فرداي روشن

خداوند به هر موجودي حق زندگي كردن متناسب با توانايي هايش را داده

نیازاریدش

 


 مادرم شازده ی کل زمین است ، نیازاریدش    مادرم قلب یه دریاست ، نیازاریدش
 مادرم شمع وجود منه پروانه شده    در وجودم خوده دریاست ، نیازاریدش
 مادرم نقصانه  من از گناه تو که نیست    پس ای مردم ، نادان نیازاریدش
 مادرم عشق الهی به من آموخت ، ولی    وای از این عشق فریبان ، نیازاریدش
 مادرم همنفسِ جان و دلم شد    با کلامِ از سر خامی ، نیازاریدش
  بشکند هر که دلت را بِشِکسته    مادرم شادی دنیاست ، نیازاریدش
 مادرم غم به فنا در دل تو    عفو کن ، گر نشده تا که بگویم ، نیازاریدش
 مادرم همقدم وجود منه بی همراه است    با چنین یابه هایی ، نیازاریدش
 ای پرستو صبر کن ، تا به کی    در گوش جهان جار زنی ، نیازاریدش ؟
 مردم نادان ندانند چه پر آزارند    با چه نقشی بکشم ، آی ، نیازاریدش ؟
 افسوس که قلمم  زود شکست    از بس که نوشتم به خلایق ، نیازاریدش

 تقدیم به مادران معلولین

 

 شاعر فهیمه رجبی «پرستوی مهاجر »

+ نوشته شده در  سی ام تیر ۱۳۹۸ساعت 3:18 PM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  |