فرداي روشن

خداوند به هر موجودي حق زندگي كردن متناسب با توانايي هايش را داده

امنیت امروز

 


نمی دانستم این متن را باید چطوری شروع کنم
 اما  باید تاسف خودم را از یک جایی بیان می کردم
 متاسفم برای مکان هایی که دیگر جای امنی نیست
 آری مکان هایی که تا سالها ی پیشین
 بدون هیچ ترسی از آنها استفاده می شد
 حالا دیگر قدیم های پر از امنیت و آرامش نیست
 سری به سرویس های بهداشتی عمومی می زنم
 سرویس های بهداشتی تبدیل شده به سالن های مد و آرایش
 همه در صف بودند اما نه در صف استفاده از سرویس بهداشتی

 بلکه همه ی زنها در حال تبدیل یک نوع حجاب به حجاب دیگر 

و درون دستانشان کیف پر از لوازم رنگ آمیزی برای  آرایش
 با تعجب به آنها نگاه می کردم ناگهان کسی گفت
 همه ی ما در صف آئینه هستیم
 و بقیه هم خندیدند
 جالبترش این بود که
 زنی در ابتدای صف ایستاده بود و در حین بحث در مورد مد های روز جهان 

 به ترتیب با استفاده از لوازم در دست خودشان
 به رنگ آمیزی چهره ها می پرداخت
 مبهوت ماندم و گفتم
 فقط افسوس
 در سرویس بهداشتی دیگری که در حال گذر از کنارش بودیم
 ناگهان صدای جیغ یک زن بلند شد
 همه به طرف سرویس بهداشتی دویدند


 از قرار مرد معتادی درون یکی از سرویس های بهداشتی درحال مصرف مواد مخدر بوده 

که با شلوغ شدن محوطه ی سرویس بهداشتی
 ترسیده و به بیرون دویده بود
 مرد معتاد کشان کشان فرار کرد اما زنان درون سرویس بهداشتی واقعا وحشت کرده بودند
 جوانان درون پارک محل آرامش خانواده ها
 با هم در حین دست دادن مواد مخدر رد و بدل می کردند
 دیگر موضوع حفظ عفاف فقط نیست
 ای کاش مسئول مربوطه یادش نرود
 درون مکان های عمومی شهر امنیت و آرامش مهم ترین رکن یک جامعه است
 

با تشکر از ارسال کننده ی این متن مفید

+ نوشته شده در  چهاردهم تیر ۱۳۹۸ساعت 1:43 AM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  |