروردین ماهی رو که داری یعنی با همه فرق داری
🌺🍃اردیبهشت:
زیبا اما باطنی
ساده اما زیادی
همیشه اونجوری به نظر میان که واقعا هستن
خونگرم اما آروم
کم حرف اما خوش صحبت
منطقی اما لجباز
خوشبین و صبور
امیدوار در عین ناامیدی
یه اردیبهشتی میتونه راهه زندگیتو نشون بده
🌺🍃خرداد:
دوس داشتنی اما تا وقتی خوشحال
همیشه نیاز به راهنمایی داره
ساکت ولی همیشه گوش میده
خونگرم و شیطون
و عصبی و مهربون
آینده نگر و بلندپرواز
عشقش مرموز
خشم او ویرانگره
هیچ وقت یه خردادی رو نرنجون
که دیگه دلش بات صاف نمیشه
اگه یه خردادی تو زندگیت باشه به همه جا میرسی
اگه نباشه نصف عمرت بر فناست
🌺🍃تیر:
زیبا و اعتماد بنفس زیاد
خود رای و خودجوش
احساسشون سریع ابراز میشه
بداخلاق و عصبی
در لحظه زندگی میکنه
وفادار و صادق
عشقش شدید اما رمانتیک نیست
همیشه بدون که تیر ماهی نمادی از خاص بودنه
🌺🍃مرداد:
خوشگل و ناز
مهربون و دلسوز
وفادار
شدیدا احساساتی و رمانتیک
باپشتکار
باحوصله و دلسوز
دل بزرگی داره
تا وقتی که یه مردادی رو داری زندگیت جریان داره
🌺🍃شهریور:
از درون پاک و صاف
قابل اعتماد و خوش حساب
دریادل و مهربون
تند خو و خشن
آینده نگر و متفکر
ساده و بی کلک
با احساس اما ابراز احساسات بلد نیستن
بهترین تکیه گاه یعنی شهریوری
🌺🍃مهر:
رک و روراست
شوخ و جذاب
عصبی اما تودل برو
شدیدا احساساتی و حساس
دوس داشتنی اما مرموز
لجباز و بداخلاق
بلندپرواز و رویاگرا اما ناامید
مهری رو داشته باش غمی نداشته باش
🌺🍃آبان:
ظاهر معمولی ولی جذاب
مضطرب اما خونسرد
ساده اما جذاب
تودل برو و ملوس
احساساتی و باذوق
ساده و واقع گرا
رویاهای کوچیک و قشنگ
با آبانی میشه یه زندگی خوب رو تجربه کرد
🌺🍃آذر:
خوشتیپ و جذاب و بانمک
عصبی و بسیار احساساتی
خوش قلب و مهربون
روشن فکر و واقع گرا
عجول و بسیار باهوش
عاشق و ساده
وفادار و خوش قول
مغرورو خود شیفته
اگه آذری باهات باشه تا آخرش باهاته از دستش نده
🌺🍃دی:
ساده و دوست داشتنی
باافاده و عشق مد
خاص و تو دل برو
قوی و رنجور
آرزوهای قشنگ و کوچک داره
سردرگم و بدقول
شدیدا احساساتی و حساس
دی ماهی یعنی خاص بودن ماله هرکسی نیست
🌺🍃بهمن:
ساده اما پرجذبه
با سیاست
خوش صحبت و شوخ طبع
تو کاراش جدی و محکم
کاری بهش سپرده بشه تا آخرش میره
بابرنامه و آینده نگر
عشقش بی ریا و ساده
بهمنی یعنی زح ندگی بی دغدغه و باآرامش
🌺🍃اسفند:
زیبا اما بدون اعتماد بنفس
شیرین و دوست داشتن.
خونسرد اما تندخو
هیچوقت نمیتونه قانع باشه
آینده نگر و کم حوصله
مرموز و پنهان
اسفندی بهت دل ببنده یعنی خوشبختی
Channel: @shatootestan
🍃🌺🍃
سندرم متابولیک (Metabolic syndrome) به مجموعهای از شرایط گفته میشود که عبارت هستند از: فشار خون بالا، سطوح افزایش یافتهٔ انسولین در خون، چربی انباشتهٔ اضافی در اطراف شکم و سطوح افزایش یافتهٔ چربی خون، بنابه گفتهٔ محققان سندروم متابولیک گروهی از عوامل خطر شامل چربی دور کمر، چاقی شکمی، فشارخون بالا، دیابت، تری گلیسیرید بالا و HDL (چربی خوب) پایین است که با هم رخ میدهند و خطر ابتلا به بیماریهای قلبی، سکته و دیابت را افزایش میدهند.[۱]
در بسیاری از موارد سندروم متابولیک، اکثریت این شرایط، همزمان با هم وجود دارند و ریسک ابتلا به بیماری قلبی، سکته و دیابت را افزایش میدهند. داشتن تنها یکی از شرایط ذکر شده دال بر ابتلا به سندرم متابولیک نیست ولی میتواند منجر به ابتلا به بیماریهای جدی دیگری شود.
• همهٔ صاحب نظران بر سر تعریف سندرم متابولیک توافق ندارند. برخی از پزشکان این دسته از عوامل خطر، را به اسامی مختلف، از جمله سندرم X و سندرم مقاومت به انسولین نامیدهاند.
اگر فردی مبتلا به سندرم متابولیک و یا یکی از اجزای آن باشد، تغییرات قابل توجه در شیوهٔ زندگی میتواند از ابتلا به بیماریهای مرتبط پیشگیری به عمل آورده و یا دست کم ابتلا به آنها را به تاخیر بیندازد.
افت قند خون و درمان آن
زمانی که غلظت گلوکز خون به کمتر از 70-60 میلیگرم در دسی لیتر کاهش یابد، افت قند خون یا هیپوگلیسمی رخ خواهد داد.
افت قند خون
به طور طبیعی با خوردن غذا و ورود آن به معده، هضم در معده آغاز میشود. به دنبال آن غذا در روده باریک به قند تجزیه شده و قند حاصله وارد جریان خون میشود. همزمان انسولین نیز توسط لوزالمعده به داخل خون آزاد میگردد. نهایتاً گلوکز یا قند با کمک انسولین وارد سلولهای بدن شده و جهت تولید انرژی و زنده ماندن آنها به کار میرود.
هیپوگلیسمی به چه معناست؟
میزان طبیعی قند خون ناشتا برای یک فرد غیر دیابتی 70 تا 100 میلی گرم در دسیلیتر است.
مقادیر قند خون مطلوب برای افراد مبتلا به دیابت به شرح زیر میباشد:
قند خون ناشتا: 70 تا 130 میلیگرم در دسیلیتر
قند خون پس از وعده غذایی: کمتر از 180 میلیگرم در دسیلیتر
قند خون 2 ساعت پس از صرف غذا: کمتر از 140 میلیگرم در دسیلیتر
قند خون 2 ساعت بعد از صرف غذا در فرد عادی باید کمتر از 120 میلیگرم در دسیلیتر باشد، ولی هدف مطلوب در بیماران دیابتی این است که این قند خون به کمتر از 140 میلیگرم در دسیلیتر برسد.
زمانی که غلظت گلوکز خون به کمتر از 70-60 میلیگرم در دسی لیتر کاهش یابد، افت قند خون یا هیپوگلیسمی رخ خواهد داد.
علائم هیپوگلیسمی
علائم اولیه هیپوگلیسمی شامل حالت گیجی، رنگ پریدگی، عرق کردن، عصبی بودن، گرسنگی و ضعف میباشد. چنانچه سطح قند خون به زیر 40 میلیگرم در دسیلیتر افت کند، اختلال در عملکرد سیستم عصبی مرکزی نظیر سردرگمی، بیحالی، صحبت کردن شل و غیرقابل کنترل و تغییرات خلق و خو تظاهر مییابد.
علل افت قند خون
از علل افت قند خون میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
* مصرف بیش از حد الکل: وجود الکل در خون با ایجاد یک مکانیسم خاص تولید گلوکز در کبد را متوقف میکند.
* ورزش طولانی مدت
* گرسنگی طولانی
* مصرف ناکافی مواد غذایی: مثلاً در افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی
* دریافت یک رژیم فقیر از کربوهیدرات
* مصرف برخی از داروها: مانند مصرف داروی کینین در افراد مبتلا به مالاریا، مصرف سالیسیلاتها در افراد مبتلا به بیماریهای روماتیسمی، مصرف داروی پروپرانولول در افراد مبتلا به فشارخون بالا.
* ابتلا به برخی از بیماریهای کبدی یا کلیوی
* مشکل در غددی که ترشح کننده هورمونهای تنظیم کننده قند خون هستند: مانند لوزالمعده، هیپوفیز و آدرنال
* وجود توموری در پانکراس (لوزالمعده) : اگر فردی با میزان انسولین طبیعی، قند خون پایینی بعد از صرف یک وعده غذایی غنی از کربوهیدرات داشته باشد، این میتواند نمایانگر وجود تومور در پانکراس وی باشد.
در افراد دیابتی که از انسولین و یا دیگر انواع داروهای خاص دیابت استفاده
میکنند، فعالیت بدنی میتواند سبب افت ناگهانی قند خون گردد
* دیابت: اصلیترین علت هیپوگلیسمی در بیماران دیابتی به قرار زیر است:
- عدم استفاده صحیح از انسولین
- نخوردن میانوعده
- افزایش فعالیت بدنی
در افراد دیابتی که از انسولین و یا دیگر انواع داروهای خاص دیابت استفاده میکنند، فعالیت بدنی میتواند سبب افت ناگهانی قند خون گردد. افت قند خون میتواند در هنگام ورزش، بلافاصله پس از تمرین و یا حتی یک روز پس از تمرین آشکار گردد. بنابراین لازم است بیماران دیابتی قبل و بعد از فعالیت بدنی قند خونشان را بررسی کنند. اگر قندخون زیر 80 باشد احتمال افت قندخون بسیار زیاد است و عوارض جانبی خواهد داشت.
- تزریق بیش از حد انسولین
- مصرف بیش از حد داروهای کاهنده قند خون
از بین داروهای بیماران دیابتی، همه باعث افت قند خون نمیشوند، مثلاً قرص متفورمین، قرص آکاربوز و قرص گلی تازون از علتهای افت قند نیستند و به عکس گلی بن کلامید یا گلی بورید، گلی کلازید و ریپاگلیناید در صورتی که بیش از حد مصرف شوند یا فرد بعد از مصرف آنها غذا نخورد، باعث افت قند خون خواهند شد.
درمان افت قند خون
درمان مناسب، مصرف کربوهیدراتهای ساده و با جذب سریع است که به سرعت تبدیل به قند شده و جذب خون میگردند.
به عبارت دیگر، میتوان برای درمان اولیه در فرد هوشیار مراحل زیر را به کار برد:
1- مصرف 10 تا 20 گرم کربوهیدرات ساده نظیر چند حبه قند، آب پرتقال یا آب سیب
2- صبر کردن به مدت 15 دقیقه و اندازه گیری مجدد قند خون
3- اگر قند خون هنوز زیر 70 میلیگرم بر دسیلیتر باشد و علائم هیپوگلیسمی مرتفع نشده باشد، باید 15 گرم دیگر کربوهیدرات مصرف نمود و این کار را ادامه داد تا قند خونتان طبیعی گردد. هرگز نباید اجازه داد تا قند خون برای مدتی طولانی پایین بماند.
منابع غذایی تأمین کننده 15 گرم کربوهیدرات عبارتند از:
نصف لیوان آب سیب و یا آب پرتقال، سه چهارم لیوان شربت زنجبیل، نصف لیوان نوشابه، یک قاشق غذاخوری شکر یا عسل، نصف لیوان ژلاتین معمولی، 2 قاشق غذا خوری کشمش، 5 عدد آب نبات سفت.
4- هنگامیکه سطح قندخون به 70 میلیگرم رسید، میتوان یک لیوان شیر کمچربی و نصف یک ساندویچ را مصرف نمود.
چند نکته
*مصرف شکلات یا بیسکویت مناسب نیست، چون این غذاها حاوی چربی فراوان هستند که باعث دیر جذب شدن قند موجود در آنها میشود.
* هنگام هیپوگلیسمی در مصرف غذاهای شیرین باید اعتدال رعایت شود، زیرا مصرف بیش از حد و پشت سرهم این غذاها باعث بالا رفتن قند خون میشود.
* در هیپوگلیسمی شدید ...
سلامتی چیست ؟
عبارتست از رفاه کامل جسمی ، روانی و اجتماعی ، نه فقط نبودن بیماری و معلولیت ، شخص سالم کسی است که علاوه بر سلامت جسم از سلامت روان نیز برخوردار بوده و
از نظر اجتماعی و روحی در آسایش باشد.
بهداشت چیست ؟
بهداشت عبارتست از نگهداری و ارتقای سلامت و پیشگیری از بیماریها و افزایش قدرت روحی ، جسمی و اقتصادی در افرادی که به علت بیماری ناتوان شده اند.
بهداشت عمومی چیست ؟
یکی از فعالیتهای سازمان یافته اجتماعی است که به منظور حفظ ، ارتقاء و بازسازی سلامت افراد انجام می گیرد و در برگیرنده خدماتی است که به کل جامعه ارایه می
شود.
بهداشت فردی چیست ؟
شامل دستورالعملهایی است که در جهت تأمین ، حفظ و ارتقای بهداشت و سلامتی فرد بکار می رود.
بهداشت پوست :
پوست یکی از اعضاء مهم و وسیع بدن است . که حاوی غدد مواد چربی است ، در نتیجه فعالیت این غدد، آب ، مواد زائد، املاح و مقداری چربی از طریق پوست از بدن دفع
می شود. دفع مواد مزبور به همراه فعالیت باکتریهایی که در نقاط مختلف پوست ، خصوصاً در نواحی گرم و مرطوب زندگی می کنند سبب تخمیر مواد موجود در عرق و پوست
می شوند. به این ترتیب بوی نامطبوعی ایجاد می نماید که جهت رفع آن ، اقداماتی باید انجام داد.
فعالیت غدد مولد عرق در سنین بلوغ فوق العاده زیاد بوده و با ورزش ، گرمی هوا، پوشیدن لباسهای ضخیم ، خستگی ، عصبانیت ، نگرانی ، هیجان ، بیشتر می شود و به
منظور محافظت از پوست و رعایت بهداشت توجه به موارد زیر ضروری است :
هر کس باید بدن خود را حتی الامکان همه روزه یا حداقل هفته ای دوبار با آب و صابون بشوید.
تعداد دفعات استحمام با توجه به دمای هوای ، میزان فعالیت ، آلودگی هوا و محل کار متفاوت است .
شستشوی بدن با آب و صابون ، پوست را از وجود مواد زائد پاک می کند. مواد قلیایی موجود در صابون ، سبب حل شدن در چربیها و مواد زائد موجود بر پوست شده و جلوی
انسداد منافذ پوستی را می گیرد.
استحمام با آب گرم نه تنها سبب بهتر حل شدن مواد زائد و نرمی و لطافت پوست می شود بلکه رفع خستگی عضلانی و افزایش خون گیری پوست را نیز شامل می شود.
استحمام ، بلافاصله پس از صرف غذا، موجب گشاد شدن عروق پوست بدن شده و خون را از معده و دیگر اندامهای داخلی متوجه پوست می کند.
برای استفاده از انواع صابون و شامپو باید به نوع پوست (چرب ، خشک ، معمولی ) توجه کرد.
استفاده از وسایل شخصی در استحمام ضروریست . چرا که استفاده مشترک از این وسایل سبب انتقال بیماریهای عفونی و قارچی می شود.
از آنجا که بسیاری از بیماریهای انگلی و عفونتهای روده ای از طریق دستها و ناخنهای آلوده انتشار می یابند، شستن صحیح دستها و کوتاه کردن ناخن ها بطور مرتب ضروری
است .
قبل از غذا خوردن ، طبخ غذا، هنگام آماده کردن ظروف و وسایل سفره ، بعد از رفتن به توالت و دست زدن و نظافت کردن حیوانات ـ باغبانی و زراعت و پس از ملاقات و
تماس با بیماران مبتلا به بیماریهای واگیر، شستن صحیح دستها، توصیه می شود.
عادات جویدن ناخن غیر بهداشتی بوده و سبب ابتلای فرد به بسیاری از بیماریها خواهد شد.
شست و شوی روزانه پاها، از تجزیه عرق و بوی نامطبوع پا جلوگیری می کند.
استفاده از کفش مناسب به نحوی که هیچ گونه فشاری به پا وارد نکرده و سبب تغییر فرم طبیعی استخوان بندی پا نشود، از نکات مهمی است که باید در مورد سلامت پا و
ستون فقرات ، بدان توجه نمود.
بهداشت مو :
ـ موی سالم ، ظاهری درخشان ، مرتب و قابل انعطاف دارد نکات اساسی که در بهداشت مو باید مورد توجه قرار گیرد عبارتند از:
نوع شامپو و سایر مواد پاک کننده مهم بوده و انتخاب صحیح آنها با توجه به مشخصات مو، به ویژه میزان چرب بودن آنها است و باعث تقویت رشد مو و سالم ماندن آنها
می شود.
برس کشیدن روزانه موها باعث تشدید سرعت جریان خون
در پوست سر شده و از جمع شدن گرد و غبار و مواد زائد در پوست سر جلوگیری به عمل می آورد.
شوره سر با شستن مرتب موها، شانه کردن و برس زدن قابل کنترل خواهد بود.
پس از شست شوی موها، برای خشک کردن آنها باید از مالش شدید با حوله خودداری شود و بجای آن ، موها را با فشار دادن به حوله خشک کرد.
دفعات شست و شوی موها به نوع آن (چرب ـ خشک ـ معمولی ) بستگی دارد.
بهداشت چشم :
ـ اختلال در بینایی ، سبب کاهش ارتباط فرد با محیط و توان یادگیری وی می شود. به منظور پیشگیری از بروز اختلال در قوه بینایی ، رعایت این نکات بهداشتی ضروری
است :
استفاده از حوله شخصی و تمیز، در پیشگیری از عفونتهای چشمی ، امری بسیار مهم است .
هنگام مطالعه می بایست از نور کافی که از پشت سر و طرف چپ می تابد، استفاده نمود و فاصله چشمها از سطح مطالعه باید بین ۴۵ـ۳۰ سانتی متر باشد.
در صورت بروز عوارضی مانند تاری دید، اختلال در قدرت بینایی ، خستگی در هنگام مطالعه و ... سریعاً به چشم پزشک مراجعه کنید.
مصرف غذاهای متنوع و مناسب ، خصوصاً غذاهای حاوی ویتامین A ، در سلامت چشمها نقش اساسی دارد.
در صورت مشاهده هر گونه اختلال در ظاهر چشم ها، اعم از افتادگی پلک ، قرمزی ، تورم ، انحراف و ... باید سریعاً به پزشک مراجعه نمود.
در صورت ورود اجسام خارجی و یا مواد شیمیایی به چشم ها از مالش آنها خودداری نمایید و سریعاً چشم را با مقادیر فراوان آب ، شست و شو داده و با یک گاز تمیز پوشانده
و سریعاً به پزشک مراجعه نمایید.
برای شست و شوی چشم..
بهداشت گوش :
گوش عضو شنوایی و حفظ تعادل بدن است مراقبت از عضو شنوایی از سنین کودکی ، اهمیت زیادی دارد.
معاینات ادواری قدرت شنوایی در دانش آموزان ، بسیار مهم است و از افت تحصیلی جلوگیری می کند.
هر گونه درد گوش و یا ترشح چرکی از آن را به پزشک ارجاع دهید. عدم درمان و یا در مان ناقص عفونت های گوش میانی خصوصاً در اطفال ، ممکنست منجر به بروز مننژیت
(عفونت مغزی ) و یا کاهش شنوایی دائمی شود.
برای پاک کردن گوش از گوش پاک کن های استاندارد استفاده نمایید. قبل از استفاده از گوش پاک کن از محکم بودن پنبه نوک آن اطمینان حاصل کنید. استفاده از وسایل
تیز و زبر برای پاک کردن گوش سبب آسیب به مخاط مجرا و بروز خونریزی و عفونت می شود.
در صورت ورود اجسام خارجی در گوش ، اول سعی نمایید با قرار دادن گوش به سمت پایین و تکان دادن آرام سر و لاله گوش آن را خارج نمایید. در صورتی که با این اقدامات
موفقیت حاصل نگردید از سایر اقدامات و دست گاری جداً خودداری نمایید. زیرا ممکنست سبب آسیب به پرده گوش و یا بدتر شدن وضعیت شود. در این حالت باید سریعاً به
پزشک مراجعه نمود.
جهت تسکین گوش درد، هرگز از دود سیگار و یا مواد مخدر استفاده ننمایید.
بهداشت دهان و دندان :
ـ برای آنکه دندانهای سالمی داشته باشید، رعایت نکات زیر ضروری است :
۱) تغذیه مناسب : تغذیه مناسب در سنین مناسب موجب استحکام و رشد مناسب دندانها می شود. در بیشتر غذاهایی که هر روز می خوریم مقداری ماده قندی وجود دارد. مانند:
نان ، برنج ، عسل ، مربا، شکر، قند، شکلات ، آب نبات ، بیسکویت ، بستنی و میوه های شیرین . وقتی یک ماده قندی می خوریم ، بزاق دهان روی آن اثر می کند تا آن
را هضم کند. میکروبهایی هم که در پلاک های دندانی وجود دارند از این مواد قندی تغذیه می کنند(میکروبهای موجود در دهان بر روی نقاط خاصی از دندان تجمع نموده
و تشکیل پلاکهای میکروبی روی دندان را می دهند)
دراثر فعالیت میکروبها، اسید تولید می شود. هر قدر خوردن مواد قندی بیشتر طول بکشد یا تعداد دفعات مصرف آن بیشتر باشد، اسیدی بودن بزاق هم طولانی تر خواهد شد.
اسیدی که به علت خوردن مواد قندی ایجاد می گردد، رفته رفته مینای دندان را حل می کند و باعث پوسیدگی دندان می شود.
۲) استفاده از مسواک و نخ دندان : هدف اصلی از مسواک کردن ، پاک کردن پلاک میکروبی از روی دندانها و لثه است . درست
مسواک کردن وقتی است که تمام سطوح دندانها و لثه به خوبی مسواک زده شود. با رعایت نکات زیر می توان به خوبی و به درستی مسواک کرد.
الف ) انتخاب یک مسواک خوب با موهایی از جنس نایلون نرم و مرتب و منظم .
ب ) خمیر دندانی با قدرت پاک کنندگی و حاوی فلوراید
ج ) روش صحیح مسواک زدن
د ) استفاده از نخ دندان
فلوراید و نقش آن در پیشگیری از پوسیدگی دندان : فلوراید، عنصری است که در زنجیره طبیعت از حمله خاک ، آب ، هوا، مواد غذایی ، گیاهان ، میوه ها و حبوبات یافت
می شود.
فلوراید در ساختمان مینای دندان وارد شده و با آن ترکیب می شود و بنابراین ساختمان بسیار مقاومی ایجاد می کند که باعث می شود مینای دندان در برابر اسیدهای پوسیدگی
زا حلالیت کمتری داشته باشد در این حالت دندان نسبت به پوسیدگی مقاوم شده ، کمتر دچار پوسیدگی می گردد.
آنچه باید در بهداشت دهان و دندان دانست :
ـ مواد قندی را فقط در وعده های غذایی مثل صبحانه ، ناهار و شام بخورید و در فاصله دو وعده غذا تا آنجا که ممکنست از خوردن مواد قندی پرهیز کنید. هر قدر دفعات
خوردن مواد قندی بیشتر باشد، خطر پوسیدگی دندانها هم بیشتر می شود.
ـ از آنجا که شیر و لبنیات دارای ماده ای بنام کازئین هستند که از تشکیل اسید توسط پلاک میکروبی جلوگیری می کند، مصرف روزانه این مواد برای جلوگیری از پوسیدگی
دندانها توصیه می شود.
ـ بعد از مصرف هر نوع ماده قندی ، بهتر است بلافاصله دندانها را مسواک کرد. و اگر مسواک در دسترس نباشد حتماً باید چند مرتبه دهان و دندانها را با آب شستشو
داد.
ـ خمیر دندانها حاوی موادی هستند که ضمن خوشبو کردن دهان ، به برداشت بیشتر پلاک میکروبی و باقی مانده های غذایی از روی دندانها کمک می نماید.
ـ برای تمیز کردن سطوح بین دندانی هیچوقت از چیزهای سخت و نوک تیز مثل سنجاق و چوب کبریت استفاده نکنید.
ـ معمولاً از یک مسواک نمی توان بیشتر از ۴ـ۳ ماه استفاده کرد چون موهای آن خمیده و نامنظم می شود.
ـ استفاده نمک خشک ، جوش شیرین یا سایر پودرها برای مسواک کردن درست نیست و باعث ساییدگی مینای دندان و خراشیده شدن لثه می شود.
ولی استفاده از آب نمک رقیق (۱۲قاشق چایخوری در یک لیوان آب جوشیده سرد شده )، مفید است اما نمی تواند جایگزین مسواک و خمیر دندان شود.
ـ چون خرده های مواد غذایی و میکروبها روی سطح زبان جمع می شوند، بهتر است هر چند روز یکبار روی زبان را هم با مسواک تمیز کرد.
ـ پزشکان مسواک های نرم را توصیه می کنند. چون مسواک های زبر باعث تحریک لثه و سایش دندان ها می شود.
ـ هر فردی باید روزی دوبار و هر بار به مدت ۱۰ـ۷ دقیقه مسواک بزند
ـ اگر چه ناراحتیهای گوارشی ، کلیوی ، تنفسی ، خونی ، هورمونی و سوء تغذیه می تواند باعث بدبویی دهان شود، لیکن مهمترین عامل بوی بد دهان رعایت نکردن بهداشت
دهان و دندان و ابتلا به بیماریهای لثه و پوسیدگی دندان است .
برای این کار، مسواک را در عقب زبان قرار دهید و به طرف جلو بکشید چند بار ای..
این سکوت و این هوا و این اتاق .. شب به شب به خاطرم میاردت
توی این خونه هنوزم یه نفر .. نمیخواد باور کنه نداردت
نمیخواد باور کنه تو این اتاق .. دیگه ما با هم نفس نمیکشیم
زیر لب یه عمر میگه با خودش .. ما که از همدیگه دست نمیکشیم
به هوای روز برگشتن تو .. سر هر راهی نشونه میکشه
با تمام جاده های رو زمین .. رد پاتو سمت خونه میکشه
من دارم هر روزمو بدون تو .. با تب یه خاطره سر میکنم
با خودم به جای تو حرف میزنم .. خودمو جای تو باور میکنم
توی این خونه به غیر از تو کسی .. دلشو با من یکی نمیکنه
من یه دیوونم که جز خیال تو .. کسی با من زندگی نمیکنه
تو سکوت بی هوای این اتاق .. شب به شب به خاطرم میارمت
خودمم باور نمی کنم ولی .. دیگه باورم شده ندارمت
دلتنگ دیدارت شدم از خاطره چیزی بگو
در خاطرم رویای محسوس منی دل رابجو
چندی تو دوری می کنی چیزی بگو می دانمت
بنگر که محتاجم تو را ای رهگذر می خانمت
دایم صبوری می کنم تا کی توهستی رفتنی
حالا بگو بی من کجا ؟ داری تو هی لج می کنی؟
گاهی شبیهم می شوی طوری صبوری ساکتی
گاهی برایم می نویسی یکی دو ساعتی
فصلی که می سازد برایم از دو چشمت خاطره
راهی برایم می شکافد از دو بال پنجره
در را که می بندی دلی به انتظارت می تپد
شاید ندانی از تو دل کندن به سختی می شود
روزی که دیدمت آرام خندیدم
به خود گفتم:زندگی
زیبا بود...
آه...
... ولی افسوس او مرا هرگز ندید
حتی پرپر شدنم را در جلوی پاهانش
روزی که رفت من هم رفتم
او به دوام و من به فنا
کاش هرگز او را نمیدیدم کاش
روزی که دیدمش دنیا آبی بود
زیبا بود
مثل خواب
مثل برف
مثل باران
ولی رفتنی...
اما حال دنیا سیاه است
مثل کابوس
مثل سرما
مثل شب
ولی تا کی؟
کاش هرگز نمیدیدمت کاش
من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتراز ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی