فرداي روشن

خداوند به هر موجودي حق زندگي كردن متناسب با توانايي هايش را داده

جالبه

 

 


به مهربانوي بي نگاهي گفتم چه خبر  از خواستگارت ؟
 اطلاعات جالبي به من داد كه خواستم براي شما هم بنويسم براي بالا بردن سطح اطلاعات شما هم خوبه
  گفت
 اون كه جواب منفي بهش دادم رفت
 گفتم
 چرا ؟ اون كه مشكلي نداشت شرايط ماديشم كه خيلي خوب بود
 گفت
 بله ولي فهم و درك نداشت
 گفتم
 يعني چي ؟
 گفت
 كسي كه جواب سلام آدمُ با تكون دادن سرش بده
 به صندلي چندم بگه اونجا
 به سمت راست و سمت چپ بگه اين طرف اون طرف
 به پله بالا و پله پايين بگه فقط پله
 خلاصه اين حرفا
 به نظرم فهم و درك نداره
 گفتم
 خب به مرور زمان ياد مي گرفت
 بهش حق بده اصلا با فرد بي نگاه نبوده
 گفت
 اين مسائل ساده ترين مشكلات اين نوع رابطه هاست
 گفتم شايد
چون من هرگز بي اطلاع وارد هيچ راهي نميشم
 شايد اونم  نميدونسته
 گفت
ولي مي دونست از چه كسي با چه شرايطي داره خواستگاري مي كنه
 گفتم اينم حرفيه
 گفت
 كسي كه ويترين مغازه ها رو در سكوت مدت زيادي تماشا مي كنه و  مدل لباس طرفش
 و همچنين رنگ مورد علاقش خلاصه تزئينات دنيا ي نگاهداري خيلي براش مهم باشه
 واسه ما مناسب نيست
 كسي كه نگاهش توي نگاه ديگران باشه زبونش در حريم گفتگوي تو
 كسي كه به اشاره هاي ديگران اهميت ميده
 كسي كه
نمي خواد بفهمه احترام به يه بي نگاه يعني احترام به توانايي هاش
 واسه ما مناسب نيست
 گفتم بازم ميگم مدتي در اين شرايط قرارش مي دادي شايد درست مي شد
گفت
 آدما قراره با شروع يك تعهد مكمل هم باشند نه يك طرف كامل كننده ي تمام ديگري
خلاصه خيلي مسائل ديگه اي هم گفت تا همين حدش را تونستم بنويسم
 واسه من جالب بود

+ نوشته شده در  دهم تیر ۱۳۹۷ساعت 2:10 PM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  |