فرداي روشن

خداوند به هر موجودي حق زندگي كردن متناسب با توانايي هايش را داده

دنیا ی من

 

 

 آنگونه که من می خواهم ، نه آنگونه که آدم های نا آگاه می خواهند
 دنیا ی مرا بشناس و درون دنیا ی من غرق شو
 دنیا ی من درون تصاویر متحیر کننده ی تو هیچ جایی ندارد
 دنیا ی من پر از صدای بلبلان خوش آواز و چکاوکان عشق نواز است
 دنیا ی من عشق را برای دنیا ی تو می سازد
 اگر بی نگاهی را نمی فهمی
 اگر اتفاقات دنیا ی من تو را حیرت زده می کند
 اگر صدا های درون دنیا ی من تو را آزار می دهد
 اگر نمی دانی چگونه ملموس باید عاشق شد
 اگر تصویر ها را نمی دانی چگونه باید به زبان بیاوری
 کمی در دنیا ی من غرق شو
 آدم ها را دیگر از ظواهر نشناس
 بلکه  به واسطه ی زبان و کلامشان بشناس  
 در دنیا ی من نگاه بی معناست
 چرا که  کلام فقط تنها قایق ران روزگار من است
 برایم شعر بخوان برایم آواز بخوان
 برایم از کتاب هایی که خوانده ای بگو
 برایم واژه ها را معنا کن
 برایم در میان کوه فریاد بکش دوستت دارم
 تا در تمام وجودم پژواک دیوانه کننده ای موج بزند
 برایم نوازندگی کن

 برایم از راز های مگوی روزگارت بگو 
 برایم هر شب کتاب بخوان
 شعر های شاعران محبوبت را در گوشم زمزمه کن
 دستهایم را بگیر و در تمام جاده ی بدون مانع مطمئن بدوان
 تا جایی که صدای قحقحه  هایمان گوش فلک را کر کند
 برایم میز غذا را با نام گذاری های جالب خودت بچین
 برایم در میان لیوان های پر از یخ نی های شیشه ای بگذار
 و گاهی از صدای هورت کشیدن نوشیدنی عاشقانه مان با خنده هایت سکوت از سر شرمم را بشکن
 برایم کاری کن که از حسرت نداشته هایت  کوهی از مشکلات حل نشدنی برای خودم نسازم
 و باور کن اگر توانستی اینگونه عاشقم باشی
 به تو می گویم
 این است راه خوشبخت بودن با یک بی نگاه 

 

 تشکر از ارسال کننده

+ نوشته شده در  بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۹ساعت 1:39 AM  توسط هر كسي مطلب براي من ارسال كند درج مي كنم  |