صاحب خانه ی دلم
دوباره ماه حاجی ها آمد
روزهایی که برای اکثریت آدمها حسرتی بیش نیست
آدمهایی که در حسرت یک طواف مانده اند
نگرانم برای والدینم
که در کهنسالی هنوز اشک حسرت برای یک طواف خانه ی خدا در چشمانشان جا خوش کرده
نگرانم برای آنهایی که در بالاترین سن هنوز در انتظار رسیدن روزه اعزام به حج هستند
نگرانم برای روز حساب آدمهایی که
برای چندمین بار حاجی می شوند
نگران آشنایی هستم که برای بیشتر از ده بار حاجی می شود و سفره های رنگین
برای حسرت پیشگانش پهن می کند
نگرانم برای قانونی که بیشتر از یکبار حج واجب را ممنوع نمی کند
نگرانم برای کسی که می گفت فردی را می شناسد که از طریق کشور های دیگر
چهل یا پنجاه باریست حاجی شده
شرافت نام حاجی لیاقت می خواهد
اگر تو یکبار حاجی شدی کسی را از این حسرت رها کن
چقدر زیباست قانونی که
والدین دارای معلول را بدون نوبت و انتظار و فقط به پاس تحمل این همه سختی
با اعزامشان به حج به آنها می فهماند که لیاقت حاجی شدن دارند
خدای من خانه خانه ی توست
پس ای صاحب خانه ای دعوت کننده ی بی نظیر
به دل مسئولین سرزمین وحی کن
که والدین دارای معلول شایسته ترین افراد برای حاجی شدن هستند
ای صاحب خانه ی دلها
به سرزمینم برکتی بده از جنس نور ،برکتی بده از جنس ایثار
تا تصویب شود قانون اعزام به سفر حج والدین معلول
شاید قدری با این نام حاجی شدن صبر به قلبهای والدین معلولین وارد شد
و من می دانم اگر تو بخواهی می شود
پس دعوت کن والدینم را ای صاحب خانه ی دلها