شعن یک معلول
روزی برای خرید به مغازه ای سر زدیم
اون کالایی را که من برای خرید انتخاب کردم
خوب قیمتش توسط فروشنده اعلام شد
منم خریدم و در هنگام خارج شدن زمزمه ها را شنیدم که
گناه داره فلان معلولیت را داره
بهش گفتم
اینکه بهم تخفیف دادی متشکرم
اما ای کاش نمی گفتی گناه داره به خاطر فلان معلولیت
چیزی نگفت و من با دلخوری از اون مغازه خارج شدم
چند روز بعد دیدم همون فروشنده اومد گفت
توی وبلاگ فردای روشن خوندم چقدر اشتباه فکر می کردم
اینکه اکثر مردم ما فکر می کنند معلول یک نیازمنده فکر درستی نیست
اما باید فرهنگ این مردم با مطالعه یا هر رسانه ای بالا برده بشه
گفتم متاسفانه خیلی کار سختیه
گروه ما در این وب تلاش می کنه
تا به سطح فرهنگی جامعه کمک کنه
اما خیلی ها یا نمی خوان بفهمند یا خودشون را به نفهمی زدند
فرد معلول یک شخصیت این جامعه هست
درسته یک سری از معلولین از فرهنگ بعضی افراد سوء استفاده می کنند
و به جای تلاش کردن
به دنبال نشون دادن نا توانی یک معلول هستند
اما باید یادمون نره که 99 درصد از معلولین جزو قشر برتر جامعه در رشته های ورزشی ، علمی و حتی سیاسی هستند
درسته معلولین واقعا از نظر اقتصادی مشکلات زیادی دارند
اما به جای شکستن غرورشون باید در تلاشهاشون یاریشون کنیم
مثلا نابینایان
باید هر کسی در اطراف خودش
می تواند شغلهای گفتاری در اختیار نابینایان بذاره
از این راه هم بهش شغلی بده هم اینکه کمک مالی خودش را محترمانه در اختیارش بذاره
یک معلول جسمی
اگر کسی کار های عملی که نیاز به نشستن های زیاد داره
مثلا کار های دفتری یا شغل هایی که با رایانه در ارتباطه
را در اختیار این گروه بذاره
یا معلولین ناشنوا
اگر کسی می تواند شغلی که در توان یک ناشنواست را در اختیارش بذاره
مثلا
شغلها ی بصری مراقبت های تصویری در مجتمع ها از طریق دوربین ها ی اون مرکز یا هر چه که در اون مجتمع هست
پس اینگونه می شود
شعن یک معلول را با احترام و عزت حفظ کرد