چرا اگر؟
هميشه مي انديشيم كه چرا رابطه اي سرد و خالي از محبت مي شود رابطه ها از وقتي بي روح شد كه واژه ي «اگر » در زندگي ها وارد شد كم كم در هر زندگي ريشه دوانيد و بسياري از زندگي ها را به نابودي كشاند اگر خوب در مورد دليل هر بحث يا جنجالي فكر كنيم مي فهميم كه درست از همين واژه شروع شده ما ياد گرفتيم آينده را پيشبيني كنيم اما فراموش كرده ايم كه حال امروز ما همان آينده ي ديروز است آيا اگر هاي ديروز امروز تحقق يافته يا نه فقط لحظه هاي ما خراب شده ؟ شايد صبر بهترين كلمه ايست كه مي توانست گذشته ها را براي ما شيرين ترين لحظات كند هر چند دير فهميديم يا خواهيم فهميد ولي هرگز حال را فداي آينده اي كه نمي دانيد نكنيد من نمي گويم مواظب نباشيد نه در عين دقيق بودن خوشبختي ها را از خود نگيريد چرا كه هيچوقت فرصت جبران گذشته را نخواهيد داشت پس بي خيال آينده اي كه اگر فلان شود خواهيم شد ولي فقط توكل به خدايي كه هرگز براي بنده هاي خود بد نخواسته و نمي خواهد